كارزار "ضد مواد مخدر":
سرپوشي براي سركوب و كنترل فاشيستي
از حقيقت
دوره دوم، شماره 16، مرداد 1368 – www.sarbedaran.org
يكي از كارزارهاي مهمي كه امپرياليستها و مرتجعين
در سراسر جهان براي ارعاب توده ها براه انداخته اند، "كارزار مبارزه با مواد
مخدر"، مي باشد. براي ارعاب جوانان سياه در آمريكا به اين وسيله متوسل
ميشوند. براي تدارك حمله به جنگ خلق در پرو تحت رهبري حزب كمونيست پرو، از اين
پوشش سود مي جويند. در ايران، تحت عنوان
مبارزه با مواد مخدر به زاغه نشينان و روستائيان مهاجر مقيم در حاشيه شهر ها يورش
مي برند. تحت اين پوشش حمله به خلقهاي تحت ستم بويژه خلق تركمن و بلوچ و ... را
سازمان ميدهند. تحت لواي آن شوونيسم تهوع آور فارس را نسبت به مهاجرين افغان رواج
مي دهند. بيك كلام، اين كارزار هم در سطح بين المللي و هم در سطح ملي بيك چيز خدمت
ميكند: تشديد سركوب ومحكم كردن كنترل
پليسي بويژه بر آن مناطق و آن اقشاري از مردم كه بشدت در موقعيت انفجاري قرار
دارند. طرح مبارزه با مواد مخدر از سوي حكومتهاي ارتجاعي جزئي از اقدامات "ضد
شورش" بوده و به آن خدمت مي كند.
امروزه "قهرمانان مبارزه با مواد مخدر"
همانهايي هستند كه چرخهاي نظم كهن را بگردش در آورده و نكبت و دهشت و كشتار و انواع ستم واستثمار را
بر اكثريت مردم جهان تحميل نموده و حافظان اصلي
مناسبات پوسيده و ارتجاعي ميباشند. مناسباتي كه شرايطي بسيار فلاكت بار و
دردآور را در زندگي اقتصادي و اجتماعي توده ها موجب گشته و دورنماي ناروشني را در
اين سيستم برايشان بوجود آورده است. آنچنان تصوير تيره وتاري از آينده و فضاي ياس
ونوميدي و بي پناهي و زندگي خالي از شادابي و پويائي انقلابي در مقابل توده ها قرار گرفته است كه كسانيكه
ياراي يافتن هيچ راهي براي خلاصي از اين وضعيت نيستند را بدامان موادمخدر مي
كشاند. به افيون پناه ميبرند تا بخيال خودشان دردهاي هر روزه و هميشگي را در لحظه
هائي كوتاه از خاطر ببرند. صاحبان جهان كنوني از يكسو روح توده ها را با افيونث
دين وخرافه ومذهب مي كشند و از سوي ديگر جسمشان را يا در زير بار فشار كار يا
با مواد افيوني از بين مي برند، تاچند صباحي به عمر حكومت ننگين شان اضافه
كنند.
سردمداران به اصطلاح مبارزه با مواد مخدر خود
سوداگران مرگند. دولتها بزرگترين سازماندهندگانث شبكه هاي توليد وپخش مواد مخدر
بوده و مي باشند. كساني كه زماني عليه ملت چين بخاطر اينكه حاضر نبود به مواد مخدر
معتاد شود، جنگ ترياك را سازمان دادند. كساني كه حتي از اجساد سربازانشان كه در
جنگ ويتنام كشته مي شدند براي جاسازي و حمل مواد مخدر استفاده مي نمودند. كساني كه
با همان هواپيمائي كه براي كنتراهاي
نيكاراگوئه اسلحه مي فرستادند، مواد مخدر به آمريكا وارد مي كردند.
مردم ايران نيز مدعيان مبارزه با مواد مخدر را
خوب مي شناسند. هيچكس فراموش نكرده است كه چگونه پاسداران از يكسو انقلابيون خلق
تركمن را بگلوله مي بستند و از سوي ديگر علنا به پخش مواد مخدر در منطقه مي
پرداختند. سربازان از جبهه جنگ برگشته
بخوبي مي دانند كه چه كساني منبع پخش مواد مخدر در جبهه ها بودند و چه كساني
بهمراه پخش 002 تا 003 هزار نيروي نظامي در كردستان هروئين را هم مثل نقل ونبات
حتي ارزانتر از قيمت سيگار در بين سربازان و جوانان كرد پخش مي كنند. كمتر كسي است
كه نداند چگونه سرنخ هر يك از شبكه هاي پخشث مواد مخدر به يك آخوند يا يك رئيس
كميته يا صاحب مقامي در جمهوري اسلامي وصل ميشود. شبكه پخش مواد مخدر، يك شبكه بين
المللي است. در هر كشوري جزئي (هر چند غير
رسمي) از شبكه سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي و نظامي مي باشد كه با استفاده از كليه
امكانات دولتي و استفاده از كليه وسايل
حمل و نقل نظامي زميني، هوائي، دريائي به اينكار مشغول مي باشند. بدون استفاده از
چنين امكاناتي سازماندهي اين شبكه ها غير ممكن است. اين شبكه ها مستقيما در خدمت
تامين مالي سازمانهاي فوق قرار دارند. تاريخا، يكي از منابع مالي مهم تمام "جنگهاي مخفي"
آمريكا(منظور جنگ هائيست كه آمريكا بنا بدلايلي نميتواند مستقيما و آشكارا به آنان
كمك مالي كند) عليه جنبشها و يا دولتهاي
مخالف خود،قاچاق مواد مخدر بوده است. ازجنگ هاي مخفي آمريكا كه توسط نيروهاي مسلح ارتجاعي محلي در آسياي جنوب شرقي
بويژه در سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني، پيش برده ميشد گرفته، تا سازمان دادن شبكه تسليحاتي ايران ـ كنترا
توسط سرهنگ اليور نورث و مك فارلن و... همه عمدتا بودجه مورد نياز خود را از طريق
قاچاق مواد مخدر تامين كرده و مي كنند.
آخرين نمونه چنين اعمالي، كه علني شد، دست داشتن ژنرالهاي كوبائي در شبكه پخش مواد
مخدر در آنگولا و ساير نقاط جهان است. در اين ميان نوكران اينگونه دولتها نيز، از
حق السهم برخوردار بوده و عنوان سلاطين
مواد مخدر را بخود اختصاص مي دهند. ژنرال نوريگا در پاناما از آن جمله است.
شبكه پخش مواد مخدر در ايران، جزئي از شبكه مواد
مخدر سيا در خاورميانه است كه مركز آن در پاكستان (عمدتا پيشاور) مي باشد. در زمان
شاه، بخش بزرگي از كنترل توليد وتوزيع پخش مواد مخدر در انحصار باند دربار و
بوروكراتهاي نظامي بود. جمهوري اسلامي بخشي از شبكه هاي زمان شاه كه باساواك و سيا
ارتباط داشتند را در هم ادغام نمود و با بخشي نيز در افتاد. ولي مسئله اي كه موجب
رشد شبكه هاي پخش گشت مستقيما مربوط به تعدد مراكز قدرت و رشد ارگانهاي مسلح
گوناگون و باند ها و شبكه هاي ترور و جنايت علني و مخفي، در داخل وخارج كشور، مي
باشد. بسياري از اين ارگانها بخشي از هزينه هاي غير رسمي فردي يا جمعي خود را از
طريق فروش مواد مخدر بدست مي آورند. از كميته هاي انقلاب اسلامي گرفته تا حزب الله
افغانستان وابسته به جمهوري اسلامي تا دارودسته هاي مزدور رژيم در لبنان و... شهره
خاص و عام در اين زمينه مي باشند. حتي طرح مبارزه با مواد مخدر نيز خود منبعي بزرگ
براي رشوه خواري جيره خواران رژيم در پائين ترين سطوح سپاهي و بسيجي بوده وخود
نشانه عمق پوسيدگي و شيوع فساد در پايه هاي "مومن" اين جمهوري مي باشد.
درافتادن رژيم با شبكه هايي معين وعمدتا "هيچكاره" كه در اثر فقر
وفلاكت، ويا تامين مواد مخدر براي خود، به توزيع آن مي پردازند، در خدمت انحصاري باقي ماندن ترافيك اين كالا در
دست شبكه هاي اصلي وابسته به خود رژيم ميباشد.
رژيم در اين كارزار ارتجاعي سعي كرده كه به آن
پوششي "انساني" داده و پرچم دفاع از قربانيان مواد مخدر را دردست بگيرد؛
و از اينطريق از حساسيت مردم به اين مواد خانمانسوز سوءاستفاده نموده و "فصل
مشتركي" با توده هائي كه از اين رژيم متنفرند ، پيدا كند. زهي خيال باطل !
رژيمي كه با به شكست كشاندن انقلابي عظيم همراه با زهر سركوبهاي معنوي و فرهنگي و
تبليغ روحيه عرفان و تصوف واز خود بي خبري و ... خود مسبب اصلي ايجاد چنين روحياتي
براي به زنجير كشاندن دوباره مردم و كشتن استعدادها و شور وشوق جوانان و مطيع
ساختن شان مي باشد، نميتواند و نبايد
كوچكترين همدردي را، با اين كارزار عوامفريبانه براي خود فراهم سازد.
اين كارزار، يك تله اغواگرانه و يك حمله واقعي به
توده هاست. اغواگرانه است زيرا تحت عنوان مبارزه با يكي از معضلات واقعي جامعه،
حمايت از مردم وخدمت به مردم صورت ميگيرد. و يك حمله واقعيست، زيرا غل و زنجير
پليسي را بر زندگي مردم محكمتر ميسازد و زمينه حملات بيشتر را فراهم ميكند. اينبار
تحت پوشش مبارزه با مواد مخدر به دستگيري هاي توده اي، خانه گردي، جاده بندي، كنترل محلات و هويت جوانان، دستگيري هاي بدون
دليل و... دست مي زنند و ارگانهاي سركوبگر ديگري را بهمراه كمپ هاي كار اجباري سازمان مي دهند. اين كارزار ادامه جنگ داخلي
عليه مردم و تقويت هرچه بيشتر نظم وقوانين ارتجاعي، بشكل ديگري ميباشد. اين كارزار
تلاشي است بمنظور منحرف ساختن افكار عمومي و ايجاد جو ي در ميان مردم مبني بر
اينكه ديگر به اين يك حركت جمهوري اسلامي نميتوان ايرادي گرفت و بمخالفت با آن
برخاست. آنهائي كه فكر مي كنند كارزار ضد مواد مخدر در تضاد با سياست كلي رژيم
قراردارد، در اشتباه محض بسر مي برند. پخش مواد مخدر از سوي جمهوري اسلامي و
كارزار ضد مواد مخدر آنها، دوروي يك سكه اند و درخدمت منافع رژيم قرار دارند.
رژيمي كه خودث سردمدارنش معتادند و تاريخا زندگي انگلي و طفيلي گري وبيكارگي ـ
يعني زندگي آخوندي ـ داشته و حتي تجسم
واقعي افيونث دين، يعني خميني حاضر نبود عليه مواد مخدر فتوا بدهد! جمهوري اسلامي
بهيچوجه مسئله اش رها شدن مردم از مخدرات نيست. آيا كسي باور مي كند رژيم
جنايتكاري كه دهها هزار انقلابي و كمونيست را به جوخه اعدام مي سپارد، كارگران
ودهقانان را تحت فجيعانه ترين اشكال استثمار وستم طبقاتي قرار ميدهد، ملل تحت ستم
كرد وتركمن وعرب و ... را سركوب مي كند، زنان را وحشيانه تحت ستم قرار ميدهد، صدها
هزارتن را دريك جنگ ارتجاعي به كشتن ميدهد و...، دلش براي رهايي مردم از بلاي مواد
مخدر، سوخته است؟ تنها كسي ميتواند اينچنين توهمي داشته باشد كه در مورد ماهيت
پليد جمهوري اسلامي متوهم باشد.
اين كارزار فريبكارانه هيچ ربطي به مبارزه با
مواد مخدر نداشته فقط درخدمت دامن زدن به جو
ارعاب وسركوب توده ها ست. سوال واقعي براي توده هاي ستمديده بايد اين باشد
كه چرا بايد مردم در اين كارزارها، گوشت دم توپ مرتجعين گردند و بدون ذره اي ترحم
زندگيشان نابود گردد؟ آيا راهي ديگر وجود ندارد؟ چرا! چاره كساني كه در اين سيستم
پوسيده نه جائي دارند و نه آينده اي براي خود مي بينند، پناه بردن به مواد مخدر
نمي باشد و نبايد سياهي لشكر اين كارزارها بشوند. تنها چاره رو كردن به انقلاب است
و مبارزه با اين نظام تا بن گنديده. بايد با اين تعرض كريه رژيم مبارزه كرد و
جناياتي كه تحت لواي اين كارزار در حق مردم ميشود را افشا نمود. و بايد هر تجمعي
را كه براي تماشاي اعدام قربانيان اين كارزار ايجاد ميشود به محلي براي مبارزه
عليه رژيم تبديل ساخت.
مبارزه واقعي عليه مواد مخدر و شبكه هاي پخش آن
بدون مبارزه عليه مناسبات توليدي كه جمهوري اسلامي از رژيم شاه به ارث برده، امكان
ناپذير است. بدون در هم كوبيدن قهري ماشين
دولتي و برقراري قدرت سياسي كارگران ودهقانان از طريق جنگ خلق، نمي توان خلاقيت
خلق را شكوفا ساخت ، مردم را متحول نمود و سركوب دشمنان طبقاتي كه عاملان اصلي
شبكه هاي مواد مخدر هستند را به پيش برد. بدون نابود كردن مناسباتي كه بر منطق سود
بوده و مبتني بر استثمار و منفعت شخصي مي باشد نميتوان از تجارت هيچ كالاي خطرناكي
در ازاي پول جلو گيري كرد. به يك كلام، خلاصي از شر مواد مخدر بدون انجام انقلاب "روياي يك
معتاد" است.
رهائي ازاين معضل اجتماعي مستقيما به امر انقلاب پرولتري بستگي دارد.
انقلابي كه سوداگران واقعي مرگ، و تمام كساني كه
معتاد به نوكري براي امپرياليستها و ستمكاري و استثمار گري مي باشند، معتاد به مرض كشتار انقلابيون ، معتاد به زندگي انگلي و كشيدن شيره كارگران و دهقانان هستند و... را بدار مجازات خواهد آويخت.
اين مقاله نخستين بار در روزنامه كارگر انقلابي
ارگان حزب كمونيست انقلابي آمريكا شماره 476 به چاپ رسيده است.
www.sarbedaran.org