کتاب
"پرنده نو
پرواز" شرح
کاملی ازجديت در
تفکر و پراتيک سياسي،
اعتقاد و باور
به کمونيسم ،
خصوصيات
اخلاقی و
ديسيپلين و نظم
در يک
حرکت بزرگ را
در باره
جوانانی که
باور به تغيير و دگر
گونی داشتند
و از دل يک
انقلاب مردمی سقط
شده بيرون
آمده بودند را
به خواننده می دهد. اين کتاب
به دلايل
شکست قيام
آمل و چگونگی برخورد
وحشيانه
و ارتجاعی رژيم با
جوانان کمونيست و
انقلابی که برای رهايی و
آزادی توده
مردم به عالی ترين شکل مبارزه
سياسی روی آوردند،
می پردازد.....
در
صفحه آخر
روزنامه جام
جم ستونی به شرح
و معرفی اتحاديه کمونيستهای ايران و
واقعه آمل
اختصاص داشت و
جالب اينجا
بود که در
آنجا به اين
موضوع اشاره
شده بود که اين قيام در 5
بهمن آغاز شد.
تمام اين
مسائل حکايت از اين دارد که
رژيم
واقعا به وحشت
افتاده است. اين يک رويا و
توهم و خوش بينی نيست. يک واقعيت است.
رژيم
شبح کمونيسم و
مارکسيسم
را ديده
و حس کرده است....
به همين
دليل حالا
دوباره بند
کرده اند به
مارکسيستها
و کمونيستها
و تفکرات چپ. زيرا اين تفکر
است که دشمن
دائمی و
هميشگی آنهاست.
...
سربداران
نشان دادند که
انسان ميتواند
سرنوشت خود را
بدست بگيرد و
با فکر همکاری
و
تعهد کارهای
بزرگی
را
انجام دهد.
اهميت اين
کتاب برای نسلهای
آينده
اثبات اين عقيده
است که انسان
بايد فکر کند
و چاره کند
چرا که تاريخ
نشان داده است
که ما بيش از
هر چيز به
فکر و چاره نيازمنديم. در
واقع بی اعتمادی
به
يک دولت يا
قبول نکردن آن
بايد پيش
درآمد عملهای
آينده
باشد در غير اين
صورتبه
سرفرودآوردن
ميانجامد.
نسلهای جوان
بايد بدانند
که تصميم
نگرفتن در هيچ
شرايطی بهتر
از تصميم
گرفتن نيست.
در کشوری مانند
ايران در مقابل
دولتهای ارتجاعی
حاکم
نياز به
مبارزه ی قهر
آميز هميشه
بوده و خواهد
بود؛ آگاه
بودن به اين
امر و شناخت
علمی داشتن
از آن و چگونگی
استفاده
از اين شيوه
مبارزه برای
جوانان
بسيار با
ارزش است.
بخاطر اينکه
راه مسالمت آميز هميشه
چاره نيست و
فقط به ظاهر
آسانتر است. زيرا
موجب شکست و
خونريزی بيشتر
از تن مردم می
شود.
تبليغ
مبارزه بدون
خشونت نبايد
جنبه ی فريب کاری بگيرد و
آشنا کردن
مردم با ضرورت
مبارزه قهرآميز بايد با
مسوليت
باشد. انتخاب
به عهده ی
انسانهای
وظيفه
شناس است...
رفقای
سربدار
تلاش کردند تا
آن بلايی که
بر سر مردم ايران
طی ۲۸سال
گذشته آمده
صورت تحقق نگيرد.
هر چند آن
رفقا شکست
خوردند اما
مبارزه شان
درسهای مهمی
از
خود به جای گذاشت.
کتاب «پرنده
نوپرواز» تاريخ را
نوشت و خود
زندگيجديدی
را
در پيش
گرفت. زنده
باد رفقايی
که
ماندند تا حقيقت
را بازگو
کنند...
کتاب
پرنده
نوپرواز به
درستياول
به تحليل
اوضاع وقت ميپردازد
و بعد راجع به
سازمان و
اختلاف نظرهايی
که
هميشه هست و
در مورد تصميمی
که
گرفته شد يعنی
قيام
مسلحانه. همچنين
نکات مهميخاطر
نشان ميشوند
مانند اهميت
مبارزه
مسلحانه،
انتخاب محل،
ضرورت يک
حرکت جدی و
تبادل نظر و
تحقيق که
به صورت مفيدی
انجام
گرفته بود.
همه اينها
نشان می دهد
که يک عمل
کورکورانه يا
ماجراجويانه
نبود...جلوتر
که ميرويم ميخوانيم که
آمادگی سياسی
خلق
مدّ نظر بوده
است همچنين به
کار گرفتن
درست مسائل لجيستيکی
و
همچنين
آماده ساختن
بقيهی رفقا
به طور فشرده
که نکات بسيار
مهميهستند؛
و از خصوصيت و
قابليتهای
کاری
و
اخلاقی رفقا
نيز به نحو
احسنت
استفاده
شده...نکتهی
بعدی اشاره
های مختلف در
باره جنگ
مسلحانه و تحليل آن
و ارتباط با
مبارزه آنها
است به تئوريهای
مائو
و همچنين قيام
مشروطه و فرق
بين قيام و
جنگ اشاره ميشود.....
البته
به نقاط ضعف و
همچنين علل
شکست قيام و
اشتباهات نيز به
اندازه کافی
در
کتاب اشاره
شده است. کاری
که
سطح بالای فکری
و
حرفهی بودن
را مشخص ميکند
نقطه نظری که
ضامن پيروزيهای
آينده
خواهد بود و
وفادار بودن
به گذشته را
بطور واقعی
ميسر می
سازد. نقد
خطاها و
اشتباهات خود
نيازمند
شجاعت خاصی
است....
نکته
ديگر، که از
اهميت ويژه ای
برخوردار
است آوردن متن
اعلاميهی
نظامی
سربداران
است اين کار
بخوبی نشان
ميدهد که
سربداران با
خلق ايران
در تماس بودند
و از اهميت
روابط عمومی
و
اطلاع رسانی
آگاه
بودند....
آيا
آنهمه کمونيست و
انقلابی که
کشتند باعث شد
که تفکر کمونيسم و
مبارزه به پايان
برسد؟ آنها حتی از
مرده اين
افراد نيز وحشت
داشتند و
دارند. جنازه
آنها را به
خانواده هايشان
ندادند و هنوز
بعد از سالها
مانع برگزاری مراسم
در خاوران و
خاوران ها می باشند.
اين
روزها به دستگيری جوانانی که
تفکر مارکسيستی دارند
مشغولند و حتی به
فرزندان کسانی که در
دهه 60 اعدام
شده اند نيز رحم
نمی کنند.
اما نه تنها
کارهايشان
نتيجه
نداد بلکه به
ضد خود نيز بدل
شد. از خاک
سربداران و سر
بدارانها
جوانه هايی رويش کرد
که اکنون به
نهالهايی پر
ثمر تبديل شده
اند. نمونه اين
نهالها من و
امثال من است.
نمونه آن
جوانانی است که
در طی اينمدت
جسورانه و
خشمگين
در خيابانها
بودند و خواب
از چشم دشمنان
ربوده بودند و
حالا جمهوری اسلامی دوباره
به اين
نتيجه
رسيده
که اين
تفکر مارکسيسم و
کمونيسم
است که باعث همه
اين
اتفاقات شده و
دوباره در حال
گسترش ميان
جوانان است.
آنها بايد
بدانند که چيز عجيبی نيست چرا
که کمونيسم
علم
رهايی
بخش نوع بشر
است و ما
جوانه های درختان
به خاک افتاده
سالهای 60هستيم که تا
آخر ايستاده
ايم
و مبارزه می کنيم. اگر
چه سربداران
را گرفتيد و کشتيد اما
فکر و ايده
ها و درسهايشان
امروز عميق تر و
با بينشی علمی در
دسترس نسل ما
ست. امروز،
نسل ما بايد تلاش
کند که با
مسلح شدن به
آخرين
دستاوردهايی که
پرولتاريای جهانی کسب
کرده بيش
از هر زمان ديگر به ميان
توده های مردم
رفته و
با بردن آگاهي، نه
تنها طبقه
کارگر بلکه
بشريت
را نجات دهد...
تصور
ديگری که
بعدها در آمل
زمانی که
در محلاتی از آمل
که در 5 و 6 بهمن
آزاد شده بود
از مردم شنيدم اين بود؛
همه صحبت از اين ميکردند
که چگونه
توانستيد در
عرض اين
مدت کوتاه
تونل بزنيد و
وارد شهر بشويد و ما
در جواب وقتی ميگفتيم که ما
براحتی وارد
آمل شديم
و يک
شب در يک
خانه مستقر
بوديم
کسی باور
نميکرد.
(ما تقريباً
در تمام نقاط
جنگلهای اطراف
آمل در تردد
بوديم
و در يک
لحظه بوديم و در
لحظه بعد نبوديم، اين از يک سو و
از سوی ديگر
ورود بدون
دردسر به شهر
و مستقر شدن
در نقاط از قبل
طراحی شده)
باعث اين
تصور شده بود
که سربداران
بوسيله
تونلهائی که زده
بودند باهم در
ارتباط بودند
و از اين
طريق
وارد شهر
شدند.....
نکته
ديگری که باز
در روحيه
مزدوران رژيم تاثير منفی داشت
صحبت کردن
رفقا در
مکالمات بيسيمی به
زبانهای محتلف
بود.(کردي،ترکي،لري،
مازندراني، عربی و گاهی اوقات
انگليسی و
آلمانی) ....
يکی از
رفقا در حين گپ
زدن جمله ای را گفت
که واقعيتش زياد آن
موقع متوجه
نشدم شايد
بخاطر شور و
شوقی که
داشتم. اما
بعدها هر بار
که ياد
آن شب می
افتم ياد
آن جمله زيبايش می افتم که
خطاب به ما
گفت: «رفقا
الان که دور
هم هستيم
يک
لحظه تاريخی است و
در تاريخ
ثبت خواهد شد.
بعد ها هر
کدام از ما که
زنده ماند بياد اين لحظه
خواهد افتاد.
اميدوارم
که آن لحظه در
دوران دولت نوين
انقلابی باشد.» و
از آنروز تا
بحال ما دنبال
آن لحظه خواهيم بود و
بدستش خواهيم آورد.
گو به جلاد گر
رفيقی افتد
رفيقی ديگر بپا
خواهد خواست....
هر زمان
که مسئله
سرنگونی
جمهوری اسلامی
در ذهن و عمل
مردم جا باز می
کند، درسهای
قيام سربداران
جايگاه ويژه ای
باز می يابد.
اين است منبع
هراس دائمی
رهبران جمهوری اسلامی
از دشمنی که 28 سال
است از «نابودی»
اش سخن می
رانند...