اطلاعيه حزب
كمونيست
افغانستان
به پيش در راه
سازماندهي
وبرپائي
مقاومت مردمي
عليه تجاوز
امپرياليستي
از
حقيقت، ارگان
حزب كمونيست
ايران (م ل م)،
شماره 2، مهر 1380 – www.sarbedaran.org
اينك
يكبار ديگر
مردمان زجر
ديده و كشور
بلا كشيده
افغانستان در
معرض
تجاوزگري
واشغال امپرياليستي
قرار گرفته
است. اين بار
بهانه و روكش تجاوزگري
و اشغال
مپرياليستي
"مبارزه عليه تروريزم"
است.
امپرياليزم
امريكا اين
"مبارزه عليه
تروريزم" را
بمثابه يك
مبارزه جهاني اعلام
نموده و در
صدد برآمده
است كه ساير
امپرياليست
ها و مرتجعين
جهان را در
سطح وسيعي بدنبال
خود بسيج
نمايد.
شعار
"مبارزه
جهاني عليه
تروريزم"
دروغ بزرگي
است، زيرا كه
بزرگترين قدرت
تروريستي
جهان آنرا علم
كرده ا ست.
يانكي ها در
خانه خودشان
زخم خورده اند
و اين زخم از جانب
هر كه وارد
شده باشد، نه
تنها از لحاظ
ميزان خسارات
وتلفات ، بلكه
بويژه از اين
جهت پر درد و
سوز است كه
ضعف عمومي
نظام و سستي
كاخ اقتدار و
سلطه
امپرياليستي
جهاني شان را
در معرض ديد
توده هاي جهان
قرار داده است.
از اينجا است
كه همچون
اژدهاي زخمي
بر خود مي
پيچند و نعره
مي زنند كه به
خونين ترين
وجه انتقام
خواهند كشيد.
آنها در واقع
ميخواهند كه به
دهشت افگنانه
ترين شكل قدرت
و توان شان را
نشان دهند و
توده هاي جهان
را بترسانند
تا سلطه و
اقتدار جهاني
شان خدشه دار
نشود. از
ينجهت
"مبارزه
جهاني عليه
تروريزم"
مورد ادعاي
آنها در مجموع
و بويژه در
مورد
افغانستان
يكي از
خونبارترين
كارزار هاي
تروريستي دولتي
امپرياليستي
خواهد بود.
عمليات
انتحاري
نيويارك و
واشنگتن را چه
كساني
سازماندهي كرده
و انجام داده
اند؟ اسامه و
باندهاي
مرتبط به وي
بمثابه
مظنونين درجه
اول اعلام
گرديده اند.
اما اسامه
كيست؟ او خود
دست پرورده سي
آي اي است كه
سالهاي سال
نوكر گوش
بفرمان
آفتابي يانكي
ها بوده است و
هم اكنون نيز
ممكن است به
جناح و جناح
هائي از
قدرتمندان
امپرياليستي
مرتبط باشد.
اين "تروريست
كبير" را خود امپرياليستهاي
امريكائي
بوجود آورده،
پرورش داده و
بزرگ كرده
اند. باندهاي
مرتبط به اين
"مجاهد بزرگ"
با تائيدها،
تشويق ها و
پشت گرمي هاي
مستقيم و غير
مستقيم
امپرياليستهاي
امريكائي و
متحدين شان در
سلسله اي از
سبعانه ترين
اقدامات دهشت
افگنانه عليه
توده هاي افغانستاني
فعالانه سهم
گرفته و
بمثابه باندهاي
تجاوزگر عليه
مردمان و كشور
ما تقويت گرديده
اند.
پناه
دهندگان
"تروريستها"
كه قرار است
همانند خود
"تروريست ها"
مورد "سركوب
شديد" قرار
بگيرند، چه
كساني اند؟
رژيم طالبان
در صدر ليست
قرار دارد.
اما طالبان چه
كسان اند؟ اينها
كساني اند كه
توسط
امپرياليستهاي
امريكائي شركاء
شان از كنج
بورياي مساجد
و مدارس ديني
و "وظيفه
خوري" از پشت
درهاي خانه هاي
اهالي تا سرير
امارت و قدرت
بالا كشيده شدند
تا اهداف
اقتصادي و
سياسي آنها را
در افغانستان
و منطقه تامين
نمايند. اين
دهشت افگنان
ددمنش در طول
چند سال
حاكميت و
اقتدارشان از
قتل عام هاي
چندين هزار
نفره و كوچ
دادن هاي اجباري
صدها هزار
نفري توده هاي
مردم به بهانه
سركوب
مخالفين
ارتجاعي شان
ابا نورزيده اند.
تمامي ابعاد
سياست آنها در
حق توده هاي
مردم،
زحمتكشان،
زنان و مليت
هاي تحت ستم
دهشت مجسم و
تروريزم مسلم
است و باندهاي
"امر به معروف
و نهي از منكر"
شان يكي از
تبلورات
سبعانه اين
دهشت و ترور.
قدر
مسلم است كه
نوكران دست
پرورده تا
آنگاهي قابل
نوازش اند كه
مورد استعمال
قرار داشته
باشند و
آنگاهي كه دوره
استعمال و به
خدمت گرفتن
شان به پايان
برسد يا
موجوديت شان
براي اربابان
مزاحمت
برانگيز گردد
و يا زمينه
براي تعويص
آنها با
نوكران بهتري
فراهم شود،
ديگر ارزشي
نخواهند داشت
و مورد بي
مهري و يا
بالاتر از آن
مورد خشم و
غضب باداران
شان قرار
خواهند گرفت.
موبوتو، سوهارتو،
فوجيموري و...
از جمله آن
نوكران گوش به
فرمان
امپرياليستها
بودند كه پس
از مدت ها چاكري
براي اربابان
شان، در
مواجهه
بامبارزات
توده ها،
كارآئي شان را
از دست دادند
و غير قابل
استفاده
شدند، لذا به
سادگي مورد بي
مهري قرار
گرفتند و كنار
گذاشته شدند.
ولي نورييگاي
پانامه كه
موجوديتش
براي ارباب مزاحمت
برانگيز
گرديد،
مستقيماً
مورد حمله قرار
گرفت و نه
تنها از قدرت
سرنگون شد
بلكه گرفتار
نيز گرديد و
با دستان بسته
براي
"محاكمه" به
امريكا
انتقال يافت.
قوياً محتمل
است كه سرنوشت
مشابهي در
انتظار اسامه
و ملاعمر نيز قرار
داشته باشد.
پروژه
طالبان در
كليت خود، به
شمول استقرار
باندهاي تحت
سرپرستي
اسامه در
افغانستان،
قرار بود ثبات
سياسي مورد
خواست امپرياليستهاي
امريكائي و
متحدين شان را
درين كشور بوجودآورده
و راه نفوذ
آنها به آسياي
ميانه را
هموار سازد.
اما اين پروژه
نه تنها براي
امپرياليستهاي
امريكائي
ثمره اي ببار
نياورده و كلا
يك پروژه
ناكام است،
بلكه به ضد
خود بدل
گرديده و نه
تنها به مانعي
بر سر راه
نفوذ
امپرياليست
هاي امريكائي
به آسياي ميانه،
بلكه به عامل
مزاحمي براي
خود آنها نيز
مبدل گرديده
است. از اين
جهت است كه
طالبان و
اسامه نه تنها
مورد بي مهري
بلكه مورد خشم
و غضب اربابان
امريكائي شان
قرار گرفته
اند و نه از
اين جهت كه
اين قدرت
جهانخوار،
مخالف تروريزم
و دهشت افگني
است. آيا
امپرياليزم
امريكا حامي و
پشتيبان درجه
اول صهيونيزم
و دولت غاصب و
دهشت افگن
اسرائيل از
خونخوارترين
باندهاي دهشت
و ترور و قتل و
غارت در جهان
نمي باشند؟
چرا صهيونيزم
و دولت
اسرائيل آماج "جنگ
جهاني عليه
تروريزم"
امپرياليستها
امريكائي
قرار ندارند؟
واضح است كه
آنها نه تنها
آماج اين
"جنگ" محسوب
نمي شوند،
بلكه بخش مهمي
از اردوي اين
جنگ را تشكيل
مي دهند.
از
جانب ديگر
شعار "جهاد
عليه كفر
امريكائي" كه
توسط باند
اسامه علم
گرديده و
اكنون طالبان
نيز آنرا
مضمضه مي
نمايند، نيز
يك دروغ بزرگ
و يك
عوامفريبي
عظيم است.
توده هاي
افغانستاني
"ثمرات" و
"بركات"،
"جهاد عليه
فسق و فجور"
اين مرتجعين
عوامفريب را
با گوشت و
پوست شان لمس
كرده و با
زبان جان شان
چشيده اند.
يقيني است كه
"جهاد" آنها
در افغانستان
عليه تجاوز "كفر
امريكائي"،
حتي در
صورتيكه
بتواند از يك شعار
ميان تهي به
يك عملكرد
متحقق شده
مبدل گردد،
نيز ثمره و
نتيجه بهتري
براي كشور و
مردمان كشور
ببار نخواهد
آورد. ولي امر
محتمل تر آن
است كه نوكران
دست پرورده يا
با اربابان
ولي نعمت شان
به نحوي كنار
بيايند و يا
در مقابل
تهاجم و تعرض
آنها به سرعت
ميدان را خالي
نمايند.
در
اين ميان حالت
زار و ابتر
مرتجعين در
حال جنگ با
طالبان يعني
"دولت اسلامي
افغانستان"
كه به تازگي
بي فرمانده و "يتيم"
گرديده اند،
تهوع آور و
نفرت انگيز
است. اين
مرتجعين حقير
كه في المجلس
از آخور دولت
هاي روسيه و
هند و
همنوايان شان
در قضيه
افغانستان،
مي خورند،
مداوماً
اعلام مي كنند
كه حاضراند به
مثابه "روباه
پيش گرگي" در
خدمت
امپرياليستهاي
متجاوز
امريكائي
قرار بگيرند
تا بلكه سهمي
در لاش خوري
بدست آورند.
در
هر حال حساب
مردمان
افغانستان و
منافع آنها،
نه تنها از
حساب و منافع
امپرياليست
هاي امريكائي
و متحدين
امپرياليستي
و ارتجاعي آنها
و كلا نظام
جهاني
امپرياليستي
جدا بوده و در
ضديت با آنها
قرار دارد،
بلكه با حساب
و منافع نوكران
پرورده شده
امپرياليستها
و كلا نظام ارتجاعي
و وابسته آنها
نيز در جدائي
و ضديت مي باشد.
مقاومت
عليه تجاوز و
اشغالگري
امپرياليستهاي
امريكائي و
متحدين شان حق
و مسئوليت
مسلم مردمان
افغانستان
است،
همانگونه كه
مقاومت عليه
تجاوز و
اشغالگري
سوسيال
امپرياليستهاي
شوروي حق و
مسئوليت مسلم
شان بود. اما سرشت
و سرنوشت ذاتي
اين حق و
مسئوليت مسلم
در ضديت با
سرشت و سرنوشت
نوكران
امپرياليست
ها، اعم از
فرمان بردار و
نافرمان، اعم
از"امارت اسلامي"،
نيز قرار
دارد. تجارب
دوران جنگ مقاومت
ضد سوسيال
امپرياليستي
را در شرايط
كنوني بايد با
غنا و عمق
بيشتري مد نظر
قرار داد و به
كاربست.
حزب
كمونيست
افغانستان
تهديدات
تجاوزگرانه
امپرياليستهاي
امريكائي را
بشدت محكوم مي
نمايد و
قاطعانه مصمم
است كه در
صورت وقوع تجاوز
و اشغالگري
امپرياليستي،
با تمام قوت و
توان عليه آن
بايستد و در
امر سازماندهي
و بر پائي
مقاومت مردمي
با درفش مستقل
انقلابي و به
مثابه بخشي از
انقلاب جهاني
بكوشد. فقط در
صورت متحقق
شدن حقيقي اين
امر عادلانه و
بر حق و تحكيم
و گسترش روز
افزون آن
خواهيم توانست
جنگ مقاومت ضد
امپرياليزم
امريكا را به
مثابه مرحله
اي از جنگ خلق
و انقلاب دموكراتيك
نوين در
افغانستان به
پيش ببريم. يكي
از شروط فوق
العاده ضروري
و جدي تامين
اين امر، اين
خواهد بود كه
"پان
اسلاميزم" و
"تئوكراسي"
ارتجاعي حاكم
فعلي، اعم از
طالبي و غير
طالبي،
كماكان به يكي
از آماج هاي
اصلي مبارزات
انقلابي در
نظر گرفته شده
و مبارزه عليه
آن در صور و
اشكال
گوناگون به
پيش برده شود.
در غير آن
يكبار ديگر
خون بهاي عظيم
توده ها به
هدر خواهد رفت
و زنجيرهاي
اسارت و بردگي
برجاي خواهد
ماند.
مرگ
بر
امپرياليزم و
ارتجاع
بر
افراشته باد
درفش مقاومت
مردمي عليه
تجاوز
امپرياليستي
زنده
باد انقلاب،
زنده باد
كمونيزم
حزب
كمونيست
افغانستان
62 ـ 6 ـ 0831
www.sarbedaran.org