فصل5

توليد سوسياليستی را با نتايج عظيم تر، سريعتر، بهتر و

دستاوردهای اقتصادی بيشتر گسترش دهيم!

 

خصلت و هدف توليد سوسياليستی و ابزار نيل بدين هدف

 

استقرار نظام مالكيت سوسياليستی، موجب يک دگرگونی اساسی در روابط اجتماعی مردم در فرايند توليد، مبادله و توزيع گرديده است. اولا، خصلت توليد اجتماعی تغيير يافته است. هدف توليد اجتماعی و ابزار نيل به هدف توليد اجتماعی نيز تغيير يافته است. بدين ترتيب، تكامل توليد سوسياليستی بر طبق قوانينی متفاوت از قوانين تكامل توليد سرمايه داری صورت می پذيرد. تنها با درك صحيح از اين قوانين و استفاده صحيح از آنها می توان توليد سوسياليستی را با نتايج عظيم تر، سريعتر، بهتر و بيشترين نتايج اقتصادی رشد داد.

 

نظام مالکيت سوسياليستی خصلت توليد اجتماعی را بطور اساسی تغيير داده است

 

محصول کار سوسياليستی هم محصول اجتماعی مستقيم است و هم کالا

 

توليد ثروت مادی يك شرط لازم برای بقاء و تكامل جامعه بشری است. اما، در نظام های اجتماعی واقتصادی متفاوت،  توليد اجتماعی خصلتی متفاوت دارد.

     تحت نظام مالكيت خصوصی بر ابزار توليد، توليد يک امر خصوصی است.  محصول به توليد کننده منفرد تعلق دارد. بنابراين، محصول، بطور مستقيم، به مثابه محصول خصوصی جلوه گر می شود. هنگاميكه اين محصول برای مصرف شخصی توليد كننده نمی باشد بلكه جهت مبادله توليد می شود، كالا ست. هر چند اين محصول خصوصی، خصلت اجتماعی دارد اما اين خصلت اجتماعی توسط نظام مالكيت خصوصی پنهان می شود و امکان بروز مستقيم نمی يابد. فقط هنگام مبادله، خصلت اجتماعی آن ظاهر می شود. يعنی هنگاميكه مفيد بودن آن در رفع نيازهای اجتماعی به اثبات رسيد، خصلت اجتماعی محصول مورد تائيد قرار می گيرد. در جامعه سرمايه داری، كليه محصولات، هم خصوصی اند و هم  كالا.

     در چين سوسياليستی، پس از اينکه نظام مالکيت بر ابزار توليد بطور اساسی به يک نظام سوسياليستی تغيير يافت، تمام توليد اجتماعی (به استثنای بخش کوچکی از زمين که در اختيار اعضای کمون است تا نيازهای شخصی خود را تامين کنند و توليد خانگی که توسط اعضای کلکتيو اقتصادی روستا اداره می  شود) بر پايه يك نظام مالكيت همگانی ابزار توليد، بنا شده است.  مجموعه توليدات اقتصاد دولتی و اقتصاد كلكتيوی بر پايه نظام مالكيت همگانی (عمومي) سوسياليستی و طبق برنامه های سراسری سازماندهی می شود و مستقيما به  رفع نيازهای جامعه، يعنی رفع نيازهای پرولتاريا و كل خلق کارکن، پاسخ می گويد. اين نوع توليد، اساسا با توليد خصوصی سرمايه داری متفاوت است. اگر از جنبه عمده مسئله به آن بنگريم، توليد به توليد اجتماعی مستقيم تبديل شده است. همچنين، محصول كار از همان آغاز مفيد است. بنابراين ديگر محصول خصوصی نبوده بلكه محصول اجتماعی مستقيم است. ضرورت به تذكر نيست كه كار مصرف شده در توليد اجتماعی مستقيم جهت توليد محصول اجتماعی مستقيم، ديگر كار خصوصی نبوده بلكه كار اجتماعی مستقيم است. انگلس تصريح نمود که ، « هنگاميكه جامعه ابزار توليد را به تملك می گيرد و آنها را در تعاون مستقيم برای توليد مورد استفاده قرار می دهد، آنگاه  كار هر كس (عليرغم تنوع در ويژگی های مفيد بودن آن)  بلافاصله و مستقيما به كار اجتماعی تبديل می شود.» (1)

     تاريخا، در مقطعی از فرآيند تکامل جامعه بشری، توليد اجتماعی مستقيم وجود داشته است. يعنی در زمان كمونهای اوليه. در آنزمان، «اعضای جامعه مستقيما جهت توليد با هم يکی می شدند.» (2) آنها با هم كار می كردند و محصولات را بر طبق سنت و نيازها توزيع می نمودند. اين يک نوع توليد مستقيم اجتماعی بود که بر پايه نظام مالكيت همگانی توسط كمون، قرار داشت. اين نوع توليد هنگامی پديدار شد كه سطح نيروهای مولده پائين و تقسيم کار اجتماعی در سطح ابتدائی بود. يک نوع اقتصاد مالكيت همگانی ابتدايی برقرار بود و توليد و مبادله كالايی  وجود نداشت.

     توليد اجتماعی مستقيم سوسياليستی يك توليد اجتماعی در مقياس بزرگ است که بر پايه تقسيم كار و شيوه تعاون ميان ميليونها، دهها ميليون و صدها ميليون انسان قرار دارد. اگر از منظر تکامل جامعه بشری به مسئله نگاه کنيم می بينيم که توليد اجتماعی مستقيم سوسياليستی نسبت به توليد اجتماعی مستقيم که در جامعه کمونيستی اوليه وجود داشت، يک شکل عاليتر از توليد اجتماعی مستقيم است. اما در مقايسه با توليد اجتماعی مستقيم در جامعه کمونيستی آينده، توليد اجتماعی مستقيم سوسياليستی هنوز شکل ناکامل توليد اجتماعی مستقيم است؛ هنوز خود را از سنت ها و علائم جامعه کهن رها نکرده است؛ هنوز خود را از توليد کالائی رها نکرده است.

     در دوره تاريخی نسبتا طولانی جامعه سوسياليستی، نظام سوسياليستی مالكيت همگانی هنوز مشتمل بر دو شكل است. توليد اجتماعی مستقيم سوسياليستی بر پايه اين دو شكل مالكيت همگانی سوسياليستی انجام می گيرد. محصولات در مالكيت دولت سوسياليستی و بنگاهها و واحدهای توليدی گوناگون که طبق نظام مالكيت كلكتيوی اداره می شوند، هستند. همين مسئله باعث می شود که توليد اجتماعی مستقيم در نظام سوسياليستی، کماکان توليد کالائی باشد. يعنی با وجود آنکه توليد يک توليد اجتماعی مستقيم است اما هنوز توليد کالائی است. برای حفظ يك رابطه اقتصادی نرمال ميان اين دو نوع مالكيت همگانی سوسياليستی (دولتی و کلکتيوي) و بين صنعت و كشاورزی و تحكيم اتحاد كارگر- دهقان، ضروريست كه توليد و مبادله کالائی برای يك دوره نسبتا طولانی حفظ شده و بطور مناسب توسعه يابد. صرفا بر پايه اراده نمی توان آن را از ميان برداشت. همانطور که لنين تذكر داد: «مبادله كالايی امتحانی برای  روابط ميان صنعت و كشاورزی است.» (3)

     مارکس هنگام تجزيه و تحليل منشا اوليه کالا گفت، « به محض اينکه محصولات در روابط خارجی يک جامعه کمونی تبديل به کالا می شوند، بصورت عکس العملی در روابط داخلی نيز تبديل به کالا می شوند.» (4) منظور مارکس از "جامعه کموني" همان کمونيسم اوليه است. اين استدلال را برای اقتصاد سوسياليستی نيز می توان بکار برد. اقتصاد سوسياليستی يک کل ادغام شده است؛ روابط کالائی ميان دو نوع مالکيت همگانی سوسياليستی بالاجبار در روابط مبادله در درون نظام مالکيت سوسياليستی تمام مردم، نيز بروز می يابد. در همان حال، بدليل سطح کنونی بازدهی (بهره وری(  توليد اجتماعی، و جهت تقويت مسئوليت مديريت بنگاه ها، شرايط مادی طلب می کند که بنگاه های دولتی استقلال عملياتی و مديريتی خود را بطور نسبی حفظ کنند. بنابراين، هر چند که بنگاه های توليدی گوناگون دولت همه بخشی از يک خانواده اند و همه متعلق به نظام مالکيت همگانی اند، با اين وجود وقتی که يک بخش نيازمند محصولات بخش ديگر است، اين انتقال محصولات نمی تواند بدون پرداخت صورت گيرد. با همان خانواده در اينجا بايد بصورت دو خانواده رفتار کرد و هنوز بايد به مثابه مالکين متفاوت که برای انتقال محصولشان بايد طبق قيمت به آنان پرداخت کرد، رفتار کرد. بنابراين، در جامعه سوسياليستی نظام کالائی نه تنها ميان واحد های دولت و بخش های کلکتيو (بر پايه آنکه دو نوع مختلف از مالکيت همگانی سوسياليستی هستند) بکار می رود بلکه در ميان بنگاه های دولتی نيز بکار می رود.

     در جامعه سوسياليستی هنوز لازم است که توليد کالائی حفظ شود. اما دقيقا بدليل آنکه اين توليد کالائی در چارچوب توليد اجتماعی مستقيم انجام می شود و مبتنی است بر نظام مالکيت همگانی سوسياليستی، خصلت آن کاملا از توليد کالائی که تاريخا تا قبل از اين وجود داشت، متفاوت است. توليد کالائی در جامعه سوسياليستی دارای خصائل زير است:

1-                     اين توليد کالائی مستقيما برای رفع نيازهای اجتماعی سازمان می يابد و عمدتا در روابط مبادله ميان کارگر و دهقان که دو طبقه کارکن اصلی را تشکيل می دهند، متجلی می شود.

2-                     در مقايسه با توليد کالائی سرمايه داری که سازمان يافته و برنامه ريزی شده نيست، توليد کالائی سوسياليستی بطور برنامه ريزی شده و در چارچوب برنامه ريزی کلی دولتی انجام می شود.

3-                     در مقايسه با جامعه سرمايه داری، در جامعه سوسياليستی دامنه کالاها (محصولاتی که کالا هستند) بسيار محدودتر است. نيروی کار ديگر کالا نيست. زمين، منابع معدنی و ساير منابع طبيعی نيز ديگر كالا نيستند.

          بطور خلاصه، جامعه سوسياليستی يک جامعه در حال گذار از جامعه سرمايه داری (که در آن توليد کالائی تا اوج تکامل يافته است) و جامعه کمونيستی (که توليد کالائی در آن زوال می يابد)، است. توليد کالائی در جامعه سوسياليستی خصائل زوال نظام کالائی در اشکال جنینی مشاهده می شود. (در فصل 9 اين مسئله را بطور دقيق تجزيه و تحليل خواهيم کرد).

     از آنجا كه محصولات سوسياليستی هنوز بدرجات مختلف دارای خصلت کالايی هستند، مقولات مربوط به توليد كالائی نيز به قوه خود هنوز باقی است. (مثل، ارزش مصرف و ارزش مبادله، كار مجرد و كار مشخص، پول، قيمت و غيره). واضح است که نفی ضرورت استفاده از توليد کالائی در جامعه سوسياليستی و تلاش برای حذف قبل از موقع آن، بسيار اشتباه است. چن پوتا (که يك ترتسكيست برگشته از مارکسیسم بود) در جريان توسعه سريع جنبش كمونهای روستايی خلق چين خواستار از ميان برداشتن توليد و مبادله كالايی شد. قصد وی به انحراف كشاندن انقلاب و ساختمان سوسياليسم بود. صدر مائو بموقع متوجه اين توطئه شد و مبارزه قاطعانه عليه او کرد. در قطعنامه های ششمين پلنوم هشتمين كميته مركزی حزب كمونيست تحت رهبری شخص مائو نكته ذيل تصريح گرديد: «اين شيوه تفكر كه تلاش در حذف زودرس توليد و مبادله كالايی و نفی زود رس نقش سازنده ای  که كالاها، ارزش، پول و قيمت دارد، مضر بحال توسعه ساختمان سوسياليسم بوده و در نتيجه انحرافی است.» (5) نه تنها توليد كالايی سوسياليستی بايد حفظ شود بلكه همچنين بايد جهت استحكام بخشيدن به پيوند اقتصادی ميان صنعت و كشاورزی و مناطق شهری و روستايي؛ بخاطر پيشبرد تكامل ساختمان سوسياليسم، توسعه يابد.

     از سوی ديگر بايد بدانيم كه اگر چه توليد كالايی سوسياليستی از توليد كالايی خصوصی متفاوت است، اما کماکان توليد کالائی است. هنوز واقعيت آن است که خصائل توليد کالائی و مقوله های مربوط به آن، توسط نظام مالکيت همگانی ابزار توليد، بازتوليد می شود. تا آنجا که به خود توليد کالائی در جامعه سوسياليستی مربوط است، اين توليد کالائی خيلی متفاوت از توليد کالائی در جامعه کهن نيست. بطور مشخص:

1-                        در جامعه سوسياليستی، توليد کالائی هنوز دارای ارزش مصرف و ارزش است. يعنی دارای يک ماهيت دوگانه است. بنابراين، بنگاه های سوسياليستی (چه آنهائی که در بخش مالکيت کلکتيوی عمل می کنند يا در بخش مالکيت تمام خلق) بايد کماکان نه فقط ارزش مصرف بلکه ارزش محصولات را در محاسبات به حساب آورند (ارزش تولید، هزينه، سود و غيره).

2-                        در جامعه سوسياليستی هنوز قانون اقتصادی توليد کالائی، قانون ارزش است؛ ارزش کالا کماکان توسط زمان کار اجتماعا لازم برای توليد آن، محاسبه می شود. بنابراين واحد توليدی که زمان کار لازمش برای توليد پائين تر از زمان کار اجتماعا لازم است، درآمد بالاتری خواهد داشت و آن واحدهای توليدی که زمان کار لازمشان بالاتر از زمان کار اجتماعا لازم است از درآمد پائين تری برخوردار می شوند و حتا ضرر می کنند.

3-                        در جامعه سوسياليستی، بدليل وجود توليد کالائی، کماکان از پول به مثابه همسنگ عام  استفاده می شود و ارزش کالاها هنوز بر حسب پول بيان می شود؛ يعنی بر حسب قيمت بيان می شود؛ بنابراين، قيمت کالاها هنوز از ارزش کالاها انحراف می يابد و باعث می شود به توليد کنندگان کالائی مختلف که مقدار زمان مساوی بکار می برند درآمدهای نامساوی تعلق بگيرد.

     مقوله ای که در بالا توضيح داده شد نشان می دهد که توليد کالائی سوسياليستی در بر گيرنده حق بورژوائی است (در ظاهر تساوی ولی در واقعيت عدم تساوي). اينگونه حقوق بورژوائی در عرصه توليد کالائی، زمینه ی مساعدی برای تولد سرمايه داری و عناصر بورژوائی فراهم می کنند؛ و تحت ديکتاتوی پرولتاريا بايد آنها را محدود کرد. پرولتاريا  به قصد ترغيب ساختمان سوسياليسم، از توليد كالايی استفاده می كند، در حاليكه بوروژازی بخاطر احيای سرمايه داری، توليد كالايی را مورد استفاده قرار می دهد. طی سه سال بروز آفات طبيعی (1960-1962) دارو دسته ليو شائوچی بطور افسارگسيخته توسعه قطعه زمين های خصوصی را تشويق کردند، توسعه کنترل نشده بازار آزاد و نظام "مسئوليت داخلی در مورد سود و زيان در اقتصاد دولتي" را به اجرا گذاشتند. قصد آنها بسط حق بورژوائی در تولید کالائی و از هم گسیختن اقتصاد سوسیالیستی و احیا سرمایه داری بود. صدر مائو نخستين كسی بود كه مقاصد زشت دارودسته ليوشائوچی را درك نمود. او حزب را در انتقاد و رد خط و عملکرد رويزويونيستی دارودسته ليوشائوچی  و اتخاذ یکرشته سیاستها و اقدامات معین برای محدود کردن حق بورژوائی در تولید کالائی، هدایت کرد. کل این مبارزه نتایج خوبی بدست داد. اما بدلیل خصلت طولانی و پیچیده مبارزه طبقاتی این مبارزه (مبارزه میان محدود کردن و بسط دادن) تا مدت طولانی ادامه داشته و نمی توان انتظار داشت که پس از چند دور مبارزه پایان یابد.

توليد سوسياليستی، یگانگی  فرآیند كار و فرآیند آفریدن ارزش است

دوگانگی محصولات سوسياليستی انعكاسی از دوگانگی فرآیند توليدی است که این محصولات را می آفریند. تولیدات سوسیالیستی به مثابه تولید اجتماعی مستقیم یک فرآیند کار اجتماعی است که ارزش های مصرف متفاوت را به شکلی برنامه ریزی شده جهت رفع نيازمنديهای پرولتاريا و كل زحمتكشان، تولید می كند. به مثابه تولید کالائی، كار توليد كننده این محصولات نه تنها ارزشهای مصرفی مشخص و گوناگون، بلكه ارزشهای مبادله نيز ايجاد می كند. فرآیند توليد سوسياليستی، وحدت اين فرآیند كار و فرآیند ايجاد ارزش است. خصايص توليد سو سياليستی را تنها می توان در رابطه با خصايص فرآیند ايجاد ارزش و فرآیند كار سوسياليستی، تعيين کرد.

     اگر برای لحظه ای فرآیند كار را جدا از شرايط ويژه اجتماعی گوناگون در نظر بگیریم و آن را از نقطه نظر عملكردهای عناصر اولیه تولید بررسی کنیم، می بینیم که این فرآیند صرفا فرآیندی است كه از طريق آن افراد دارای نيروی كار، نیروی کار را به مصالح مادی منتقل كرده و محصولات مورد نظر را ايجاد می كنند؛ یعنی رابطه ایست میان انسان و طبیعت که به دگرگون کردن مصالح مادی می انجامد.