فصل8
صرفه جوئی
يك اصل مهم
در
اقتصاد
سوسياليستی
است
صرفه جوئی و
حسابرسی
اقتصادی را
بكار بنديد
توليد
سوسياليستی در عين حال
كه
پروسه تخصيص
نقشه مند زمان
كار است
تلاش برای
صرفه جوئی در زمان
كار نيز
هست. صرفه
جوئی كردن و
حسابرسی اقتصادی
در همه موسسات
و در مديريت
كل اقتصاد
ملی، شروط
اساسی برای
كسب نتايج عظيمتر،
سريعتر، بهتر
و كم هزينه تر در ساختمان
سوسياليسم
است.
صرفه جوئی
برای توسعه
اقتصاد
سوسياليستی يك
ضرورت است
اهميت صرفه
جوئی
در توسعه
اقتصاد سوسياليستی
در
اينجا منظور
از صرفه جوئی،
صرفه جوئی
در نيروی
انسانی، مواد و ذخاير نقدی است (*). صرفه
جوئی در نيروی
انسانی
بمعنای ذخيره
كردن كار زنده
است. صرفه جوئی
كردن
در مواد به معنای
ذخيره كار
ماديت يافته
است. صرفه جوئی
در منابع
مالی به معنای
ذخيره
كردن كار زنده
و ماديت يافته
است كه در
گردش پول
تبارز می يابد.
بنابراين،
صرفه جوئی در
كليه امور بمعنای
صرفه جوئی
در
كار زنده و
ماديت يافته،
يا صرفه جوئی در زمان
كار است.
در
جامعه
سوسياليستی صرفه جوئی در
زمان ار از
اهميت عظيمی
برخوردار است.
ماركس خاطر
نشان كرد: ” كل
اقتصاد
نهايتا عبارتست
از صرفه جوئی
در زمان. جامعه نيز
بايد زمانش را
به نحو
حساب شده ای
تقسيم كند تا
بتواند به
توليد مكفی
برای ارضای
نيازهايش دست
يابد؛ دقيقا همانطور
كه يك فرد
برای اندوختن
حد مناسبی از
دانش يا برای رفع
نيازهای
گوناگون در
حيطه فعاليت
خود، بايد وقتش را به نحو
احسن تقسيم
كند.
بنابراين، صرفه جوئی در
زمان (اقتصاد
زمان -
مترجم) به
موازات
تقسيم
حساب شده زمان
كار بين شاخه
های مختلف
توليد،
نخستين قانون
اقتصادی در
زيربنای
توليد
اشتراكی است.
در آن نوع
توليد، اين
قانون بيش از
پيش صدق
ميكند.“ (1)
هدف
توليد
سوسياليستی
رفع نيازهای
دولت و مردم است.
برای توليد
ارزش مصرف به
حداكثر ميزان
ممكن و با صرف
حداقل كار،
بايد در زمان
كار صرفه جوئی
كرد و زمان
كار بصورت
نقشه مند در
كل جامعه تخصيص
داد. برای
رفع نيازهای
فزاينده دولت
و خلق بحداكثر ممكن، اينها
روش های اساسی
هستند.
بنابراين صرفه
جوئی كردن منطبق بر ملزومات
عينی قانون اساسی اقتصادی
سوسياليسم
است. نقض
قانون صرفه
جوئی به معنای
نقض ملزومات
پايه ای توسعه
اقتصادی
سوسياليستی و
منافع پايه
ای پرولتاريا
و زحمتكشان است.
بنابراين،
اجرای صرفه
جوئی در درجه
اول به معنای
قبول قوانين
عينی اقتصاد
سوسياليستی و
ارزش قائل شدن
برای منافع
اساسی
پرولتاريا و خلق
كاركن است.
در
كشور
سوسياليستی
عمل كردن به
اقتصاد با
صرفه (practicing strict
economy)، يك روش مهم
برای افزايش
انباشت از
طريق اتكاء
بخود است. برای
اينكه كشور
سوسياليستی
درگير
ساختمان
اقتصادی
كلان
شود نیاز به
حجم كلانی از ذخاير نقدی (funds) دارد. اين ذخاير از
كجا تامين
ميشوند؟ جامعه
سوسياليستی
برخلاف جوامع
كاپيتال امپرياليستی و
سوسيال
امپرياليستی، نميتواند مردم خود را استثمار
كند، در خارج
از مرزهايش به
تجاوزگری و
غارت
بپردازد،
تقاضای غرامت
جنگی كند يا
منابع ملی را
برای توسعه
اقتصادش
بفروشد. كشور
سوسياليستی
برای انباشت
فقط ميتواند
به نيروی
پرتلاش زحمتكشان
و صرفه
جوئی داخلی
اتكاء
كند. از
يكطرف، واحد
توليدی به حد ممكن نيروی
انسانی، مواد
و ذخاير نقدی
را
صرفه جوئی
ميكند،
ذخاير را بطور
منطقی تخصيص
ميدهد و بی
وقفه مقياس
توليد
را گسترش
می دهد. از طرف
ديگر،
واحدهای غير
توليدی نظير
نهادهای
دولتی،
واحدهای نظامی،
مدارس و
تشكلات خلقی
بايد صرفه
جوئی كرده و
اتلاف را
از ميان ببرند
تا
سهم هزينه های
بخش غير توليدی
در بودجه دولت
را به حداقل
برسانند. بدين
طريق، ذخاير
نقدی بزرگی را ميتوان
برای ساختمان اقتصادی
انباشت كرد.
كشور
سوسياليستی
برای تسريع
ساختمان
سوسياليستی و
پاسخگوئی
بهتر به
نيازهای
فزاينده دولت
و خلق، بايد اقتصاد را با
صرفه كرده و
با اتلاف
مبارزه كند.
صرفه
جوئی بويژه
برای ساختمان
سوسياليستی
چين اهميت
دارد. چين نه فقط
كشوری بزرگ
است بلكه از
لحاظ اقتصادی،
كشوری عقب
مانده و فقير
بوده و در حال
توسعه بحساب
می آيد. صدر
مائو خاطر
نشان كرد: ” ما
ميخواهيم
ساختمان كلان را
به پيش بريم،
اما كشور ما
كماكان بسيار
فقير است.
اينجا، تضادی
در ميان است.
يك راه حل برای
اين
تضاد، تلاشی پيگيرانه
برای بعمل
درآوردن اقتصاد
با صرفه در
همه عرصه
هاست.“ (2)
بنابراين،
صدر مائو از
كل خلق را
دعوت كرد كه: ” كارخانه
ها، فروشگاه
ها و همه
موسسات دولتی
و تعاونی، و
ساير موسسات
را با تلاش
وافر و بطور
اقتصادی
بچرخانيد.
اصل تلاش وافر
و اقتصادی كار
كردن بايد در
مورد همه چيز
اعمال شود.
اصل صرفه جوئی
همين است.“ (3)
توده وسيع
كارگران و دهقانان
فقير و ميانه
حال كه در
خطوط اول جبهه
توليد
ميجنگند، به
رهنمودهای
صدر مائو توجه
دقيق دارند.
آنها اهميت
عظيم صرفه جوئی
را می فهمند.
توده های
كاركن چه خوب
گفته اند كه: ” تلاش
وافر كردن
بدون اقتصادی
عمل كردن،
نيرو هدر دادن
است“. فقط
از طريق تلاش
وافر و صرفه
جوئی توده های
كاركن
ميتوانند
ثروت بيافرينند
و عظيمترين
نقش ممكن را
بازی كنند، و
چين ميتواند
بزودی توسعه
يافته و به يك
كشور بزرگ و
قدرتمند سوسياليستی
تبديل
شود. در عين
حال، كشور ما
بايد پاسخگوی
تعهدات
انترناسيوناليستی
خود در
خارج از
مرزهايش باشد.
هر چه بيشتر
در داخل صرفه
جوئی كنيم،
بيشتر
ميتوانيم در سطح
بين المللی به
انقلاب جهانی
خدمت نمائيم.
صدر
مائو خاطر
نشان كرد: ” همه
600 ميليون
خلق كشور ما.... بايد
در پی افزايش
توليد
و صرفه
جوئی باشند و
از ريخت و پاش
و اتلاف
بپرهيزند. اين
نه فقط از لحاظ
اقتصادی كه در
بعد سياسی هم
حائز اهميت
درجه اول است.“(4)
پشتكار و صرفه
جوئی همواره
خصوصيت
پرولتاريا و
خلق كاركن
بوده است. تحت
هدايت خط
انقلابی صدر
مائو، توده
های وسيع چين
پشتكار و صرفه
جوئی را بعمل
می گذارند. اين
به يك عادت
عمومی تبديل
شده است.
اسراف و
اتلاف، سموم
بورژوازی و ديگر طبقات
استثمارگر
است. اسراف و اتلاف
بخشی از ماهيت
طبقه
استثمارگر
است. باند ليو
شائوچی و لين
پيائو همانند استادشان
كنفوسيوس از
افرادی تشكيل
ميشد كه هرگز
اندامهای خود
را بكار نمی
انداختند و
نميتوانستند
پنج غله را از
هم تشخيص
دهند. آنها از
سياست صدر
مائو مبنی بر
كشور را با
پشتكار و صرفه
جوئی بسازيد
متنفر بودند.
آنها در كار
ساختمانی
بدنبال پروژه های
بزرگ، خارجی و
جادوئی بودند.
سياست
آنها را در زمينه اداره
منابع می
توان اينطور
تعريف كرد: ”
بودجه
سخاوتمندانه،
هزينه سخاوتمندانه“.
در عملكرد و
مديريت به
آنجا رسيده
بودند كه ميگفتند،
” احتياج
نيست نگران پولهائی
كه به خارجه
ميگريزد
باشيم، حتی
اگر برای سه
سال به حسابها
رسيدگی نشود
طوری نيست.“
طرح
جنايتكارانه
آنها اين بود
كه نگرش افراد
متزلزل در
صفوف انقلاب را
رفته رفته
منحرف كنند،
منابع ملی را
تلف نمايند،
سوسياليسم را تضعيف و
در ديكتاتوری
پرولتاريا
خرابكاری
كرده و سرمايه
داری را احياء
نمايند.
بنابراين، ما
با اجرای اقتصاد
با صرفه و
مبارزه با
اتلاف نه فقط ساختمان
سوسياليستی
را شتاب
خواهيم بخشيد
بلكه ضربه
سياسی
قدرتمندی بر
افرادی نظير ليو
شائوچی و لين
پيائو وارد
خواهيم كرد.
بعلاوه اين
جهت گيری انتقاد
عميق از
مفاهيم سنتی و
خرد متعارف
بوده و در رد
آنهاست. ما
بايد آگاهانه
در برابر انحطاط و حملات
ايدئولوژی بورژوائی
مقاومت كنيم و
از سنت پر
افتخار
پرولتاريا پيروی
نمائيم. يعنی
ما بايد موسسات
نوين را با
سرسختی و
پشتكار و اجرای
سياست اقتصاد
با صرفه بوجود
آوريم. ” ما
بايد به جوانان خود كمك
كنيم كه
بفهمند كشور ما
كماكان بسيار
فقير است و در
كوتاه مدت
نميتوانيم
اوضاع را بطور
ريشه ای عوض كنيم.
و فقط از طريق
تلاش متحد نسل
جوان ما و تمامی
خلق كه دستان
خويش را بكار ميگيرند،
چين ميتواند
طی چند دهه
قوی و ثروتمند
شود.“ (5)
نظام سوسياليستی
راهگشای صرفه
جوئی است
تكامل
انقلاب و
ساختمان سوسياليستی
به لحاظ
عينی طلب
ميكند كه ما صرفه
جوئی اقتصادی
را به اجراء
گذاريم. نظام
سوسياليستی
هم امكان صرفه
جوئی را فراهم می
كند. در جامعه
سوسياليستی
زحمتكشان همه
كاره جامعه
شده
اند. هدف
نهائی از صرفه
جوئی در نيروی
انسانی،
منابع مادی و ذخاير نقدی، خدمت
به پرولتاريا
و مردم است. بنابراين صرفه
جوئی در
انطباق با
منافع
زحمتكشان است
و می تواند
تبديل به
فعاليت
آگاهانه توده
های وسيع مردم
شود. با
برانگيختن
شور و شوق
سوسياليستی
توده ها تمام روشهای
صرفه جوئی را
می توان اتخاذ
كرد: صورت
برداری از
انبارها و
مخازن برای
بهره برداری
از مصالحی كه
ظرفيت استفاده
دارند ولی بلا
استفاده
مانده اند؛
دست زدن به نوآوری
های فنی برای
بهره برداری
از ظرفيت
تجهيزات و
ابزار بلااستفاده؛ بهبود
سازمان يابی
كار و روشها
برای فعال كردن
تمام
ظرفيتها؛
براه انداختن
كارزار ”ری
سايكل“ برای
تبديل ”
فضولات“ صنعتی
به مواد قابل
استفاده و
تبديل مواد
”بيفايده“ به
مواد ”با
فايده“. مثلا
مجتمع داروئی
شمال شرقی،
توده ها را
برای براه
انداختن چنين
كارزاری بسيج
كرد. كارگران و
متخصصان
مغزشان را بكار
انداختند تا
راه هائی برای
قابل استفاده
كردن زباله
جامد، زباله
مايع و زباله
گازی شكل بيابند.
نتيجتا محصولات
جديد متعددی
اضافه شد.
كارخانه عرق
كشی اصلی پكن
قبلا فقط
ليكور توليد
ميكرد. پس
از براه
انداختن كارزار
توده ای جهت
افزايش توليد
و صرفه جوئی،
محصولات
مهمی از
سه زباله آنجا
توليد شد. اين
كارخانه به يك
شركت متنوع
تبديل شد و
انواع مختلف
محصول را توليد
كرد. توده های زحمتكش
اهميت صرفه
جوئی را می
دانند و آنرا
به هزار طريق
بكار می
بندند. چنين
كاری در جامعه
سرمايه داری
ممكن نيست. در
سرمايه داری،
سرمايه دار صرفه
جوئی را در
شركت خودش
اجراء ميكند.
هدف اينست كه
هزينه ها را
به حداقل
رسانده و
حداكثر ارزش
اضافه را
استخراج كند.
مضمون صرفه
جوئی، تشديد
استثمار كار
اجير شده است.
ماركس خاطر
نشان كرد: ” توليد
سرمايه داری،
زمانيكه جدا
از پروسه گردش
و افراطهای رقابت
جوئی در
نظر گرفته
شود، در
ارتباط با كار
ماديت يافته نهفته در
كالاها بسيار
مقتصدانه عمل
ميكند. با اين وجود،
بيش از هر
شيوه توليدی
ديگر، حيات
انسانی يا كار
زنده را ، نه فقط
خون و گوشت
انسانها بلكه
مغز و اعصابشان
را بر باد
ميدهد.“ (6)
توده های زحمتكش
از ”
صرفه
جوئی هاي“ سرمايه
دار ابراز انزجار
می كنند و در
مقابل آن
مقاومت كرده و
عليه آن شورش
ميكنند.
تحت
شرايط مالكيت
عمومی سوسياليستی،
قانون صرفه
جوئی نه فقط
درون موسسات
گوناگون،
بلكه مهمتر از
آن در كل اقتصاد
ملی نقش بازی
ميكند. اقتصاد
سوسياليستی
يك اقتصاد
برنامه ريزی
شده است.
” سهم
بندی زمان
كار
بر حسب يك
برنامه اجتماعی
معين، ضامن
حفظ تناسب
صحيح
ميان انواع
مختلف كار مورد
نياز و
تقاضاهای
گوناگون
جامعه است.“
(7)
كشور
سوسياليستی
ميتواند از
طريق يك برنامه
ريزی اقتصادی سراسری، نيروی
انسانی و
منابع مادی و ذخاير نقدی دولت را
بطور بهينه
بكار
گيرد و توليد
و گردش را
بطور مركزی
سازمان دهد،
تعاون
سوسياليستی
را در كل كشور
گسترش داده و
صرفه جوئی در
هر موسسه را
با صرفه جوئی
در كل جامعه
در هم آميزد.
در سرمايه
داری، بعلت
رقابت ميان
شركتها و هرج
و مرج در توليد
اجتماعی،
اجرای صرفه
جوئی بطور
منظم در كل
اقتصاد اساسا
ناممكن
است. علت
اين امر بويژه
اتلاف جدی
نيروی انسانی
و منابع مادی
و ذخاير
نقدی بهنگام
وقوع متناوب
سيكل های بيزنس
است.
ماركس خاطر
نشان كرد: ” شيوه
توليد سرمايه
داری در عين
حال كه از
يكطرف، در هر
كسب و كار منفرد
با روشی
مقتصدانه عمل
می كند اما از
سوی ديگر، بدليل
نظام
پر هرج و
مرج رقابتی اش، باعث وحشتناك
ترين اتلاف
نيروی كار و ابزار
اجتماعی
توليد ميشود.“
(8) هرچند
نظام
سوسياليستی راهگشای
صرفه جوئی
است، اما برای
ممكن كردن
سياست صرفه
جوئی، ما
بايد توده ها
و كادرها را
بر مبنای خط
ايدئولوژيك و
سياسی آموزش
دهيم، مبارزه
وقفه ناپذير عليه
اتلاف را پيش
بريم و ايده
تقويت كشور از
طريق پشتكار،
صرفه جوئی و
مبارزه
سرسختانه را اشاعه دهيم.
از سوی ديگر،
ما بايد
فعاليت
ايدئولوژيك و
سياسی را با
فعاليت
پيچيده
اقتصادی
درآميزيم و يكرشته
آئين نامه ها
و مقررات
منطقی را جهت
هدايت چنين
فعاليتی تثبيت
كنيم. تقويت
حسابرسی
سوسياليستی
در موسسات
گوناگون و در
كل اقتصاد
ملی، و
چرخاندن
موسسات
سوسياليستی بر
مبنای
حسابرسی اقتصادی،
وسيله بسيار
مهمی برای
اجرای صرفه جوئی
است.
حسابرسی
سوسياليستی
وسيله مهمی
برای توسعه
اقتصاد سوسياليستی با
نتايج
عظيمتر،
سريعتر، بهتر
و باصرفه تر
است
برای كسب
نتايج
عظيمتر،
سريعتر، بهتر
و باصرفه تر،
حسابرسی
سوسياليستی
را بكار گيريد
حسابرسی
سوسياليستی
شامل فعاليتهای
زير است: ثبت كردن،
محاسبه
نمودن،
تحليل
كردن، و
مقايسه مصرف مولد و نتايج
توليدی در پروسه
توليد (يا مديريت).
{مصرف مولد يا
مصرف صنعتی به
مصرف ماشين
آلات؛ مواد
خام؛ محصولات
نيمه تمام و
غيره در پروسه
توليد اطلاق
می شود.} به كل
اين ها می گويند
حسابرسی
كه معمولا
به دفترداری و
موازنه دخل و
خرج اطلاق می
شود. انسان
در
زمانهای بسيار
قديم در جريان
مبارزه
توليدی اهميت استفاده
از حسابرسی
اقتصادی را
آموخت. در كمون
ابتدائی هند،
دفترداری بود
كه دخل و خرج
كشاورزی و همه
مسائل مربوطه
را ثبت ميكرد. (9)
ماركس برای
توضيح ضرورت
حسابداری در
پروسه توليد
از داستان
فردی بنام
رابينسون
كروزو
استفاده كرد
كه در جزيره
ای پرت می
زيست؛ اين داستان
در بين اقتصاد
دانان بورژوا
طرفدار داشت: ” هرچند آدم
معتدلی بود، اما نيازهای
محدودی داشت كه برای
ارضاء آنها
بايد مقداری
كار مفيد از انواع
مختلف مانند
ساختن ابزار و
اثاثيه، بز
چرانی،
ماهيگيری و
شكار انجام
می داد.... ضرورت
او را واداشت كه
وقتش را برای
انجام كارهای
گوناگون به
دقت تقسيم
كند.... دفتر موجوديش
شامل ليست زير
بود: ابزار
مورد
استفاده كه به
وی تعلق
داشتند؛ عملياتی كه
برای توليد
آنها ضروری بود؛ و زمان
كار متوسطی كه
برای ساختن
مقدار معينی
از هر يك از
آنان صرف كرده
بود.“ (10)
هر چه پروسه
توليد اجتماعی
تر شود،
حسابرسی
اقتصادی
ضرورت بيشتری می يابد. ” دفترداري...
در شيوه توليد
سرمايه داری
ضروری تر است
تا در توليد پراكنده
صنايع دستی و
اقتصاد
دهقاني. و
در توليد
كلكتيو (
جمعي) ضروری
تر
از
توليد سرمايه
داری است.(11)
تحت
نظامات
اجتماعی مختلف،
شكل، محتوا و
نتايج
اجتماعی
حسابرسی
اقتصادی
متفاوت است.
در جامعه
سرمايه داری،
سرمايه دار از
حسابرسی
اقتصادی برای
استخراج حداكثر
ارزش
اضافه با بكار
انداختن كمترين
ميزان سرمايه
استفاده
ميكند. هر چه
اين حسابرسی
سفت و سخت تر
باشد، سرمايه
بيشتری ذخيره
شده، استثمار
كار اجير شده
وحشيانه تر
است و خلق
زحمتكش
فقيرتر ميشود.
در جامعه
سوسياليستی حسابرسی ديگر
مناسبات
سرمايه دارانه
توليدی را
منعكس نميكند.
بلكه بازتاب مناسبات
توليدی سوسياليستی
است. حسابرسی اقتصادی
سوسياليستی
از طريق
تقويت صرفه جوئی
در زمان،
رشد بی وقفه
توليد سوسياليستی
را تقويت
نموده و از
اين طريق بهتر
ميتواند
نيازهای
فزاينده دولت
و خلق را رفع
كند.
حسابرسی اقتصادی سوسياليستی بعنوان يك وسيله مهم برای عملی كردن اقتصاد كم هزينه، صرفه جوئی همه جانبه را طلب ميكند. اين امر همچنين مستلزم آن است كه به توسعه همه جانبه اقتصاد سوسياليستی با نتايج عظيمتر، سريعتر، بهتر و با صرفه تر بعنوان يك كل واحد برخورد شود. اگر در توليد، اصول صرفه جوئی را بكار بريم و از مصرف مواد خام، سوخت و كار بكاهيم و نتيجتا هزينه های كمتری داشته باشيم، آنوقت ميتوانيم از همان ميزان كار و منابع مادی و مالی صرفه جوئی شد