گزيدهای
از سرويس خبری
جهانی برای فتح
...
آنچه در
خيابان های انگليس
می گذرد شورشی
است عليه
دستگاه
سركوبگر دولتی.
شورشی است
عليه
نژادپرستی و
طرز تفكر
استعماری طبقه
حاكمه. اين
شورش نشانه
نافرمانی صدها
هزار جوان در
برابر نظامی است
كه چيزی جز
محروميت و
بيكاری و بی آيندگی
برايشان به
ارمغان نمی آورد.
می
گويند اين
اعتراض نيست،
«دزدی و غارت»
است! اما
ببينيم اين
آتش چگونه
شعله ور شد؟
مرد رنگين
پوستی به نام
مارك دوگان كه
29 سال داشت و
پدر 4 فرزند بود
توسط افراد
پليس در منطقه
تاتنهام لندن
به قتل رسيد.
او در مجتمع
بزرگی زندگی می
كرد كه مسكن
افراد كم
درآمد است. 26
سال پيش در
همين مجتمع
شورش بزرگی در
اعتراض به قتل
«سينتيا جارت»
بر پا شد كه
مادر يكی از
فعالان
اجتماعی محله
بود. مارك
دوگان را اهل
محل خوب می شناختند
به همين خاطر
خيلی ها از
خبر قتل او و
جزييات ماجرا
به شدت بهت زده
و خشمگين
شدند. به
نوشته
روزنامه
مشهور
ايوينيگ
استاندارد،
مارك كه توسط
يك واحد مسلح
پليس بازداشت
شده بود در
حالی مورد
شليك گلوله
قرار گرفت كه
روی زمين
درازكش شده
بود. اين
روزنامه حرف
های يك شاهد
عينی را چنين
نقل كرد: «سه يا
چهار افسر
پليس مارك و يك
نفر ديگر را
با تهديد
وادار به
درازكشيدن روی
زمين كردند.
بعد صدای شليك
چهار گلوله
بلند شد.
دوگان
را كشتند. اين
اولين بار
نبود كه پليس
انگليس دست به
چنين كاری می زد.
يك نهاد مدافع
حقوق بشر به
نام «پروژه
بيگناهان» با
مدرك و سند
نشان می دهد
كه طی چند سال
نزديك به 200 نفر
تحت بازداشت
پليس كشته شده
اند. شورش كه
آغاز شد رهبران
حزب كارگر كمی
در مورد كاهش
بودجه خدمات
اجتماعی از
طرف دولت
ائتلافی محافظه
كار ـ ليبرال
غر زدند و
اينگونه
سياستها را
زمينه ساز
آشوب معرفی كردند.
اما با گسترش
شعلههای شورش،
آنها هم
فتيله
انتقادها و غر
زدن هايشان را
پايين كشيدند
و هم صدا با كل
دستگاه حاكم
خواهان تشديد
سركوب توسط
پليس شدند.
ضربات
خردكننده ای كه
سياست رياضت
كشی دولت فعلی
و به طور كلی بحران
مالی گسترده
نظام سرمايه
داری به توده
های مردم می زند
غير قابل
انكار است. طی سه
سال اخير
بيكاری سه برابر
شده است.
محلاتی نظير
تاتنهام به
شدت گرفتار
مساله
بيكارياند.
برای هر تك
شغلی كه در
بازار كار
عرضه می شود 54
جوان بيكار
تاتنهامی دندان
تيز كرده اند.
نرخ بيكاری در
بين جوانان
سياه تاتنهام
بيش از 50 درصد
است. يك بررسی نشان
می دهد كه
اتفاقا محله
تاتنهام كمتر
از بقيه مناطق
كشور تحت
تاثير كاهش
هزينه های خدمات
اجتماعی قرار
گرفته است! می دانيد
چرا؟ چون
پيشاپيش چيزی در
اين محله
هزينه نمی شد
كه آن را كاهش
دهند!! جالب
است بدانيم كه
سبد مصرف
ساكنان محلات
تاتنهام و
پكهام و هنكی در
لندن و محلات
مشابه در
ليورپول و
منچستر و
بيرمنگام و
ناتينگام، از
همه اهالی انگليس
خالی تر است.
اين در حالی است
كه«حزب كارگر»
با ادعای نمايندگی
كارگران و
زنان و اقليت
های ملی و
نژادی و فقرا،
طی 13 سال
حكومتش فقط بر
نابرابريهای
اجتماعی و
اقتصادی افزود.
يكی
از بحثهای اصلی
در رسانهها
از جمله در بی بی
سی اينست كه
«پليس بيش از
حد با جوانان
آشوبگر» مدارا
كرده است. به
موازات همين
تبليغات شاهد
تشديد فعاليت
نژادپرستان
متشكل در
«اتحاديه دفاع
از انگليسی ها»
و حزب
ناسيوناليست
بريتانيا و
ساير اوباشان
در شبكههای اجتماعی
هستيم.
سايتهای به
اصطلاح وزين نظير
ياهو پر است
از پيامهای با
اين مضمون كه
اخراج
مهاجران از
انگليس كافی نيست،
نابودشان
كنيد!
عوامفريبی
سياستمداران
و رسانه ها را
ببينيد كه با
نفرت از
دزديده شدن
تلفنهای همراه
و كفشهای ورزشی
و اين قبيل
اشياء توسط
جوانان می گويند
در حالی كه
نظام خودشان بر
تجارت برده
استوار شد.
برقراری امپراتوری
استعماری شان
جان دهها
ميليون نفر را
گرفت. و امروز
به زور اسلحه
و پيشبرد جنگ
در گوشه و
كنار دنيا مثلا
در افغانستان
و عراق صدها
ميليارد دلار
به جيب می زنند.
اما ببينيم
پشت اين «دزدی و
غارتی» كه
اينقدر بر سرش
داد و بيداد می
كنند واقعا
چيست.
روزنامه
گاردين در
شماره 9 اوت
خود تيتر زد
كه: «در هدف
آنان شك
نكنيد: می خواستند
با پليس
بجنگند». هدف
از
تاكتيكهايی كه
اكثر جوانان
به كار بردند
مثلا آتش زدن
سطلهای بزرگ
زباله در
خيابانها
اين بود كه
افراد پليس را
در نقاطی وادار
به درگيری كنند
كه زمين
خودشان به
حساب می آمد و
شانس بيشتری برای
ضربه زدن به
نيروهای سركوبگر
در اختيارشان
ميپگذاشت. در
مقابل، پليس
سعی كرد از
درگيری اجتناب
كند. افراد
پليس بر مبنای
اولويتهای خود
مجبور به
محاسبه بودند
و دست جوانان
را در فضاهايی
باز گذاشتند كه
ساختمانهای گرانقيمت
شركتها و
ادارات دولتی در
آنجا نبود و
آماج قرار نمی
گرفت. شب اول
شورشهای پراكنده
به طور خودجوش
و توسط
نوجوانان
خشمگينی آغاز
شد كه تجربه
مبارزاتی نداشتند.
آنان مرتكب
اشتباهاتی شدند.
اما طی دو شب
بعد خانههای كمتری
بر اثر آتش
سوزی نابود شد
يا اصولا خانه
های مردم طعمه
حريق نشد.
در
گوشه ای از
محله محروم
«هنكی» مادران
محله با
دخترها و
پسرهايشان
دعوا می كردند
و از آن ها می خواستند
كه در خانه
بمانند و
درگير شورش
نشوند اما
خودشان وقتی كه
كوكتل مولوتفی
به خودروی پليس
اصابت می كرد
از شادی هورا می
كشيدند. يك
پناهنده سياسی
عراقی می گفت
اين ها عليه
همان كسانی برخاسته
اند كه كشور
مرا به
كشتارگاه
تبديل كردند.
يك زن رنگين
پوست كارائيبی
و دخترانش دور
يك سطل زباله
بزرگ شعله ور
جمع شده بودند
و ترانه باب
مارلی را می خواندند:
«همه چی داره می
سوزه/ همه چی غارت
می شه».
وقتی
تعدادی از
فروشگاههای خانوادگی
و كوچك محله
غارت شدند
باعث افزايش
تنش بين مردم
شد. صاحب
مغازهها كه
معمولا هم
مليت هستند
گروههايی را
برای دفاع از
فروشگاههايشان
در نقاط مختلف
شكل دادند.
پليس هم از
اين وضعيت
بيشترين
استفاده را
كرد تا آتش
درگيريهای درونی
را بين مردم
ستمديده روشن
كند. اما
عليرغم همه
اين تضادها و
تناقض ها، اين
شورش نيروی محركه
ديگری دارد.
بخشی از
جوانان حس می كنند
كه فرصتی برای
ضربه زدن به
نيروهای مسلط
و ستمگر به
دست آورده اند
و نمی خواهند
اين فرصت را
از دست بدهند.
يك گروه چهار
نفره از
جوانان
سوماليايی تبار
كه در انگليس
زاده شده اند
را ديديم كه دوشنبه
شب راهی محل
درگيريها در
محله «هكنی»
بودند. آن ها
خود را
«انقلابيون»
معرفی می كردند.
حرفشان اين
بود كه هيچكس
ما و دوستانمان
را آدم حساب نمی
كند. با
افزايش شهريه
دانشگاه حتی دارند
فرصت ادامه
تحصيل را هم
از ما می گيرند.
عليرغم
درگيريهايی كه
در گذشته
اينجا و آنجا
بين جوانان
سفيد و آسيايی
و سياه رخ می داد
اينبار شاهد
روحيه اتحاد و
همبستگی بين
اين
گروهبنديهای
ملي/ نژادی هستيم.
تا به حال
گزارشی از
حمله جوانان
به افراد
معمولی نرسيده
است. آن ها فقط
افراد پليس را
هدف گرفته
اند. در حال
حاضر حداقل 20
محله لندن و
شمار ديگری از
شهرها شاهد
ناآرامی ها
هستند. جوانان
شورشگر نسبت
به نيروهای پليس
تحرك و سرعت
بيشتر از خود
نشان داده
اند. خيليها می
پرسند اين
حركت
چقدر متاثر
از قيامهای خاورميانه
و شمال آفريقا
است؟
شعله
های شورش را
خشم از فقر و
نژادپرستی و
پليس و كاهش
خدمات اجتماعی
فروزان كرد.
جرقه شورش را
خشم از خشونت
و ستم دستگاه
دولتی روشن
كرد. از نظر
نظام حاكم،
خشونت پليس
خشونتی «مشروع»
است زيراپليس
نگهبان روابط
مالكيت سرمايه
داری است و
همين مالكيت
است كه ثروت
عظيمی را برای
بخش كوچكی از
جامعه انباشت می
كند و در
مقابل،
ميليون ها نفر
را در محروميت
نگاه می دارد.
بعد از گذشت
چند شبِ پر
تلاطم همه از
هم می پرسند:
وقايع بعدی چه
خواهد بود؟
استفاده
مستقيم از
ارتش برای بازگرداندن
و حفظ نظم؟
اين حرف ها را
حتی از زبان
مجريان
ليبرال
برنامه های خبری
بی بی سی می شنويم.
ولی يك نكته
حتمی است:
عدالت و
احترامی كه
توده ها طلب می
كنند و
سزاوارش
هستند هرگز
تحت چنين نظامی
حاصل نخواهد
شد.