مردم
می دانند چه
نمی خواهند!
مسئله
بر سر آن است
که چه می
خواهیم؟
حتا
برخی شغال های
نظام این
انتخابات را
تحریم کرده
اند. این
انتخابات حتا
تحریم کردن
ندارد. این را
مردم می
دانند. مردم
می دانند که
کاندیداهای رسمی
انتخابات، از
رفسنجانی و
قالیباف تا
معین، همه بدترین
های این جامعه
را نمایندگی
می کنند؛ جزو جنايتكارترين
و هرزه ترين، مکارترین
های جامعه اند
که یک رژیم فاشيستی قرون
وسطائی تا مغز
استخوان دشمن
و بیگانه با
مردم را به
مدت 26 سال
اداره کرده
اند. با
افكار و اعمال
مخوف
اینان همه به
اندازه کافی
آشنایند. اینها
باید بروند.
این
انتخابات
کاندیداهای
غیر رسمی هم
دارد. تحریم
انتخابات از
سوی گنجی ها و
دفتر تحکیم وحدتی
و رفراندوم چی
ها و آیت الله
منتظری و امپریالیسم
آمریکا نیز یک
بازی
انتخاباتی
است. این صف
آرائی می
خواهد نرفتن
مردم به پای
صندوق های رای
را به حساب
خود بریزد. مردم
باید اینان را
نیز بی آبرو کرده
و کارتشان را
بسوزانند. در
غیر اینصورت
اینان دست در دست
آمریکا موفق
خواهند شد با
کمترین
دستکاری در
ساختارهای
جمهوری
اسلامی، یک
رژیم کمابیش
مشابه را به
عنوان
"تغییر" به
مردم حقنه کنند.
نباید اجازه
داد که این
برنامه پیش
رود.برای این
کافی نیست که
مردم بدانند چه
نمی خواهند.
باید بدانند
که چه می
خواهند.
مردم از
تمام تبهکاری
های سیاسی و
اقتصادی و
اجتماعی رژیم
خشمگین اند؛
از اینکه هزار
فامیل رژیم
تمام ثروت های
حاصل از کار
مردم و منابع
طبیعی کشور را
به جیب خود می
ریزند و 90 درصد
مردم را در
فقر و محرومیت
اقتصادی و سیاسی
و فرهنگی نگاه
می دارند
عصبانی اند.
اما باید
سرچشمه تولید
و بازتولید و
تغذیه این
اقلیت مخوف و
بیرحم را پیدا
کرد و آن را
خشک کرد. تنها
روبیدن اینان
از کرسی های
قدرت کافی نیست.
ریشه اینان را
باید سوزاند.
سرچشمه
سیاسی،
اقتصادی و
فرهنگی
زاینده این
تبهکاران را
باید خشک کرد.
این اقلیت
زالو صفت و
بیرحم با
اتکاء به نظام
مالکیت خصوصی
سرمایه داری و
نیمه فئودالی
و با کمک
سرمایه داری
جهانی و
قدرتهای
آمریکائی و
اروپائی
زندگی می کند.
این اقلیت با
استفاده از سرکوب
نظامی و امنیتی،
اشاعه فکر عقب
مانده مذهبی،
زنده نگاه
داشتن افکار و
آداب سنتی،
تقویت روابط
ستمگرانه بین
خود مردم
مانند آقائی
مرد بر زن،
تحقیر ملل تحت
ستم ایران،
خود را در
قدرت نگاه می
دارد. برای
تغییر واقعی
نمی توان به
تغییر رژیم اکتفا
کرد بلکه باید
نظام سیاسی و
اقتصادی و فرهنگی
اینان را ریشه کن
کرد و نظام
سیاسی،
اقتصادی و
فرهنگی کاملا
متفاوتی بنا
کرد. این است
که باید به
خواست مردم
تبدیل شود.
برای
شکل گیری این
خواست روشن و
بدون ابهام،
مردم باید
برنامه
کمونیسم را
بکاوند و کشف
کنند. پیشروان
مبارز مردم از
یکسو باید
توده های مردم
را به مبارزه
متشکل و پیگیر
برای سرنگون
کردن جمهوری
اسلامی بسیج
کنند و از سوی
دیگر در فضای
رزمنده و پر
شور
مبارزاتی، به
بحث و جوشش
فکری در میان
مردم بر سر
اینکه چه می
خواهیم، و
تغییر
واقعی در
سیاست و اقتصاد
و فرهنگ جامعه
یعنی چه؟ دامن
زنند. الگوی
جامعه
سوسیالیستی و
تجربه ایجاد
جوامع
سوسیالیستی و
الگوی تکامل
یافته جامعه
سوسیالیستی
را که جنبش
کمونیستی
ارائه می دهد
باید فعالانه
به میان مردم
برد. این باید
به مهمترین
بحث فکری میان
کارگران فعال
در جریان
فعالیت برای سازماندهی
تشکلات مستقل
کارگری تبدیل
شود. این باید
به مهمترین
جدلهای نظری
درون دانشجویان
مبارز تبدیل
شود و باید آن
را در حداکثر
توان خود، به
میان مردم
ببرند. بحث و
جدل بر سر کمونیسم
و بدیل
جامعه
سوسیالیستی،
باید به یکی
از شاخص های
صحنه سیاست در
جامعه ما تبدیل
شود. نو زائی
فکری و فرهنگی
تنها از درون
یک چنین جوششی
می تواند حاصل
شود.
برنامه
هائی که
بعنوان بدیل
از سوی دیگران
(مانند
رفراندومچی
ها و ملی
مذهبی ها و آمریکا)
در مقابل مردم
گذاشته می
شود، یک کلاهبرداری
در شرف تکوین
است. در مقابل
این باید ایستاد.
در جدال بر سر
آینده ی
متفاوت،
کاندیداهای
رسمی و غیر
رسمی
انتخابات و
قدرتهای بزرگ
مانند آمریکا
و اروپا در یک
طرف ایستاده
اند؛ و
کمونیستها در
طرف دیگر.
برنامه اولی
ها این است که
اکثریت مردم
را در موقعیت
محکوم، محروم
و بی حقوق
نگاه دارند،
گیرم که با
عوض کردن نگهبانان
این زندان
بزرگ؛ و
برنامه
کمونیستها راه
نجات تمام
ستمدیدگان از
جهنم بی
عدالتی و ستم
و محرومیت و
پای گذاشتن
در
شاهراه سیمگون
جامعه ی تساوی
گرا و عدالت
طلب است. این
است انتخاب
واقعی.
حزب
کمونیست
ایران
(مارکسیست –
لنینیست –
مائوئیست)
24
خرداد 1384