فصل
دهم
حل
صحيح روابط
ميان
دولت، كلكتيو
و فرد
توزيع
و بازتوزيع
درآمد ملى
سوسياليستى
محصولات
توليد شده در
جامعه
سوسياليستى
عموما بايد
قبل از اينكه
به مرحله مصرف
برسد مبادله و
توزيع شود. فر
آيندى كه در آن توليد
و مبادله و
توزيع و مصرف
تكرار و دوباره
آغاز مى شود،
فر آيند
بازتوليد است.
حل صحيح روابط
ميان دولت،
كلكتيو و فرد
در عرصه توزيع
و توزيع صحيح
محصول
اجتماعى و
درآمد ملى نقش
مهمى در
مديريت سهل
بازتوليد
سوسياليستى
بازى مى كند.
درآمد
ملى
سوسياليستى
از
مردم است و
خرج مردم مى شود
درآمد
ملى
سوسياليستى
مى تواند مداوما
و به سرعت
افزايش يابد
بازتوليد
سوسياليستى
خصوصيات خود را دارد.
جوهر
مسئله،
بازتوليد
مكرر خصوصيات توليد
سوسياليستی
است. هدف بازتوليد،
تامين
نيازهاى
فزاينده دولت
سوسياليستى و
مردم است. اين
بازتوليد
برخلاف سرمايه
دارى با هدف
استثمار
انجام نمىشود.
بازتوليد
سوسياليستى
با شكل برنامه
ريزی شده و
متناسب به
پيش مىرود و
مثل رقابت كور
سرمايه دارى
نيست.
بازتوليد
سوسياليستى، بازتوليد
انبساط
يابنده مداوم
است. اين فر
آيند برخلاف
سرمايه دارى
توسط بحرانهاى
ادوارى مختل
نميشود.
خصوصيات
بازتوليد سوسياليستى
بطور اجتناب
ناپذيردر
آفرينش و
توزيع درآمد
ملى
سوسياليستى بازتاب می
یابد.
درآمد
ملى در هر كشور
مفروض مساوی
است با كل
محصول
اجتماعى
توليد شده
توسط كارگران
شاغل در شاخه
هاى مختلف
توليد مادى در
فاصله
زمانى معين
(معمولا يك
ساله) منهاى
ميزان استهلاك
ابزار توليد.
اين درآمد،
ثروتى است كه
توسط كارگران
در شاخه هاى
توليد مادى
بوجود آمده
است.
بدليل
خصلت دوگانه
توليد
سوسياليستى، درآمد
ملى كه توسط
توليد
سوسياليستى
حاصل می
شود بدو شكل
تجسم می يابد:
هم به شكل
محصول تجسم می
يابد و هم به شكل ارزش.
به علت تنوع
فراوان
محصولات نمى
توانيم درآمد
ملى در
شكل محصول را با جمع
ساده محاسبه
كنيم. ولى از
آنجا كه كل
محصول
اجتماعى
منهاى استهلاك،
دارای ارزش است مى
توانيم كل آن
و نرخ افزايش
آن را بر
مبناى قيمت
هاى روز يا
ثابت محاسبه
كنيم.
عوامل
عمده در
آفريدن و افزايش
درآمد ملى
بدين قرارند:
افزايشهای كار
اجتماعى،
افزايشهای بارآورى كار، و صرفه
جويى در مصرف
اجتماعى
ابزار توليد.
بطور
عام، با
ثابت فرض
گرفتن بقيه
عوامل، آنچه موجب
زياد شدن در
آمد ملی، چه در شكل
محصول و چه در
شكل ارزش، می
شود بالا رفتن ميزان
كار درگير در
توليد
اجتماعی است. در
سوسياليسم هدف
از توليد و
بازتوليد،
تامين
نيازهاى دائما
در حال افزايش
دولت و مردم
است.
مقياس
بازتوليد سال
به سال بالا
مى رود و درآمد
ملى مى تواند
از رشد پايدار
برخوردار شود.
هدف از توليد
و بازتوليد در
سرمايه دارى،
استثمار است و انبساط
(گسترش )
بازتوليد، اغلب بر اثر
بحرانهاى
اقتصادى مختل مى شود.
اضافه توليد
نسبى شدت
می يابد و
به بيكارى
گسترده مى
انجامد كه يك
مشكل اجتماعى
منحصر بفرد سرمايه
دارى است. طبعا بيكاری
گسترده در
سرمايه داری
تاثير منفی
روی افزايش
درآمد ملى می گذارد.
اگر
مقدار كار
ثابت باشد،
آنگاه هر چه
بارآورى كار
در فعاليت
توليدى
سريعتر
افزايش پيدا كند
حجم فيزيكی
درآمد ملى هم
سريعتر رشد مى
كند. يعنى
درآمد ملى بر
حسب قيمتهاى
ثابت افزايش
خواهد يافت.
در جامعه
سوسياليستى،
قوه ابتكار و
شور و شوق
مردم كاركن را
مى توان بطور
كامل بسيج
كرد. فن
آورى پيشرفته
را مى توان
وسيعا اشاعه
داد. جنبشهاى
توده اى كه
براى
نوآوريهاى
فنى و انقلاب
فنى براه مى
افتد پيش روى
ما عرصه
گسترده اى
براى افزايش
بارآورى كار
و درآمد ملى را مى گشايد.
مردم كاركن در
جامعه سرمايه
دارى تحت ستم
و استثمارند و
قوه ابتكار و
شور فعاليت آنان
سركوب مى شود. در
سرمايه داری فن
آورى پيشرفته
فقط در صورتى
مورد استفاده
قرار مى گيرد
كه به افزايش
ارزش اضافه
بينجامد. بنابراين
موانع عظيمى
در برابر
افزايش بارآورى
كار و درآمد
ملى وجود
دارد.
به
سومين عامل
تعيين كننده
درآمد ملى
بپردازيم. اگر
كل محصول
اجتماعى ثابت
باشد، آنگاه
هرچه صرفه
جويى در مصرف
ابزار توليد
در فر آيند توليد
بيشتر باشد، ميزان
كاستن
هزينه های
استهلاك از كل
محصول
اجتماعى كمتر
شده و رشد
درآمد ملى
سريعتر خواهد
بود. توده
های كاركن
همه كاره
جامعه
سوسياليستى
هستند. آنان
مى توانند
فعالانه به
امور مربوط به
صرفه جويى،
جايگزين
كردن،
استفاده چند گانه از مواد
خام و حفاظت و
تعمير منظم و
استفاده كامل
از ابزار
توليد بپردازند.
اينكه
بازتوليد
سوسياليستى
خصلت برنامه
ريزى شده دارد
امكان
استفاده
كاملتر و معقول تر از
ابزار توليد
را در مقياس
كل جامعه
بوجود مى آورد.
اين شرايط،
صرفه جويى در
ابزار توليد،
كاهش ميزان
مصرف ابزار توليد و
افزايش درآمد
ملى را ممكن
مى كند. اگرچه
در جامعه
سرمايه دارى
نيز سرمايه
داران مى كوشند در ابزار
توليد صرفه
جويى كنند تا
از هزينه هاى
سرمايه
بكاهند اما
رقابت و هرج و
مرج در توليد
به ميزان
زيادى باعث
اتلاف و ريخت
و پاش مى شود.
بعلاوه عدم
استفاده كامل
از ظرفيت توليدى
موجود در
كارخانه ها
باعث مىشود كه
غالبا بخش
بزرگى از
تجهيزات عاطل
و باطل بماند.
اين شرايط
بنفع افزايش
درآمد ملى
نيست.
به علت
متفاوت بودن
عوامل تعيين
كننده توليد و
رشد درآمد ملى
در شرايط
اجتماعى
متفاوت، درآمد
ملى در جامعه
سوسياليستى
در درازمدت مى
تواند سريعتر
از آنچه در
جامعه سرمايه
دارى ممكنست
افزايش يابد.
توزيع
درآمد ملى در
انطباق با منافع پايه
اى مردم كاركن
است
درآمد
ملى بعد از
اينكه توليد
شد چگونه
توزيع مى شود؟
توزيع درآمد
ملى نهايتا
بوسيله شكل مالكيت
بر ابزار
توليد تعيين
مى شود. ابزار
توليد در
جامعه
سوسياليستى
تحت مالكيت
عمومى است.
مردم كاركن بر
امر توليد
تسلط دارند.
بنابراين
توزيع درآمد
ملى مى بايد
در انطباق با
منافع مردم
كاركن و تامين
نيازهاى
فزاينده دولت و
توده های كاركن
به شيوه اى برنامه ريزی
شده انجام
شود.
درآمد
ملى توسط
كارگران شاخه
هاى توليد
مادى آفریده
می شود. این درآمد در
فاز اولیه
باید درون
شاخه هاى
توليد مادى توزیع
شود.
بعد از اين
توزيع اوليه،
در بنگاه هايى (در
فصلهای قبل
"بنگاه ها" به
شکل "موسسات"
ترجمه شده
است. بهتر است
همه جا از یک
واژه استفاده
شود – مترجم)
كه تحت مالكيت
دولت
سوسياليستى
قرار دارند به
دو بخش تقسيم
مى شود: يك
بخش،
دستمزدها
هستند كه
كارگران بنگاه
هاى دولتى
براى مصارف
شخصى از آن
استفاده مى
كنند. بخش
ديگر، درآمد
خالص است كه
بعد از اينكه
به صورت
ماليات و سود
به خزانه دولت
برگشت به
درآمد خالص
متمركز دولت
تبديل ميشود.
در بنگاه
هاى تحت
مالكيت
كلكتيو، بعد از یک
توزیع اولیه،
بخشى از درآمد
ملى به صورت
ما به ازاى
كار بين اعضاى
كمون تقسيم
ميشود تا براى
نيازهاى مصرفى
شخصى آنان
مورد استفاده
قرار گيرد.
بخش ديگر به
درآمد خالص
كلكتيو تبديل
ميشود. درآمد
خالص بنگاه
هاى تحت
مالكيت کلکتیو برخلاف
بنگاه هاى تحت
مالكيت دولتى
بطور كامل
راهى خزانه
دولت نميشود.
فقط قسمتى از
آن
بعنوان
ماليات به
دولت برميگردد
تا بخشى از
درآمد خالص
متمركز دولت شود. بخش
ديگرى از اين
درآمد بعنوان
يك منبع انباشت
عمومى و صندوق
رفاه عمومى
باقى ميماند تا
براى
بازتوليد گسترش یابنده بنگاه
هاى كلكتيو و
رفاه جمعی
مورد
استفاده قرار
بگيرد.
درآمد
ملى
سوسياليستى
بعد از توزيع
اوليه در شاخه
هاى توليد
مادى تبدیل به
درآمد دولتى،
درآمد بنگاه
هاى كلكتيو و
درآمد افراد
كارگر ميشود. حل صحیح
رابطه ميان
دولت و كلكتيو
و افراد در
زمينه توزيع، یک مسئله
پرنسیپی است.
صدر مائو به
ما ميآموزد
كه: « در
زمينه توزيع
درآمد، بايد
منافع دولت،
كلكتيو و فرد
را در نظر
بگيريم. بايد
به شكل صحيحى رابطه
سه جانبه ميان
ماليات دولت
بر كشاورزى، صندوق ذخیره انباشت
تعاونيها و
درآمد شخصى
دهقانان را حل
كنيم، دائما
مراقب باشيم و
براى حل تضادهايى
كه بين اينها
وجود دارد دست
به تعديلات و
اصلاحات
بزنيم.» (1)
صدر مائو اين
دستورالعمل
را به هنگام
صحبت درباره
اقتصاد
كلكتيو ارائه
كرد. اما اين
اصل در زمينه
توزيع كل
درآمد ملى
قابل
بكاربستن است.
بخشى از
درآمد ملى بعد
از توزيع
اوليه بايد بازتوزيع
شود تا دور
دوم درآمد را شکل دهد. (2)
چرا درآمد ملى
بايد
بازتوزيع
شود؟ زيرا در
جامعه
سوسياليستى
علاوه بر شاخه
هاى توليد مادى،
شاخه هاى
فرهنگى و
آموزشى و
درمانى، برخى صنايع
خدماتى،
نيروهاى
مسلح و
نهادهاى
ادارى دولتى
هم وجود دارد.
اينها شاخه
هاى توليد
غيرمادى هستند
كه درآمد ملى
توليد
نميكنند اما
براى توسعه
جامعه
سوسياليستى،
غنا بخشيدن به
زندگى مادى و
فرهنگى مردم
كاركن و تحكيم
ديكتاتورى
پرولتاريا
لازمند. درآمد
شخصى كارگران
شاخه هاى
توليد
غيرمادى از
طريق
بازتوزيع
درآمد ملى
فراهم مى شود.
بعلاوه،
بازتوزيع
درآمد ملى
براى تامين
نيازهاى رفاه
اجتماعى و
هميارى اجتماعى
نيز لازمست و
از اين طريق
به بخشى از درآمد
شخصى كسانى
تبديل ميشود
كه از اين
خدمات و
همياريها
بهره مند
ميشوند.
بازتوزيع
درآمد ملى
عمدتا از طريق
بودجه دولت
سوسياليستى
انجام ميشود.
اما
فعاليتهاى صنايع
خدماتى نيز
ميتواند موجب
بازتوزیع بخشى از
درآمد ملى شود. مثلا،
آرايشگاه ها و
رختشوييها از
مراجعان خود
حق الزحمه
ميگيرند. بخشى
از اين حق
الزحمه ها
بعنوان
دستمزد به
كاركنان اين
اماكن پرداخت
ميشود. بدين
ترتيب درآمد
شخصى از
بازتوزيع اوليه
به درآمد شخصى
كارگران صنايع
خدماتى تبديل
ميشود که خود بخشی
از جریان بازتوزيع
درآمد ملى
است.
بعلاوه،
بازتوزيع
درآمد ملى به
درجه معينى از
طريق تنظيم
قيمت ها انجام
ميگيرد. مثلا،
توسط كاهش
قيمت كالاهاى
صنعتى و
محصولات
سرمايه اى بخش
كشاورزى و
ازدياد قيمت
خريد محصولات
كشاورزى، كه
نتيجه اش
افزايش درآمد
دهقانان است.
درآمد
ملى در جامعه
سوسياليستى
بعد از توزيع و
بازتوزيع به
دو بخش تقسيم
ميشود. يك بخش
تحت كنترل
دولت
سوسياليستى و
بنگاه هاى تحت
مالكيت
كلكتيو قرار
دارد تا براى
گسترش
بازتوليد و
تامين ساير
نيازهاى
مشترك اجتماعى
مورد استفاده
قرار گيرد.
بخش ديگر
متعلق به هر
مرد يا زن
كارگر است تا
ملزومات
زندگى شخصى
خود را تامين
كند. نهايتا
اين دو بخش از
درآمد ملى، بر
حسب موارد
استفاده
متفاوتى كه
دارند، راهى
صندوق انباشت
و صندوق مصرف
ميشوند.
بعد از
توزيع و
بازتوزيع
محصول
اجتماعى و درآمد
ملى، نتيجه
نهايى را
مىتوان به شكل
جدولى كه
مشاهده
ميكنيد تقسيم
بندى كرد.
===========
كل محصول اجتماعى در
جامعه سوسياليستى
I - درآمد ملی
الف –
صندوق انباشت
1- صندوق تولید
گسترش یافته:
سرمايه
فعال براى
تشكيل سرمايه
مربوط به
بخش توليد
در صنعت و
كشاورزى و حمل
و نقل، و براى
افزايش تعداد بنگاه
ها.
2- صندوق
تشکیل سرمایه
بخشهای غیر تولیدی:
براى
تشكيل سرمايه
در بخشهاىفرهنگى،
آموزشى،
درمانى، ادارات
دولتى، شاخه هاى
دفاع ملى، و
تشكيل
سرمايه
بخش غير
توليدى در
شاخه هاى
توليد صنعتى و
كشاورزى.
3- صندوق ذخیره
اجتماعی: ذخاير
مادى دولت
سوسياليستى و
بنگاه ها براى
آمادگى در برابر
جنگ و كمبودها
و جلوگيرى از اختلالات
اتفاقى در فر آيند
توليد. اين
ذخاير
شامل ذخيره
مواد خام و
سوخت و
خواروبار
توسط دولت
و ذخيره مواد خوراكى
در كمون هاى
خلق است.
ب –
صندوق مصرف
1-
صندوق دستگاه
اداری
دولتى:
براى
مخارج اداره دولتی و
دفاع ملى.
2- صندوق
امور فرهنگى
و آموزش و درمان:
براى
مخارج در بخش علوم، آموزشِ و پرورش،
درمان، هنر.
3- صندوق
بیمه های اجتماعی:
براى
مخارج مربوط
به بيمه كار،
خدمات پزشكى
رايگان، کمکهای اجتماعى
دولت
سوسياليستى و بنگاه ها.
اين
مخارج
شامل پرداخت
دستمزد به كاركنان
و كارگران این شاخه ها هم می شود.
ج-
صندوق مصرف فردی
در شاخه های
تولید و گردش:
برای پرداخت دستمزدها
به کارکنان و
کارگران در
کار تولیدی و
گردشی و برای
پرداخت ابه ازای
کار اعضای
کمون.
II -صندوق
استهلاک
=============
پس از انجام
توزيع و بازتوزيع،
كل درآمد ملى
سوسياليستى
به شكل مستقيم
يا غير مستقيم
صرف خدمت
به مردم کارکن مى
شود. آن بخش
كه به جامعه
اختصاص می یابد به رفاه
جمعى كارگران
و منافع
درازمدت آنان
خدمت مى كند.
درست
همانگونه كه
ماركس گفت: « در
اینجا دیگر
"حاصل کار
کاهش نیافته
کارگر" به شكل
پنهانى به "حاصل کاهش
یافته" تبدیل
شده است. ولی آنچه كه از تولید
کننده در مقام
فرد خصوصی
دریغ شده است،
بطور مستقيم
يا غير مستقيم
به وی در
مقام فردی از
جامعه منفعت
می رساند.» (3)
درآمد
ملى
سوسياليستى
از مردم سرچشمه می
گیرد و برای
آنان خرج
مردم مى شود.
اين فر آيند،
بنيادا با
توزيع درآمد
ملى در جامعه
كهن تفاوت
دارد. در
جامعه اى كه
تحت سلطه طبقه
استثمارگر
است، بخش
بزرگى از درآمد
ملى توليد شده
توسط
زحمتكشان را
طبقه
استثمارگر
غصب مىكند تا
پشتوانه مشتى
انگل قرار
دهد. افرادى
نظير لين
پيائو در پى
احياى نظمى
بودند كه در
آن استثمار
انسان توسط
انسان برقرار
باشد. آنان پا
جاى پاى
منسيوس يكى از
شاگردان
وفادار
كنفوسيوس
گذاشته بودند
كه مى گفت: « اگر نجبا
نباشند هيچكس
بر بى فرهنگان
حكومت نخواهد
كرد. اگر بى
فرهنگان
نباشند کسی نخواهد
بود که نجبا
را تامین کند.» از نظر
آنان، سلطه و
ستم بر
زحمتكشان
قانون خدشه ناپذير
است. ولى ما در
عصر
امپرياليسم و
انقلاب
پرولترى بسر
مى بريم. نظام
استثمار
محكوم به نابودى
است و در
واقع در جامعه
سوسياليستى نابود شده
است. مردم
كاركن، ديگر
از " نجباى" طبقه
استثمارگر
حمايت نمى
كنند. افرادى
نظير لين
پيائو كه
مذبوحانه مى
كوشيدند چرخ
تاريخ را به
عقب
برگردانند
نتوانستند
خود را از خرد
شدن زير اين
چرخ برهانند.
نقش
مهم فینانس
عمومى در
توزيع و
بازتوزيع
درآمد ملى
بودجه
دولتى يك
حلقه
مهم در نظام
مالى است
توزيع و بازتوزيع درآمد ملى در جامعه سوسياليستى عمدتا از راه فینانس (تامین و تخصیص مالی - مترجم) به اجراء درمىآيد. نظام مالی سوسياليستى شامل بودجه دولتى، اعتبارات و وام هاى بانك دولتى و فینانس بنگاه دولتی. از بين اينها، فینانس بنگاه دولتی اساس نظام مالی سوسياليستى است که بطور منظم بكارگيرى و واگشت منابع سرمايه اى در فعاليتهاى توليدى بنگاه ها را منعكس مى كند. بعلاوه اينكار، توزيع اوليه درآمد ملى براى تشكيل درآمد خالص متمركز دولت را تحقق مىبخشد. بانكهاى دولتى منابع موقتا غيرفعال را به شكل وام در اقتصاد ملى توزيع مىكنند تا نيازهاى کوتاه مدت سرمايه های فعال در بخش تولید را تامين كند. درآمدهاى بودجه دولتى از راه مشاركت در توزيع درآمد ملى براى تامين نيازهاى تحكيم ديكتاتورى پرولتاريا و ساختمان اقتصادى و فرهنگى حاصل مى شود. بخش نسبتا بزرگى از درآمد ملى توزيع شده، به ويژه آنچه قسمت عمده انباشت سوسياليستى را تشكيل مىد&