خيزش دلاورانه خلق کرد

 

بدنبال قتل سبعانه شوانه سيد قادري در 18 تير ماه امسال موجي از اعتراض و مبارزه، سراسر کردستان را در بر گرفت. اين شورشها تداوم مبارزاتي است که خلق کرد از دوره سلطنت پهلوي و از روز قدرت گيري رژيم جمهوري اسلامي، در راه حق تعيين سرنوشت در پيش گرفته است. در اعتراضات اخير تا کنون بيش از 25 تن جانباخته، صدها نفر مجروح و بيش از هزار نفر دستگير شده اند. چند تن از دستگير شدگان در زير شکنجه جان باخته اند. عده اي از فعالين جنبش کارگري و زنان و روشنفکران کرد بخاطر دفاع از مبارزات مردم دستگير شده اند. اکثر شهرهاي کردستان در اشغال نيروهاي سرکوبگر رژيم قرار گرفته اند. در کوي و برزن مزدوران رژيم تجمعات مردم را مورد يورش قرار مي دهند.

26 سال از زماني که خميني جلاد به خلق کرد اعلان جنگ داد و به کردستان لشکر کشي کرد مي گذرد. از آنزمان تا کنون سرکوب خلق کرد يکي از دغدغه هاي حکام اسلامي بوده است . بمباران و قتل عام هاي دست جمعي، کوچ اجباري، تخليه روستاهاي مرزي ، تبعيد و اعدام و شکنجه و زندان و اشغال نظامي ارمغان رژيم جمهوري اسلامي براي مردم کردستان بوده است. ايران، تحت سلطنت پهلوي زندان ملل بود و تحت رژيم جمهوري اسلامي زندان ملل است. انقلاب 57 تبديل به ضد انقلاب جمهوري اسلامي شد و اين جنبه از زندگي اجتماعي نيز مانند بقيه وجوه آن دست نخورده باقي ماند. اما هر جا ستم است مقاومت هم هست. و عليرغم اين سبعيت ها، خلق کرد مبارزات جانانه وقهرمانانه اي را عليه دشمنان قسم خورده اش به پيش برده است.

 

مبارزات اخير و واکنش ها

  

  مبارزات اخير مردم کردستان، با جواب خشونت بار رژيم جمهوري اسلامي مواجه شد. مقامات رژيم با فرستادن نيرويهاي نظامي اعلان کردند پاسخي جز سرکوب ندارند. فردي به نام سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي کشور، براي روحيه دادن به مزدوران جنايتکارش به کردستان آمد و گفت :« با حضور قاطعانه نيروي انتظامي، همکاري با اداره اطلاعات، سپاه، بسيج و مردم در شهرهاي جنوب آذربايجان غربي و کردستان بر اوضاع مسلط هستيم»! وي به سبک همه مرتجعين، شوانه را "يک شرور" خواند و گفت سرچشمه اين اعتراضات و مبارزات در "خارج از کشور" و در نتيجه "تحريکات عوامل خارجي" است. اين ياوه گو حضور وسيع مردم کردستان را به هزار تا دو هزار نفر تقليل داد و گفت دامنه اعتراضات "کوچک" بود. از سوي ديگر موسوي لاري وزير کشور دولت خاتمي پس از گذشت چند هفته از حوادث کردستان، عمل نيروهاي سرکوبگرش را تاييد کرد. ملا حسني فاشيست و قاتل کشتار روستاهاي قارنا و قلاتان و عامل جنگ  نقده اعلان کرد، « براي دفع اشرار من خودم کفن پوشيده و پيشاپيش به جنگ اشرار و ضد انقلاب ميروم ».

     در اين ميان "اصلاح طلبان" کرد که مجموعه اي از سرکوبگران نظامي و امنيتي سابق مي باشند، که امروز به هيئت روزنامه نگار در آمده اند، با انعکاس محدود مبارزات مردم زبونانه از مرکز خواستند که براي آرام کردن اوضاع روشهاي ديگري اتخاذ کند.

     مبارزات خلق کرد، مرکز نشينان ملي – مذهبي را نيز به واکنش وا داشت. جرياناتي همچون نهضت آزادي و رهبر مرتجعش ابراهيم يزدي اعلان خطر کرد و گفت، براي رفع"فتنه" کردستان بايد تدارک ديد! هاشم صباغيان، يکي ديگر از اين مرتجعين ملي- مذهبي گفت:"اين مشکلات را ناشي از مردم کرد نمي دانم، بلکه معتقدم تحرکات بيگانگان در آن دخيل است."

     از سوي ديگر سلطنت طلبان، که جمهوري اسلامي سياستهاي آنان را ادامه داده است، اين سرکوب را بطور ضمني تائيد کردند. در يکي دو سال گذشته اينان از زبان داريوش همايون همواره  تذکر داده اند که "کردها بايد حد خود را نگهدارند"! به اين پس مانده هاي تاريخ بايد گفت، خلق کرد "حد و مرز" هائي را که رژيم شاه و بعد رژيم جمهوري اسلامي برايش تعيين کردند هميشه با شورش مسلحانه درهم شکسته است و در آينده هم همينطور خواهد بود.

     در اين ميان موضع جريانات ضد انقلابي همچون سازمان فدائيان اکثريت که بيشتر از "دوم خردادي ها" براي گنجي سينه زني مي کنند، قابل توجه مي باشد. اينان، در قبال مبارزات خلق کرد و سرکوب آنان توسط نيروهاي سرکوبگر رژيم سکوت کردند و حتا با گفتن ياوه هائي مانند اينکه "ما مخالف سوزاندن اموال دولتي هستيم" مبارزات مردم را تخطئه نمودند.

     در واکنش به مبارزات اخير مردم در کردستان، صف دوست ودشمن تا حدودي بروشني ترسيم شد. تماميت جمهوري اسلامي اعم از اين يا آن جناح متحدانه از اقدامات نظامي حمايت کردند، ملي مذهبي ها که رفقاي روزهاي تنگ جمهوري اسلامي اند بر طبل شوونيسم فارس خود کوبيدند و مبارزه مردم را "فتنه" خواندند، نيروهاي مرتجع اپوزيسيون از سلطنت طلب تا اکثريتي نيز ماهيت خود را نشان دادند. نيروهاي کمونيست و آزاديخواه با اشتياق به مبارزات اخير توده هاي مردم کردستان خوشامد گفتند. ده ها تشکل صنفي کارگري در کردستان و ديگر نقاط به دفاع از خواستهاي مردم برخاستند. اعتصاب سراسري که به ابتکار کومله (سازمان حزب کمونيست ايران) و اتحاد صف گسترده اي از جنبش چپ فراخوانده شد با پيروزي و موفقيت عملي شد. کمونيستهاي نقاط مختلف کشورضمن دفاع از اين مبارزات  تلاش ميکنند توده هاي تحت ستم و استثمار در ساير نقاط ايران را به اين آگاهي برسانند که مبارزه خلق کرد بخشي از مبارزه تمام ستمديدگان ايران عليه رژيم جمهوري اسلامي و مولفه مهمي از اين مبارزه همگاني است. آنان تجربيات انقلابي خود را در اختيار نسل نويني که در مبارزه عليه دشمن  وارد صحنه سياسي شده اند قرار داده و مي کوشند دامنه اين مبارزات را گسترش دهند.

    اما اين مبارزات و مبارزات عادلانه ديگري که امروز در اقصي نقاط کشور در جريان اند بايد به مسيري افتند که به عمر ننگين جمهوري اسلامي خاتمه بخشيده و روند انقلاب دموکراتيک نوين و سوسياليستي را تسريع کنند. شک نيست که خلق کرد با داشتن يک تاريخچه غني مبارزات سياسي و مسلحانه انقلابي مي تواند نقش مهمي در اين روند بازي کند. پرولتارياي انقلابي در کردستان بايد با درک درست از جوهر طبقاتي مسئله ملي و ترسيم دورنمائي که به مراتب وسيع تر از چشم انداز غالب بر جنبش کردستان است و با پيش گرفتن يک استراتژي سياسي و نظامي صحيح، توان عظيم نهفته در اين خلق ستمديده را براي تحقق انقلاب پرولتري، شکوفا کند. مبارزاتي که تا کنون در کردستان عليه ستم ملي پيش رفته، ضربات سختي بر دول بورژوا ملاکان ايران وارد آورده اما نتوانسته مسئله ملي را حل کند. خيزشهاي قدرتمند و همچنين شکستهاي تلخي که خلق کرد در گذشته تجربه کرده ، اشتياق شديدي را براي جذب سياستها و ايدئولوژي واقعا رهائي بخش در ميان توده ها بيدار کرده است . در تارک سياست و ايدئولوژي واقعا رهائي بخش اين حقيقت غيرقابل انکار نقش بسته است که حل نهائي مسئله ملي وابسته به پيروزي انقلاب دموکراتيک نوين و سوسياليستي به رهبري پرولتارياي چند مليتي ايران است.