حزب کمونيست مائوئيست نپال از حکومت خارج شد

 

برگرفته از حقیقت شماره 36، آبان 1386

 

حزب کمونيست نپال (مائوئيست) پس از 6 ماه از حکومت ائتلافي نپال بيرون آمد. شرح واقعه را سرويس خبري جهاني براي فتح گزارش کرده است. اما ذکر چند نکته را ضروري مي دانيم:

 

هنگامي که حزب کمونيست نپال (مائوئيست) جنگ خلق دهساله را قبل از رسيدن به هدف اين جنگ که کسب قدرت سياسي است متوقف کرد، موج نگراني در ميان کمونيستها و انقلابيون و نيروهاي مترقي جهان راه افتاد. زيرا خطر از بين رفتن انقلاب در دهليزهاي پارلمان را مي ديدند. امروز، خروج حزب کمونيست نپال (مائوئيست) از پارلمان و دولت، اين امکان را بوجود مي آورد که کارگران و دهقانان، زنان و نيروهاي مترقي نپال، تحت رهبري حزب، مبارزه را تا پيروزي کامل ادامه دهند. مسلم است که پيش گرفتن اين راه خطرات فراواني در بر دارد: خطر حملهء دولت هند به نپال و خطرات ديگر مانند توطئه چيني هاي امنيتي براي نابود کردن نيروهاي حزب. اما همانطور که تجربهء مبارزه طبقاتي بارها نشان داده است و تجربهء تشکيل حکومت ائتلافي در نپال يک بار ديگر ثابت کرد، اگر طبقه کارگر مي خواهد جامعه اي نوين ايجاد کند، بايد دولت کهن را درهم بشکند و دولتي نوين بنا کند. به عبارت ديگر، پرولتاريا نمي تواند قدرت سياسي را با طبقات استثمارگر تقسيم کند.

 توده هاي کارگر و دهقان نپال که سنگ بناي انقلاب را تشکيل مي دهند، مي توانند با استفاده از تجربه شرکت حزب کمونيست نپال(م) در دولت و سپس خروج وي از آن، حقيقت فوق را عميق تر از هر زمان بفهمند. اينکه مبارزه انقلابي در نپال چگونه پيش خواهد رفت معلوم نيست و مواضع حزب با وجود خروج از دولت، هنوز شفاف و روشن نيست. مطمئنا پيشبرد مبارزه انقلابي در نپال همراه خواهد بود با بحثهاي توده اي در باره مسائل حاد انقلاب: چرا ضروري است دولت کهن کاملا درهم شکسته شده و دولت نوين پرولتري تحت رهبري حزب کمونيست، پا به عرصه وجود بگذارد؟ دولت نوين، چگونه اکثريت مردم را متحد خواهد کرد؟ دموکراسي اين دولت نوين، داراي چه خصائلي خواهد بود؟ برنامهء اقتصادي نوين چه خواهد بود؟ روابط بين المللي را چگونه پيش خواهد برد و چگونه به رشد انقلاب جهاني خدمت خواهد کرد؟ تجربهء يکسال گذشته در نپال نشان داد اين مسئله که "چه طبقه اي بايد حکومت کند" مسئلهء مرکزي هر انقلاب است و توده هاي حزبي و غير حزبي بايد نسبت به آن آگاهي عميقي داشته باشند.   حقيقت

از سرويس خبري جهاني براي فتح- 24 سپتامبر 2007

حزب کمونيست نپال (مائوئيست) از حکومت خارج شد. اين حزب هشدار داد که، «کشور در آستانهء يک امکان انقلابي بزرگ و در عين حال، يک حادثه فاجعه آميز است». حزب کمونيست با عوض کردن سياست خود (مبني بر شرکت در حکومت)، برنامه راه انداختن اعتراضات توده اي خياباني را در پيش گرفت؛ اعتراضاتي که به گفته حزب هدفشان، «اخلال در نقشه هاي انتخاباتي جاري» است. (انتخابات "مجلس موسسان" تا تاريخ نامعلومي به تعويق افتاد.).

در آوريل سال 2006 (يکسال و نيم پيش) خيزش توده اي سراسر نپال را فرا گرفت و شاه را مجبور کرد، پارلمان را احياء کند. در جنگ خلق ده ساله اي که تحت رهبري حزب کمونيست نپال(م) جريان داشت، آتش بس اعلام شد. در نوامبر همان سال، حزب کمونيست نپال (مائوئيست) با هفت حزب پارلماني يک قرارداد 12 نکته اي به نام "توافق نامهء جامع صلح" امضاء کرد. هدف اين توافقنامه، تشکيل يک حکومت موقت و برگزاري انتخابات براي تشکيل "مجلس موسسان" براي تعيين شکل حکومتي آينده، منجمله سرنوشت سلطنت بود. حزب توافق کرد که "ارتش رهائيبخش خلق" را در اردوگاه هاي مخصوص مستقر کرده و سلاحهايش را انبار کند و هر دو را تحت نظارت سازمان ملل قرار دهد. در اوايل سال 2007 حزب کمونيست نپال(م) وارد پارلمان شد و در آوريل 2007، 4 وزير وارد کابينهء نخست وزير (جي.پي. کوئيرلا) شدند.

طي اين مدت، در منطقه دشتي "تراي" که در خط مرزي هندوستان قرار دارد، نيروهاي ارتجاعي تحت حمايت آمريکا و دولت هند، شروع به سازماندهي و گسترش نيروهاي خود در ضديت با حزب کمونيست نپال(م) کردند. قريب به نيمي از جمعيت نپال در تراي زندگي مي کنند که شامل گروه هاي قومي گوناگون است و کشاورزي پربار و رونق آن براي اقتصاد کشور حياتي است.

يک گروه امپرياليستي به نام "گروه بين المللي بحران" که مقرش در بروکسل است، اين جنبش ارتجاعي را چنين توصيف کرد: «اين حرکت به سلطنت طلبان سرسخت و همچنين بينادگرايان هندو، منجمله برخي نيروهاي آنسوي مرز اميد مي دهد زيرا امکاني است براي بهم زدن روند صلح (از طريق حملهء خشونت آميز عليه مائوئيستها).» (1)

نيروهائي که مدعي اند خلق "مادهاسي" را نمايندگي مي کنند بشدت به حزب کمونيست نپال (م) بدليل موافقت او با پيش نويس قانون اساسي انتقاد مي کنند. آنان مي گويند اين پيش نويس فاقد قول هائي است که حزب در مورد نمايندگي "متناسب با جمعيت" در حکومت مرکزي و برخورداري از خودمختاري محلي به ملل و اقوام نپال داده است. در يکي از بدترين حوادث، در ماه مارس گذشته يک گروه اوباش به اعضا و هواداران حزب در شهر گااور حمله کرده و 27 تن را به قتل رساندند. سفير آمريکا و شخصيتهاي سياسي هند همه براي اين واقعه هورا کشيدند.

در همان حال، شرايط براي رزمندگان ارتش رهائي بخش در اردوگاه ها روز بروز بدتر شده است و عليرغم اعتراضات مکرر حزب کمونيست نپال(م) به تخطي حکومت و سازمان ملل از توافقاتشان، وضعيت بد غذائي و بهداشتي و اسکان رزمندگان بهبود نيافت.

اکنون شرايط در نپال وارد يک نقطه عطف مهم شده است. حزب کمونيست نپال(م) مطالبات 22 نکته اي را در مقابل حکومت کوئيرلا گذاشته است که مهمترين آن عبارت از اينست که پارلمان، فورا و بدون آنکه منتظر انتخابات مجلس موسسان شود، سلطنت را ملغي کند. و انتخابات مجلس موسسان به گونه اي صورت گيرد که حضور مناسب نمايندگان ملل تحت ستم کشور در آن تضمين شود. حزب اعلام کرد بدون ملغي کردن سلطنت، "هيچ نوع انتخابات واقعي ممکن نيست". کوئيرلا جواب داد که وي خودش خواهان خاتمه سلطنت است اما ملغا کردن آن قبل از انتخابات مجلس موسسان يا عوض کردن نقشه هاي انتخابات، "مطرح نيست".

روز 18 سپتامبر، وزراي حزب کمونيست نپال(م) از حکومت استعفا دادند. همانروز يک تظاهرات توده اي در کاتماندو برگزار شد که در آن يکي از رهبران حزب به نام بابورام باتراي اعلام کرد: «ما براي هدف برگزاري يک انتخابات واقعي مبارزه خواهيم کرد ولي نه براي اين نمايشنامه عوامفريبانه. ما آئين هائي را که کمسيون انتخابات اعلام کرده است قبول نمي کنيم و تمام نقشه هاي انتخابات را برهم خواهيم زد.» وي خطاب به جمعيتي که او را تشويق مي کردند گفت: «ما دست به اعتراضات مسالمت آميز خواهيم زد اما حق خود مي دانيم که که با آناني که برنامه مسالمت آميز ما را سرکوب مي کنند برخورد کنيم.»

حزب کمونيست نپال(م) برنامه "فاز اول" کارزار تبليغاتي خود را اعلام کرد. اين برنامه با برگزاري يک "تشيع جنازه براي سلطنت" در 18 سپتامبر شروع شد، و روزهاي 19 تا 21 سپتامبر کارزارهاي راهپيمائي و تبليغات خانه به خانه انجام گرفت. اتحاديه سراسري کارگران حمل و نقل نپال که تحت رهبري مائوئيستهاست، روز 23 سپتامبر يک اعتصاب سراسري در اعتراض به دستگيري و آزار رانندگان توسط پليس، اعلام کرد و اين اعتصاب را با بر پا کردن موانع و لاستيک سوزاندن در اتوبانها و متوقف کردن ترافيک کاميون ها و اتوبوسها برگزار کرد. از 29 سپتامبر تا 3 اکتبر، حزب کمونيست نپال(م) عناصر فاسد حکومتي و آن کساني را که در جنبش توده اي آوريل 2006 مرتکب جنايت عليه مردم شده اند را افشا خواهد کرد. در روز 30 سپتامبر در سراسر کشور در مقابل همه دفاتر اداري وزارت کشور اعتصابات نشسته خواهد بود. از روز 4 تا 6 اکتبر "بند" (اعتصاب عمومي) در سراسر کشور اعلام شده است. اين اعتصاب عمومي قرار است روز 5 اکتبر که روز اعلام کانديداهاي انتخابات مجلس موسسان است، اخلال کند.

تصميم گيري در مورد اين تغيير سياست در پنجمين جلسه گستردهء کميته مرکزي حزب کمونيست نپال(م) اتخاذ شد. اين جلسه در تاريخ 3 تا 8 اوت برگزار شد. 2174 نفر عضو حزب در اين جلسه گسترده حضور بهم رساندند. شرکت کنندگان شامل اعضاي کميته مرکزي، رهبران کميته هاي محلي، شاخه هاي مختلف ارتش رهائي بخش، سازمان هاي توده اي و غيره بودند. اين جلسه در منطقه صنعتي پايتخت برگزار شد. سند مرکزي اين جلسه، به نام «براي يک پيشروي ايدئولوژيک نوين و راه انداختن يک جنبش انقلابي نوين، متحد شويم» توسط صدر حزب، رفيق پراچاندا ارائه شد.

اطلاعيه مطبوعاتي که پس از اين جلسه توسط صدر حزب صادر شد، مي گويد:

«اين سند داراي سه بخش مهم است. در بخش اول مسائل مهم ايدئولوژيک و سياسي بحث مي شود. در بخش دوم، جنبش گذشته و مذاکرات صلح مورد بازبيني قرار گرفته اند. و در بخش سوم، بر روي تاکتيک و نقشه آتي حزب پرتو افکني شده است. ... در چارچوب بحث در باره "برخي مسائل تئوريک" تاکيد شده که در مورد مسائلي مانند سازش، رفرم و انقلاب، تمايز روشني ميان خط مارکسيستي و خط اپورتونيستي موجود است. سند به انقلابيون فراخوان داده که بر مارکسيسم لنينسم مائوئيسم و راه پراچاندا استوار بمانند و با تسليم طلبي راست روانه، تزلزل سانتريستي و ماجراجوئي "چپ" مبارزه کنند. سند در چارچوب بازبيني روند مذاکرات و تکامل مسالمت آميز انقلاب، مي گويد آن مسئله اي که انقلابيون بايد در مبارزه ايدئولوژيک به آن اهميت درجه اول دهند مبارزه عليه گرايش راست روانه است که "به وضع موجود تن مي دهد و از آن راضي است، و سازش و رفرم را همه چيز مي پندارد و حاضر نيست انقلاب را به جلو سوق دهد." همچنين گفته شده است که به فرصت طلبي سانتريستي که در شکل هاي مختلف بروز مي کند نيز نبايد کم بها داد و بايد عليه آن نيز مبارزه کرد. اين فرصت طلبي سانتريستي همواره ميان درست و غلط تزلزل نشان مي دهد، در مورد انقلاب حرف مي زند اما در عمل رفرميسم راست روانه را پيش مي برد، و ياس و استيصال و فرارطلبي را پيشه مي کند. سند همچنين به انقلابيون هشدار مي دهد که نسبت به خطر لفاظي "چپ" و ماجراجوئي که "بدون تحليل مشخص از شرايط مشخص بطور ذهنيگرايانه هر نوع سازش را رد مي کند" محتاط باشند.»

 اطلاعيه مطبوعاتي در مورد بخش "استراتژي و تاکتيکهاي انقلاب" مي گويد: «در سند تصريح شده است که حزب، در کنفرانس تاريخي سال 2001، با انعطاف در تاکتيک و استواري در استراتژي انقلاب دموکراتيک، شعار کنفرانس همه احزاب، حکومت موقت و انتخابات مجلس موسسان را به مثابه تاکتيک فرموله کرد که از زمان جلسه چونوانگ در سال 2005 تا کنون پيش برده شده است. همينطور، در رابطه با شعار تاکتيکي جمهوري دموکراتيک، سند با نقل از تصميمات جلسه چونوانگ مي گويد، "حزب، جمهوري دموکراتيک را نه به شکل جمهوري پارلماني بورژوائي در نظر داشته و نه بشکل جمهوري دموکراتيک نوين. اين جمهوري، از طريق يک بازسازي گسترده در قدرت دولتي، نقش يک جمهوري چند حزبي در حال گذار را براي حل مشکلات طبقاتي، ملي، منطقه اي و جنسيتي، بازي خواهد کرد. »

اين مقولهء "جمهوري چند حزبي در حال گذار" که بقول حزب کمونيست نپال (م) " نه يک جمهوري پارلماني بورژوائي است و نه يک جمهوري دموکراتيک نوين" يکي از ستون هاي تئوريک حزب بوده است.

اطلاعيه مطبوعاتي در بخش مربوط به طرازبندي از مذاکرات صلح مي گويند: «طرازبندي از مذاکرات صلح و حوادث پس از آن اين است که حزب کمونيست نپال (م) خود را در نظام پارلماني قديم ادغام نکرد بلکه با حفظ دستاوردهاي دهسال جنگ خلق در دولتي که از طريق سازش تشکيل شد و دولت گذرا بود، شرکت کرد تا از طريق مجلس موسسان، نوع نوين جمهوري دموکراتيک را نهادينه کند. اما اکنون به اين نتيجه رسيده است که احزاب پارلماني عمده که رهبري حکومت را در دست دارند، عليه روح قرارداد 12 نکته اي مي باشند، و پايه هاي اتحاد با حزب مائوئيست را نابود کرده اند. نتيجه گيري مهم قطعنامه اين است که: "با وجود آنکه گفته شده بود، براي آنکه دولت موقت بحداکثر بيطرف بماند، ارتش در پادگانها خواهد ماند و ارتش رهائي بخش در اردوگاه ها و تمام تصميمات براي اداره دولت از طريق توافق جمعي صورت خواهد گرفت، اما امروز پايه هاي تئوريکي، سياسي و اخلاقي براي ماندن حزب مائوئيست در حال پايان يافتن است زيرا در اين دوره گذار تلاش کرده اند تا دولت را به مثابه دولت فئودال و بورژوازي بوروکرات و کمپرادور اداره کنند." سند با هشدار جدي به نيروهائي که حکومت موقت را رهبري مي کنند مي گويد: " اگر تضمين نشود که حکومت موقت طبق روح توافقنامه اداره شود، اگر از طريق اعلام جمهوري بر توطئه چيني هاي ارتجاعي فئودالي عليه مجلس موسسان و موج ترور نقطه پايان گذاشته نشود، اگر عليه جنايتکاراني که در انجام يکرشته کشتارها در مادهاسي دست داشته اند اقدام نشود، وضعيت شهروندان مفقودالاثر اعلام نشود، بيطرفانه به خانواده هاي شهدا کمک نشود، روند تقسيم اراضي بطور علمي و بر طبق روح قانون اساسي موقت پيش نرود، براي متوقف کردن قتل ها اقدامات موثر نشود، توطئه چيني ها و ترور عليه حزب کمونيست نپال (م) و ارتش رهائي بخش خاتمه نيابد، حزب هيچ آلترناتيوي ندارد جز اينکه حکومت را ترک کرده و جنبش براه اندازد".»

در مورد امضاي "توافقنامه جامع صلح" و سياست هاي حزب کمونيست نپال(م) از آن زمان تا کنون، اطلاعيه مطبوعاتي چنين جمعبندي مي کند: «تاکتيک حزب از توافقنامه 12 نکته اي تا شرکت در حکومت موقت درست بود و از نظر سياسي با ثمر بود؛ اما حزب بدليل آنکه در اين حين مرتکب برخي اشتباهات و ضعفها شد يک انتقاد از خود جدي مي کند.» از جمله اشتباهاتي که سند نام مي برد مشکلاتي است که در «هماهنگ کردن سازش و مبارزه» پس از به قتل رسيدن مائوئيستها در منطقه مادهاسي، رخ داد. سند مي گويد که حزب توده ها را در جريان تلاش هايش در مذاکرات براي وادار کردن هفت حزب به قبول «يک نظام دولتي فدرال و انتخابات بر حسب جمعيت» نگذاشت و مي گويد که، «همين مسئله به مرتجعين و فرصت طلبان فرصت داد تا با گيج کردن مردم در مورد برنامه مائوئيستها در باره مادهش (منطقه مادهاسي ها) يک کارزار عليه حزب براه اندازند.»

سند جلسه گسترده در نتيجه گيري مي نويسد: «يک وضعيت تضاد مثلثي ميان نيروهاي سلطنت طلب فئودال، نيروهاي پارلمانتاريستي بورژوائي که طرفدار وضع موجودند و نيروهاي دموکراتيک انقلابي موجود است و همه آنها تلاش مي کنند که سنگر خود را نگه دارند.» طبق گفته اطلاعيه مطبوعاتي وضع، «بسيار سيال است و يک بحران انقلابي جدي موجود است.»

ممکنست که در هفته ها و ماه هاي آينده، مبارزه طبقاتي در نپال تشديد يابد. دشمنان انقلاب در نپال و حاميان خارجيشان پيشاپيش اعلام کرده اند که حاضرند در مقابل "بحران انقلابي جدي" هم از روش هاي سياسي و هم خشونت بار براي تحکيم نظم ارتجاعي استفاده کنند و تمام آثار دهسال جنگ خلق را محو کنند. شک نيست که اوضاع متلاطم اين مسئله را که نپال چه نوع دولت و نظامي را نياز دارد و طرق رسيدن به آن چيست، با تيزي و برائي هر چه تمام مطرح خواهد کرد.                                   

 

Nepal’s Troubled Tarai Region, Asia Report no. 136, July 2007  1-

 

www.sarbedaran.org