(مباحثه
حول کتاب
پرنده نو
پرواز)
من
مانند هزاران
جوان ايرانی و
شايد در جهان،
تا چندی پيش
نه تنها از "پرنده
نو پرواز" که
شايد از پرنده
ای با اين شوق
پريدن و يا
اساسا از
مفهوم واقعی
پرواز اطلاعی
نداشتم.
مرا
در خيل هزارانی
قرار دهيد که
تا حالا ،
هنوز از سرقت،
مفهوم ديگری
در ذهن داشت.
هنوز از
انقلاب به معنی
واقعي، دنبال
جهت آن و
بازيگرانش در
صفحه تراژيک
تئاتر
مبارزه، بودم.
هويت و تاريخ
و مبارزات
تحريف شده ای
که به من و
هزاران
هزار نفر
ديگر خورانده
می شد و بعضا
با سانسور
کامل حذف می
شدند، تصويری
متخلخل از
جامعه و جهان
در ذهن من
ايجاد کرده
بود. البته
اين را هم
اکنون می دانم
که اگر سرکوب
و تحريف و
دروغ و حذف
وجود داشته
باشد،
خانواده ها هم
با ترس از بيان
حقايق، به طور
نا آگاهانه به
تحقق اهداف
دستگاه
ارتجاعی رژيم
همراهی می
رسانند.
پس
از اگاهی از
قسمتی از
تاريخ واقعی و
دريافت
سناريوی اصلی آن
نمايش و تئاتر
بزرگ، به
گزينش و
برنامه ريزی
برای مطالعه
دقيق تر، و در
زمان حاضر ،
عاری تر از
خطا ناگزير
شدم.
در
نقطه ای به"
پرنده
نوپرواز"
برخوردم که با
سختی و از روی
سايت آن را
دنبال می کردم
و صحنه های
شنيده شده از
افراد
گوناگون در
زندگی ام و
خانواده ام و
ديگران را با
اين مطالب جان
بخشيده و باز
سازی می کردم
و براستی جنبش
و حرکات آن
عزيزان را در
جنگل حس می
کردم. اثربخشی
اين کتاب آنچنان
زندگی من و
بسياری از
دوستانم را
تغيير داد که
گاها خطرناک می
نمود.
تئوري،
اراده انجام
عمل، کنش و
واکنش ، پيروزی
و شکست، مهمتر
از همه جمعبندی
از تجارب و
دروس ، از دست
دادنها و لزوم
برخورد صحيح و
قاطع به هر
پروسه و ....!
البته
در پايان
کتاب، من هم
مثل اکثر
خوانندگان حس
تاسف بار
کمبود قدرت و
قوا برای تجهيز
مجدد را
داشتم!
ولی
اين حس انقدر
کمرنگ و زود
گذر بود که
جريان فکر را
دوباره به
مسير اصلی
هدايت می کند.
من هم در اين
کتاب نکاتی را
از ديد تئوريک
و يا شرايط
عملی آن
دارای
ايرادات جزئی
و گاها اساسی
ديدم ولی چون
شرايط قبلی
خود و کنونی
هزاران جوان
را، در ذهن
دارم به اثر
بخشی و نکات
بارز و مثبت
اين کتاب
فوکوس کرده ام
و سعی دارم تا
انرژی خود را
در راه آموختن
تجارب جمعبندی
شده آن و
انتقال به
افرادی در
شرايط گذشته
خود، هستم.
با
تصميم خيلی از
دوستان، ما
راهی را
انتخاب می
کنيم که در آن
مفهوم واقعی
پرواز وجود
داشته باشد.
ما بدنبال اين
نيز هستيم که
اتحاديه کمونيستهای
ايران و ساير
دوستان با
داشتن اين
اگاهی ها ، در
زمينه
ارائه راه
حلها و
بکاربست آنها ،
چگونه ما را
ياری می کند ؟
وسعت کار
اطلاع رسانی
در اين شرايط
خوب است ولی
در مورد آموزش
و استفاده عملی
از تجارب،
چگونه و چطور
را نمی دانيم؟
اينکه همزمان
در چندين نقطه
ايران چنين
قيامهايی با
وحشيانه ترين
اقدامات رژيم
خونخوار و ارتجاعی
سرکوب شد ، آيا می
توان شيوه های
نوين مبارزاتی
را آموخت تا به
يک گام از
هزار گام
نزديک شويم؟
هنوز
خاطره سرخ
رفقای جنگل در
ذهنم دوران
دارد و مرا پر
از انرژی و
شتاب، حرکت
می دهد. می
دانم بعنوان
يک انسان تازه
انقلابي،
وظيفه دارم در
چهارچوب آگاهی
، به اتصال
پيوند نسل
انقلابی
گذشته به نسل
انقلابی زمان
خود ياری
برسانم و خدمت
کنم و حالا می
خواهم تجارب
ساير
رويدادهای
اتحاديه
کمونيستها و
رفقا و دوستان
ديگر را نيز
بررسی کنم و
از مزايا و
اشتباهات
جمعبندی
داشته باشم.
با
گراميداشت
خاطره سرخ همه
رفقای سربدار
و ديگر
کمونيستهای جانباخته
ايران
و جهان!
پيش
بسوی پيروزی
توده ها ! ■