جمعبندي از هيجده تير و ادامه راه  

 

از حقيقت، ارگان حزب كمونيست ايران (م ل م)، شماره 11، مرداد 1382www.sarbedaran.org

 

ده روز خيزش دانشجويان و مردم تهران و شهرهاي ديگر در خرداد ماه، فضاي سياسي نويني را در پي خود بر جاي گذاشت. اين جنبش ده روزه در را بروي دوران نويد بخشي در مبارزات خلقهاي ايران باز كرد. شعارهاي سياسي صريح و تيز اين جنبش، كيفيت سياسي آنرا به نمايش گذاشت. سراسري شدن آن، جبهه اتحاد مردم عليه رژيم را از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب گسترش داد. استمرار ده روزه آن انرژي بي پايان توده هاي مردم و روشنفكران آگاه را در مبارزه عليه ظلم و بيداد و براي بدست آوردن حق و عدالت نشان داد. خاك ما شخم خورد و حاصلخيزتر شد.

اين جنبش توسط دانشجويان دلاور شروع شد اما تبديل به جنبشي شد كه توده هاي مردم در خيابانها و پس كوچه ها آنرا بر شانه هاي خود حمل كرده و فرسنگها پيش بردند. روحيه مردم بطور كيفي تغيير كرد. اكنون ما با روحيه اي مواجه هستيم كه بسختي بتوان آنرا با اصلاحات حقير در نظام سياسي كشور آرام كرد يا آن را به دخيل بستن به نيروهاي بيگانه راضي نمود.

  جمعبندي از اين دور مبارزه كوتاه، فشرده و سراسري براي پيشروي هاي بيشتر بسيار مهم است. اين جمعبندي هم سياسي است و هم عملي. فعالين اين جنبش بايد نقاط قوت و ضعف اردوي مردم و اردوي دشمن را  بشناسند تا بتوانند بطور علمي اين جنبش را به جلو و در جهتي كه دروازه هاي آينده درخشان را بگشايد سوق دهند.

                                                                                                                                    

18 تير

بسياري انتظار مي كشيدند كه در روز 18 تير، جنبش دانشجوئي و  جنبش مردم به سطحي عاليتر جهش كند. اين انتظار و اميد در شعارهاي دانشجويان و انقلابيون منعكس بود. مردم رشته پيوندي كه در ده روز نبرد خرداد بدست آمده بود را  حفاظت مي كردند تا در روز موعود ضربه اي دردناك بر پيكر پوسيده رژيم وارد كنند. هر چند چنين نشد اما تعداد تظاهراتهاي موضعي كوچك و بزرگ در سراسر كشور بسيار زياد و تحسين برانگيز بود. دانشگاه تهران زير چكمه هاي اوباش جمهوري اسلامي آرام بود اما مبارزات مهمي توسط دانشجويان دانشگاه هاي مختلف كشور براه افتاد. آغاز مبارزات دانشجوئي در بيست خرداد از امتيازي برخوردار بود كه 18 تير نبود؛ و آن عنصر غافلگيري بود. در واقع رژيم اسلامي از قبل از بيست خرداد در تلاش بود كه نگذارد سالروز هيجدهم تير برگزار شود. دانشجويان با آغاز مبارزه در پيش از موقع مقرر در واقع رژيم را غافلگير كردند. دانشجويان پيشدستي كرده و با استفاده از غافلگيري دشمن، خيزش كم سابقه اي را در سراسر كشور دامن زدند. اما سالروز هيجده تير از امتياز عنصر غافلگيري برخوردار نبود.

  علاوه بر فقدان عنصر غافلگيري، بايد به اين مساله نيز توجه كرد كه هر جنبش توده اي خصلتا بطور موج وار و با افت و خيز پيشروي مي كند. روزهاي اوج آن نمي تواند مدت زيادي طول بكشد. نيازمند آنست كه استراحت و فكر كند و براي خيز بعدي آماده شود. «فكر كردن» به صورت جمعبندي كردن و نقشه ريختن از سوي پيشروان و جريان يافتن بحث و تجزيه و تحليل در ميان صفوف مردم پيش مي رود. در دوره هاي افت يا آرامش موقت، عده اي دلگير و نااميد مي شوند اما پيشروان از آن بعنوان فرصتي براي جمعبندي، يافتن هم فكران، بهم پيوستن در هسته ها، هماهنگ كردن و نقشه ريزي براي شتاب بخشيدن به جريان مبارزه، استفاده مي كنند.

  اما مهمترين دليل اينكه 18 تير به روزي كه انتظارش ميرفت تبديل نشد، اقدامات سركوبگرانه رژيم بود. رژيم براي ممانعت از انفجار بزرگ روز هيجدهم تير تلاشها و تداركاتش را چندين و چند برابر كرد. مانند حيواني كه در بستر مرگ آخرين دست و پايش را مي زند، چنگ و دندان نشان داد. بر  زره پوشان خياباني اش افزود و دانشگاه و كوي را اشغال نظامي كرد. تا توانست فعالين دانشجوئي و مبارزين جوان را جمع كرد و به شكنجه گاهها برد و در آنجا نگاهشان داشت. رفسنجاني در نماز جمعه پس از 18 تير از «مردمي كه دل براي اسلام مي سوزانند» يعني اوباش انصار و سپاه و امنيتي هاي لباس شخصي تشكر كرد.

  رژيم تكيه خود را روي سركوب گذاشت و بطور موقت نتيجه گرفت. اين سركوب چند وجهي بود. رژيم از يكسو قلع و قمع كرد و دانشگاه ها را بست و در شهرها نيروهاي نظامي اش را به نمايش درآورد كه مردم مرعوب شوند و از سوي ديگر انجمن هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت شروع به دادن قرص آرام بخش به جنبش دانشجوئي كردند. دفاتر انجمنهاي اسلامي تا آنجا كه مي توانستند دانشجويان را از پيوستن به مردم منع كرده و هشدار دادند. دانشجويان انجمن هاي اسلامي مرتبا آن شكلهاي مبارزاتي كه به فروكش كردن جنبش خياباني مردم كمك مي كند را به ميدان آوردند. مثلا در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران دست به تحصن زدند و به كوفي عنان (رئيس سازمان ملل) نامه اي عاجزانه نوشتند كه بيا و تكليف ايران را روشن كن! جريان دوم خرداد بشدت در مورد راديكاليزه شدن اين جنبش هراسان بود بطوريكه با شروع خيزشهاي شبانه خرداد يكي از نظريه پردازان اينان نوشت «متاسفانه اين جنبش توده وار شده است»[1]. 

 اما مساله فقط اقدامات جمهوري اسلامي نبود. قدرت هاي غربي به رژيم اسلامي چراغ سبز نشان دادند كه با اتخاذ اقدامات سركوبگرانه از وقوع يك خيزش گسترده توده اي ممانعت بعمل آورد. مشخصا كولين پاول وزير خارجه آمريكا چند روز قبل از 18 تير اعلام كرد كه آمريكا به هيچوجه در امور داخلي ايران دخالت نخواهد كرد و امور داخلي ايران مربوط به خود رژيم است. يا جك استرا وزير امور خارجه انگليس بسرعت خود را به ايران رساند تا نشان دهد كه انگليس پشت رژيم جمهوري اسلامي است. جك استرا با تاكيد بر اينكه «ايران بايد قراردادهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي را امضا كند» مي خواست به رژيم اسلامي اعلام كند كه دعواهاي ميان ما و شما ربطي به مردم ايران ندارد و شما هر جور مي خواهيد مي توانيد با مردم رفتار كنيد، مساله آنست كه منافع ما را به خطر نيندازيد.

  اين اقدامات امپرياليستهاي آمريكائي و انگليسي نشانه آنست كه از خيزش مردم بهراس افتاده اند. آمريكا نگران آن است كه اوضاع از دستش خارج شود و قبل از اينكه خودش آماده شده و بديلش را بسازد، نيروهاي انقلابي از اين اوضاع استفاده كنند و تشكلهاي انقلابي مردمي شكل بگيرد. كشورهاي اروپائي هم در مقابل سركوب وحشيانه و بگير و ببند دانشجويان و جوانان توسط نيروهاي انتظامي و امنيتي رژيم، سكوت كردند. زيرا آنها نيز بدشان نمي آيد كه رژيم قبل از سرنگون شدن، نيروهاي انقلابي و ضد امپرياليست را قلع و قمع كند. آمريكائي ها سناريوئي داشتند مبني بر اينكه با استفاده از جنبش دانشجوئي و ارتباطاتشان با انجمنهاي اسلامي و نيروهاي سلطنت طلب مقيم آمريكا، انرژي مردم را به كانال حمايت از آمريكا انداخته و جاده را براي تحميل بديل ساخته خود صاف كنند. اما  آنها دست از اين سناريو كشيدند. زيرا متوجه شدند كه جنبش دانشجوئي ايران به يك جنبش مردمي تبديل شده است. پس اميدهايشان به دست نشانده كردن اين جنبش نقش بر آب شد. آنها به چشم ديدند كه جامعه مانند انبار باروتي است كه مي تواند آنچنان منفجر شود كه جاده ها را براي همه مرتجعين و امپرياليستها ببندد. آتشي مي تواند بر پا شود كه تنها به نفع يك انقلاب تمام عيار عليه امپرياليستها و كليه مرتجعين تمام شود. آنها متوجه شدند كه بخش عظيمي از دانشجويان از زير نفوذ انجمن هاي اسلامي بيرون آمده اند و توده هاي مردم بخصوص جوانان زير بيست سال در خيابانها قدرت خود را تمرين ميكنند و هيچ خدائي را بنده نيستند!

 

ضعفهاي اردوي مردم

  رژيم موانع مهمي ايجاد كرد اما بايد ديد در صفوف مردم و مبارزين ضد رژيم چه محدوديتهائي بود كه نتوانستند اين موانع را درهم بشكنند؟ در اين ميان عامل پراكندگي، فقدان تشكيلات و رهبري در صفوف مردم و مبارزين ضد رژيم را بايد بطور جدي در نظر داشت. اين جنبش سياسي مردم فاقد تشکل ها و رهبري مناسب خود است که بتواند به تداوم اين جنبش و بالا بردن آگاهي سياسي مردم کمک کند. 

براي تداوم جنبش سياسي كنوني چه بايد كرد؟ رژيم دانشگاه ها را مي بندد ولي وقتي كه جنبش سياسي مردم شروع شده است، اين عمل مي تواند كاملا به ضد مقاصد رژيم تمام شود. زيرا وقتي كه دانشگاه ها را مي بندند، دانشجويان به ميان مردم مي روند. اين عاليست. دانشجويان مبارز مي توانند و بايد به ايجاد وحدت و تشكيلات در ميان مردم كمك كنند.

  در جنبش خرداد دانشگاه نقش فراخوان دهنده را بازي كرد. اما با بسته شدن دانشگاه ها، دانشجويان مبارز اين موقعيت را از دست دادند. در ميان پيشروان جنبش اين سوال طرح است كه چگونه مي توان مراكز و ستادهائي را شكل داد كه وابسته به سياستهاي رژيم نباشد تا هر وقت خواست آنرا ببندد. [2]برطرف كردن اين كمبود وابسته به آن است كه دانشجويان مبارز مخفيانه متشكل شوند. با هم ارتباط برقرار كنند و از طريق شبنامه و شبكه هاي سراسري دانشجوئي فراخوانهاي خود را به گوش مردم برسانند. اين يك سطح از ايجاد تشكلهاي پايدار براي ادامه دادن جنبش سياسي است. همانطور كه قبلا گفتيم: «دانشجويان چپ نيز بايد جريان خود را متشكل كنند. از آنجا كه دانشجويان چپ و انقلابي زير سركوب وحشيانه تر قرار دارند، اينكار را بايد با نهايت دقت و دور از چشم دشمنان انجام دهند.دانشجوياني كه خواهان سرنگوني كليت رژيم جمهوري اسلامي بدست مردم هستند بايد از تشكلات دانشجوئي حكومتي (انجمن هاي اسلامي) فاصله بگيرند و خود متشكل شوند» به نقل از مقاله «درود بر جنبش دانشجوئي» حقيقت شماره 10‌)

  شكل گيري هسته هاي دانشجوئي از ميان دانشجويان مبارز تمام دانشگاه ها و شهرها و پيوند آنها با يكديگر موجب براه افتادن يك تشكيلات توده اي مي شود كه مي تواند نقش بسيار مهمي در ارتقاء سطح جنبش سياسي ايران بازي كند.

يك روش گسترده تر كردن و رزمنده تر كردن جنبش دانشجوئي، تعميم آن به مدارس و محصلين است. دانشجويان مي توانند نقش مهمي در اين زمينه بازي كنند. امروزه مي بينيم كه نوجوانان نيروي فعال مبارزات خياباني اند. تشكلات دانشجوئي بايد در برگيرنده محصلين نيز باشد.

اكنون كه جنبش سياسي به ميان مردم گسترش يافته مساله آنست كه چگونه مي توان به شكل گيري تشكلهاي اوليه مردمي و ضد حكومتي در ميان مردم ياري رساند. توده هاي محلات آماده شورش و مبارزه اند. اما هيچ سطح از تشكل براي سازمان دادن و هماهنگ كردن مبارزات آنان موجود نيست. بايد كميته ها و يا هسته هائي شكل بگيرند كه بتوانند در هر محله شبنامه و رهنمود به مردم برسانند. بغير از دانشگاه ها و مدارس، محلات و كارخانجات نيز بايد به كانون هاي مقاومت تبديل شوند.  وظيفه كارگران مبارز شكل دادن به هسته هائي است كه بتوانند به تداوم اين جنبش سياسي و بروز خياباني آن ياري رسانند.

   (در زمينه رهنمودها مراجعه كنيد به مقاله «پيروزي در نبردهاي فردا در گرو پيروزي در نبردهاي امروز است» ‌‌مندرج در همين شماره نشريه)

  جنبش سياسي مردم در برگيرنده موضوعات و جبهه هاي گوناگون است و نيازمند تشكلات مختلف ميباشد. بطور مثال مبارزه خانواده زندانيان سياسي براي آزادي دلبندان خود. مبارزه خانواده جانباختگان براي يافتن محل دفن عزيزان خود و برپا كردن بناي يادبود در مزار آنها در خاوران و آمل و غيره. فعاليت دانشجويان براي برگزاري پانزدهمين سالگرد كشتار زندانيان سياسي در سال 67 در روزهاي بازگشائي دانشگاه ها در شهريور. مبارزه دانش آموزان مدارس عليه استبداد حاكم از طريق تعطيل كردن اول مهر. اعتصاب سراسري معلمين زحمتكش و شريف كشورمان. اعتصاب كارگران و كاركنان نفت براي آزادي زنداني سياسي و در دفاع از كارگران نقاط ديگر كشور.

  همانطور كه توده هاي مردم به حمايت از دانشجويان برخاستند، دانشجويان نيز بايد به مظالمي كه به قشرهاي مختلف خلق  مي شود عكس العمل نشان دهند. به اين ترتيب روزهاي مشخص مبارزه به روزهاي جنبش دانشجوئي محدود نمي شود. بطور مثال دانشجويان مبارز بطور جدي بايد به فكر برگزاري پانزدهمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسي كه در سال 1367 بدستور خميني اتفاق افتاد باشند. اين روز مصادف است با روزهاي بازگشائي دانشگاه ها در اواسط شهريور.

 

 فلسفه و خط

  در مبارزات بزرگ، پيشروان بدنبال فلسفه و خط نيز  مي گردند. زيرا وقتي كه انسان براه مي افتد، بطور  جدي نياز به نقشه راه پيدا مي كند؛ دست زدن به عمل مبارزاتي جدي، ناگزير سوالات سرنوشت ساز در ذهن مبارزين مي اندازد: هدف چيست، راه كدام است، آن بديل سياسي و اجتماعي و اقتصادي كه واقعا رهائي اكثريت مردم را در بر دارد، كدام است؟ اين سوالات وسط مي آيند و پاسخ مي طلبند. اين مسائل به مبارزات خياباني مردم هم راه مي يابد. زيرا در خيابانهاست كه بديلهاي سياسي بشكل پرچمها و شعارها به ميدان مي آيند و به مارش توده ها به اين يا آن سو جهت مي دهند. دامن زدن به اين سوالات و پاسخ درست به آنها بخشي لاينفك از رهبري مبارزات مردم است. بهترين زمان براي تبليغ و ترويج علم انقلاب زماني است كه انقلاب بطور حي و حاضر جريان يافته است. وقتي عمل مبارزاتي با افزايش آگاهي سياسي و اتخاذ فلسفه و ايدئولوژي طبقاتي انقلابي عجين شود، انرژي و ابتكار عمل مبارزين به حد نهايت شكوفا مي شود. زيرا مبارزين با اطمينان بيشتري گام بر ميدارند. زماني كه افق و چشم انداز روشن است، سرچشمه جوشان ابتكارات و فداكاريها بي پايان مي شود. پيشرواني كه از دل خيزش نوين مبارزات مردم ايران رو آمده اند، از هم اينك به افق هاي دورتر، به سياستهاي صحيح تر و به شيوه هاي موثرتر مبارزه مي انديشند. چشم و گوش آنها براي يافتن پرچمي كه راه حقيقي پيروزي و رهائي را نشان دهد، از هر زمان گشوده تر است.

 

 

www.sarbedaran.org



[1] به نقل از مجيد محمدي در سايت اينترنتي گويا

 

[2] . البته انجمن هاي اسلامي كماكان مي توانند به فعاليت ادامه دهند چون تشكيلات حكومتي هستند. در واقع رژيم با باز گذاشتن فضاي باز براي فعاليت علني انجمن هاي اسلامي و ايجاد خفقان براي بقيه مي خواهد دانشجويان را به فعاليت در چارچوب انجمن هاي اسلامي وادار كند. اما اين را دانشجويان مبارز خوب فهميده اند و بهر طريق ممكن خود را از زير كنترل و مهار آنان بيرون كشيده اند.