دخالت
نظامي امپرياليسم
آمريکا در ايران
هشت مارس
روز جهاني زن،
روز مبارزه
براي گسستن
زنجيرهاي
بردگي
چرا
عده اي از مردم
طرفدار حمله
آمريکا
هستند؟!
اعتيـاد:
ريشـه هاي
درد؛ چـاره
کار!
برنامه
حزب ما در
رابطه با حل معضل
اعتياد
رفسنجاني
به کارگران نصيحت
کرد که فريب
شعارهاي کمونيستي
را نخورند!
بخشي از مونيوز
مارين سروده
پابلو نرودا
نقش اديان
الهي در ستمگري
بر زن
به
مناسبت بيستمين
سال تاسيس جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
(ريم)
گزيده اي
از اطلاعيه
سربداران در
آبانماه 1360 از
کتاب پرنده
نوپرواز
دخالت
نظامي امپرياليسم
آمريکا در ايران
اخيرا
جورج بوش و وزير
خارجه اش
اعلام کردند
که حمله نظامي
به ايران هنوز
در دستور کار
آمريکا نيست.
اما آمريکا
عمليات نظامي
مخفي اش را در
خاک ايران
شروع کرده
است.
اهداف
آمريکا در
رابطه با ايران
چيست؛ نقشه
خود را چگونه
عملي خواهد
کرد و چه بايد
کرد؟
هدف
آمريکا کنترل
مستقيم اوضاع
سياسي و دسترسي
بي قيد و شرط و
مستقيم به خاک
و منابع
اقتصادي و
بازار کار ايران
است. آمريکا
نه قصد دارد
مردم ايران را
آزاد کند، نه
اقتصاد را
توسعه دهد، نه
براي کردها
دولت فدرال
درست کند، نه
زن و مرد را
برابر کند، نه
زندان و شکنجه
را برچيند، نه
انتشارات و
مطبوعات را
آزاد کند. هيچ
کدام از اين
ها جزو اهداف
و سياستهاي
آمريکا در
مورد ايران نيست.
اين ها صرفا يک
مشت تبليغات
دروغين جاده
صاف کن است.
اما تغيير
رژيم جمهوري
اسلامي يکي
از سياست هاي
فوري آمريکا
در ايران هست.
آمريکا تصميم
گرفته اهداف
بزرگتر خود را
تحت نام و
بهانه «تغيير
رژيم جمهوري
اسلامي» پيش
ببرد تا به اين
ترتيب براي
تجاوزش به ايران
مشروعيت سياسي
کسب کند.
مقاصد آمريکا
فقط به ايران
محدود نمي
شود. بايد
مقاصد بزرگتر
آمريکا را هم
شناخت تا دچار
ساده نگري در
مورد نيات آن
نشد. از ديد
آمريکا، ايران،
در کنار عراق
و افغانستان،
سکوي پرش ديگري
است براي
کنترل تمام آسيا.
آمريکا، جنگي
را آغاز کرده
که مقصد نهائي
اش سلطه کامل
و بي رقيب بر
آسياست. عملي
کردن اين نقشه
عظيم بين المللي
کار ساده اي نيست؛
آمريکا در هر
گام با خطر
شکست و فروپاشي
قدر قدرتي اش
روبروست. بهمين
دليل خيلي ها
پيش بيني مي
کنند که آمريکا
نقشه حمله به
ايران را عملي
نخواهد کرد.
اما واقعيت آن
است که آمريکا
راه عقب نشستن
از اين جنگ
نامحدود را
ندارد. دولت
آمريکا هم از درون
با مخالفت
روبروست و هم
از بيرون. با اين
وصف چاره اي
جز ادامه راهي
که در پيش
گرفته ندارد.
قدرت هاي
اروپائي، به
لحاظ نظامي،
بسيار ضعيف تر
از آمريکا مي
باشند اما
مجبورند بر سر
نفوذ يابي در
نقاط مختلف
جهان (بخصوص
خاورميانه و
آسيا) با آمريکا
رقابت کنند.
آنها مي دانند
که اين
رقابتها براي
نظم بين المللي
سرمايه داري
جهاني بسيار
خطرناک است.
با اين وصف بايد
از نيازهاي
سودآوري سرمايه
خود تبعيت
کنند و بهر طريق
ممکن با آمريکا
رقابت کنند.
خطرات
و فشارهاي اين
جنگ آمريکا را
مجبور مي کند
که از يک طرف
با بيرحمي و
شقاوت بيسابقه
و از طرف ديگر
با دروغگوئي و
چرب زباني
باور نکردني
حرکت کند. هيچ
عاقلي نمي
تواند باور
کند که آمريکا
پس از پهن
کردن بساط خود
در ايران،
اجازه رشد يک
نظام دموکراتيک
را بدهد. اين غير
ممکن است و
تاريخ چنين
امر محالي را
بخود نديده
است.
نقشه
آمريکا براي
تغيير رژيم
و
تعيين دولت در
ايران
نقشه
آمريکا براي
تغيير رژيم و
تعيين دولت در
ايران شامل 3
وجه است: عمليات
نظامي و تهاجم
گسترده، عمليات
مخفي، و عمليات
سياسي. آمريکا
ممکنست هر
کدام از اين
وجوه (بخصوص
تهاجم نظامي)
را به درجاتي
پيش ببرد اما
در هر حالت اينها
يک مجموعه
اند.
تهاجم
نظامي
جورج
بوش در ماه
اکتبر سال
گذشته طرح
نظامي
پنتاگون براي
انجام عمليات
عليه ايران در
تابستان آينده
را تصويب کرد.
منبع اين خبر
شخص معروفي
است به نام
اسکات ريتر. وي،
مارين سابق
ارتش آمريکا و
بازرس ارشد
تسليحاتي
سازمان ملل
متحد در عراق
بود. او با پي
بردن به دروغ
هاي آمريکا در
مورد وجود
سلاحهاي
کشتار جمعي در
عراق، از خدمت
استعفا داد.
اسکات ريتر در
19 فوريه
امسال، طي يک
سخنراني در
واشنگتن
اخبار
محرمانه اي را
که از منابع
موثق درون
حکومت آمريکا
بدست آورده
بود فاش کرد و
گفت: جورج بوش
نقشه عمليات
نظامي عليه ايران
در تاريخ ژوئن
آينده را تصويب
کرده است!(1) اين
به معناي آن نيست
که اين حمله
صورت خواهد
گرفت اما وقتي
براي يک نقشه
نظامي تاريخ
هم تعيين مي
شود، بايد جدي
باشد!
سيمور
هرش، روزنامه
نگار معروف و
پر نفوذ آمريکائي،
گزارش مفصلي
از اهداف و عمليات
نظامي آمريکا
در ايران
منتشر کرده
است. گزارش وي
بر پايه
اطلاعاتي است
که يک مقام
عاليرتبه امنيتي
سابق آمريکا
به وي داده
است. وي در
مجله نيويورکر
(ژانويه 2005) از
قول او مي نويسد:
«اين يک جنگ عليه
تروريسم است و
عراق صرفا يکي
از کارزارهاي
اين جنگ است....
در نوبت بعدي
شاهد کارزار ايران
خواهيم بود.»
هرش گزارش مي
دهد که
پنتاگون، در
نقشه تهاجم
نظامي گسترده
عليه ايران تغييراتي
داده است زيرا
بعد از اشغال
افغانستان و
عراق، جغرافياي
نظامي خاورميانه
عوض شده و آمريکا
اکنون مي
تواند علاوه
بر خليج فارس يا
خليج عمان، از
عراق و
افغانستان و
پايگاه هاي جديدش
در جمهوري هاي
آسيائي تهاجم
گسترده به ايران
را عملي کند.
برخي از تحليل
گران مي گويند
ممکنست آمريکا
فقط بخشي از اين
تهاجم را عملي
کند و تنها به
اشغال
قسمتهائي از
جنوب ايران
اکتفا کند و
براي اين کار
نيروي دريائي
اش را که در جريان
اشغال عراق
بلا استفاده
بود به ميدان
آورد.
عمليات
مخفي
اينکه
آمريکا نقشه
تهاجم گسترده
خود را کي و تا
چه اندازه عملي
خواهد کرد
هنوز روشن نيست.
اما عمليات
مخفي آمريکا
در خاک ايران
شروع شده است.
گروههاي
کماندوئي آمريکائي
و اسرائيلي
وارد خاک ايران
شده اند تا
بقول خودشان
«ميدان جنگ را
آماده کنند.»
در باره اين
نوع عمليات
هرش مي نويسد: »
رئيس جمهوري ...
به گروه هاي
کماندوئي و ديگر
نيروهاي
مخصوص دستور
انجام يکرشته
عمليات مخفي
عليه هدفهاي
مشکوک به تروريسم
در 10 کشور
خاورميانه و
آسياي جنوبي
را صادر کرده
است.» و «حداقل
از تابستان
گذشته دولت
مشغول پيشبرد
عمليات جاسوسي
در داخل خاک ايران
شده است. هدف
اصلي اين عمليات،
جمع آوري
اطلاعات در
مورد مکان هاي
هسته اي، شيميائي
و موشکي ايران
است. ... برنامه اين
است که حداقل 36
هدف نظامي را
شناسائي کرده
و از طريق
وارد کردن
ضربات نظامي
دقيق يا حملات
کماندوئي سريع
آنها را نابود
کنند.» وي از
قول يکي از
مشاوران دولت
بوش که ارتباط
نزديکي با
پنتاگون
(وزارت دفاع)
دارد مي نويسد:
«رهبران نظامي
پنتاگون
معتقدند که بايد
وارد ايران شد
و بحداکثر زيرساختهاي
نظامي آن را
نابود کرد.»
مقام اطلاعاتي
عاليرتبه آمريکائي
به هرش تاکيد
کرد که: «مسئله
اين نيست که
ما قصد داريم
عليه ايران
وارد عمليات
شويم. ما وارد
عمليات شده ايم.»
هرش
مي نويسد، عمليات
فوق از طريق
همکاري بسيار
نزديک ميان نيروهاي
مخصوص آمريکائي
و پاکستاني که
از مرز
افغانستان
براي نفوذ به
خاک ايران
استفاده مي
کنند پيش مي
رود. همکاري
نزديکي ميان نيروهاي
آمريکائي و
اسرائيلي نيز
در جريان است
اما سعي مي
کنند آن را
مخفي نگاه
دارند.
بخش
بزرگي از عمليات
مخفي مربوط به
درست کردن «تيم
هاي عملياتي»
در کشورهاي
«آماج» است.
آگاهي به اين
وجه از نقشه
هاي آمريکا
براي انقلابيون
بسيار حياتي
است. قرار است
اين تيم ها
متشکل از
افراد محلي
باشند که تحت
رهبري افسران
آمريکائي عمل
مي کنند. وظيفه
اين تيم ها
ترور مخالفين
است. براي اينکه
بفهميم اين تيم
ها چکاره اند
و از چه کساني
تشکيل خواهند
شد، مقام
اطلاعاتي عاليرتبه
آمريکائي به
هرش مي گويد: »
قوانين جديد
به نيروهاي
مخصوص (منظور
از «نيروهاي
مخصوص» نيروهاي
نظامي آمريکاست
که عميات غير
متعارف انجام
مي دهند)
اجازه مي دهد
که در کشورهاي
آماج تيم هاي
عملياتي
درست کنند که
وظيفه شان کشف
و محو سازمان
هاي تروريستي
است. آيا جوخه
هاي اعدام دست
راستي ها را
در ال
سالوادور به
خاطر مي آوري؟
آنها را ما بنيانگذاري
کرديم و از
نظر مالي تامين
کرديم. هدفمان
آن است که از ميان
محلي ها براي
تشکيل اين
باندها
سربازگيري کنيم...
از حالا به
بعد با
تبهکاران
خواهيم پريد.»