گزيده ای از
سرمقاله نشريه
"شعله جاويد"
ارگان حزب
کمونيست
(مائوئيست)
افغانستان
شماره
14 (نوامبر
2006)
اينک ديگر
افسانه شکست
نا پذيری امپرياليست های
امريکايی و
متحدين
شان در ناتو
به طلسم شکسته
شده ای می ماند که خود
نيز به
آن اعتراف
دارند. وقتی
فرماندهی جنگ از " قوای ائتلاف " به
" قوای ناتو
" انتقال يافت
، هم امپرياليست های
اشغالگر
و هم رژيم
دست نشانده
اعلام کردند
که اين
قوا در ظرف شش
ماه " وضعيت
امنيتی " را از طريق اقدامات
نرم تر نسبت
به قوای ائتلاف
، بهبود
خواهند بخشيد . اما در
عمل نه تنها
قوای ناتو
جنايات
جنگی قوای ائتلاف را
ادامه داده و
وسيعا
گسترش بخشيد
، بلکه در عمل
متزلزل تر و
سست اراده تر
از آن ثابت
گرديد .
تا
حال موعد شش
ماهه تعيين
شده بسر نرسيده است ولی فرماندهی قوای ناتو
رسما اعلام
کرده است که : "
ناتو به تنهايی نمی تواند
جنگ در
افغانستان را
پيش
ببرد و بايد " اردوی ملی "
افغانستان
فعالانه در
جنگ ها شرکت
نمايد
. برای اجرای اين کار ضروری و حتمی است که
اين
اردو به
اندازه کافی تقويت
گردد."
بر
مبنای همين وضعيت است
که اينک
امپرياليست های اشغالگر
امريکايی و متحدين شان
در ناتو فيصله کرده
اند که برای رژيم پوشالی ، نه يک اردوی هفتاد
هزار نفری بلکه يک اردوی يکصد و
پنجاه هزار
نفری ايجاد
کنند . تا جائيکه
مقامات رژيم پوشالی اعلام
کرده اند قرار
است اين
اردو تا آخر
سال 2008 از طريق کمک های آموزشی و تسليحاتی و پولی امپرياليست های امريکايی و
سائر اعضای ناتو
تکميل
گردد .
....
قدر
مسلم است که
هر قدر امپرياليست های اشغالگر
و دست نشاندگان
شان بر
اقدامات خشن و
سرکوبگرانه نظامی و
اقدامات سياسی محيلانه
شان بيفزايند ،
قادر نخواهند
بود ازجوشش
روز افزون کينه و
نفرت
افغانستانی ها عليه خود
شان جلوگيری نمايند . اينها ديگر از
لحاظ سياسی در ذهنيت
افغانستانی ها
شکست خورده
اند و هر قدر
تلاش کنند که
اين
شکست شان را
بپوشانند ، بيشتر از
پيش
آنرا عمق و
گسترش می دهند .
"
ترانه " های بازسازی ، در هياهوی مشمئز
کننده فساد
همه گير
مستولی بر
رژيم
پوشالی و
منابع کمک
رسانی خارجی ، ديگر به ناله
های گوشخراشی مبدل
گرديده
است که نه
تنها سامعه
شنوندگان
بلکه اعصاب
خود ترانه
خوانان را نيز می آزارد . اينک خود
ميگويند که
در ظرف چند
سال گذشته
هفده ميليارد
دالر ( هشتصد و
پنجاه ميليارد
افغانی يا
بيشتر
از چهار صد
برابر تمام
پول افغانی در حال
گردش در بازار
افغانستان )
کمک خارجی به
افغانستان
سرازير
گرديده
و وسيعا
حيف
و ميل
گرديده
است . فساد چه
بصورت چورو
چپاول اموال
دولتی و
چه بصورت رشوه
ستانيها
از مراجعين به
ادارات دولتی ديگر آنچنان
رسوا و بر ملا
گرديده
است که رئيس جمهور
فعلی و
روسای دولتی قبلی نيز ديگر
آشکارا در
مسائل مربوط
به آن دخيل می گردند
.
نتيجه اين چور و چپاول
وسيع ، چاق و فربه
شدن هر چه بيشتر يک مشت
کمپرادور –
فئودال از يکطرف و بی چيز شدن روز
افزون توده های مردم
از سوی ديگر است .
به
عبارت روشن تر
تضاد ميان
توده ها و
فئودال –
کمپرادور ها
در حال تشديد است . سطح
زندگی زحمتکشان
از دو سال به اينطرف پيوسته
در حال سقوط
بوده است . نيروی کار بار
ديگر
و سيعا
آواره و بی اشتغال
است و اگر
اشتغالی هم وجود
داشته باشد ،
مزد پرداختی نصف
مزد دو سال
قبل است در
حاليکه
سطح تورم نسبت
به آن زمان
پنجاه فيصد بالا
رفته است.
کارگران
آواره و بی اشتغال
اگر موفق شوند
به بيرون
از مرز ها
بروند ميتوانند اميد وار
باشند که کاری خواهند يافت
، اما سطح در
آمد آنها نيز شديدا سقوط
کرده است . يک کارگر
آواره
افغانستانی که برای يافتن
کاری به
ايران
ميرود
مجبور است حد
اقل پنجاه فيصد
مجموع مزد خود
را برای خريد
پاسپورت
افغانستانی و خريد ويزای ايرانی ، که هر
چند وقت يکبار بايد تجديدش نمايد ، به
مصرف برساند .
خانه
خرابی دهقانان
هر روز بيشتر از پيش و عميق تر و
گسترده تر می گردد .
آنها پيوسته
در زير
بمباران ها ،
راکت زنی ها و توپ
پرانی های اشغالگران
و دست
نشاندگان شان
قرار می گيرند ،
به قتل می رسند ،
دار و ندارشان
را از دست می دهند و
به آوارگی کشانده
می شوند
. در جاهايی که بمب و
راکت و توپ
اشغالگران و نيروهای رژيم پوشالی نمی غرند ،
چنگ و دندان
جنگ سالاران
جهادی و
غير
جهادی وابسته
به رژيم
پوشالی ،
که ديگر
وسيعا
موقعيت
های فئودالی يافته
اند ، دست در
دست
صاحبمنصبان و
مامورين
فاسد دولتی گوشت و
استخوان آنها
را می جوند
و شيره
جان شان را ميمکند .
در مقايسه با
چنين
وضعيتی تامين حاکميت
فئودالی و
ارتجاعی طالبان
بر منطقه که
کم از کم کشت بی درد سر
کوکنار و توليد ترياک را
به همراه دارد
، فرصت يک
" دم دراز کردن
" ولو موقتی را به
دهقانان ميدهد . اما
تحت حاکميت طالبان نيز،
گرچه از چور و
چپاول بی حساب و
کتاب جنگ
سالاران
حکومتی خبری نيست و
صاحبمنصبان و
مامورين
رشوتخور دولتی گم و
گور ميشوند
، ولی حاکميت
فئودالی خشن
طالبان نيز چيزی نيست که
منافع اساسی دهقانان
طالب آن باشد .
حاکميت
طالبان " عشر
شرعی "
ترياک
و سائر "
وجوهات شرعی " را
بدون کم و
کاست از تمام
اهالی ،
منجمله
دهقانان ، ميگيرند و تامين
مصارف لوجيستيکی خود را
بر آنها تحميل ميکنند . نميتوان
گفت که
دهقانان اين ماليات شرعی را با " طيب خاطر
" ميپردازند
، گرچه در مقايسه با
چور و چپاول و
اخاذی های دولتی ها با
ناراحتی کمتری به آن
تن در می دهند
.
اقشار
وسيع
خرده بورژوازی هر روز
بيشتر
از پيش
به فقر و
فلاکت می افتند . پيشه
وران تقريبا در
مجموع در
تقابل با کالای وارداتی خارجی شغل
شان را از دست
داده اند و پيشه وری در حال
نابودی است
. قشر وسيع
مامورين
پائين
رتبه دولتی ، به
شمول معلمين مکاتب ،
به گفته يک معلم پر
درد ، آنچنان
حالت زاری دارند
که به گدا ها می مانند .
سائر اقشار
خرده بورژوازی نيز پيوسته
به اعماق
جامعه رانده می شوند و
تجارت کوچک در
مسير
قهقرايی افتاده
است .
اينچنين وضعيتی در حالی عمق و
گسترش می يابد که
ظرفيت
اشتغال روز
بروز کمتر می گردد .
به عبارت ديگر اين سقوط به
پائين
نه به گسترش
صفوف طبقه
کارگر بلکه به
گسترش صفوف بيکاران
منتهی می گردد . همين
قشر رو به
افزايش بيکاران
است که نيروی مهم شورشگر
عليه
اشغالگران و رژيم دست
نشانده را تشکيل می دهند و
آنچنان عاصی اند که
در شرايط
نبود حضور
فعال نيروی ملی مردمی و
انقلابی در صحنه
نبرد ، حتی وسيعا به سوی يک نيروی ارتجاعی امتحان
داده مثل
طالبان
کشانده ميشوند .
طبيعی است که
امپرياليست های اشغالگر
و رژيم
پوشالی بنا
به ماهيت
استثمارگرانه
و ارتجاعی نظام
شان نمی توانند
اين
همه معضلات را
در جهت تامين منافع
زحمتکشان و
توده های مردم حل
و فصل نمايند . اين است که
راهی ندارند
جز اينکه
محور سرکوب
قهری تجاوزکارانه
و اشغالگرانه
را کماکان
ادامه دهند و
هر روز بيشتر از پيش تشديد نمايند . ....
اينچنين است که شرايط عين