هنر و انقلاب

ترانه هاي مبارزه فلسطين

 

از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)

 

اينروزها عليرغم اقدامات اسرائيلي ها براي جلوگيري از اشاعه جنبش، ده ها هزار نوار كاست موسيقي كه تبارز غرور ملت فلسطين در قيام عليه حاكميت نوكران صهيونيست امپرياليسم آمريكاست، دست بدست ميگردد. يك بازار مخفي گسترده حول اين كار شكل گرفته. اين موسيقي، موسيقي عصيانگريست كه مردم را به ادامه انتفاضه تشويق ميكند.

در مناطق اشغالي و در بخش عرب نشين اورشليم به هر خانه اي كه پا بگذاريد، حداقل با يكي از اين مجموعه ترانه ها كه نام "ترانه هاي انتفاضه" بر خود دارد، روبرو ميشويد.

در اورشليم شرقي، فروشندگان نوار شيوه خاصي دارند. معمولا كاستها را در جعبه كفش مخفي ميكنند. كاغذ عنوان ترانه ها روي نوارها قلابي است. خريدار ميتواند بعداً كاغذ را براحتي بكند، چون نام اصل ترانه ها مستقيماً روي خود نوارها چاپ شده است.

فروشندگان خود معتقدند كه فروش عظيم اين نوارها، تبارزي از گستردگي خيزش و ذهنيتي است كه بين كليه اهالي فلسطين و عرب در سرزمين اشغال شده پديد آورده. هنرمندان زيادي هستند كه وقت خود را صرف توليد اين نوع موسيقي ميكنند. خودشان نام اين كار را "انتفاضه هنري" گذاشته اند؛ و ميخواهند آن را همگام با انقلاب فلسطين به پيش برند. البته مقامات اسرائيلي آنقدر گرفتار معضلات ناشي از قيام خاموشي ناپذير توده ها در كرانه غربي رود اردن و نوار غزه هستند كه جلوگيري از پخش غير قانوني موسيقي انتفاضه مسئله درجه اولشان نباشد. با اين وجود توده هاي فلسطيني ميگويند كه اسرائيل هيچ چيزي كه احساسات ملي فلسطين را تحريك كند، تحمل نميكند.

همين چند ماه پيش بود كه "سهيل خوري" يكي از توزيع كنندگان ترانه هاي انتفاضه، به جرم "كمك به رواج خشونت" شش ماه را در زندان گذراند. دولت صهيونيستي 5000 نوار كاست وي را مصادره نمود.

آهنگسازان اورشليم شرقي و فروشندگان نوارها ميگويند كه بارها مورد بازجويي قرار گرفته اند و به آنها از جانب مقامات اسرائيلي هشدار داده شده كه نبايد در توليد و توزيع ترانه ها و موسيقي ملي فلسطيني شركت جويند. (ترانه هائي از اين دست كه: "وطن عزيزم، چمدان نيست ـ و من مسافر نيستم ـ من باقي ميمانم ـ حتي اگر بدار آويخته شوم"ترانه هائي كه سرزمين اشغالي را چنين توصيف ميكند:"اي شاخه هاي سبز زيتون، اي مظهر سرزمين عطرآگين ـ فلسطين.

"اينك ببينيم كيفيت و ويژگي هاي ترانه هاي انتفاضه چيست؟ نخست از اشعار آنها شروع كنيم. پرفروش ترين ترانه ها آنها هستند كه اشعاري ساده دارند. كلمات، عبارات و اصطلاحات استفاده شده در اين ترانه ها بسيار رايج است و براي هر شنونده اي قابل فهم. ترانه ها اغلب تك صدائي است و سپس در بخش هاي معيني از آهنگ، گروه همخوانان به خواننده اصلي مي پيوندد. نوع موسيقي ها، سنتي عربي است كه با فلوت عربي و سازهاي زهي همراهي ميشود.

ترانه خوانان ناشناسند و توده ها آنان را فقط از پيامشان ميشناسند. در يكي از اين ترانه ها، ترانه خوان چنين پيام ميدهد:

 

صداي انتفاضه رساتر از صداي اشغالگريست.

ما سنگ بدست به خيابان ها ريختيم.

با سينه هاي برهنه مان به مصاف گلوله ها شتافتيم.

خلق تسليم ناپذير ما نخواهد خفت.

دشمن همه تجهيزاتش را به كار گرفتهاما هنوز هم بزدلي بيش نيست.

 

يكي از دست اندر كاران هنر فلسطيني كه اينك دبير يك مركز فرهنگي در شهر رام اللّه است، ميگويد: "اينطور نيست كه نوارهاي انتفاضه از لحاظ موسيقي خيلي عالي باشند، اما مهم اينست كه تاثير عظيمي بر مردم دارند."

آهنگسازان ميگويند كه كيفيت ضبط نوارها هم بالا نيست. علتش را بايد در محدوديت هاي ناشي از توزيع غيرقانوني جست. فروشنده ها اغلب خود با دستگاه هاي ارزان و نه چندان خوب به تكثير نوارها ميپردازند. تقاضا آنقد زياد است كه فرصتي براي وقت تلف كردن و رسيدگي به كيفيت ضبط نيست. به قول يكي از فروشندگان ترانه هاي انتفاضه در اورشليم شرقي، خود او طي سه ساعتي كه مغازه ها طبق دستور كميته مخفي اعتصاب باز بودند، 25 تا 30 نوار فروخته. اين فروشنده قبلا بطور علني نوارها را روي پيشخوان ميگذاشت، اما بعد از آنكه پليس اورشليم وي را براي 48 ساعت به زندان افكند و صد نوارش را مصادره نمود، كارش را در خفا انجام ميدهد.

اينطور كه از صحبت هاي دست اندر كاران توليد و توزيع نوارها برمي آيد، حداقل ده كاست را هنرمندان ساكن مناطق اشغالي تهيه كرده اند، و بقيه را فلسطيني هاي آنسوي مرزها، مثل اين ترانه كه:

ـ از اردوگاهي به اردوگاه ديگر،

از كوه آتش به كوه آتش،

از غار به غار،

كودكان سرزمين سبز، سرزمين گلها،

خلق اين سرزمين چو آتشفشان ميجوشد

و فردا بازميگرديم به وطن،

فردا بر ستمگران چيره خواهيم شد.

 

بايد گفت برخي از ترانه ها آشكارا اعلاميه هائي است كه جنبه شعري و آهنگين پيدا كرده ـ اعلاميه هائي كه از طرف كميته مخفي رهبري انتفاضه در مناطق اشغالي صادر شده و حاوي رهنمودها و دستورالعمل هائي براي توده هاي شورشگر است. اما بقيه ترانه ها بيشتر جنبه شاعرانه دارد. از بين كاست هايي كه تا كنون توليد شده، دو نوار بنام هاي "بچه هاي كوكتل مولوتف" و "آتش و سنگ" از محبوبيت بسيار زيادي برخوردار گشته است.

البته واضح است كه مضمون ايدئولوژيك ـ سياسي ترانه هاي انتفاضه چيزي جدا از واقعيت حاكم بر اين جنبش در مقطع كنوني نيست. اين ترانه ها در عين حال كه شورش اصيل ملتي ستمديده و خشم و راديكاليسمش را منعكس ميسازد، محدوديت ها، كمبودها و انحرافات غالب بر آنرا نيز بيان ميكند. اشعار از محدوده ناسيوناليسم ـ هرچند ناسيوناليسم انقلابي ـ فراتر نميرود. جنبه طبقاتي در آنها بشدت كمرنگ است و شايد بتوان گفت عامدانه سعي شده طبقات و اقشار معيني را مخاطب قرار ندهد و عمومي باشد. همپا با اين ناروشني طبقاتي كه در واقع چيزي نيست جز سلطه ديدگاهي بورژوايي بر سرايندگان اشعار، اهداف و آرمان هاي مطرح شده بشدت كوتاه مدت هستند. در آنها حرفي از جامعه آينده، جهان آينده، انقلاب جهاني و رهائي بشر از قيد هرگونه ستم و استثمار نيست. همه چيز به آزادي فلسطين خلاصه شده. و ناگفته نماند كه خط و تدابير سازشكارانه رهبري جنبش فلسطين و مشخصاً سازمان آزاديبخش فلسطين نيز در برخي اشعار منعكس گشته است. منظورمان سياست برسميت شناختن اسرائيل و طرح دولت كوچك فلسطين است. يعني همان طرحي كه امروز قدرتهاي امپرياليستي غربي و نيز سوسيال امپرياليسم شوروي به انحاء مختلف قصد حقنه كردنش به ستمديدگان فلسطين را دارند و براي خاموش ساختن آتش انتفاضه ميخواهند از آن همچون آب سرد استفاده كنند.

بطور مثال يكي از كاست هاي انتفاضه كه خيلي هم تبليغش شده و فروش بسيار زيادي هم داشته، "دولت" نام دارد و مضمون آن چيزي جز تاييد سازشكاري و تسليم طلبي و خاك پاشيدن به چشم توده هاي محروم فلسطين و جوانان انقلابيش نيست. پيام ترانه دولت چنين است:

"انتفاضه، تولد دولتي را ممكن ساخته

فردا، ميرويم كه اين دولت را بنا كنيم، حفاظتش كنيم،

عاشقانه دوستش بداريم و رويا را به واقعيت بدل سازيم."

 

در واقع ترانه دولت، ميخواهد روياي بورژوازي سازشكار فلسطين را بعنوان آرمان و منافع اساسي پرولتاريا و زحمتكشان انقلابي فلسطين جا بزند.

اما عليرغم نفوذ و تاثير ايدئولوژي و سياست بورژوايي در اين ترانه ها، بايد بروي يك نكته تاكيد كنيم و آن روحيه مصاف جوئي انقلابي و اصيل نهفته در اين آثار است. همان روحيه و مضموني كه خود در جنبش انتفاضه نيز عليرغم نفوذ و تاثير جريانات سازشكار فلسطيني بر آن، داراست و باعث بلرزه افتادن اشغالگران صهيونيست و اربابان و پشتيبانان امپرياليست شان گشته است. اين مصاف جويي را خصوصاً مي توان در ترانه هائي كه بخاطر جانباختگان انتفاضه آفريده شده، ديد. در يكي از آنها ميشنويم كه:اين ترانه اي براي شهيد ماست.

خون او بهنگام مرگ، سنگي ميشود در دستان ماو اراده خلق ما در گلهاي سرخ مي شكفدحتي اگر يك ميليون را هم بكشنداز پس شب،سپيده فرا خواهد رسيد.                                   

 

www.sarbedaran.org