زندگي اوژن پوتيه

 

از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)

 

اوژن پوتيه شاعري انقلابي بود كه شعر انترناسيونال را در فرداي شكست كمون پاريس بسال 1871 سرود. كمون پاريس نخستين تلاش طبقه كارگر براي كسب قدرت بحساب ميآمد. حال اين شعر به سرود كارگران آگاه در تمامي كشورها بدل گشته است. 25 سال بعد از مرگ پوتيه، لنين مطلب ذيل را در مورد اين شعر و سراينده اش نگاشت.

"نوامبر سال گذشته ـ 1912 ـ مصادف بود با بيست و پنجمين سال درگذشت كارگر و شاعر انقلابي فرانسوي، اوژن پوتيه. او سراينده شهر مشهور پرولتري، "انترناسيونال"، است: "برخيز! اي داغ لعنت خورده...."

اين شعر به تمامي زبانها ـ اعم از اروپائي و غيراروپائي ـ ترجمه شده است. وقتي دست سرنوشت، يك كارگر آگاه را به نقطه اي از جهان پرتاب ميكند كه او خود را در آنجا بيگانه، ناآشنا به زبان، بدون دوست، دور از كشور خود مييابد، او ميتواند با ترنم آشناي "انترناسيونال" رفقا و دوستانش را پيدا كند.

كارگران همه كشورها، اثر رزمنده پيگير و شاعر پرولتر را بتصويب رسانده و آنرا به شعر جهاني پرولتاريا بدل ساختند.

بهمين ترتيب كارگران همه كشورها اينك بر خاطره اوژن پوتيه ارج مينهند. همسر و دختر وي هنوز در قيد حياتند و با تنگدستي روزگار ميگذرانند. سراينده انترناسيونال نيز همه عمر را به مسكنت گذراند. او بتاريخ 4 اكتبر 1816 در پاريس متولد شد. 14 ساله بود كه نخستين ترانه اش را سرود و بر آن عنوان "زنده باد آزادي!" نهاد. بسال 1848 او بمثابه يك جنگجو در سنگر نبرد عظيم كارگران عليه بورژوازي قرار داشت."

پوتيه در خانواده اي فقير تولد يافت و تمام عمر را در فقر گذراند. او نخست بعنوان كارگر بسته بند و سپس قالب ريز كارگاه، قوت لايموتش را تامين ميكرد.

از سال 1840 به بعد، او به تمامي وقايع بزرگ در حيات فرانسه با شعر پاسخ گفت، آگاهي را در ميان عقب ماندگان برانگيخت، كارگران را به اتحاد فراخواند و بورژوازي و حكومت بورژوائي فرانسه را بزير شلاق كشاند.

در روزهاي كمون كبير پاريس (1871)، پوتيه به عضويت كمون انتخاب شد. از 3600 راي، 3352 راي نصيب وي گشت. او در فعاليتهاي نخستين حكومت پرولتري يعني كمون شركت جست.

سقوط كمون، پوتيه را مجبور كرد به انگلستان بگريزد و سپس به آمريكا برود. او شعر مشهور انترناسيونال را در ژوئن 1871، فرداي شكست خونين ماه مه، سروده است.

كمون درهم شكسته شد اما انترناسيونال پوتيه، ايده هاي كمون را در سراسر جهان اشاعه داد و اين اين ايده ها زنده تر از هر زمان ديگر گشته است.

بسال 1876، پوتيه در تبعيد شعر "از كارگران آمريكا به كارگران فرانسه" را سرود. پوتيه در اين شعر زندگي كارگران را زير يوغ امپرياليسم، فقر، كار كمرشكن، استثمار و اعتماد استوار آنان به پيروزي فردا را تصوير كرده است.

فقط 9 سال از كمون ميگذشت كه پوتيه به فرانسه بازگشت و به "حزب كارگران" پيوست. نخستين جلد ديوان وي بسال 1884 منتشر شد. جلد دوم تحت عنوان "ترانه هاي انقلابي" در سال 1887 بچاپ رسيد.

شماري از ترانه هاي ديگر اين كارگر شاعر بعد از مرگ وي منتشر گرديد.

8 نوامبر 1887، كارگران پاريس جسد اوژن پوتيه را به گورستان "پر لاشز"، محل دفن كمونارهاي اعدامي، حمل كردند. پليس با سبعيت به جمعيت حمله برد تا پرچم سرخ را بزور از دستشان خارج سازد. جمعيتي گسترده در مراسم تشييع جنازه شركت جسته بود. از هر طرف فرياد "زنده باد پوتيه!" بگوش ميرسيد.

پوتيه در فقر مرد. اما از خود يادگاري بجاي نهاد كه ماندگارتر از هر اثر آفريده دست بشر است. پوتيه يكي از بزرگترين مروجين ترانه ساز بود. وقتيكه او نخستين ترانه اش را سرود، شمار كارگران سوسياليست حداكثر چند ده نفر ميشد. اينك دهها ميليون پرولتر با شعر تاريخي اوژن پوتيه آشنايند.

مقاله زير كه به ترسيم زمينه تاريخي ظهور سرود انترناسيونال ميپردازد، از هفته نامه "خبرنامه پكن" بسال 1972 استخراج شده است.

18 مارس 1871، پرولتاريا و مردم پاريس قيام مسلح جسورانه اي را برپا داشتند و كمون پاريس را پايه گذاري نمودند. اين نخستين رژيم پرولتري در تاريخ بشر، نخستين تلاش عظيم پرولتاريا جهت سرنگوني بورژوازي و استقرار ديكتاتوري پرولتاريا بود. كمون پاريس بواسطه تهاجم سخت و سركوب خونين "تي ير" جلاد و همكاري بيسمارك شكست خورد. اما همانگونه كه ماركس خاطر نشان ساخت: جنبش افتخار آفرين 18 مارس "طلوع انقلاب عظيم اجتماعي بود كه بشر را براي هميشه از رژيم طبقاتي رها ميسازد.

"اعضاي كمون پاريس مقاومت شديداً قهرمانه اي در مقابل دشمنان طبقاتي داخلي و خارجي از خود نشان دادند. در آن هفته خونريزي، خيابانها از جسد پوشيده بود و لخته هاي خون در هر كجاي پاريس موج ميزد. پيگرد و كشتار تا اوائل ژوئن ادامه داشت. يك روزنامه ورسائي بتاريخ 30 مه اعلام كرد كه اوژن پوتيه دستگير شده و بقتل رسيده است. اما در واقع، شاعر در اختفا بسر ميبرد. در ميانه غرش گلوله و آتش، زير بار تهديد مرگ، زمانيكه پشت پنجره گاريهاي حامل اجساد قربانيان عبور ميكرد، شاعر پرولتر بزرگ ما در روزهاي نخستين ژوئن در حومه پاريس بسر ميبرد. و بي آنكه تزلزل يا روحيه باختگي در او راه يابد، تجربه شكست را جمعبندي ميكرد و احساسات جوشانش را به كلمه تبديل مينمود تا شعري فوق العاده و الهامبخش بسرايد: "انترناسيونال". شعر از اراده استوار بردگاني كه تاريخ را آفريدند و ايمان به پيروزي حتمي امر كمونيسم آكنده شد. "انترناسيونال" پيش بيني ميكرد كه: "بگذار هر چيز مكان خود را بيابد، انترناسيونال ميبايد نژاد بشر گردد." پوتيه با سرودن شعر خود، بناي يادبود فناناپذيري را براي اعضاي كمون پاريس برپا داشت، و در عين حال "انترناسيونال"، فراخوان قهرمانان كمون به آيندگان بود كه انقلاب را تا به آخر به پيش برند.

در ماه ژوئن 1888، شش ماه بعد از مرگ پوتيه، "پي ير دوژيته" براي نخستين بار شعر انترناسيونال را خواند. اين كارگر و آهنگساز فرانسوي از روح انترناسيونال بشوق آمد. بازبيني تجربه تاريخي جنبش كارگري، او را بفكر خيلي چيزها انداخت ـ وفاداري پوتيه و توده ها به ماركسيسم و خواستشان به كمونيسم، زندگي پوتيه، صحنه هاي نبرد كمون پاريس... گوئي بسال كبير 1871 بازگشته است. پس شب هنگام، كار آهنگ گذاشتن بروي انترناسيونال را با ارگ ساده اش شروع نمود. دوژيته تمام شب را كار كرد و وقتي وظيفه اش به انجام رسيد كه خورشيد از شرق طلوع كرده بود.

در ژوئيه 1888، آهنگساز در يك گردهمآئي از سوي روزنامه فروشان شهر ليل،نخستين اجراي كر انترناسيونال را رهبري نمود. از آن پس، انترناسيونال در تمام فرانسه و جهان اشاعه يافته و به صلاي نبرد پرولتاريا و كارگران همه كشورها بدل گشته است.

 

 

www.sarbedaran.org