جنبش کارگری ايران و نهادهای امپرياليستی

در مورد نقش ساليداريتی سنتر  و AFLCIO

 

مقاله زیر توسط  رفیق برهان عظیمی نگاشته شده و برای انتشار در نشریه حقیقت ویراستاری شده است – حقیقت

 

طی چند سال اخیر با رشد روزافزون و ادامه دار مبارزات کارگری ایران روبرو بودیم. مبارزات کارگران بویژه در واحدهای تولیدی بزرگ حول خواسته های گوناگون و به اشکال متفاوت پیش رفته است. این مبارزات عمدتا علیه بیکار سازی های وسیع ، حول مسئله اشتغال و  در اعتراض به تعویق پرداخت دستمزدها، حق داشتن سندیکا و اتحادیه کارگری و تشکل  به پیش رفته است . در مقابل جواب کلیت  رژیم به این خواسته های بر حق چیزی جز تهدید و زندان و به گلوله بستن کارگران و خانواده هایشان نبوده است . در همین راستا فعالین جنبش کارگری ایران در خارج از کشور گامهای مهمی درافشای سرکوب و تطمیع جنبش کارگری توسط  رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی از یکسو و  معرفی خواستها و رساندن صدای حق طلبانه کارگران ایران به نهادهای کارگری مترقی  و اتحادیه های بین المللی از سوی دیگر  بر داشته اند.

 

در این دو سال اکثریت قریب به اتفاق این فعالین همراه با نیروهای مترقی  با توجه به اصل اتکا به خود و با  صداقت و صراحت بیان، با حفظ استقلال سیاسی  تشکیلاتی و مالی از دولتهای سرمایه داری مبارزات خود را به پیش برده اند.

 

 بر چنین راستائی ما فعالین کارگری خارج از کشور نیز به عنوان جزئی از کل مبارزات طبقاتی طبقه کارگر ایران نه تنها خود را بخشی لاینفک از این مبارزه می دانیم، نه تنها خود را پشت جبهه این گردان نمی دانیم، بلکه  معتقدیم به عنوان بخشی از لشگر پرولتاریای انفلابی ایران و به عنوان یک نیروی دینامیک لاینفک، جدا ناپذیر و مرتبط با هم حفظ استقلال سیاسی - تشکیلاتی ما از نهادهای ارتجاعی داخلی  و نیز امپریالیسم جهانی  ( به رهبری آمریکا) از اهمیت حیاتی برخورداراست.

  

اگر پرولتاریای انقلابی ایران به درس آموزی از تجارب مثبت و منفی جنبش کارگری جهان و تضادهای مشخصی که در مرحله انقلاب اجتماعی کنونی بوجود آمده و در آینده نیز به وجود خواهد آمد، آگاهانه توجه نکند و خود را به آخرین جمعبندیها ازدستاوردهای پیروزی و شکست این جنبش مسلح نکند، به درس گیری از این تجارب سیاسی-تشکیلاتی توجه نکند، تحلیل مشخص از اوضاع مشخص جامعه و روند انقلاب نکند، در پیچگاه های انقلاب قادر به اتخاذ تاکتیک و سیاست انقلابی نخواهد بود. بعلاوه، در زمان وقوع تند بادها و وقوع اوضاع انقلابی قادر به حل تضادهای نوین و به سرانجام پیروزمند رساندن انقلاب، استقرار سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا و در نهایت استقرار دنیای کمونیستی عاری از طبقات نخواهد بود.

 

پرولتاریای انقلابی ایران در طول تجارب تاریخی جنبش کارگری جهان، و بخصوص به تازگی با شروع قرن بیست و یکم  ثمرات تلخ عدم استقلال هر فرد و گروهی که داعیه طرفداری از جنبش کارگری، دانشجوئی و جنبش زنان را داشته شاهد بوده است. پرولتاریای انقلابی ایران ثمرات شوم شکست جنبش کارگری لهستان و خیانت لخ والسا به طبقه کارگر و  تبعیت وی از اصل بوژوازی "دشمن دشمن من دوست من است" را هرگز فراموش نخواهد کرد. ما فراموش نکرده ایم که چگونه دلارهای آمریکائی، فرانک فرانسوی و پوند انگلیسی، رهبران آن جنبش را در پیروی از آن اصل ضد انقلابی بورژوائی به مانعی  بر سر استقلال سیاسی تشکیلاتی طبقه کارگر لهستان تبدیل کرد و دوره نوینی از پایمالی حقوق طبقه کارگر و اقشار و طبقات میانه با روی کار آمدن بورژوازی نوخواسته از ميان اشرافیت کارگری و کارگران فاسد شده ای چون لخ والساها، شروع شد.

 

پرولتاریای انقلابی ایران نیک می داند که بورژوازی همواره قصد نفوذ در جنبش طبقه کارگر برای منحرف کردن آنرا دارد. نیروی کار و فعالیت تولیدی ما را وسیله ثروت اندوزی  و سیادت حکومت مطلقه خویش کرده است و به مجرد آنکه ما با اتکا به خود جنبش انقلاب اجتماعی را سازمان می دهیم بر آن است که با نفوذ در جنبش ما آنرا به وثیقه ای برای ادامه مال اندوزی و تحکیم سیادت طبقاتی خویش تبدیل کند.

 

پرولتاریای انقلابی همواره با تحلیل مشخص از اوضاع مشخص جامعه خود به تحلیل مشخص از صف دوستان و دشمنان خود پرداخته تا در جبهه جنگ طبقاتی و طی مبارزه اقتصادی و سیاسی آگاهانه خویش با دیدی همه جانبه مبارزاتش را برای کسب قدرت سیاسی و احقاق دیکتاتوری پرولتاریا به پیش برد؛ هموارده سعی کرد سره را ناسره، و کاه را از گندم جدا کرده و با اتکا به نیروی خود و اتحاد با دوستان واقعی خویش جبهه انقلاب را تقویت کند؛ و در این راه در افشا ومنزوی کردن دشمنان طبقاتی و برداشتن نقاب از چهره دشمنانش که گاه با ترفندهای نرم آسا در جبهه انقلاب نفوذ کرده وآنرا به انحراف می کشند،  ضعف به خود راه نداده است.

 

در نتیجه: وظیفه پرولتاریای آگاه انقلابی ایجاد و برپائی  صف مسقل پرولتاریای انقلابی ایران در مقابل قطب ارتجاع مذهبی حاکم جمهوری اسلامی و قطب امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا می باشد.

 

در ماه های اخیر  "مرکز آمریکایی برای همبستگی بین المللی کارگری" (1) یا "مرکز همبستگی" (2) فعالیت خود در حوزه ایران را تشدید کرده است و  ازجمله با تماس با فعالین و دست اندرکاران و نهادهای کارگری درخارج از کشور قصد دارد فعالیتهای خود در مورد ایران را گسترش دهد و بدینوسیله راه نفوذ خویش را در این جنبش هموار کند. در نتیجه،  ارزیابی از تاریخ این نهاد سرمایه داری امپریالیستی بر بستر ضرورت شناخت از دوستان و دشمنان مان دارای اهمیت حیاتی است. بنابراین یکی از وظایف عاجل کنونی پرولتاریای انقلابی ایران درک عمیق خطرنفوذ این شاخک استثمار نظام سرمایه داری امپریالیسم آمریکا و راهکارهائیست که این مرکز از آن طریق قصد دارد  راه سازش را به جنبش طبقه انقلابی ایران تحمیل کند و در این راه بر  فریب و نفوذ بر قشر عقب مانده طبقه کارگر ایرن تکیه می کند. و این در حالیست که طبقه کارگر  زیر فشار اقتصادی و استثمار لجام گسیخته سرمایه داران حتی از دریافت دستمزد خویش بی بهره مانده است. بر همین اساس نه تنها شناخت از رئوس کلی سیاست این پروژه امپریالیستی(آمریکا) ازدرجه مهمی برخوردار است بلکه شناخت ازبانیان و واسطه ها، کارگذاران و ارکان ایرانی وابسته به پروژه آمریکائی "مرکزهمبستگی" و یا نهادهای مشابه از اهمیت اساسی برخوردار شده است.

سازمان ملی برای تحقق دمکراسی

 ان. ئی. دی. یا سازمان ملی برای تحقق دمکراسی (3)  بوسیله رونالد ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا در سال 1983 بوجود آمد. هدف از ایجاد این نهاد  عبارت بود از یکم، صدور "دمکراسی" نوع آمریکا يی به نقاط مختلف جهان(که هیچ نیست جز دموکراسی برای مرتجعین و استثمارگران مورد علاقه امپریالیسم آمریکا). دوم، از آنجا که نقش سازمان جاسوسی سیا (سی. آی. ا.) در برپائی کودتاهای خونین علیه دولتهای ملی، کشتار رهبران واقعی اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری منتسب به چپ و جنبش کمونیستی در کشورهای مختلف جهان در سالهای 1974 در میان زحمتکشان و توده های تحت ستم جهان و همچنین در میان مردم آمریکا برملا شده بود، این نهاد امپریالیستی (ان. ئی. دی.) بموازات آن و در خدمت پیشبرد سیاست خارجی امپریالیسم آمریکا ایجاد شد. این نهاد همچون شبکه مافیائی و همانند اختاپوسی به زادو ولد نهادهای مرتبط به خویش پرداخت و هم اینک در سراسر جهان بطور علنی مشغول پیشبرد اهدافی است که پیش از این مخفیانه از طرف سازمان سیا به مورد اجرا در می آمد. بیخود نیست که آقای الن واینستین یکی از بنیانگذاران این نهاد که بعدها به سمت مدیر کل آن منسوب شد درمصاحبه ای با واشنگتن پست در 22 سپتامبرسال 1991 در مورد نقش ان. ئی. دی. گفته است: "اکثر کارهائی را که ما امروزه به پیش می بریم، سازمان سیا در 25 سال گذشته بطور مخفی انجام می داد".

 

در واقع در پی علنی شدن نقش مخرب سازمان جاسوسی سیا در سالهای 1975 و 1976 به دنبال افتضاح واترگیت و استعفای نیکسون، سه جریان مرتبط با دولت، کمیته چرچ در سنای آمریکا (4)، کمیته پایک در مجلس نمایندگان (5)، و کمیسیون راکفلر (6) که بوسیله رئیس جمهوری فورد تشکیل شد، همه مشغول تحقیقات از سی. آی. ا. بودند. در آن سالها هر روز سر خط  خبرهای روزنامه های آمریکا به کشف جدیدی درارتباط  با جنایات، توطئه ها و خرابکاریهای سازمان سیا اختصاص داشت و روزی نبود که صفحه اول روزی نامه های آمریکا و جهان مزین به افشای قتلهای زنجیره ای رهبران و مبارزین مترقی و انقلابی کشورهای دیگرطی چند دهه 1950، 1960 و 1970  به دست سازمان جاسوسی سیا  نباشد. به همین دلیل ظرف سالهای 1975 و 1976 و پس از آن  نام سازمان سیا در میان افکار عمومی آمریکا و جهان نامی مترادف با سلب آزادی از زحمتکشان و خلقهای سراسر جهان، سازمان دهنده کودتا و جوخه های مرگ و آدم ربائی، شد. طی سالهای 1950 تا 1975  سازمان جاسوسی سیا بوسیله جوخه های مرگ و شبه نظامیان در کشورهای آمریکای لاتین به کشتار فجیع هزاران تن از دهقانانی که به قیام علیه بقایای فئودالیسم  و ارتجاع حاکم  و امپریالیسم بر خواسته بودند، در کشورهای نیکاراگوئه، شیلی، السالوادور و گواتمالا پرداخت. فاش شدن این جنایات نه تنها به تضعیف موقعیت این سازمان بطورخاص بلکه به طور کلی به تضعیف موقعیت امپریالیسم آمریکا در سراسر جهان منجر شد.

 

به این ترتیب امپریالیسم آمریکا به فکر ابداع راهکارهای جدید برای حفظ سیادت سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در جهان افتاد. اما در این راه کارهای جدید نیز همان سیاست خارجی را که تا دهه 1970 بوسیله سازمان جاسوسی بدنامش یعنی سازمان سیا پیش می برد دنبال می کرد و اصلا قصد متوقف کردن یا تعدیل اهداف ضد خلقی اش را نداشت. بهیچ وجه! آنچه که امپریالیسم آمریکا در نظر داشت عبارت ازانتقال و محول کردن آن وظایف و اهداف امپریالیستی به سازمانها و شاخکهای استثماری جدید با نامهای پرطمطراق و "دلنشین" غیر دولتی (ان. ج. او) (7) همچون "سازمان ملی برای تحقق دمکراسی" (ان. ئی. دی.) و نیز "مرکز آمریکائی برای همبستگی جهانی کارگران (1) بود. هدف این بود آنچه را که طی سه دهه سیا بصورت مخفی و پنهان انجام می داد اینبار به طور آشکار، علنی و البته بطور "قانونی" و البته باز بطور "غیر دولتی" (ان. جی. او. !) در کشورهای دیگر جهان انجام دهد.

 

بنابراین در سال 1983، « سازمان ملی برای تحقق دمکراسی با هدف  پشتیبانی و تقویت نهادهای دمکراتیک کشورهای سراسرجهان با تکیه بر تلاش شخصی، خصوصی و غیر دولتی» تاسیس  شد. آیا این نهاد طبق ادعایش غیر دولتی است؟ این را نه بر مبنای ادعای خودش بلکه از این که تمام منابع پولی- مالیش بوسیله کنگره و دولت فدرال آمریکا تامین می شود می توان دریافت.  ان. ئی. دی. از بدو پیدایش، با تاکید خود را یک سازمان غیر دولتی یا  ان. جی. او.  معرفی کرده است. دلیل آنهم کاملاً واضح است. زیرا، به این طریق، در مقایسه با یک سازمان جاسوسی بدنام مانند سیا، برای خود اعتبار کسب می کند. و دیگر اینکه بر خلاف سازمان سیا،  ان. ئی. دی. برای کارگزاران، دلالان و جاسوسان آمریکا در اکثر مواقع ( اکثرا کشورهائی که دولت آمریکا با دول آن روابط دوستانه دارد) این موقعیت را بوجود آورده که آنان مجبور به پیشبرد محرمانه و زیرزمینی برنامه های خود نباشند. اما ان. جی. او. (سازمان غیر دولتی) یک نام دروغین می باشد که این سازمان وابسته به دولت آمریکا برای خود برگزیده است. در واقع  ان. دی. ئی.  یک جی.او. ( سازمان دولتی) به مفهوم واقعی است. در همینجا لازم است خاطر نشان کنم که این کلمه فریبنده ان. جی. او.  یا سازمان غیر دولتی که از سوی بسیاری از نهاد ها ی دولتی در اکثر کشورهای جهان از جمله ایران استفاده می شود اول بار از سوی دولت آمریکا ساخته شد و سپس در دیگر نقاط  جهان در میان آمریکا پسندان بصورت مد روز رواج یافت.

یک نکته دیگر که ماهیت ان.ئی.دی را کاملا بر ملا می کند آن است که در هیئت رئیسه این نهاد همواره مقامات ارشد سیاست خارجی آمریکا عضویت داشته و سیاست های آن را تعیین کرده اند. از آن جمله اند وزرای سابق امورخارجه، هنری کسینجر، مادلین اولبرایت، جورج شولتز، جیمز بیکر، الکساندر هیگ، سایروس ونس، لارنس ایگلبرتن، وزیردفاع  سابق آقای فرانک کارلوچی، زبیگنیو برژنسکی رئیس شورای امنیت ملی، ریچارد گپهارت نماینده و رئیس سابق اقلیت حزب دمکرات کنگره آمریکا، لی همیلتون نماینده سابق کنگره آمریکا وابسته به حزب دمکرات. طبق مدارک علنی منتشره از طرف ان. ئی. دی. متوجه می شویم که همین افراد درمقام هیئت رئیسه ان. ئی. دی. مشغول تبیین و تنظیم سیاست این نهاد می باشند، و اینکه بودجه این نهاد بوسیله کنگره آمریکا و کارتلهای بزرگ نفتی از جمله شوران- تکساکو، اکسون-موبیل تامین می شود. از سوی دیگر سیاست کلی ا. اف. ال.- سی. آی. او. (سندیکای کارگری بسیار قدرتمند در آمریکا) از سال 1983 همواره بوسیله این نهاد تعیین می شود. اگر همه این عوامل را درنظر گیریم مشخص می شود که این یکی از نهادهای بسیار مهم امپریالیسم آمریکاست که در خدمت به دولت آمریکا و کارتلها و تراستهای امپریالیستی در گسترش شاخک های استثمار(تحت نام صدور" دمکراسی") انحصارات امپریالیست آمریکا قرار دارد.    

 

کارل گریشمن در 1986 بعنوان مدیر کل سازمان ملی برای تحقق دمکراسی می گوید: «ما نباید اين نوع کارها را بصورت مخفیانه و پنهان انجام دهیم.... این برای گروه های دمکراتیک سراسر جهان بسیار مصیبت بار است که بعنوان نهادهائی که هزینه شان از طرف سازمان جاسوسی سیا تامین می شود شناخته شوند. ما این را در دهه 1960 دیدیم. ... و به همین دلیل "سازمان ملی برای تحقق دمکراسی" بوجود آمد.» (8)

 

به زبان ساده معنی این حرف آقای گریشمن این است که یگانه اشکال کشتارها و کودتاهای سال های 1960 (و دهه 1950 و  1970 ) توسط امپریالیسم آمریکا این بود که منابع مالی این جنایتها علنا از سوی سازمان سیا تامین می شد حال آنکه از نظر ایشان می توان توطئه و جنایت علیه زحمتکشان و خلقهای ستمدیده جهان و کودتا علیه رژیم های خارجی را از طریق یک سازمان دولتی دیگر ( ببخشید آقای گریشمن "ان.جی. او.") همچون سازمان ملی برای تحقق دمکراسی پیش برد. و آن را بعنوان امری کاملاً "عادلانه" و "درست" و در جهت اشاعه و صدور "دمکراسی" جا زد.

  

اما  حقیقت ان است که همین امروزه سازمان جاسوسی سیا، توزیع و پخش پول های کلان پنهانی را از طریق همین سازمان ملی برای تحقق دمکراسی پیش می برد. بدون تایید سازمان سیا، هیچ یک از نهادهای مادر و فرزند خواندگانش،  بسوی هیچ اتحادیه کارگری، جنبش جوانان و زنان در کشورهائی که آمریکا قصد نفوذ و تغییررژیم آن را دارد،  پول سرازیر نمی کنند. به عبارت دیگر در تحلیل نهائی تنها سازمانی که صلاحیت دارد نهادهای هر کشور مشخص را بعنوان دوست و در خدمت استراتژی امپریالیسم آمریکا معرفی کند، سازمان سیا است. و تازه بعد از این پروسه "قبولی" است که نهادهائی همچون ان. دی. ئی. و غیره اجازه ورود به معامله نهائی را دارند.

اعطاء اعتبارات مالی شبکه مافیائی

 چهار نهاد اصلی اعتبارات مالی خود را از طریق ان. ئی. دی. دریافت میکنند:

1-انستیتوی بین المللی جمهوریخواهان (9) - شاخه بین المللی حزب جمهوریخواه آمریکا 2-انستیتوی ملی دمکراتیک برای امور بین المللی (10) - شاخه بین المللی حزب دمکرات آمریکا

3- سازمانهای مرتبط و وابسته به  ا. اف. ال- سی. آی. او. (11) مانند مرکز آمریکایی برای همبستگی بین المللی کارگری یا سالیداریتی سنتر

4- سازمانهای مرتبط با اطاق بازرگانی مانند کانون سرمایه گذاریهای خصوصی بین المللی (12).

این نهادها و انستیتوها به نوبه خود مبالغ مالی هنگفتی را به  حساب سازمانهای دیگر در داخل آمریکا و همچنین در سراسر جهان واریزمی کنند، که این سازمانها به نوبه خود اعتبارات مالی را بسوی تشکلات و نهادهای دیگر کانالیزه می کنند.

 

در حقیقت ان. ئی. دی. از طریق یک شبکه مافیائی به عنوان سازمان مادر اعتبارات خویش را به چهار نهاد فرزند خوانده خویش در داخل و خارج آمریکا واریز میکند. این فرزند خوانده ها (که همه بخشی از ارکان ماشین و قدرت دولتی آمریکا می باشند) به نوبه خویش اعتبارات مالی نوه های خویش دردیگر کشورها را تامین می کنند. در صورت عدم دسترسی مستقیم به "نوه ها" برای پرداخت مستقیم وجه مالی ( مثلا در حالتیکه دولت آمریکا با رژیم کشور مربوطه روابط خصمانه داشته باشد)، این وجوه را به حساب  دلالان بومی آن کشور که نقش واسطه را دارند در کشور ثالثی مانند کانادا یا یک کشور  اروپائی (هلند) واریز می کند. واسطه ها، این اعتبارات را به نهادها و افراد آن کشور (مثلا ایران) می رسانند. در صورتیکه امکان تماس مستقیم و قانونی میان دولت آمریکا با رژیم کشور مربوطه باشد، اعتبارات مالی مستقیما به حساب نهادها یا افراد مورد نظر آمریکا ریخته می شود.

 

 ان. ئی. دی. از راه ها و طرق مختلف در مسائل داخلی چندین کشور جهان به واسطه گری و دخالت می پردازد.  ازجمله این راه ها عبارتند از: تامین اعتبارت مالی، کمکهای تکنیکی، آموزش، تامین مصالح آموزشی، اعطای کامپیوتر، اعطای ماشین فاکس، ماشین کپی، اتوموبیل و غیره، به گروهای خاص سیاسی، سازمانهای مدنی، اتحادیها و سندیکا های کارگری، جنبشهای مخالف دولت، گروه های دانشجوئی، گروهای زنان، مراکزانتشارات کتب، روزنامه ها، مجلات و ... غیره.  این سازمان معمولاً مجلات و گروه های بومی مورد حمایتش را مجلات و گروهای "مستقل" (ان. جی. او. ) قلمداد می کند. باز فراموش نکنیم که هزینه ها توسط امپریالیسم آمریکا تامین می شود. و جالبتر آنکه این کارگزاران و وابستگان بومی همواره می کوشند با توجیهات عقب مانده و ضد مردمی و ضد انقلابی، عمل دریافت کمک مالی خود از نهادهای امپریالیستی را موجه جلوه دهند. و آنرا به کندن یک تار مو از بدن امپریالیسم جهانی جلوه دهند!    

اهداف  ان. ئی. دی 

 ان. ئی. دی. طبق فلسفه ای عمل می کند که اینطور می توان خلاصه کرد: « منافع مردم زحمتکش و دیگر شهروندان کشورها از طریق نظام سرمایه داری آزاد، همکاری و مشارکت طبقاتی     ( بخوانید سازش طبقاتی) اخذ معاملات و معاهده های دسته جمعی، دخالت حداقلی دولت در مسائل اقتصادی (بخوانید خصوصی سازی) ضدیت و دشمنی با افکار و ایده های سوسیالیستی و کمونیستی، برآورده می شود.» در این فلسفه بر ضرورت بازار آزاد اقتصادی بر مبنای دمکراسی، رفرم، و رشد و  سرمایه گذاریهای خارجی ( بخوانید گسترش شاخکهای استثمار نظام سرمایه داری-امپریالیستی آمریکا) تاکید می شود.

 

از 1994 تا 1996 ان. ئی. دی. پانزده اعتبار مالی (13)  که جمعا بالغ بر بیش از 2،500،000 دلار می شود، به انستیتو آمریکائی برای توسعه آزاد مراکز کارگری (14) که مخفف آن،  ا. آی. اف. ال. دی. می باشد، اعطا کرد. این نهاد از طرف سازمان جاسوسی سیا ظرف دها سال برای سرکوب و براندازی اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری مترقی مورد استفاده قرار گرفته است. ا. آی. اف. ال. دی. یکی از سازمانهای تشکیل دهنده مرکز آمریکایی برای همبستگی بین المللی کارگری (سالیداریتی  سنتر) میباشد.

 

 سالیداریتی سنتر در سال 1997 از طرف ا. اف. ال. سی. آی. او. (11) با تلفیق چهار سازمان مرتبط با ا. اف. ال.- سی. آی. او. به اصطلاح برای "کمک" به برپائی اتحادیه ها و سندیکاهای "کارگری" دوستدار آمریکا، دراشاعه "دمکراسی" نوع آمریکائی، تاسیس گردید؛ که عبارتند از:

 

1- A.I.F.L..

2- انیستیتو کارگری آزاد  آسیا-آمریکا. (15)

3- مرکز کارگری آفریقا-آمریکا. (16)  

4- انستیتو اتحادیه آزاد کارگری. (17)

 

هدف از ایجاد سالیداریتی سنتر طبق ادعای این مرکز امپریالیستی این طور بیان شده است: کمک به ایجاد جنبش جهانی کارگری در چارچوب اتحادیه های کارگری دمکراتیک و مستقل، برای تقویت اقتصاد و قدرت سیاسی کارگران. فلسفه و برنامه و موجودیت این نهاد دقیقاً مانند  ان. ئی. دی. و نیز ا. آی. اف. ال. دی. است. سالداریتی سنتر همچون هر نهاد امپریالیستی در حرف خواهان اعطای مشارکت سیاسی به کارگران و اتحادیه های کارگری و حمایت از منافع آنان است اما واقعیت آن است که درعمل خواهان ایجاد و توسعه شاخک های استثمار نظام سرمایه داری امپریالیستی اش و مهار زدن به پاگیری جنبش کارگری رادیکال چپ و کمونیستی در کشورهای جهان بخصوص جهان سوم است.

 

سالیداریتی سنتر به سازمان جاسوسی  سیا متصل است. این نهاد در اتحادیه ها و سندیکا های کشورهای جهان سوم ب&#