کردستان
:
اعتصاب
گسترده در
كردستان موجی
از اعتماد به نفس
و نشاط را در
شهرهای
كردستان
بخصوص سنندج
بوجود آورده.
همه با غرور و
اشك در چشم از
آن مبارزه
عظيم صحبت می
كنند. فعالی
می گفت كه
برای آن
اعتصاب كار
زيادی صورت
گرفته بود.
بسياری از
مغازه دارها
گفته بودند كه
اگر ببنديم ما
را دستگير می
كنند اما با
كار توضيحی
صبورانه در
روز اعتصاب در
ساعت دوازده
به بعد هشتاد
درصد مغازه ها
در اعتراض به
سركوب و اعدام
5 رزمنده
جانباخته
تعطيل كردند و
اين در حالی
بود كه تعداد
بسيار زيادی
از نيروهای
سركوبگر ميادين
اصلی شهر را
اشغال كرده و
قفل چندين
مغازه را به
سبك ارتش
مزدور
اسرائيل می
شكستند. جمهوری
اسلامی شكست
خورده و زبون
در چند روز گذشته
اقدام به بستن
فله ای مغازه
ها كرده است . يك
مغازه جگركی
در سه راه
نمكی را كه
بسته بودند و
اطلاعيه زده
بودند كه به
خاطر تخلف
صنفی بسته شده
صاحبش
اطلاعيه را
كنده و بجايش
نوشته بود كه
به خاطر شركت
در اعتصاب سراسری
بسته شد! كه
چندی بعد
مزدوران
اطلاعات او را
دستگير كرده و
بردند. كليه
مغازه های عضو
اتحاديه صنفی
دكانداران را
بخاطر شركت در
اعتصاب بسته و
اعضای آن صنف
بخاطر شركت در
آن اعتصاب تحت
فشار شديد
قرار دارند. گفته
می شود كه هر
روز ده مغازه
را می بندند.
بايستی با
افشاگری و
اعتراض به كمك
اهالی رزمنده
شهرهای
كردستان
بشتابيم! 21 خرداد 89
تهران
:
عليرغم
جو شديد سركوب
و عقب نشينی و
سازش
موسی و كروبی
عده ی زيادی
از مردم تهران
به شكل
پراكنده
تظاهرات
كردند.
22
خرداد
سالروز آغاز
مبارزات مردم
عليه
ديكتاتوری و
سركوب و فساد
و فقر و بی
عدالتی بود.
اگر چه اين
آغاز با
اعتراض به
تقلب
انتخاباتی
باند كودتاچی
خامنه ای و
احمدی نژاد
صورت گرفت اما
در يكساله گذشته
مبارزه مردم و
شعارها و
دورنمای
مبارزاتی آن
راديكالتر شد
و بسرعت كل
جمهوری اسلامی
را هدف قرار
داد. با اين
وجود كماكان
جناح
حكومتی
موسوی و خاتمی
و كروبی نفوذ
و رهبری خود
را بر بخش
هايی از مردم
اعمال می كنند
و هنوز عده ی
زيادی از مردم
بخصوص طبقات
ميانی چشم
اميد به راه
حل های آنان
برای حل بحران
سياسی و
اقتصادی
جمهوری
اسلامی بسته
اند. اميدی
واهی و بی
سرانجام.
از
فردای 22 خرداد
انبوهی از
مردم معترض چه
آنها كه رای
داده بودند و
چه آنهايی كه
راه تحريم و
مبارزه انقلابی
برای سرنگونی
رژين را بيش
گرفته بودند
به خيابانها
ريختند و
هزاران تن
زندانی و بسياری
جان باختند.
روز عاشورا
نقطه عطفی در
مبارزات مردم
بود و هر دو
جناح حاكميت
را وحشت زده
کرد. جناح
حاكم راه
اعدام وسركوب
بيشتر را به
بيش گرفت و
جناح مغلوب
راه صبر و
برهيز از
مبارزه
راديكال را
موعظه كرد . از
چند روز مانده
به سالروز
آغاز خيزش
عظيم مردم
گروه ها و
احزاب مختلف
مردم را به
شركت در
راهبيمايی و اعتراض
دعوت كردند.
جوانان مبارز
بر در ديوار
نوشتند 22
خرداد 9 صبح تا 9
شب اعتراض از
ميدان راه آهن
تا تجريش.
ترميم طلبان
حكومتی عاجزانه
از جناح حاکم
تقاضای اجازه
برگزاری راهپيمائی
کردند. اما
كودتاچيان
حاكم راه
سركوب خونين
مبارزات مردم
را برگزيدند و
آن ها را سر
دواندند و عاقبت
گفتند، همين است
كه هست! و
سرداران بزدل
و بی آبرو
بازهم خط و
نشان كشيدند
كه تحمل نمی
كنيم و می
كشيم و زندانی
می كنيم و
حكومت خدا روی
زمين مائيم و
اراجيف ديگر.
ورق پاره های
حكومتی و
سيمای منحوس
هم يكدم دم
برآوردند كه
فتنه تمام شد
اما برخيشان
هم گفتند فتنه
های بزرگتری
در راه است.
روزنامه
همشهری چند
روز مانده به
روز اعتراض يك
ضميمه قطور
تمام رنگی
بيرون داد و
نام آن را ده پرده
ی فتنه نام
نهاد و تا می
توانست لجن
پراکنی کرد و
دروغ بهم بافت
تا ثابت كند
كه تنها راه نجات
بشريت خودشان
هستند يعنی
كسانی كه از
رانت های نفتی
فربه شدند و
در كاخ های
پنهانی زندگی
می كنند و
فساد و رشوه
خواری و آدم
فروشی و آدم
كشی شيوه
معمول زندگيشان
است.
موسی
و كروبی و
چندين تشكل
رنگارنگ بی
محتوای ديگر
هم فراخوان
شركت در
تظاهرات سكوت
و احترام
گذاشتن به
مبانی جمهوری
تازيانه و دار
را فتوا
دادند. بسياری
از مردم ساده
دل گفتند باز
خوب است كه
حداقل به خيابان
ها بيائيم و
اگر ميليونی
به خيابان بيائيم
حاكميت نمی
تواند كاری
كند. بخش
راديكال مردم
اما خود را
برای مبارزه
ای رزمنده به
شكل جداگانه و
با شعارهای
خود تدارك
ديد.
دو
روز مانده به
روز اعتراض
مردم در نهايت
حيرت با
بيانيه موسوی
و كروبی مواجه
شدند كه در آن
با كمال وقاحت
اعلام كردند
كه برای حفاظت
از جان و مال
مردم در اين
روز كسی به
خيابانها نيايد
و اينكه
مبارزه را
بايستی از
طريق راه های
كم هزينه تر
ادامه داد!
بسياری
پرسيدند دفاع
از جان و مال
مردم يا دفاع
از حاكميت. پر
واضح است كه
هم و غم اينان
دفاع از
جمهوری اسلامی
بوده و هست.
اينان كه از
دفاع از جان و
مال مردم سخن
می گويند كدام
برنامه
اعتراضی را برای
مخالفت با
اعدام پنج
روشنفكر و
مبارز ملت كرد
را سازمان
دادند؟ آيا از
اعتصاب
بيسابقه شهر
های كردستان
دفاعی كردند؟
آيا حتی از آن
سخنی به ميان
آوردند؟ نه
اينها هم دروغ
گوهائی بيش
نيستند و
ماهيت طبقاتی
شان اين است. عليرغم
بزدلی موسی و
كروبی گروه
های مختلف جنبش
دانشجويی و
زنان و جوانان
در فراخوانی
جداگانه مردم
را دعوت به
مبارزه از
ساعت چهار تا هشت
بعد از ظهر
كردند.
عليرغم
سردرگمی در
ميان طيف
وسيعی از
مبارزين از
ساعت چهار بعد
از ظهر انبوهی
از جمعيت به
طرف ميدان
انقلاب از
چهارسوی آن
سرازير شدند.
نيروهای
سركوب كه در
مدارس و
ورزشگاه ها و
مساجد پنهان
شده بودند
بيكباره
ميدان انقلاب
را محاصره و
اشغال كردند و
صدها موتور
سوار ضد شورش
و اوباشان
لباس شخصی
بسياری با
ماسك هايی بر
چهره بسوی
مردم يورش
بردند و بدون
ملاحظه هر عابری
را با باتوم
در مقابل
دانشگاه و
خيابان های
اطراف می زدند
و برخی را نيز
دستگير می كردند.
نيروهای
سركوبگری که
در خيابان
آزادی از بهبودی
تا ميدان
فردوسی مستقر
بودند از همه
گونه تجهيزات
برخوردار
بودند. در
اداره ای
نزديك به
ميدان انقلاب
در خيابان
آزادی ماشينهای
عجيب و غريب
با چند آنتن
مستقر بودند. عليرغم
اين جو سركوب
صدها تن به
راهپيمايی ادامه
دادند. اوباش
لباس شخصی كه
گويا حكم تير
گرفته بودند
با نيروهای
انتظامی
درگير شده و
به آنها
اعتراض می
كردند كه چرا
مردم را نمی
زنيد! اما
اكثر نيروهای
انتظامی صرفا
نظاره گر
بودند و حاضر
نبودند مردم
را بزنند.
در
بهبودی
ابتدای
خيابان
اسكندری مردم
با نيروههای
سركوب درگير
شده بودند و
لباس شخصی ها را
با وانت
سراسيمه به آن
سمت می بردند.
در خيابان
ستارخان نيز
درگيری بود.
از چهار راه وليعصر
تا ميان
وليعصر كلا
خيابان را
بسته بودند و
به عابرين هم
اجازه نمی
دادند كه به
ان سمت بروند. بنابر
اخبار رسيده
در ميدان ونك
و خيابان وليعصر
نيز
درگيريهای
براكنده رخ
داده. بر سر
بيانيه موسوی
ميان مردم بحث
بود. يک نفر
صحبت می کرد
که خوب شد
موسوی بيانيه
داد كه نمی
آيد چون حالا
معلوم می شود
كه ما عليه كل
جمهوری
اسلامی هستيم.
ديگری می گفت،
بايد مثل
كردستان مردم
كليه مغازه را
ببندند و اعتصاب
كنند که در
جواب پسر
جوانی گفت،
هشتاد درصد
مغازه داران
تهران فرصت
طلب هستند و
نمی توان
رويشان حساب
كرد. به اين
ترتيب يك روز
مبارزاتی
ديگر خاتمه
يافت. هر چند
مردم در شمار
ميليونی به
خيابان نيامدند
اما در شرايطی
که رهبری سبز
جا زد، حضور مردم
چشم گير بود. سی
خرداد سالگرد
به خون كشيده
شدن مبارزه
مردم و كشته
شدن ندا آقا
سلطان و سهراب
و .... سمبل های
مبارزات
مردم و بعد از
آن هجده تير
در راهست
بايستی برای
مبارزه ای
آگاهانه تر و
سازماندهی
بهتر آماده
شد.
23 خرداد
89