|
رفیق شكرالله احمدی رفیق شكرالله احمدی (محمود اف) در سال 1330 درمحله فیض آباد كرمانشان متولد شد. اگرچه وی در محیطی مذهبی و صوفی مسلك بزرگ شد، اما از همان نوجوانی به نقش وماهیت خرافات مذهبی پی برد و به افشاگر پی گیر جهل و خرافه و مذهب بدل شد. او همانند بسیاری از نوجوانان انقلابی آن دوره، شیوه زندگی صمد بهرنگی را الگو قرار داد و شغل معلمی را انتخاب كرد و راهی روستاهای مناطق عقب مانده مرزی درمنطقه ثلاث باباجانی شد. او فقط تعلیم نمی داد بلكه همواره خود نیز تعلیم می یافت. او توانست مناسات عمیق وفشرده ای با توده های روستایی برقرار كند؛ با آنان در آمیزد و همدل و همدم فقیرترین اقشار روستایی از زن و مرد و كودك شود و با درد و رنج زندگی شان از نزدیك آشنا شو د. رفیق شكرالله با كسب آگاهی انقلابی، به عمق مناسبات عقب مانده حاكم بر جامعه پی برد. او به یك ناقد استوار و فعال فئودالها و شیخهای منطقه كه روح و جان مردم را به بند كشیده بودند، بدل شد. به خاطر خصوصیات انقلابی و مبارزه جویانه اش "كاك شكور" سریعا در میان فقیرترین اقشار منطقه محبوبیت یافت. در همین دوره به سازمان كمونیستی شفق سرخ پیوست. او مبلغ پیگیر ایده های كمونیستی در میان جوانان منطقه شد. یك بار به آلمان سفر كرد و با كوله باری از كتب و نشریات كمونیستی به تركیه بازگشت. او با شناختی كه از مناطق مرزی داشت، و با عبور از كوههای سربلند كردستان، بطورغیرقانونی به كشور بازگشت و با تلاش و جدیت فراوان به پخش آثار ماركسیستی پرداخت. رفیق "شكور" نقش مهمی در مبارزات مردم منطقه علیه رژیم شاه داشت. با منحل شدن "شفق سرخ" در سال 58 وی به صفوف اتحادیه كمونیستهای ایران پیوست. او از بنیانگزاران و فعالین اتحادیه دهقانی منطقه روانسر بود. با یورش رژیم به جنبش انقلابی كرد، او پشت جبهه فعالی را در منطقه ثلاث باجانی برای جنبش كردستان سازمان داد. رفیق شكرالله احمدی در مهرماه سال 1360 پیشقدم شركت در مبارزه مسلحانه سربداران شد. جدیت، نظم و انظباط انقلابی وی زبانزد همه رفقا بود و همگی را تحت تاثیر قرار می داد. متاسفانه رفیق "محمود اف" پس از مقاومت قهرمانانه ای كه رفقا هنگام عقب نشینی در باغ نارنج سازمان دادند و در هنگامه نبرد تن به تن زمانیكه اسلحه اش از كار افتاده بود، به اسارت دشمن درآمد. در روز 9 بهمن 1360، رفیق شكرالله احمدی با سری افراشته و با نگاه بر افق پیروزی توده ها در مقابل جوخه اعدام قرار گرفت.او همراه با 7 تن دیگر از رفقا در استادیوم شهر آمل و در ملاء عام تیرباران شد. مردم منطقه ثلاث باباجانی عمیقا از مرگ كسی كه همواره پیام آور شادی و زندگی بود، متاثر شدند و یادش را گرامی داشتند.
|
|