موسيقي RAP ، موسيقي محلات سياه پوست نشين آمريكا

 

از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)

 

فرهنگ RAP، فرهنگي كه خصوصاً به جوانان سياه و اقشار تحتاني در جوامع غرب تعلق دارد، از آمريكا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثير قرار داده است. RAP فرهنگ كوچه و خيابان است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را بخود جلب ميكند. نقاشيهاي بسيار هنرمندانه و مبتكرانه بر ديوارهاي شهر، شعارنويسي با خط مخصوص، رقص هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از فرهنگ RAP هستند. كلام موسيقي RAP با بحر طويل قابل مقايسه است. كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا ميشوند، و ضربي قوي آنرا همراهي ميكند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش گونه اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بيسابقه بر شنونده بر مي انگيزد.

موسيقي RAP از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروههائي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند. آنها كار در مزارع را رها كرده و به پرولتر تبديل گشتند. اما اگر به ريشه ها و ماخذ اين موسيقي باز گرديم به غرب آفريقا و سرود هاي ستايش ساوانا مي رسيم. در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهائي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي را بشكل ترانه و نقالي اجراء ميكنند و اين بسيار به RAP  شبيه است. موسيقي RAP از طريق محلات فقير نشين نيويورك كه محل تلاقي توده مهاجر جزاير كارائيب با توده سياه ميباشد، بر موسيقي رگه تاثير نهاده است.

اواخر دهه 1960، وقتي كه امپرياليسم آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب كبير فرهنگي پرولتاريايي در چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تاثير نهاده بود و دريچه اي از آگاهي پرولتري و دورنماي انقلابي را برويشان گشوده بود، در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان توده سياه با بورژوازي امپرياليستي و پايه هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت . خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله هاي نيويورك بحساب ميآمد. گروه هاي RAP از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت.

موسيقي خياباني RAP كه نخست توسط گروههاي كوچك سياه پوست در محدوده محلات اجرا مي شد از سال 1979 پا بعرصه بازار موسيقي گذاشت. بورژوازي كوشيد با استفاده از اهرمهاي كنترل خود بر بازار، بر خصلت شورشگر و مترقي RAP تاثير بگذارد و سبك وقالب RAP را در خدمت تبليغ ايده هاي ارتجاعي و باب ميل خود قرار دهد.

افشاگري ازRAP هاي ارتجاعي و تجارتي يكي از وظايف خوانندگان مترقي و انقلابي RAP، و در قالب ترانه هاي RAP است. اين كار را RAP خوانهاي انقلابي نظير "برادر دي"  بارها انجام داده اند. مثلا در سال 1979، ترانه اي تجارتي خوانده شد كه در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و كاري بدرد بقيه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛ "برادر دي" ترانه اي تحت عنوان "چگونه ملت سياه را بپا خيزانيم؟" خواند و در آن، خطاب به سرايندگان آن ترانه تجارتي چنين گفت:

 

جشن تو ميتواند بزودي زود خاتمه يابد،

وقتي كه آنها، يكروز بعد از ظهر، بقول خودشان

"سياه برزنگي ها" را بخط كنند

پس در حاليكه تو شب را به صبح ميرساني،

اين مملكت بيشتر و بيشتر دست راستي ميشود

بنابراين يا از الان خودت را آماده كن

يا راه فرار در پيش بگير،

چرا كه در دولت پليسي، هيچ جشني در كار نخواهد بود

 

اگر چه طي سالهاي اخير، بسياري از موسيقيدانان ارتجاعي از اين سبك در پاره اي از آثار خود استفاده كرده اند، اما جوهر و روح شورشگرRAP همچنان در وجود گروههاي ياغي ضد سيستم، در محلات فقير نشين و محافل سياسي و غير قانوني زنده است و بورژوازي امپرياليستي و دستگاه پليس هنريش با مشاهده هر اعلان كنسرت RAP انقلابي بخود ميلرزد و قواي سركوبگرش را براي باصطلاح حفظ نظم و كنترل جمعيت خشمگين كه چون انبار باروت آماده انفجار است، اعزام ميدارد.

در اينجا قسمتي از نخستين ترانه RAP اعتراضي كه از معروفيتي بين المللي برخوردار گشته و "پيام" نام دارد را با هم ميشنويم. اين ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوريوس فايو" است. اين ترانه حكايت شرايط نابسامان توده هاي تحتانيست. نخست به ترجمه فارسي بخشي از ترانه توجه كنيد:

 

دستم را بروي اسلحه ام ميفشارم،

چرا كه قصد جانم را كرده اند

مرا هل ندهيد، ديگر جان به لبم رسيده

ميكوشم به سيم آخر نزنم

اينجا درست مثل يك جنگل است

و بعضي وقتها تعجب ميكنم

كه چگونه ميتوان جان سالم بدر برد

 

همانطور كه گفتيم "برادر دي" يكي ديگر از خوانندگان انقلابي RAP و از اهالي محله برانكس نيويورك است كه سابقاً در سازمان سياسي و فرهنگي "دانش ملي سياهان" فعاليت داشته است. ترجمه فارسي بخشي از ترانه "قدرت" چنين است:

 

بسياري از مشكلات جهان امروز، خصوصاً مشكلاتي كه گريبانگير خلق ماست،

تبارز تضاد استعماريست

مسئله اصلي، قدرت است.

هدف ما بايد قدرت باشد

نژادپرستي نتيجه اي از ناتواني كنوني ماست

در اين وضعيت، "تمايزات طبيعي" در استثمار نقش بازي ميكند

نبرد براي كسب برابري اغلب اوقات مطرح ميشود

اما از خودت بپرس، اينها اصلا چه ارزشي دارند كه بخواهيم با ايشان برابر شويم؟

بكوش تا كنترل خارجي را برچينيم

ما بايد دولت خودمان را بنا كنيم.

تو نظم نوين جهاني را ميبيني كه مثل گلي بر ساقه ميرويد،

از مبارزات مردم سراسر جهان برميخيزد،

تاآنچه بحق متعلق بمردم است را برپا دارد

مسئله اصلي قدرت است،

هرچه ميكشيم از نداشتن قدرت است.

بدون قدرت، كشتار نصيبمان خواهد شد

هدف ما بايد كسب قدرت باشد.

 

 

 

www.sarbedaran.org