در باره هولوکاست
سوزاندن 11 ميليون نفر از
يهوديان و ديگران در کوره های آدم سوزی سرمايه داری آلمان نازی
يکی از
سياست های دولت احمدی نژاد، رواج
فرهنگ عصر جاهليت از طريق دامن زدن به يهود ستيزی است. هر فرهنگ و
فکر پس مانده ای که بتواند جانی به جسد قرون وسطائی اين رژيم بدمد، برای احمدی نژاد قابل استفاده است.
جورج بوش، احمدی نژاد را "آدولف هيتلر" می خواند. بنظر می
آيد از پيدا کردن رقيبی مانند احمدی نژاد دلخور است زيرا احمدی
نژاد با اينکار در مقابل جورج بوش، که مشغول رواج فرهنگ جنگ صليبی است، آس
رو کرده است! احمدی نژاد، در عين حال با اين روش می خواهد از احساسات
عادلانه ضد اسرائيلی مردم فلسطين و مردم کشورهای عرب خاورميانه سوء
استفاده کند و اين احساسات عادلانه را به منجلاب افکار و فرهنگ نژاد پرستی سوق دهد و در اين ميان کلاهی
برای خود بعنوان "قهرمان مسلمانان خاورميانه" بدوزد. احمدی
نژاد، فاشيستهای درجه يک و اثبات شده ای مانند آريل شارون و جورج بوش
را روسفيد کرده است.
جمهوری
اسلامی ايران از زبان احمدی نژاد می گويد هولوکاست اتفاق
نيافتاده است. اين يک دروغ بيشرمانه و ضد انسانی است.
در جريان جنگ
جهانی دوم، سرمايه داری آلمان تحت رهبری هيتلر و حزب ناسيونال
فاشيست وي، 6 ميليون يهودی و 5 ميليون تن از ديگر مردمان آلمان و کشورهای
تحت اشغال آلمان را در کوره های آدم سوزی سوزاند. انکار اين واقعه
هولناک از سوی احمد نژاد و جمهوری اسلامی ايران عجيب نيست.
جمهوری اسلامی که بر تبعيض عليه ملل اقليت و مذاهب غير شيعه و زنان
بنا شده است، با سياستهای
نژادپرستانه آلمان هيتلری احساس نزديکی می کند. جمهوری اسلامی نيز با مخالفين خود از در قتل عام در آمد و
خمينی اگر می توانست بيشتر از آن جناياتی که مرتکب شد، می
شد. کشتار مخالفين توسط خلخالی و قتل عام توده های مردم کردستان توسط
اوباش سپاه پاسداران (مانند کشتار قارنا) را همه بخاطر دارند. حمله حزب اللهی
ها به محله بهائيان و سوزاندن خانه هايشان و به قتل رساندنشان در هر کجا که دستشان
رسيد، جنايتی است که هنوز به اندازه کافی روشنائی روز را بخود
نديده است.
مقاله زير توسط
سرويس خبری جهانی برای فتح در تاريخ 31 ژانويه 2005 به مناسبت
60 امين سالگرد هولوکاست منتشر شد.
بخاطر آينده، به گذشته،
به آشويتس نگاهی بيندازيم
وقتی
که نازی ها از طريق انتخابات سال 1933 در آلمان به قدرت رسيدند، نفرت آنان
از يهوديان پيشاپيش معلوم بود. در آن زمان، آلمان قريب به يک ميليون يهودی
داشت که کمتر از يک درصد جمعيت آلمان را تشکيل می داد. نازی ها، کار
خود را با سرکوب کمونيستها آغاز کردند. موج مهاجرت يهوديان از آلمان شروع شد.
بسياری از افراد موج اول يهوديان که بسرعت از آلمان خارج می شدند،
يهوديان چپ و کمونيست بودند. پس از اين، نازی ها مخفيانه شروع به کشتن انسان
های ناقص العقل و معلول کردند زيرا اينها را برای جامعه
"نامناسب" تشخيص می دادند. کشتار مخفيانه ناقص العقل ها و معلولين
آلمانی در واقع طرح آزمايشی برای ايجاد اردوگاه های مرگ
در هشت سال بعد بود. همجنس گرايان نيز يکی از هدفهای اين کشتار بودند.
خشونت
خيابانی عليه يهوديان و قتل آنان با اين هدف که آنان از آلمان فرار کنند،
انجام می شد. در سال 1936، قوانين نورنبرگ وضع شد که يهوديان را از حقوق مدنی
شان محروم و ازدواج ميان يهوديان و غير يهوديان را غير قانونی کرد. يهوديان
را از کليه مقام ها و پست های
آتوريته دار بيرون راندند. در اين زمان، بعضی ها فکر کردند که بدترين
لحظات گذشته است و ديگر بدتر از اين نمی تواند بشود. اما در سال 1938،
کريستال ناخت (شب شيشه های شکسته) اين توهم بزرگ را در هم شکست.
اوباش تحت رهبری کادرهای حزب نازی به خانه ها و مغازه های
يهوديان هجوم آوردند.
فقط اتحاد شوروی
سوسياليستی بطور نامحدود به پناهندگان يهودی خوشامد گفت
بعد
از کريستال ناخت و اشغال اطريش توسط آلمان که در همان سال رخ داد، موج بعدی
مهاجرت يهوديان از آلمان شروع شد. اما اغلب کشورها از قبول آنان سرباز زدند. در واقع فقط يک کشور به تعداد نامحدود به
يهوديان خوشامد گفت: اتحاد جماهير شوروی که در آن زمان سوسياليستی
بود. در سال 1938، رئيس جمهور آمريکا، فرانکلين روزولت، کنفرانسی از 32 کشور
در فرانسه تشکيل داد که به کنفرانس اويان معروف است. اين جلسه قرار بود در مورد
پناهندگان يهودی تصميم گيری کند. هر چند آمريکا و بريتانيا سالانه ده
ها هزار نفر يهودی می پذيرفتند اما تعداد متقاضيان ويزای اين
کشورها ده برابر اين ارقام بود. اين دو قدرت از کشورهای ديگر خواستند که
يهوديان را بپذيرند. فرانسه اين را رد کرد. تنها کشوری که در آن جلسه
نماينده داشت و قبول کرد که تعداد بيشتری از پناهندگان يهودی را
بپذيرد کشور جمهوری دومينيکن بود. مطبوعات نازی به اين کنفرانس بخاطر
عدم پذيرفتن يهوديان تبريک گفت و اضافه کرد که اين نشان می دهد که تمام جهان
در حال نزديک شدن به سياستهای نژادی آلمان هستند.
کشتی مسافربری اس اس سنت لوئيس در مه 1939 با 937 يهودی آلمانی از هامبورگ (آلمان) به طرف کوبا حرکت کرد. اغلبشان متقاضی ويزای آمريکا بودند.