گزيده اي از
فراخوان عليه
سفر خاتمي به
آلمان
متن كامل اين
فراخوان به
صورت جزوه به
زبان آلماني
انتشار يافته
است.
پرولترها،
زنان و جوانان
آلماني و
مهاجر! غيرقانوني
ها! انقلابي
ها! ديدار در
برلين!
حكومت
سوسيال
دمكرات ـ سبز
به نمايندگي
از سوي كل
امپرياليسم آلمان و
سرمايه داران
اين كشور براي
پذيرائي از
خاتمي رئيس
جمهوري
اسلامي ايران
آماده مي شود.
دولت آلمان
سابقه ننگيني
در حمايت از
رژيمهاي
مرتجع و
خونخوار در
ايران دارد. دليل
اين حمايت،
سود سرشاري
است كه از راه
صدور سرمايه و
استثمار
نيروي كار و
غارت منابع طبيعي
ايران نصيب
سرمايه داران
آلماني مي
شود. اينان
زماني حامي
سلطنت نفتي در
ايران بودند و
اكنون مهارت
هاي
استعمارگرانه
خود را با
حمايت از
اسلام نفتي به
نمايش مي
گذارند. در
مقابل،
تاريخچه
روشني از
مبارزات
انترناسيوناليستي
توده هاي
مترقي و
انقلابي عليه
سياستهاي
امپرياليستي
آلمان و
مرتجعين حاكم
بر اين سرزمين
نفت و خون
وجود دارد.
جوانان
انقلابي و رزمنده
در آلمان در
صف اول اين
مبارزه بوده
اند. مبارزه
اعتراضي سال 1967 در
برلين عليه
سفر شاه
ايران، يكي از
درخشانترين
صفحات اين
تاريخچه است.
در آن مبارزه
حاد، رفيق
جوان آلماني
“بننو اونه
زورگ” توسط
پليس آلمان
كشته شد. ما
هرگز خاطره
اين رفيق شهيد
را از ياد نمي بريم.
اين بار نيز
ساكت نمي
نشينيم؛
اعتراض مي
كنيم؛ و
خيابانهاي
برلين را با
مبارزه خود به
لرزه در مي
آوريم!
اين اعتراض
به موجوديت يك
رژيم ارتجاعي
تئوكراتيك،
استبدادي و
خادم
امپرياليسم
است.
.......
خاتمي و
همدستانش در
همه جنايات
جمهوري اسلامي
سهيم
هستندخاتمي
همواره از
مبلغان و مروجان
برجسته
سياستها و
اقدامات
جنايتكارانه
رژيم در بيست
و يك سال
گذشته بوده
است. او در توجيه
كشتار
انقلابيون و
ساير مخالفان
رژيم، در روزنامه
هاي حكومتي
مقالات سياسي
و ايدئولوژيك
مي نوشت. او
مشخصا مقالات
هيستريك ضد
كمونيستي
عليه قيام
مسلحانه اي كه
تحت رهبري
سازمان ما در
سال 1360
در شهر آمل بر
پا شد نوشت و
از اعدام و
سركوب رفقاي
ما و ساير
نيروهاي چپ و
مبارز دفاع
كرد. در آن
دوره او حتي
به زندانها
سركشي مي كرد
و در كمال
وقاحت از
زندانيان
شكنجه شده مي
خواست كه
موقعيت خطير
جمهوري
اسلامي را درك
كنند و ضرورت
انجام اين
شكنجه ها و
كشتارها را
بفهمند! بيخود
نبود كه خميني
جلاد، خاتمي
را بعنوان
وزير فرهنگ و
ارشاد اسلامي
برگزيد. او كه
قدرت
عوامفريبي
خود را به اثبات
رسانده بود،
دهسال در اين
مقام باقي
ماند. در
جريان جنگ هشت
ساله ارتجاعي
ايران و عراق
كه رژيم
ميليونها
جوان را با
وعده رفتن به
بهشت، به
ميدانهاي مين
فرستاد و
بسياري از
آنان كشته يا
معلول شدند،
مسئوليت
تخدير اذهان
اين جوانان و
اشاعه خرافه و
جهل در بين
اين قربانيان
ناآگاه با
خاتمي بود.
خاتمي بود كه
بعد از صدور
فتواي قتل
سلمان رشدي
توسط خميني، از
اين فتوا دفاع
كرد و اعلام
داشت كه سلمان
رشدي هيچ چاره
اي جز قبول
مرگ ندارد!
جالب توجه اينكه،
وزير فرهنگ و
ارشاد اسلامي
در كابينه خاتمي
كه رژيم تلاش
مي كند او را
بعنوان يكي از
مظاهر
“آزادانديشي”
در ايران
امروز معرفي
كند، همان كسي
است كه كتابي
عليه رمان “آيات
شيطاني” و شخص
سلمان رشدي
نوشت؛ كتابي
كه سرشار از
فناتيسم
مذهبي و
تفكرات كثيف
مردسالارانه
شووينيستي
بود و بخاطر
همين اثر
“هنرمندانه”
مورد تقدير
شخص خميني
قرار گرفت.
محور استدلال
اين “نقد”
اينست كه رشدي
به خاطر حرامزاده
بودن، و شايد
بخاطر اينكه
محصول تجاوز
يك انگليسي به
يك زن هندي
است، اينچنين
به اسلام
توهين مي كند!
اينان هستند
عزيز دردانه
هاي اسلامي
آقايان شرودر
و فيشر!
.......
مشاوران و
متحدان نزديك
خاتمي كه از
سوي رسانه هاي
گروهي آلمان،
“اصلاح طلب”
لقب گرفته اند
و تا به حال
چند نفر از
آنان توسط
بنيادهاي
فرهنگي و
دانشگاهي به
آلمان دعوت
شده اند همگي
در جنايات
جمهوري
اسلامي سهم
داشته اند. اينان
قبلا بمثابه
بازجو، شكنجه
گر و يا
فرمانده و
كادر سپاه
پاسداران به
رژيم خدمت كرده
اند. يكي از
اينان (جلائي
پور) كه قبلا
از فرماندهان
سپاه
پاسداران و
فرماندار
شهرهاي نقده و
مهاباد در
كردستان بود،
و در قتل عام مردم
و نيروهاي
مبارز كرد نقش
مستقيم داشت.
او هم اينك در
مصاحبه هاي
خود علنا از
جنايات گذشته
اش در كردستان
دفاع مي كند.
از نظر توده
هاي مردم در
كردستان، اين
قبيل افراد جنايتكار
جنگي محسوب مي
شوند. اين
موضعي عادلانه
است و بايد
فعالانه از آن
حمايت كرد.
.....
دولتهاي
امپرياليستي
منجمله آلمان
بخاطر منافعي
كه در حفظ اين
نظام دارند،
از اين تدابير
حمايت مي
كنند.
دولتمردان و
سرمايه داران
آلماني مي
خواهند به
افكار عمومي
بقبولانند كه
جمهوري
اسلامي دارد
خود را اصلاح
مي كند. امپرياليستهاي
آلماني به كمك
جانيان
اسلامي شتافته
اند تا بر آتش
شورش توده ها
آب بپاشند. اما
انتظار اصلاح
شدن جلادان
خونريز حاكم
بر ايران را
داشتن مثل
انتظار اصلاح
ماهيت و رفتار
هيتلر يا
پينوشه است.
انتظار
راستگوئي از
آنان مثل
انتظار
راستگوئي از
گوبلز است. بخشيدن
جنايات 21 ساله
جمهوري
اسلامي مثل
بخشيدن
جنايات آشويتس
و هيروشيما و
مي لاي و
سانتياگو و
جاكارتا عليه
بشريت است.
دعوت از توده
ها براي
فراموش كردن
اين جنايات،
به معناي آنست
كه به ميل خود
مسخ شوند؛
انسان بودن
خود را فراموش
كنند؛ و به
زندگي برده
وار عادت نمايند.
ما فراموش
نخواهيم كرد؛
عفو هم
نخواهيم كرد!.
.....
هدف از سفر
خاتمي،
محكمتر كردن
اتحاد مستبدان
حاكم بر ايران
و حاميان
امپرياليست
آنان است:
اتحادي عليه
مردم ايران، و
در خدمت ادامه
حيات نظام
ستمكار و
استثمارگر.
خاتمي به
آلمان مي آيد
تا رسما به
سرمايه داران
آلماني
اطمينان دهد
كه دروازه هاي
ايران كاملا
بروي نفوذ
عميقتر و
گسترده تر
سرمايه هاي
امپرياليستي
باز است تا هر
چه مي خواهند
كارگران و
دهقانان را
استثمار كنند
و منابع طبيعي
ايران را به
يغما ببرند. و
مقامات آلماني
نيز بار ديگر
به وي خواهند
گفت كه سركوب
سياسي و
بكارگيري
چماق نظم و
قانون از سوي
جمهوري
اسلامي در
خدمت اجراي
سياستهاي
“ليبراليزاسيون
اقتصادي” و
“گلوباليزاسيون”
و “بازار آزاد”
را كاملا موجه
و قابل درك مي
دانند؛ اما
بايد اين زهر
“ليبراليزاسيون
اقتصادي” را
تا آنجا كه
امكان دارد با
وعده
“دمكراسي” و
“حقوق بشر” و
“گشايش هاي
فرهنگي” به
خورد مردم
داد. مي گوئيم
وعده
“دمكراسي” و
“گشايشهاي
فرهنگي”، زيرا
ايدئولوگهاي
امپرياليسم
آلمان عميقا
معتقدند كه
رژيمهاي
استبدادي
سلطنتي،
استبدادي
تئوكراتيك و
يا
ديكتاتوريهاي
نظامي،
بهترين ابزار
كنترل توده
هاي “جهان سوم” منجمله
ايران هستند؛
توده هائي كه
تحت فشار دهشتناك
استثمار
سرمايه داري و
فئودالي همواره
در جوشش و
شورش هستند.
......
مبارزه متحد
انترناسيوناليستي،
جواب قلدري ها
و دسيسه چيني
هاي ارتجاع و
امپرياليسم
استدر برلين
امپرياليستها
و مرتجعين صف
آرائي خود را
خواهند داشت؛
و خلق نيز
بايد صف آرائي
انترناسيوناليستي
خود را داشته
باشد. اهداف
مشترك و
دشمنان مشترك،
نبرد در
ايران،
كردستان،
تركيه، فلسطين،
پرو، نپال،
آلمان،
آمريكا و... را
بهم مي آميزد
و هم سو مي كند.
در يك طرف
پرولتاريا و
خلقها و ملل
ستمديده قرار
دارند و در
طرف ديگر كليه
قدرتهاي
امپرياليستي
و ارتجاعي
جهان. مبارزه
عليه سفر
خاتمي به
آلمان را نيز
بايد با همين
روحيه و
ديدگاه به پيش
برد. اين
مبارزه بايد
با اتكاء به
قدرت خلق
سازمان يابد و
به پيش رود؛
قدرتي كه
لايزال است
زيرا حقانيت
دارد. قدرتي
كه با اتكاء
به آن مي توان
معجزه كرد.ما
مبارزان
ايراني و
آلماني، كرد و
ترك و
افغانستاني،
عرب و روس و
لهستاني و... را
فرامي خوانيم
كه بر يك
مبناي
انترناسيوناليستي
و انقلابي در
آكسيون ها و
تظاهراتي كه
در برلين
برگزار خواهد
شد، متحد
شوند.
.......
بورژوازي
آلمان از طريق
دستگاه پليسي
و رسانه هاي
گروهي و
مطبوعات
وابسته به خود
مي خواهد مانع
شكل گيري اين
اتحاد
انقلابي
انترناسيوناليستي
شود. اينان
براي خلق
افكار عمومي
بنفع رژيم
جمهوري
اسلامي، حتي
از برخي روشنفكران
ايراني كه
سابقه فعاليت
در اپوزيسيون مترقي
ايراني در
آلمان را
داشتند، اما
با طي نردبان
“ترقي”
اقتصادي و
اجتماعي به
بورژواهاي محترم
عضو حزب سبزها
تبديل شده
اند، در رسانه
هاي گروهي و
كنفرانس هاي
مربوط به
اوضاع ايران
استفاده مي
كنند. بايد با
ايستادگي، بيباكي
و هشياري،
سياستها و
نقشه هاي دشمن
و سازشكاري
متزلزلين را
خنثي كنيم.
پرولترها و
جوانان
انقلابي!
اين فراخوان
را هر چه
وسيعتر تكثير
و در بين مردم
و نيروهاي
انقلابي و
عناصر ضد
سيستم پخش كنيد.
ماهيت و
عملكرد
ارتجاعي رژيم
اسلامي را به
مردم توضيح
دهيد. بر اين
واقعيت تاكيد
كنيد كه
رژيمهاي
ارتجاعي مثل جمهوري
اسلامي چاره
اي ندارند جز
اينكه وابسته
به
امپرياليسم
باشند، و توده
هاي مردم هم چاره
اي ندارند جز
اينكه آنها را
سرنگون كنند. معاملات
كثيف اقتصادي
و سياسي و
امنيتي دو دولت
كه عليه
خلقهاي ايران
و عليه
پناهندگان
ايراني در
آلمان صورت مي
گيرد را افشاء
كنيد. دروغ
هاي رسانه هاي
گروهي
امپرياليستي
بنفع جمهوري
اسلامي را
برملا سازيد.
انترناسيوناليسم
واقعي را با
افشاء و محكوم
كردن سياستهاي
غارتگرانه و
امپرياليستي
بورژوازي
آلمان بنمايش
گذاريد.
در روزهاي
ديدار خاتمي
از آلمان، چشم
بسياري از
مردم خاصه
ايرانيان به
برلين دوخته
خواهد شد.
توده هاي مردم
ايران با اشتياق
اخبار را
دنبال خواهند
كرد تا ببينند
انقلابيون و
ترقيخواهان
در آلمان و
نيروهاي اپوزيسيون
جمهوري
اسلامي چه مي
كنند؛ چگونه
صداي مقاومت
آنان را به
گوش جهانيان
مي رسانند.
باشد تا
اعتراض
انترناسيوناليستي
ما آسمان برلين
را روشن كند و
به همه
ستمديدگان
الهام ببخشد.
مرگ بر
جمهوري
اسلامي!
مرگ بر
امپرياليسم!
زنده باد
همبستگي
انترناسيوناليستي!
زنده باد
انقلاب!
اتحاديه
كمونيستهاي
ايران
(سربداران) ــ
آوريل 2000
www.sarbedaran.org