نامه
رسيده به
نشريه حقيقت
در باره اوضاع
جاری
یادداشتهائی
بر اوضاع ایران
انتخابات
ریاست جمهوری
و کاندیداهای
راست و به
اصطلاح "چپ"
اوضاع رژیم بوضوح
بحرانی
است. نمی
دانند چه
کنند. آشکارا بحراني
و قاتي اند.
راست ها بين
خودشان به توافق
نمي رسند. و
همينطور به
اصطلاح چپ ها. روز 25 ژانويه
خاتمي نزد
خامنه ای رفت
و استغاثه
كرد كه اوضاع
خطیر است و چه
بسا ما
بزودي سرنگون
شویم و بهتر
است به مجلس
بگوئید
که طرح
استيضاح برخي
وزراي ديگر را
پس بگيرد.
رهبر هم نامه
براي مجلس
روانه كرد و
گفت دست
از سرشان
بردارید و در
اين چند ماهه
خطير كاري به
اينان نداشته
باشيد.
می
دانید که
رفسنجانی
مهره سوخته و
مورد نفرتي است. اما
دارند او را
برای رياست
جمهوري تبدیل به یک
فرد کلیدی می
کنند. این
نشان می دهد
که این رژیم
واقعا بحرانی و درب و
داغان است. اینها
مثل سگ از
تهديدهاي
اخير آمريكا
ترسيده اند.
همش دنبال اين
هستند كه بگویند مثلا شرودر
(صدر اعظم
آلمان) هم با تهدیدهای
آمریکا علیه
جمهوری اسلامی
مخالفت كرد
يا جك استراو (وزیر امور
خارجه انگلیس)
به نفع
جمهوری اسلامی
حرفی زد و غیره.
در مقابل ما .يك
جامعه بي
اندازه بحراني و يك
هيئت حاكمه از هم گسیخته و
از هم پاشيده قرار دارد.
بحران
ايدئولوژيك،
فرهنگي،
اخلاقي،
اجتماعي و اقتصادی همه
جا را گرفته
است. اما
كمونيستها
هنوز نيستند و
اين مسئله وضع
را خيلي
خطرناك مي كند
زيرا در
چنین شرایطی
جریانات سیاسی
ارتجاعی
وابسته به آمریکا
می توانند
رهبری مردم را
بگیرند و از
مردم برای
مقاصد خود سوء
استفاده کنند یعنی
درست مانند 26
سال پیش که خمینی
و دارودسته اش
رهبری مردم را
گرفتند و پس
از اینکه جای
پای خود را
محکم کردند
حساب مردم را
حسابی رسیدند.
مردم مستاصل
هستند و در
شرایط خشم و
استیصال اگر
کمونیستها به
آنها در مورد
نیروهای سیاسی مختلف و
راه واقعی
انقلاب و رهائی
آگاهی ندهند،
تبدیل به سیاهی
لشگر جریانات
مرتجع دیگری می
شوند. همانطور
که در سال 57 در ضدیت
با رژیم شاه
تبدیل به سیاهی
لشگر جمهوری
اسلامی و سینه
زن خمینی
شدند. یکبار دیدیم
که شورش و
انقلاب مردم
در شرایطی که
فاقد یک رهبری
کمونیستی
است، و
فاقد یک آگاهی
سیاسی عمیق
است، خیلی زود تبدیل
به ضد
انقلاب می
شود. آیا یک
بار دیگر این
را تجربه خواهیم
کرد؟
دهه
فجر:
اينروزها هم كه دهه
فجر (دهه زجر)
است.
حکومتی ها وقايع 62
سال پيش را هر
آنجا به نفع
خودشان است به
رخ مردم می
کشند. رادیو
تلويزيون 48 ساعت در
شبانه روز
دارد تبليغ مي
كند. تهوع آور.
دروغ. نمونه
وقاحت. يك
برنامه
روزانه دارند در
مورد زندان و
شكنجه در رژيم
شاه. توضيحات
مفصل در مورد
كابل زدن و
آويزان كردن!
آشغال هاي
زنداني سابق
كه از ريختشان
مي شود فهميد
شكنجه گر و
بازجو و
امنيتي هستند
را مي آورند
براي مصاحبه.
شايد تنها فرق
تبليغات
امسال با
سالهاي پيش
اين باشد كه چهره
زنان بي حجاب در
فيلمهاي
مستند زمان
انقلاب را
كمتر از قبل حذف
كرده اند. سانسورهای
احمقانه تاریک
اندیشانه را بخاطر
جلب نظر مردم،
کمتر کرده
اند. البته
هنوز می کنند
اما یک کم شل می
دهند که مثلا
به مردم امتیازی
داده باشند.
حتي يك مصاحبه
هم با چند زن
زرتشتي بي
حجاب مربوط به
بعد از انقلاب
نشان داد كه
مي گفتند اميدوارند
رژيم جديد
خواسته هاي
زنان را تامين
كند. بنظرم
اين كار جزيي
از يك سياست
جديد بر سر
زنان است. از
دو روز پيش يك
بخش جديد به
اخبار شبكه
خبر اضافه
كرده اند به اسم
اخبار زنان.
خيلي از جانب
زنان روي رژيم
فشار است.
قضايايي مثل
آزادي افسانه
نوروزي، فقط
نتيجه
فشارهاي حقوق
بشري اروپا و
فعاليتهاي
افشاگرانه اي
كه حول اين
مساله در خارج
شد نيست. اگر
از بحران عدم
مشروعيت رژيم
صحبت مي كنيم
كانون اين
بحران، زنان
هستند.
در
مورد تهدیدات
آمریکا:
آمريكا
طرحش را عوض
نكرده
است. دارد
تداركاتش را
مي بيند. اصل
قضيه تدارك سياسي
است و اين هم
بخشا مربوط به
ايجاد ائتلاف بين
المللي و
منطقه اي است. البته آمریکا ريسك و
قمار هم مي
كند ولي شرايط
با حمله به
عراق فرق مي
كند. يعني آمریکا
بسادگی نمی
تواند بين
اروپايي ها
شكاف بیندازد.
به سادگي
دفعه فبل
نيست. با وجود
اين، اگر كارهايش
در عراق و تا
حدي فلسطين
نسبتا روي
غلتك بيفتد،
ريسكهاي
بزرگتري مي
كند. چند
شب پيش حسن
روحانی مشخصا
سر اين موضوع
مصاحبه داشت و
مي گفت تهديد
سياسي و
فرهنگي
آمريكا جدي
است ولي تهديد
نظامي جدي
نيست و حمله
بكنند به
تاسيسات كه چه
بشود. گفت ما
آماده مذاكره
با آمريكا
هستيم. آنها
هستند كه
كارها را بهم
مي زنند.
رفسنجاني هم
موس موس كرد و
گفت ما و
آمريكا دشمن
مشترك داريم
كه القاعده
است كه مي
توانيم به
توافق برسيم.
سران
رژیم خوب مي
دانند كه
مساله جدي
است. آمريكا
هم دارد پشت
پرده با تك تك
دولتهاي
اروپايي بر سر
منافعشان در
عراق معامله
مي كند تا
بينشان شكاف بيندازد
و بعدا دستش
بر سر ايران
باز باشد. سه
هفته پيش
مناشه امير تحلیل گر رادیو
اسرائیل
مصاحبه ای در
کانال های
ماهواره ای
داشت. می گفت
طرح آمريكا در
مورد ايران
بعد نظامي هم
دارد. گفت كه
اسرائيل هم در
آن نقش مي
گيرد. ولي
خيلي چيزها
منوط به دوره
بعد از
انتخابات
عراق است و
تدابير
آمريكا در
آنجا.
در بين
مردم، بحث بر
سر اين مساله
خيلي حاد نيست.
مساله را خيلي
فوري نمي
بينند. بر
سر انتخابات و
موضوع بازگشت
رفسنجاني بيشتر
بحث مي كنند
تا بر سر اين
موضوع. واقعا
خيلي ها اين
بازگشت را
براي خودشان
يك شكست مي
بينند و مستاصلانه
به اوضاع نگاه
مي كنند. خيلي
ها هم از رو
شدن يك چهره
دقيقه نودي مي
گويند كه قرارست
نقش خاتمي در
دوره قبل را
بازي كند.
جامعه
در حال انفجار
بعضي
ها فكر ميكنند
در اين جامعه
هيچ خبري نميشه اما
كساني كه اين
جامعه را مي
گردانند ـ
هيئت حاكمه ـ
خوب ميدانند
اوضاع از چه
قرار
است . دنبال
كردن گرايشات
و بحثهاي درون
هيئت حاكمه
اهميت زيادي
در فهم اوضاع
دارد. و
اينروزها زیر فشار
نگاه های نفرت
آلود مردم و
تحت فشار تهدیدات
آمریکا و
بخاطر
انتخابات ریاست
جمهوری جدلهای
درون هیئت
حاکمه بیشتر
شده و بيشتر
از قبل دست
خودشان را رو
ميكند و مشغله
هايشان را
آشكار تر بيان
ميكنند. در
تبليغات براي
توده ها و
نماز جمعه ها
يك چيز
ميگویند.
اينكه چه
ثباتي داريم و
چقدر همه چيز
روبراه است و
از این یاوه
ها. اما در
نوشته ها و
مصاحبه هاي
جدي تر (براي
غير عوام و به اصصلاح
برای نخبگان)،
وضعيت را
بگونه اي
بسيار خطرناك
(خطرناك براي
كي؟!) توصيف
ميكنند. در هيچ
دوره اي هيئت
حاكمه تا اين
حد منشعب و
پراكنده نبوده
است. نه بين
راستها و نه
بين به اصطلاح
"چپ ها" (دوم خردادیها
را به این نام
می خوانند!) .
حركت مهمترين
كانديد
راستها (يعني
ولايتي) نشانه
عمق بحران
بود. ولایتي
کاندید جریان
موتلفه است و
كانديد
آبادگران
(همان نيروي
برخاسته از وزارت
اطلاعات و
نيروهاي
نظامي)،
لاريجاني است. ايندو
جريان در يك
مجمعي بنام
شوراي
هماهنگي... متحدند.
رهبران اصلي
اين شورا:
عسگر اولادي و
امثالهم
هستند. اما
يواش يواش
دارند به
اصطلاح
مانيفست هاي
جداگانه خود
را ارائه
ميدهند.
ولايتي، چندي
قبل اعلام كرد
كه اگر
رفسنجاني
كانديد بشه، او
به احترام
رفسنجاني
كنار ميره.!
اين كار خشم
راست ها را بر
افروخت.
پائيني هاشون
آشكارا به
ولايتي حمله
كردند. و
بالايي هاشون
آشكارا از او
انتقاد كردند.
عسگر اولادي
مصاحبه كرد و
گفت: آقاي
ولايتي خيلي
بيحوصله
تشريف دارند.
از آن طرف
ولايتي هم
بطور مستقل به
تبليغات براي
خودش پرداخته است. اینها بازي
و فقط براي
گرم كردن تنور
انتخابات نیست. اينها
نشانه بحران و
گيج سري در هیئت
حاکمه است. و
اينكه هر كي
حساب خودش را جدا می كند نشانه ترس
مفرطشان از آینده
است. از طرف
ديگر
لاريجاني
مصاحبه اي كرد
و بخشا انتقاد
از خودهايي
كرد. در مورد
زماني كه رئيس
صدا و سيما
بود و برنامه
هويت را پخش
می کرد
انتقادی کرد.
اين فرد بشدت
خطرناك و
ارتجاعي، سعي
ميكند چهره
عوض كند.
بحثهاي فلسفي هم ميكند. از طرف دیگر
مطرح كردن رفسنجاني،
كه مورد تنفر
ترين فرد هيئت
حاكمه است ـ
نشانه مهمي از
درب و داغوني
است. بخشهايي
از دوم
خرداديها
طرفدار او
هستند. از ترس
شبح خوفناك
موتلفه. چون قرار است رفسنجاني
معتدل باشد،
اقتصاد را رشد
دهد، با غرب
كنار بيايد و
غيره. تبليغات
دوم خردادي ها
روي از بين
رفتن جمهوريت
است. آنها
ميگويند كه
اگر راستها
رياست جمهوري
را بگيرند،
اساس جمهوريت
از بين ميرود.
چون از نظر
راستها رياست
جمهوري يك
فرماليته است
و پشت پرده
ديگراني
هستند كه اين
عروسك را مي
چرخانند.
(رجوع كنید به
بحثهاي بهزاد
نبوي در
روزنامه شرق
به تاريخ 81
بهمن ـ 6 فوريه). حتا
رفسنجاني كه
هميشه
دروغگوي
بزرگي بوده و هميشه
ميگفته اوضاع
خيلي خيلي
روبراهه، اينبار
گفت: كمتر
دوره اي از
انتخابات
رياست جمهوري
به اين اندازه
حساس بوده
است. او گفت: به
ثبات نظام
اعتماد دارم
ولي كشور در
بعد داخلي و خارجي
دچار چالش
است. و گفت: در
مقطع كنوني به
لحاظ مباحث
داخلي انسجام
ملي آسيب ديده
است و خطر
تقابل را
بيشتر حس
ميكنم.....رفسنجاني
چندي قبل گفته
بود كه رهبر بمن
گفته بيا رئيس
جمهور بشو.
روزنامه
كيهان هم دو
روز پيش نوشت
رهبر چنين
حرفي به ايشان
نگفته
است!!!رفسنجاني
يكچيز ديگر هم
گفت كه روي
سخنش هم با
مردم بود
(يعني هدفش
فریب مردم و جلب
علاقه مردم است) و هم می خواست نیشی
به رقبا بزند.
اون گفت:
انتخابات و
راي دادن بايد
آگاهانه و با
علاقه باشد؛ تا كي بايد
گفت راي دادن
يك امر شرعي
است!! توجه
کنید که شنيدن
اينحرفا از
دهان اين
موجودات نشانه
هاي مهمي است. آدم یاد
روزهاي
آخر شاه مي افتد که سعی می
کرد با انتقاد
کردن دل مردم
را بدست آورد. بهرحال
اغلبشون سعي
ميكنند چهره
اي مدرن و متمدن
در عرصه
اقتصاد،
سياست و مسائل
اجتماعي از
خود نشان دهند.
فعلا سران
رژیم سعی می
کنند برای توده
های مردم
شاخ و شانه نکشند. از
دمكراسي خيلي
حرف ميزنند.
راستها هم
خيلي حرف
ميزنند. و
بسيار جالبه.
آشكارا
ميگويند كه دمكراسي
درون خودمان
است. اينها
ميدانند مردم
پاي صندوقهاي
راي نخواهند
رفت. براي
همين ميگويند
يكماه مانده
به انتخابات
بايد كاري كرد
تا مردم راي
بدهند.
سران رژیم به
جدی بودن تهدید
آمریکا پی
برده اند و
سخت مي
ترسند. مهم
نيست توي نماز
جمعه صورت
را با سیلی
سرخ نگاه می
دارند اما
واقعیت آن است
که خيلي مي
ترسند. بي برو
برگرد در
بحثهايشان با غيرعوام
خطر آمريكا را
مطرح ميكنند.
براي انتخابات
در عراق آنقدر
تبليغ كردند
كه انگار
دارند براي
خودشان
ميكنند.
اینکه
آمریکا با اینها
چه خواهند کرد
هنوز مبهم
بنظر می آید.
شاید می
خواهند طرحهایشان
را مخفی کنند. طي
دو هفته رايس
(وزير خارجه
فاشيست
آمريكا) چند
دفعه حرفشو
عوض كرد. اين
بازي تا كي
ادامه خواهد
يافت معلوم
نیست.
بعید است که
به این زودیها
آمريكا
به ايران حمله
اي مشابه عراق
كند. تضادهای پیش پای آمریکا
خيلي زياده. قدرتهای اروپائی مخالفند. خیلی
از جوانان می
گویند آمریکا
حمله کند
بهتره! مقدار
زیادی تنبلی و
استیصال و عجز
در این خواست
موجود است.
آنهائی که سني
ازشان گذشته،
ميگویند
اگر آمريكا
حمله كنه بايد
مقاومت
سازمان داد. در جنوب کشور
احساسات ضد
آمریکائی بیشتر
است. در همان
حال بسیار ضد
جمهوری اسلامی
هستند. ناآگاهی
در مورد فلسطین
در میان
جوانان بیداد
می کند. هر چه
را از ماهواره
ها می شنوند عین
واقعیات
قلمداد می
کنند و اصولا
از نقادانه
فکر کردن پرهیز
می کنند.
انگار باید
حتما از روی یکی
کپی بزنند و
از فکر مستقل
هراس دارند.
بطور کلی در عين
اينكه بيزاري
از اين رژيم
خيلي زياده ولی ناآگاهی
هم خیلی زیاده.
این هم یکی از
محصولات 26 سال
حکومت تاریک
اندیش ارتجاعی.
وضعیت
کارگران:
یکی
از دوستان در
مورد وضعیت غیرقابل
تحمل کارگران
پروژه ای مطالبی
را عنوان کرد
که برایتان می
نویسم. او می
گفت پسر
عمويش
در جايي كار
ميكند كه
پنجاه هزار
كارگر پروژه
اي هستند. ترك
و كرد و عرب و
فارس و ...... ميگفت
همينطور موج
كارگر است. چه
تبعيضاتي. چه
استثماري. عين
داستانهاي
هزار سال پيش.
حقوق يك كارگر
ساده ماهي 160 هزار تاست.
حقوق يك مدير
ماهي 17
ميليون! برخي
از مديران
پروژه ها، بچه
جهادي ها يا
بچه رزمنده ها
هستند. مدير
ها، روسا، پيمان
كارها، همه
كاره اند.
تازه كلي
مزايا هم دارند.
اونا در
بهترين خانه
ها زندگي
ميكنند. زن و بچه بسياري از آنها
در کانادا و
آمريكا
هستند. آنها
با هواپيما و
با هزينه شركت
سفر ميكنند.
كارگرها با
اتوبوس و
هزينه خودشان.
سلسله مراتب
طبقاتي به
كمال يافته
ترين شكلش، در
هر درز و
سوراخي خودشو
نشون ميده.
بالايي ها آب
معدني مي
نوشند،
پائيني ها آب
شور. بالايي
ها در بهترين
خانه ها زندگي
ميكنند پائيني
ها در كمپ. حقوق
کارگرانی که
تخصص دارند 320
تاست. حتا
کارگران
متخصص که وضعشان
بسیار بهتر از
کارگران ساده
است گاهی
اوقات 20 نفره
در اتاق کوچکی
که مثل زندان
است زندگی می
کنند. کارگران
این اتاقهای
کوچک از همه
ملیتهای
مختلف ایران
هستند. توهين
و تحقير و
فحاشي به
كارگران
بيداد ميكند.
نفس كسي در
بياد اخراج
ميشه. ماه ها
حقوق ها را
نميدهند.
كارگران
رامشير يك
اعتصاب و
راهپيمائي
مهم داشتند. درگيري
با نيروهاي
نظامي هم شد.
بعد شركت مربوطه
را بستند. او ميگويد
فشار خيلي
زياده اما كسي
حاضر نيست
فعاليتي عليه
آن كند. از ترس
اخراج و
گرسنگي.
اعتياد در بين
كارگران و همينطور
بالايي ها
زياده. بسياري
از بالايي ها (در
رده مهندسين و
يا پيمان
كارها) سياسي
هاي سابق
هستند. عمدتا توده اي
ها و اكثريتي ها.
همه
پروژه ها، نفت
و گاز است. كره
اي ها خيلي
دخيلند. هاليبرتون
كه يك شركت
آمريكايي است
بالاخره با
ايران به
توافق رسيد و
بزودي
بساطشان را پهن
خواهد كرد.
هاليبرتون در
انتخابات
اخير آمريكا
به نفع بوش
خيلي فعاليت
كرد و ديك چني (معاون جورج
بوش) يكي از
سهامداران
عمده آنست. پسرعمویم ميگفت:
همه دوست دارند
زير پروژه هاي
خارجي كار
كنند. چون
خارجي ها
شرايط بهتر
كار فراهم
ميكنند. اين پروژه
ها بيشتر در
ماهشهر،
عسلويه، جزيره
لاوان،
اميديه و غيره
اند.
برنامه
های مربوط به
قیام آمل
رژیم
جمهوری اسلامی
امسال هم در
آمل برنامه ای
علیه قیام
سربداران
گذاشت.
البته گزارش
آن در هيچ
روزنامه اي
منعكس نشد حتي
كيهان و
جمهوري
اسلامي. مراسم
را روز نهم
گذاشتند.
سخنرانش
آخوندي به اسم
سيد احمد
خاتمي بود از
دار و دسته
خامنه اي. يك
مداح هم
داشتند. در تبليغ
تلويزيوني
اين مراسم،
قيام آمل را
كار منافقين
معرفي كردند.
در صفحه تقويم
شبكه خبر هم
نوشته بود روز
شكست توطئه
منافقين. حتي
در يك مسابقه
تلويزيوني هم
كه در همين دوره
برگزار شد يك
سئوال مربوط
به آمل بود و
باز هم جوابش
منافقين مي
شد. شاید
به این ترتیب
می خواهند از
محبوبیت قیام
سربداران که
تحت رهبری
کمونیستها
انجام شد و خمینی
را به گریه
انداخت
بکاهند.
حزب
کمونيست
ايران ( م – ل – م ) www.sarbedaran.org