جاده صاف
كن هاي جمهوري
اسلامي
از
حقيقت دوره
دوم، شماره 32،
فروردين 1379 – www.sarbedaran.org
يكسري
نيروها تصميم
گرفته اند
كاري كنند كه
هر طور شده
نظام حاكم
پذيراي آنان
شود. اينان
آنقدر واقع
بين هستند كه
بدانند پست
وزارت و وكالت
در انتظارشان
نيست. بنابراين
به حق انتشار
نشريه و باز
كردن دفتر
علني در ايران،
يا حداكثر
ايفاي نقش
مشاور و متخصص
سياسي يا
اقتصادي دست
چندم
براي حكومتيان
قانعند. اسم
اينان را حتي
رفرميست هم
نمي شود
گذاشت. لقب
دريوزه يا
پاانداز
سياسي، بيشتر برازنده
شان است. از
جريانات و
عناصري نظير
“جمهوريخواهان
ملي”، “كشتگر”،
“اكثريت” مي
گوئيم. از
كساني كه لباس
اپوزيسيون به
تن دارند و
حرف رژيم را
مي زنند.
همينان بودند
كه در جريان
كارزار
انتخاباتي
مجلس ششم،
بلندگوي تبليغ
و تحميق را
بدست گرفته و
مردم را به
شركت هر چه
گسترده تر
دعوت كردند.
اين
جريانات نه
فقط نان را به
نرخ روز مي
خورند، بلكه
حاضرند سر در
توبره
رسواترين حكام
ارتجاعي كنند.
شايد خيلي از
مردم بويژه نسل
جوان ندانند
يا از ياد
برده باشند كه
فدائيان
(اكثريت) بعد
از خوش خدمتي
هاي سياسي ـ
امنيتي ـ
نظاميش براي
جمهوري
اسلامي (كه
مشاركت با
سپاه پاسداران
و بسيج در
سركوب قيام
مسلحانه بهمن 1360
سربداران در
آمل فقط يك
نمونه آن
بود)، مورد غصب
رژيم قرار
گرفت و
ناخواسته به
صفوف اپوزيسيون
رانده شد. با
وجود اين،
سالها بعد براي
خامنه اي نامه
دوستانه و
نصيحت آميز
نوشت و از او
خواست كه “پل
هاي پشت سر را
خراب نكند!” اكثريت
آشكارا به
دنبال دانه
پاشيدنهاي
رفسنجاني
براي
اپوزيسيون
خارج از كشور
روان شد و باب
مذاكره با
ماموران
سفارت جمهوري
اسلامي را
گشود.
آقاي
كشتگر هم
سابقه اي بهتر
از اكثريت
ندارد. كافيست
آن روزهائي را
به ياد آوريم
كه ايشان با
افتخار از
تماس مستقيم تلفني
با رفسنجاني
مي گفت و
سياست بازگشت
به “مام ميهن”
در سايه حمايت
دولت هاشمي را
تبليغ مي كرد.
كشتگر در
آستانه
انتخابات
مجلس ششم از
اينكه “02 درصد
از جوانان و
دانشجويان در
نتيجه وقايع
دو سال و نيمه
اخير دلسرد شده
اند و اعتمادي
به خاتمي
ندارند” ابراز
نگراني كرد و
با التماس از
آنها خواست كه
ترديد را كنار
گذاشته، در
انتخابات
شركت جويند.
او نيز به سبك
مطبوعات دوم
خردادي، باند
رفسنجاني را آماج
قرار داد تا
از نفرت عمومي
نسبت به وي
براي كشاندن
مردم به مضحكه
انتخابات سوء
استفاده كند.
“جمهوريخواهان
ملي” را مي
توان در رده سينه
زنان حرفه اي
قرار داد.
رفسنجاني كه
سر كار بود،
سنگ وي را به
سينه مي زدند.
خاتمي كه آمد،
سنگ خاتمي را.
و از آنجا كه
باند خامنه اي
بخش مهمي از
قدرت حاكمه محسوب
مي شد به “دوم
خردادي” ها
توصيه كردند
كه “چپ” نزنند و
امكان جذب
خامنه اي را
از نظر دور ندارند!
اينان در
جريان
بحثهائي كه به
دنبال حركات
اوباشان
انصار حزب
الله و سپس
قتل هاي سياسي
در سال 1377 براه
افتاد، اعلام
كردند كه
مخالف اعمال
خشونت و قهر
از جانب گروه
هاي غير
حكومتي (خواه
نيروهاي
اپوزيسيون، خواه
نيروهاي شبه
نظامي غير
رسمي) هستند و
معتقدند كه
قوه قهر بايد
در دست دولت
متمركز و انحصاري
شود تا بتوان
حكومت قانون
را برقرار كرد!
“جمهوريخواهان
ملي” با همين
ديدگاه،
مبارزات
قهرآميز و
رزمنده و
عادلانه مردم
عليه تعديات و
ستمگريهاي
جمهوري
اسلامي را تحت
عنوان “شورش
هاي كور”
محكوم مي
كنند. امروز
“جمهوريخواهان
ملي” به جناح
پيروز
درانتخابات
توصيه مي كنند
كه در انجام
اصلاحات شتاب
نكنند زيرا
خطر بهم ريختن
اوضاع وجود
دارد. مسئله
اينان پيش از
هر چيز حفظ
وضع موجود و
جلوگيري از بي
ثباتي و
تلاطماتي است
كه مي تواند
راه جنبش و
انقلاب توده
ها را بگشايد.
دوشادوش
نيروهائي كه
برشمرديم،
جريان
ضدانقلابي
“راه توده”
قرار دارد كه
پيگيرتر و
وقيحتر از
بقيه خط سازش
با جمهوري
اسلامي را
فرموله و
تبليغ مي كند.
اين جريان نيز
از ماه ها پيش
مبلغ پر و پا
قرص شركت در
انتخابات بود
و حتي بعد از
اعلام
كانديداتوري
رفسنجاني، با
“دورانديشي”
اعلام كرد كه
موضعي انعطاف
پذير در قبال
وي دارد و اگر
رفسنجاني در
جهت منافع
مردم گام
بردارد، از او
پشتيباني
خواهد كرد!
از نظر
طبقاتي،
جريانات فوق
الذكر يك خط
بورژوا
كمپرادوري را
با هدف حك و
اصلاح، تر و
تازه كردن و
نهايتا تحكيم
نظام حاكم جلو
مي گذارند.
اينان مدافع
اصلاحات مورد
پسند
امپرياليستها
هستند و با
هدف مقابله با
قهر انقلابي و
جلوگيري از
مبارزات
رزمنده توده
ها، به تبليغ مسالمت
جوئي و بيراهه
هاي رفرميستي
مي پردازند.
اين جريانات
به لحاظ نظري
مي كوشند اقشار
دورانديش و به
اصطلاح روشن
بين طبقات
ارتجاعي حاكم
را نمايندگي
كنند؛ حتي اگر
خود خارج از
دايره قدرت
قرار داشته و
از نظر عيني،
عضوي از طبقات
زميندار و
سرمايه دار
بزرگ نباشند. اينها
جرياناتي ضد
مردمي هستند
كه بايد از
جانب نيروهاي
انقلابي و
آزاديخواه و
مترقي
قاطعانه
افشاء و طرد
شوند.
www.sarbedaran.org