تمام
مبارزات
پرولتاریا،
ملل ستمدیده،
خلقهای جهان،
احزاب و
سازمانهای
پابرجا و
متعهد به
مارکسیسم ـ
تمامی این
مبارزات ـ شکل
کنکرت درجه
اول از کمک
انترناسیونالیستی
پرولتری میباشد.
معذالک،
بزرگترین
کمکی که
دریافت داشته
ایم مارکسیسم
ـ لنینیسم ـ
مائوئیسم
فناناپذیر،
یعنی
ایدئولوژی
پرولتاریای
بین المللی می
باشد که توسط
طبقه کارگر طی
سالیان دراز و
از دل هزاران
مبارزه در
سراسر جهان
شکل گرفته و
رشد کرده است—گونزالو
رهبر حزب
کمونیست پرو
دوازده سال
از دستگیری
صدر گونزالو
میگذرد!
12
سپتامبر 1992:
دهها نفر از
افراد مسلح
پلیس ضد چریکی
پرو (دینکوت)
به آپارتمانی
هجوم برده و
مردی را
دستگیر کردند
که مطبوعات به
او لقب "دشمن
شماره یک
جهان" داده
بودند: دکتر
آبیمال
گوسمان،
مشهور به صدر
گونزالو رهبر
حزب کمونیست
پرو. رفیق
گونزالو از
سال 1980 یک جنگ
خلق انقلابی
را در پرو
علیه دولت پرو
و امپریالیسم
آمریکا براه
انداخته و تا
روز دستگیری
اش آن را از
نزدیک هدایت
می کرد. این
جنگ خلق،
بخشهای بزرگی
از مناطق
روستائی پرو
را از قید
حاکمیت
ارتجاع و
امپریالیسم
رها کرد و
قدرت سیاسی
کارگران و
دهقانان را
بنیان گذاشت.
برای مقابله
با قدرت
فزاینده این
قدرت سیاسی
نوین، رژیم
حاکم بر پرو
با کمک دستگاه
های اطلاعاتی
و نظامی
امپریالیسم
آمریکا دست به
جنگ آشکار و
پنهان زد و
آنچنان جنایاتی
را علیه مردم
پرو مرتکب شد
که جنگش به
"جنگ کثیف"
مشهور شد. با
دستگیری رفیق
گونزالو ضربه
مهمی به حزب
کمونیست پرو و
ارتش سرخ کارگران
و دهقانان پرو
که "ارتش
رهائی بخش" نام
دارد وارد
آمد.
کمتر
از دو هفته
بعد از
دستگیری رفیق
گونزالو در
تاریخ 12
سپتامر 1992 رژیم
پرو وی را در یک
قفس آهنین در
برابر رسانه
های جهان قرار
داد تا
"اسطوره شکست
ناپذیری او را
محوسازد." اما
وی با
دفاع استوار و
شجاعانه خود
از از کمونیسم،
از جنگ
انقلابی که وی
طی دهه قبل از
دستگیری
رهبریش کرده
بود و از
انترناسیونالیسم
پرولتری،
رژیم را
میخکوب کرد.
در
آن زمان رژیم
حاکم بر پرو
رژیم
فوجیموری بود.
فوجیموری با
کمک
سازمانهای
مطبوعاتی
قدرتمند بین
المللی
کارزاری از
دروغ و بهتان
را علیه رفیق
گونزالو براه
انداخت تا
افکار عمومی
را برای اعدام
قانونی یا
"فوق قانونی"
وی آماده
سازد. سنای
آمریکا
قطعنامه ای در
ستایش
فوجیموری
بخاطر دستگیری
وی تصویب
کرد و وزارت
خارجه ایالات
متحده در مورد
شرایط رسوای
محاکمه و
اسارت وی اعلام
داشت "هیچ
نظری ندارد."
بدین ترتیب
ایالات متحده
که در پرو و کل
آمریکای
لاتین منافع
عمیق اقتصادی و
سیاسی دارد و
ماشین بدنام
ضدچریکی اش در
دستگیری رفیق
گونزالو دخیل
بوده، به
پشتیبانی
کامل از
دیکتاتوری فوجیموری
می پردازد.
رفیق
گونزالو در یک
دادگاه مخفی
نظامی در
جزیره ای که
پایگاه نیروی
دریائی است و
در نزدیکی زندان
"ال فرنتون"
قرار دارد
محاکمه شد.
قضات به سیاق
ماموران
تفتیش عقاید
اسپانیا نقاب
سیاه بر چهره
داشتند. آنها
همان ژنرال
هائی بودند که
"کثیف
ترین"جنگ
جهان را علیه
جنگ خلق به
پیش میبرند.
سئوالات قضات
تنها متوجه دیدگاههای
سیاسی و
ایدئولوژیک رفیق
گونزالو بود.
این امر
تاکیدی بود بر
اینکه در واقع
او را بخاطر
نقشی که
بعنوان رهبر
سیاسی و ایدئولوژیک
حزب کمونیست
بازی میکند
محاکمه و محکوم
کرده اند.
ژنرالها برای
وی مجازات حبس
ابد تعیین
کردند. معنای
"حبس ابد" را
تعریف فوجیموری
از شرایط
اسارت روشن
ساخت: او
مطلقاً حق ملاقات
کسی را حداقل
برای یکسال
ندارد. مطلقاً
از حق داشتن
کتب محروم
است. او باید
حبس انفرادیش
را در یک سلول
سیمانی مخصوص
که در زیرزمین
در همان جزیره
دفن شده،
بگذراند. یک
مقام ارتشی
اعلام کرد
"این سلول،
گور وی خواهد
بود."
رژیم
فوجیموری در
نتیجه بحران
های داخلی اش
سرنگون شد و
امروز یک نوکر
دیگر آمریکا
بنام تولیدو
بر سر کار است.
با سرنگون شدن
فوجیموری دستیار
امنیتی وی به
نام
مونتیسینوس
که از سلاطین
مواد مخدر
بود
دستگیر شد.
در نتیجه این
وقایع جنایات
رژیم
فوجیموری و
ژنرالهایش
بیشتر از
همیشه رو شد.
گورهای دسته
جمعی
محل دفن
مخالفین
سیاسی کشف شد
و معلوم شد
قتل هائی که
دستگاه
تبلیغاتی
رژیم فوجیموری
به حزب
کمونیست پرو
نسبت می داد
در واقع کار
خودش بود. رژیم
تولیدو برای
بیرون کردن
آلن گارسیا از
میدان رقابت
انتخاباتی
شواهدی را رو
کرده است که
نشان می دهد
رژیم گارسیا
(که قبل از
فوجیموری بر
پرو حکومت می
کرد) عامدانه 300 نفر از
اعضای حزب
کمونیست پرو
را که در
زندان ال
فورنتون
زندانی بودند
کشتار کرده است.
مبارزه
برای آزادی
رفیق گونزالو
هنوز ادامه دارد.
رفیق گونزالو
هنوز در همان سلول
سیمانی
انفرادی بسر
می برد و
روزانه چند
ساعت اجازه
هواخوری و
دیدار با
دیگران را
دارد.
اخیرا رژیم
تولیدو
ملاقات حضوری رفیق
گونزالو با
وکیلش را غیر
قانونی کرد
اما رفیق
گونزالو و عده
ای دیگر از
زندانیان
علیه این
اقدام دست به
اعتصاب غذا
زدند که در
نتیجه آن تولیدو مجبور
به عقب نشینی
شد.
در
نتیجه
دستگیری رفیق
گونزالو ضربه
مهمی بر حزب
کمونیست پرو
وارد آمد و
جنگ خلق دچار
عقب گردهای
جدی شد.
متعاقب این
ضربات و در
عکس العمل به
آن، یک خط
راست از درون
رهبری حزب در
زندان سربلند
کرد که می گفت
بدلیل
دستگیری
رهبری باید
دست از جنگ
خلق کشید و
برای تبدیل
شدن به یک حزب
سیاسی قانونی به
مذاکره با
دولت پرداخت.
بروز این خط
بحران
بزرگی در حزب
کمونیست پرو
ایجاد کرد و آنرا
ضعیف تر کرد.
حزب کمونیست
پرو هنوز ضرباتی را
که از دشمن و جریان
راست خورد
ترمیم نکرده
است. اما شک
نیست که
کمونیستهای
پرو با
جمعبندی صحیح
از مشکلات
اجتناب
ناپذیری که بر
سر راه این
حزب سربلند
کرد (و در
تاریخ هر حزب
کمونیست جدی
سربلند کرده
است و خواهد
کرد) و با کمک
کمونیستهای
جهان _بخصوص
جنبش انقلابی
انترناسیونالیستی
- دوباره
حزب را
بازسازی کرده
و جنگ خلق را
تا سرنگونی
کامل دولت پرو
ادامه خواهند
داد.
روزنامه
ال دیاریو طی
مصاحبه ای
طولانی در
ژوئیه 1988 از صدر
گونزالو
پرسید، حزب
کمونیست پرو
چگونه دستگاه
دولتی و
منجمله ارتش
چریکی خلق را
تامین میکند.
رفیق گونزالو
که آنزمان درصدر
حزب کمونیست
پرو جنگ خلق
را رهبری مینمود،
گفت: "...حزب
کمونیست چین
بر پایه آموزه
های صدر
مائوتسه ـ دون
به این نتیجه
رسید که کمک
اقتصادی کردن
به احزاب،
فاسد کننده
بوده و سیاستی
رویزیونیستی
است. زیرا یک
حزب باید
خودکفا باشد.
این جهت گیری
ما بوده است ـ
یعنی اتکاء
بخود. اتکاء
بخود با
ضروریات
اقتصادی
مرتبط است اما
بعقیده ما،
عمدتاً با جهت
گیری سیاسی و
ایدئولوژیک
ارتباط دارد. زمانیکه
از این اصل
آغاز کنیم
میتوانیم
ببینیم که ما
چگونه
ضروریات
اقتصادی که
همیشه وجود
دارد ـ و غلط
است که بگوئیم
موجود نیست ـ
را حل میکنیم.
با
اتکاء به این
معیارها ما از
طریق اتکاء به
توده ها این
مشکل را حل
کرده و خواهیم
کرد. ما موجودیت
خود را به
توده های
خلقمان، به
طبقه مان یعنی
پرولتاریا،
مدیونیم و
خادم آنها
هستیم؛
دهقانان ما،
عمدتاً
دهقانان
فقیر؛ روشنفکران؛
خرده
بورژوازی,
پیشروان؛ انقلابیون،
آنهائی که
خواهان
دگرگونی قطعی
و به یک کلام
انقلاب می
باشند ـ بله
اینها کسانی هستند
که حزب را
تامین میکنند.
عمدتاً
پرولتاریا و
دهقانان
هستند که آن
را تامین
میکنند. و مشخص
تر کنیم،
بخصوص
دهقانان فقیر
هستند که از
سفره خود زده ما را
تغذیه
میکنند، روانداز
خود را با ما
تقسیم میکنند
و در کلبه شان جای
کوچکی برای ما
باز میکنند.
آنها هستند که
ما را تامین
میکنند، از ما
حمایت میکنند
و همانند
پرولتاریا و
روشنفکران
حتی خونشان را
به ما میدهند.
بله ما بدین
ترتیب رشد
میکنیم. تکیه
گاه ما
اینجاست...
...ما
اطمینان داریم
که
پرولتاریای
بین المللی،
ملل ستمدیده،
خلقهای جهان،
احزاب و
سازمانهائی
که به مارکسیسم
وفادار مانده
اند علیرغم
درجه تکاملشان،
از ما حمایت
میکنند. وما
میدانیم
اولین چیزی که
بما میدهند،
حمایت درجه
اول آنها یعنی
مبارزه
خودشان می
باشد. تبلیغات
یا برگزاری مراسم
برای ما، یکی
از اشکال
حمایتی
آنهاست که افکار
عمومی مساعدی
را بسود ما
آفریده و
نشانه ای از
انترناسیونالیسم
پرولتری است.
همچنین نصایح و
پیشنهاداتی
که بما میدهند
بر پایه
انترناسیونالیسم
پرولتری است.
اما تاکید
میکنم این ما
هستیم که باید
تصمیم بگیریم
آیا اینها را
بپذیریم یا
خیر. اگر صحیح
باشند مسلماً
بدان خوشامد
میگوئیم،
زیرا ما احزاب
موظفیم به
یکدیگر کمک
کنیم ـ بالاخص
در شرایط سخت
و پیچیده.
دوباره
تکرار میکنم،
تمام مبارزات
پرولتاریا،
ملل ستمدیده،
خلقهای جهان،
احزاب و سازمانهای
پابرجا و
متعهد به
مارکسیسم ـ تمامی
این مبارزات ـ
شکل کنکرت
درجه اول از
کمک
انترناسیونالیستی
پرولتری
میباشد.
معذالک،
بزرگترین
کمکی که
دریافت داشته
ایم مارکسیسم
ـ لنینیسم ـ
مائوئیسم
فناناپذیر،
یعنی ایدئولوژی
پرولتاریای
بین المللی می
باشد که توسط
طبقه کارگر طی
سالیان دراز و
از دل هزاران
مبارزه در
سراسر جهان
شکل گرفته و
رشد کرده است.
این عظیم ترین
کمکی است که
ما دریافت
کرده ایم.
زیرا نوری است
که چشمان ما
بی آن هیچ چیز
را نمی بیند.
اما با این
نور چشمان ما
میتواند ببیند
و دستهایمان
میتواند عمل
کند. ما مسئله
را بدین نحو
میبینیم و
بدین نحو پیشروی
میکنیم."
صدر
گونزالو مثل
هر کمونیست
دیگری فرزند
مبارزه
طبقاتی و حزب
است. رفیق
گونزالو در
پاسخ باینکه
هیچوقت دچار
یاس شده است
یا نه،
میگوید:"... فکر
میکنم که به
اندازه کافی
خوشبین هستم.
مارکسیسم صدر
مائو
به ما می
آموزد که خلق،
خصوصاً
کمونیستها
خوشبین هستند.
هرگاه خود را
در شرایطی
دشوار می یابم
میکوشم که
جانب مثبتش را
بیابم؛ یا
بدنبال آن
جنبه بالقوه
ای باشم که
درون آن شرایط
در جهت تکاملی
اش وجود دارد؛
چرا که هیچ
چیز مطلقاً
سیاه یا سرخ
نیست. حتی اگر
شکست بزرگی در
کار باشد، هر
چند هنوز ما
با چنین شکستی
روبرو
نشده ایم،
همیشه جنبه
مثبت وجود خواهد
داشت. نکته
اینست که
درسها را
استخراج کنیم
و کار خود را
بر مبنای جنبه
مثبت ادامه
دهیم. شما
همیشه کسی که
پشتیبانتان
باشد را خواهید
یافت که شور و
هیجان پیگیر و
یاری اش به
مبارزه را در
طبق اخلاص
نهد. چرا که
کمونیسم خلق
را متحد
میکند." (به
نقل از مصاحبه
سال 1988)
حزب
کمونیست
ایران
(مارکسیست ـ
لنینیست ـ مائوئیست)
www.sarbedaran.org