مصاحبه با يكي از فعالين چپ جنبش دانشجوئي ايران

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 19 آذر 1383

 

حقيقت: لطفا خودت را معرفي كن؟

سورنا: من سورنا هستم. بيست و يك سالمه. دانشجوي سال سوم يکي ازرشته هاي فني هستم. من عضو محفلي از دانشجويان چپ هستم كه در دانشگاه تهران و امير کبير فعاليتهائي را سازمان مي داديم. به دليل موقعيت خاص خانوادگي ام از دوره نوجواني با ايده هاي چپ آشنا شدم. زمانيكه وارد دانشگاه شدم از لحاظ ايدئولوژيك احساس تنهائي زيادي مي كردم اما زمان زيادي نگذشت كه با دانشجويان ديگري آشنا شدم كه از لحاظ نوع تفكر بسيار با من تفاهم داشتند و اين روحيه زيادي به من داد. جمع ما به اين نتيجه رسيد كه بزرگترين وظيفه ما در شرايط موجود آگاهي دادن به ديگر دانشجويان است. طريقي را كه اتخاذ كرديم سازمان دادن كتابخواني جمعي بود. گزارشاتي از تاريخچه جنبش چپ جهاني و ايران تكثير كرديم. برخي آثار كلاسيك ماركسيستي را هم در دسترس ديگران قرار مي داديم و يا از داستانهاي كوتاه ورمان هاي معني دار از نويسندگان مترقي يا خود بچه هاي دانشجو براي جذب ديگران استفاده مي كرديم. از اين طريق تلاش داشتيم به بازسازي حلقه گمشده بين نسل جوان امروز با تاريخ گذشته جنبش چپ در ايران بپردازيم.

 

حقيقت: خوشحاليم كه با يكي از فعالين چپ نسل جديد آشنا مي شويم. بويژه اينكه خيلي تبليغ مي شود كه چپ اصلا در ميان دانشجويان حضور ندارد و نقشي در فعاليتهاي جنبش دانشجوئي ايفاء نمي كند. نظرت در اين مورد چيست؟

 

سورنا : من هم خوشحالم كه با رفقائي از نسل قبلي آشنا شدم كه هنوز به آرمانهاي خود وفادارند و فعاليت مي كنند. اين واقعيتي است كه  بعد از كشتارهاي عظيم از گروههاي چپ، امروزه در جامعه تفكر چپ ماركسيستي رشد خود را آغاز كرده است. ما بايد به اين رشد اهميت بدهيم و سعي كنيم در جهت تامين منافع مردم آنرا هدايت و تقويت كنيم. اين واقعيت ندارد كه چپ در ميان دانشجويان حضور ندارد. البته نمي توان منكر آن شد كه هنوز دانشجويان چپ در اقليت كوچكي بسر مي برند. اما در قياس با چند سال گذشته از رشد شايان توجهي برخوردار بود.

 

حقيقت : نمودهاي اين رشد و تاثير گذاري كدامند؟

 

سورنا: بعد از دوم خرداد 76 و ظهور جريان اصلاح طلبي ما با قدري آزادي انديشه و تفكر در دانشگاهها روبرو شديم. تا سال ‍1380  نشريات گوناگوني  در دانشگاههاي مختلف منتشر مي شد. كمتر نشريه اي بود كه خط ماركسيستي داشته باشد. اما در همين لحظه كه با شما صحبت مي كنم تعدادي از نشريات در دانشگاههاي مختلف تهران و شهرهاي ديگر مانند .... وجود دارند با خط مشي چپ. اين نشاندهنده رويكرد بخشي از دانشجويان به گرايشات ماركسيستي در طي سالهاي اخير است. كما اينكه در طي سالهاي 76  تا80 مانند حالا امكان نشر يك نشريه چپ ماركسيستي براي دانشجويان بود اما اينكار انجام نمي شد. ولي امروزه يك بخش از نشريات دانشجوئي به اشاعه تفكرات ماركسيستي مي پردازند. برخي از اين نشريات قانوني اند و برخي غير قانوني چاپ مي شوند.

مطلب بعدي كه مويد  اين رشد است چاپ كتابهاي ماركسيستي در طي چند ساله اخير ست. با يك نگاه ساده مي توانيم نتيجه بگيريم كه مطمئنا براي اين كتابها تقاضائي وجود داشته كه به چاپ آن مبادرت ورزيده اند.  اين كتابها در دست بسياري دانشجويان كه حتي گرايش چپ هم ندارند ديده مي شود. مثل «كاپيتال»، «هيجده برومر»، «نبردهاي طبقاتي»، «درباره مسئله يهود»، «گروندريسه»  از ماركس و «منشاء خانواده، مالكيت خصوصي و دولت » از انگلس و «اخلاق از ديدگاه لنين» كه قانوني چاپ شدند. خيلي از اينها به چاپ چندم هم رسيد. آثار صمد بهرنگي، آثار صادق هدايت و چوبك،  رمانهائي چون «دن آرام»، «خرمگس» و كتاب «فلسفه و هنر از ديدگاه ماركس» و  «واژه نامه فلسفي» در ميان دانشجويان هواخواه دارد. نشر اين حجم وسيع از كتابهاي ماركسيستي و استقبال افراد  در سنين مختلف نشانه خوني تازه در كالبد جنبش چپ بود. البته نبايد همه اين مسئله را به حساب رشد چپ گذاشت بايد اينرا هم در نظر گرفت كه با  پيشرفت مناسبات سرمايه داري استفاده كاربردي از كتابهاي ماركسيستي هم مد شد.

اما مهمترين نمود چپ در زمينه عملي و مبارزاتي است. بويژه آنكه عملا ساير تفكرات رايج در جنبش دانشجوئي به بن بست رسيده اند که نمونه بازر آن ركود يكساله اخير جنبش دانشجويان دمكراسي خواه است.

 

حقيقت:  ممكنست بيشتر در اين زمينه توضيح دهي؟

 

سورنا: به نظر من عمده ترين تاثير گرايش چپ در خرداد ماه سال گذشته محسوس بود. در آن مبارزه دانشجويان به بيان مطالبات صنفي خود در مقابله با خصوصي سازي دانشگاهها پرداختند. اين نشانه يك تغيير در تفكر دانشجويان هم بود. مسئله پول و ثروت طرح شد و اينكه  هر كي پول داشته باشد مي تواند به تحصيل ادامه بدهد و پولدارها مي توانند به دانشگاه بيايند بدون اينكه  لزوما از لحاظ علمي شايستگي اش را داشته باشند. يعني همان كاري كه جمهوري اسلامي به اشكال مختلف سعي كرده طي چند ساله اخير انجام دهد. يكي دو روز اول محافل عكس العمل مناسب نشان ندادند اما وقتي جنبش توده اي شد نقش فعالي ايفا كردند و اعلاميه هاي زيادي پخش شد. مثلا مضمون يكي از اعلاميه ها افشا رژيم بود و اينكه چرا با توجه به ظرفيتهاي بالاي اقتصادي و كلان ايران دانشجويان بايد هزينه تحصيلي بپردازند. اگر در جهت توزيع عادلانه ثروت حركت كنيم ديگر هيچ جوان ايراني نبايد پولي براي تحصيلات خود بپردازد و حتي بايد از كمك هزينه برخوردار شود. و شرط انجام اينكار تغيير رژيم جمهوري اسلامي و دمكراتيزه شدن جامعه است. به گونه اي كه تمامي نهاد ها زير انتقاد باشند و امكان فرار از پاسخگوئي نداشته باشند. در ضمن از آزادي فردي به عنوان يك اصل در جامعه تغيير يافته مورد نظر ياد شد.

البته پس از خرداد ماه پارسال در سالگرد شانزده آذر 1382 ما شاهد بالا رفتن پلاكاردهائي در دانشگاه تهران با پيام اتحاد دانشجو و كارگر بوديم. در جريان زلزله بم نيز تعداد زيادي از دانشجويان چپ بلافاصله پس از وقوع زلزله جهت كمك رساني به مناطق زلزله زده رفتند. اين خود نشانه توجه خاص دانشجويان به مسئله محرومان جامعه است.

 

حقيقت: چه قشر بنديهاي طبقاتي در ميان دانشجويان موجود است؟

 

سورنا: از نظر قشر بندي طبقاتي دانشجويان شرايط خاص خودشان را دارند. در مورد دانشگاه سراسري ما با يك نوع  چيدمان طبقاتي روبروئيم و در مورد دانشگاههاي آزاد نوع ديگر. رژيم به شدت سعي مي كند نحوه چيدمان طبقاتي دانشگاههاي سراسري را شبيه به دانشگاههاي آزاد بكند.

من بيشتر در مورد دانشگاههاي سراسري بحث مي كنم چونكه فعاليت سياسي در آنها پر رنگتر از دانشگاههاي آزادند. ما در اين دانشگاهها با سه قشر عمده از لحاظ وضعيت مالي و پايگاه طبقاتي روبروئيم.

يك قشر فرزندان صاحب منصبان حكومتي و اقشار مرفه جامعه هستند كه عمدتا با استفاده از روابط خاص و بدون كنكور وارد دانشگاه شدند. كه اين قشر تقريبا ده تا پانزده درصد دانشگاههاي سراسري  را اشغال مي كنند. معمولا اينان از لحاظ اطلاعات سياسي در سطح پائيني قرار دارند. ولي در موقع لزوم به حمايت از تفكرات طبقاتي شان مي پردازند.

قشر دوم دانشجويان از اقشار متوسط جامعه اند كه عمدتا با زحمت فراوان به دانشگاه راه يافتند. آنها از امكانات مالي پدر و مادر شان براي آمادگي شركت در كنكور استفاده كردند. اين قشر حدودا هفتاد درصد دانشگاههاي را شامل مي شود. بيشتر دانشجويان اين قشر در فعاليتهاي  سياسي حضور پر رنگ ندارند.

قشر سوم شامل دانشجوياني كه منشاء طبقاتي تحتاني دارند. غالبا به خاطر  بهره هوشي بسيار بالا به دانشگاه راه يافتند و عمدتا از شهرستانهاي كوچكند. اينان تقريبا پانزده تا بيست درصد دانشجويان را شامل مي شوند. اين قشر اگر در ابتداي ورود به دانشگاه توسط تندروهاي مذهبي جذب نشوند استعداد حركات مبارزاتي قوي دارند. البته تعداد معدودي از اينها به خاطر دستيابي به برخي امكانات جذب بسيج دانشجوئي مي شوند اما اكثرا با كار و زحمت خود مخارج تحصيلي شان را تامين مي كنند.

ماهيت قشرهاي اول و سوم مشخص است. اما گروه دوم كه وسيع هم هستند داراي گروهبنديهاي فرهنگي خاص خود مي باشند. عده اي از خانواده هاي تكنوكراتهاي درجه دو و فرزندان مديران ميانه حكومتي اند و عده اي ديگر فرزندان كسبه متوسط و عده اي ديگر فرزندان كارمندان دولت و شركتهاي خصوصي اند. عده اي هم از خانواده هائي هستند كه از سابقه سياسي مخالفت با جمهوري اسلامي برخوردارند. حضور آنها در جنبشهاي دانشجوئي بسيار پررنگ است.

از لحاظ روبنائي آنهائيكه به بازاري ها و كسبه متوسط مرتبطند از ديد سياسي پائينتر برخوردارند و از لحاظ فرهنگي هم بسيار سنتي تر هستند. اما آن دانشجوياني كه از خانواده هاي كارمندي هستند از لحاظ فرهنگي مدرنتر و سياسي تر مي باشند.

فرزندان مديران مياني جمهوري اسلامي با توجه به خانواده هاي مذهبي كه دارند نصفه نيمه اند. بخشي از آنان فرهنگ سنتي خانواده را حمل مي كنند و با توجه به امكانات مالي خوبي كه دارند به فرهنگ مدرن هم دسترسي دارند.

 

حقيقت: منظورت از فرهنگ مدرن چي هست؟

 

سورنا: منظورم اين است كه امكان انتخاب آزادانه را دارند و اسير انتخابهاي پدر و مادر نيستند. آنها (قشر فرزندان مديران ميانه) در نهايت اسير انتخابهاي پدر و مادر خود هستند ولي در مسائل جزئي آزادي هائي دارند. مثال ساده آن دوست دختر داشتن است. پسر يك خانواده سنتي برايش دوست دختر داشتن از نظر خانواده گناه محسوب مي شود و خانواده اش  آن را تحمل نمي كند. در يك خانواده با فرهنگ مدرن دوست دختر داشتن براي پسر شان حقي است كه در حد اعتدال بايد از آن استفاده كنند. اما در ايدئولوژي خانواده فرزندان مديران مياني دوست دختر داشتن محكوم است به همين جهت آنها در مقابل عمل انجام شده خودشان را به كوچه علي چپ مي زنند. و فقط سعي مي كنند با اين روش به اصطلاح حرمت ميان خودشان حفظ شود و فرزند هم هيچگاه جرئت نمي كند كه رسما اعلام كند.

اينرا هم ناگفته نگذارم كه سالهاي اخير يك لايه بسيار نازك از لات و لوتها و لومپنها هم به دانشگاه راه يافته اند. اينها معمولا فرزندان تازه به دوران رسيده هايند كه با خريد سئوالات كنكور وارد دانشگاه شده اند.

حقيقت: آيا اطلاعاتي د رمورد قشر بندي دانشگاهها در شهرستانها داري؟ بويژه شهرهاي مناطق محرومتر مانند كردستان و بلوچستان؟

 

سورنا: نه متاسفانه ندارم. در مورد كردستان اينرا مي دانم كه سياست رژيم در سالهاي اخير هر چه محرومتر و فقير نگهداشتن آنها بود. تعداد دانشگاهها و دانشجويان اين مناطق نسبتا كمتر است و اينرا هم بگويم كه بخش مهمي از دانشجويان شهرستانها را دانشجويان تهراني تشكيل مي دهند.

 

حقيقت : از زاويه تركيب مليتي و منطقه اي وضعيت دانشجويان چگونه است؟

 

سورنا: تضاد زيادي بين دانشجويان تهراني و غير تهراني وجود دارد. اين در دانشگاهها مشهود است. اين تضاد بيشتر ناشي از تضادهاي فرهنگي ساكنان يك شهر بزرگ است با شهرستاني ها. في المثل روابط قوي و محكمي ميان دانشجويان كرد با دانشجويان فارس موجود نيست.

 

حقيقت: از زاويه تركيب جنسيتي وضعيت رشته هاي دانشگاهي چگونه است؟

 

سورنا: در رشته هاي فني نظير مكانيك و عمران و صنايع برق اكثريت با پسران است. پسران در كنكور بيشتر اين رشته ها را انتخاب مي كنند. حتي در دانشگاههاي آزاد اسلامي از ثبت نام دختران در رشته هاي نامبرده جلوگيري به عمل مي آورند. در رشته هاي پزشكي و زبان و مامائي و علوم انساني نظير مددكاري اكثريت با دانشحويان دختر مي باشد.

 

حقيقت: صف بندي هاي كلي سياسي در ميان دانشجويان از چه قرار است؟

 

سورنا: بطور تقريبي مي توانم بگويم كه نود درصد دانشجويان در فعاليتهاي سياسي شركتي ندارند و از نظر تفكر سياسي ضعيفند. از اين نود درصد نصف شان تقريبا جز كساني هستند كه در آخرين مرحله هر فعاليتي قدم پيش مي گذارند و درگير مبارزه مي شوند. البته از اين زاويه مهم اند و سرنوشت يك مبارزه معين را تعيين مي كنند. 

از ده درصد باقي مانده كه از نظر سياسي نسبتا فعالند ميتوان گفت كه تعدادي دانشجويان وابسته به دفتر تحكيم وحدت و گروههاي ملي - مذهبي اند. تعدادي داراي خط فكر مستقل و كاملا مخالف اند مي توان آنها را جزو سكولارها دانست. تعدادكمتر ي  هم گرايشات ماركسيستي دارند. اقليت ناچيزی  هم بسيج دانشجوئي اند كه نقش سركوبگرانه دارند. برخي از دانشجويان فقير به خاطر امكانات جزو بسيج مي شوند و ليكن عمدتا  بسيج دانشجوئي از فرزندان وابستگان  رژيم يا فرزندان کشته شدگان جنگند. برخي از فرزندان بازاري ها هم عضو بسيج دانشجوئي هستند.

حقيقت: گروه بندي هاي سياسي مشخص در ميان دانشجويان چگونه است؟ و از چه روشهائي براي فعاليت سياسي استفاده مي كنند؟

 

سورنا: يك گروه دفتر تحكيم وحدت است. كه شامل دو طيف علامه و شيراز اند. طيف علامه به گروه مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت وابسته است. و طيف شيراز به مجمع روحانيون مبارز. (كه اخيرا بين آنها نيز انشعاب شده است). اين طيف كاملا طرفدار حكومت هستند . تاريخا آنها عامل سركوب دانشجوئي زمان انقلاب بودند و امروزه كار اصلي شان اين است كه از راديكال شدن جنبش دانشجوئي و خروج آن از چارچوبه حاكميت جلوگيري كنند. مثلا كار شان هميشه اين است كه از شعار دادن جلوگيري كنند. بويژه شعارهائي كه عليه مسئولين حكومتي باشد. يا سعي مي كنند هر گونه اعتراض يا تحصن دانشجوئي را قانوني كنند يا قانوني جلو ببرند. مثل نامه نگاري و گرفتن مجوز از وزارت كشور و تبليغ مبارزه در چارچوب قانون اساسي و محدود ماندن فعاليتها در صحن دانشگاهها. البته پس از به بن رسيدن رسمي پروژه دوم خرداد طيف بندي هاي دفتر تحكيم وحدت شكل گرفت كه طيف علامه نسبت به طيف شيراز از اكثريت برخوردار است و مثلا موضع «راديكالتري» دارد. به عنوان مثال نامه خامنه اي در باره قانون مطبوعات به عنوان يك حكم دولتي را طيف شيراز كاملا قبول كرد ولي طيف علامه گفت بايد به نقد آن پرداخت. در شرايط موجود با بن بست رسيدن اصلاح طلبان، دفتر تحكيم وحدت نيز پايگاه اش را از دست داده و عملا در آستانه فروپاشي است. مثال عيني آن اين است كه به يك اجماع در زمينه تعيين افراد هيئت مركزي نرسيده اند. 

دفتر تحكيم وحدت يكسري نشريات توسط انجمنهاي اسلامي منتشر مي كند كه محتوي چنداني ندارند. بيشتر به نوشتن اخبار و تحليلهاي سطحي مي پردازند. آنها امكان اينرا دارند كه تريبونهاي آزاد دانشجوئي برگزار كنند و افراد امثال سروش و كديور و حجاريان و جلائي پور را دعوت به سخنراني كنند. البته اين روش هميشگي شان نيست بستگي به اوضاع و احوال دارد. روش ديگر فعاليتشان برگزاري اردوهاي سالانه است كه دو سه هزار نفري را در بر مي گيرد.

طيف بعدي دانشجويان وابسته به ملي مذهبي ها و حزب ملتي ها هستند. اينها نسبت به دفتر تحكيم وحدت از پايگاه بيشتري در بين دانشجويان برخوردارند. ولي از لحاظ سازماندهي چندان قوي نيستند. بيشتر گروههاي مطالعاتي تشكيل مي دهند. برنامه مطالعاتي آنها در زمينه فلسفه كتابهائي چون «تاريخ فلسفه غرب راسل» و بعضا  هايدگر است. در زمينه تاريخ ايران تحليلها  در مورد كودتاي بيست و هشت مرداد و مصدق است. از كتاب «راه سوم -  آنتوني گيدنز» از حزب كارگر انگليس خيلي استفاده مي كنند. آرشيو ايران فرداي سحابي و آثار شريعتي هم مورد استفاده دائمي آنان است. از ملي مذهبي ها  الهام مي گيرد. از نظر عملي سعي مي كنند دانشجويان را به برنامه سالگردهائي چون قتل فروهرها يا تشيع جنازه ملي مذهبي ها بكشانند. اگر دفتر تحكيم وحدت لطفي كند و از افراد ملي مذهبي دعوتي به عمل آورد پايه هاي شان وسيع شركت مي كنند. بعضي مواقع خودشان جداگانه نيز سخنراني مي گذارند.

طيف ديگر گروههايي هم چون اتحاديه ملي دانشجويان وفارغ التحصيلان يا جبهه دمکراتيک مردم. اينان از پايگاه آنچنان وسيعي برخوردار نيستند. فقط در بعد تبليغاتي معروفند. کمتر دانشجوئي است كه ادعا كند كه به اين تشكيلات اعتقاد دارد. اينها مقطعي آمدند و نتوانستند ارتباط قوي بين جنبش هاي توده اي برقرار كنند بيشتر مقطعي فعاليت كردند. بزرگترين ايرادي که برآنها وارداست نداشتن سازمان هاي انقلابي است واعتقادبه رفرم هاي مقطعي است کمااينکه ارائه نظرِياتي همچون رفراندوم ساختار شکن مبين اين موضوع است. آنها نسبت به دامنه حرکت هاي انقلابي ديد محدودي دارند .

پنجم دانشجويان با گرايشات چپ اند. همانطوركه گفتم تعدادشان زياد نيست. اينان در دانشگاههاي مختلف بطور خود جوش اقدام به فعاليتهائي با گرايش كمونيستي به درجات مختلف مي کنند. البته پس از فضاي باز سياسي ظاهري كه پس از دوم خرداد بوجود آمد اين دانشجويان با يكديگر آشنا شدند. فعالين اين طيف به برپائي گروههاي كتابخواني در جهت بالا بردن دانش خود در دانشگاههاي مختلف پرداختند. و از دل اين دانشجويان تعدادي نشريه دانشجوئي رسمي و مخفي منتشر شد. البته اين دانشجويان خود داراي طيفهاي ايدئولوژيك متفاوت هستند. يك عده داراي گرايشات توده اي و اكثريتي اند و ديگران آنها را قبول ندارند.

 

حقيقت:  چرا آنها را قبول ندارند؟

 

سورنا: به علت محافظه كاري و عدم راديكاليسم كه در خط و عملكرد اين افراد نهفته است. به خاطر اينكه آنها هنوز مي گويند اصلاحات در ايران مي تواند مثمر ثمر باشد و از نظرشان انقلاب زودرس در ايران بي نظمي به ارمغان مي آورد و براي مردم سود و منفعتي ندارد. آنها معتقد به مبارزه طولاني مدت اند. به عنوان مثال در فرايند انتخابات مجلس هفتم عده اي از اين افراد محافظه كار نغمه شركت در انتخابات را ساز كردند كه با هشياري برخي دانشجويان در نطفه خفه شد.

البته بخش عمده دانشجويان چپ كساني هستند كه داراي تفكر انقلابي و سازش ناپذير هستند. ولي فضا طوري است كه با بقيه كنار هم قرار دارند.

حقيقت: برنامه ها و روشهاي فعاليت طيف چپ چگونه است؟

سورنا: يكي تشكيل گروهاي مطالعاتي است تا از آن طريق دانش كلاسيك ماركسيستي دانشجويان افزايش يابد. دوم استفاده از برخي نشريات قانوني براي درج مطالبي در مورد تاريخ  جنبشهاي چپ ايران و جهان و در برخي مطالب در زمينه تحليهاي سياسي روز. كه البته بگونه اي نوشته مي شوند كه قابل چاپ علني باشند.

كار ديگر ما سازمان دادن.........

 

حقيقت: برنامه مطالعاتي شما از چه كتب و اجزائي تشكيل مي شود؟