ثبت درست تاريخ

حقايق در باره انقلاب فرهنگی

کارگر انقلابي شماره    1251- 29 اوت 2004

 

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 18 آبانماه 1383

 

 

بخش اول

آنها مرتبا مردم دنيا را با اين حرفها بمباران مي کنند. اين يک جنگ ايدئولوژيک عليه کمونيسم است. يک روش کارشان ،  روش بدجلوه دادن و تحريف تجربيات انقلابي اتحادجماهير شوروي سوسياليستي و چين سوسياليستي و بخصوص انقلاب کبير فرهنگي پرولتاريائي در چين مي باشد. اغلب سعي مي کنند  دروغ ها و اتهاماتشان را تحت پوشش واقعيات ارائه دهند.

حزب کمونيست انقلابي آمريکا پروژه اي به نام ثبت درست تاريخ را آغاز کرده است. اهدافش روشن کردن حقايق اين انقلابات – دستاوردهاي بزرگ و پيروزي هايشان، توام با اشتباهات و کمبودهايشان –  و مطرح کردن آثار و اطلاعات باب آواکيان در جمعبندي از اين تجربيات و نشان دادن درسهايش براي  امروز بشريت مي باشد. اين کارزار شامل تحقيق کردن، نوشتن، مناظره و بردن اينها به ميان مردم است. تمرکز اين کارزار در کالج ها و دانشگاه ها است. هدف اين کارزار آن است که کمونيستها بر مختصات و موضوعات مناظره بر سر کمونيسم و تجربيات تاريخي انقلاب سوسياليستي تاثير بگذارند و نگذارند هر جور بورژوازي مي خواهد ببرد و بدوزد.

کوشش اوليه اين پروژه، ارائه اوراق فاکتهاست که اتهامات و تحريفات بورژوازي را رد کرده است. عنوان اين اوراق اين است:

 هر چيزي که در باره کمونيسم به شما گفته شده است غلط است: سوالاتي که اغلب  در باره سوسياليسم، کمونيسم و انقلاب فرهنگي پرسيده مي شود.

 

 در زير گزيده اي از آن را مي خوانيد.

 

 

انقلاب فرهنگي چين بسيار مناقشه انگيز است. روايات بسياري آن را به مثابه پاکسازي مخالفين توسط  مائوتسه دون و يارانش که "گرسنه قدرت" بودند، شرح مي دهند و مي گويند اين انقلاب چين را بدرون هرج و مرج بزرگ پرتاب کرد. واقعا اين انقلاب فرهنگي چه بود؟

 

انقلاب کبير فرهنگي پرولتاريائي طي سالهاي 1966-1976 رخ داد و يک شورش انقلابي توده اي بود که دربرگيرنده صدها ميليون نفر بود. انقلاب فرهنگي در واقع يک "انقلاب در انقلاب" بود.

 

در سال 1949، انقلابيون کارگر- دهقان چيني نظم کهنه را سرنگون کردند. اين انقلاب يک نظام سياسي و اقتصادي سوسياليستي را بنيان گذاشت که به توده ها قدرت داد و منافع بزرگي را براي مردم به ارمغان آورد.  (رجوع کنيد  به ثبت درست تاريخ: دستاوردهاي سياسي و اقتصادي تحت رهبري مائو- کارگر انقلابي شماره 1248) اما هنوز تفاوتهاي مهم اقتصادي و نابرابري هاي سياسي در جامعه نوين سوسياليستي وجود داشت. خطرناکترين چيز آن بود که  يک قشر ممتاز نخبه نوين پديدار شده بود. مرکز سازماندهي سياسي آن درست در ميان حزب کمونيست چين بود و نفوذ سياسي و ايدئولوژيکيش در حال رشد بود.

 

در اواسط سالهاي 1960 رهروان سرمايه داري براي کسب قدرت مانور مي دادند. آنها را رهروان سرمايه داري مي خواندند چون  رهبران بالا مقام حزب کمونيست چين بودند ولي مارکسيسم را  رقيق کرده و سعي مي کردند چين را به لحاظ سياسي – اقتصادي به راهي بکشند که منجر به احياء سرمايه داري مي شد. هدف آنها برقراري مجدد نظام استثمار و برگرداندن چين به تحت سلطه خارجي و خلاصه تبديل چين به " بهشت بنگاه هاي بيگاري " بود يعني  آنچه که امروز چين است!

 

انقلاب فرهنگي يک "جنگ قدرت درون قصري" نبود. بالعکس! انقلاب فرهنگي يک جدال ژرف و جدي در رابطه با جهت گيري جامعه بود. جدال در مورد اينکه چه کساني سکان هدايت جامعه را در دست خواهند داشت: طبقه کارگر يا يک طبقه جديد بورژوا.

 

مائو و نيروهاي انقلابي حزب کمونيست چين، مردم را فراخواندند که قيام کنند تا از قدرت گيري سرمايه داري جلوگيري نمايند؛ آنها مردم را فراخواندند که سطوح بالائي حزب را که در لاک بورژوا بوروکراتيک فرو رفته بودند، تکاني بدهند. اما انقلاب فرهنگي خيلي فراتر از اين بود. در جريان اين انقلاب توده ها دست به  تغييرات انقلابي در اقتصاد، موسسات اجتماعي، فرهنگ و ارزشها زدند و حزب کمونيست، خود را انقلابي تر کرد. اين آن چيزي است که مائو آن را "ادامه انقلاب تحت ديکتاتوري پرولتاريا" ناميد. (1)

اما آيا انقلاب فرهنگي واقعا يک خيزش مردمي بود؟ آنچه که اغلب شنيده مي شود اين است که يک "تسويه" ترسناک در جامعه بود.

مسئله انقلاب فرهنگي " جمع کردن مخالفين" و 

 

 

فرستادن مردم " به اردوگاه هاي کار اجباري" يا "اقتدارگرائي يک گروه نظري خاص" نبود. سبک کارهاي انقلاب فرهنگي کاملا متفاوت از اين چيزها بود. کارگران، دهقانان، و مردم از همه اقشار،  درگير انتقاد توده اي از مقامات حزبي و دولتي فاسد شدند. آنها درگير بزرگترين مناظره ها در باره اقتصاد سياسي، نظام آموزشي، فرهنگي و رابطه مابين حزب کمونيست با توده هاي مردم شدند. مائو علاقه اي به "پاکسازي" کردن نداشت. او براي شکست دشمن فراخوان عمل توده اي از پائين داد. در اينجا بعضي از نمونه ها از چگونگي عملکرد انقلاب فرهنگي وجود دارد:

 

- گاردهاي سرخ. ميليون ها تن از جوانان در بريگادهاي سياسي سازماندهي شدند. آنها دولت و رهبران حزب را که جامعه را به عقب، به راه سرمايه داري مي بردند، مورد انتقاد قرار دادند. آنها عملکردهاي نخبه گرايانه در دانشگاه ها را به زير انتقاد کشيدند. آنها کارگران و بزرگسالان جامعه را بيدار کردند که سرشان را بالا گيرند و آتوريته ها و سياست هاي ارتجاعي را بزير سوال کشند. آنها به روستاها سفر کردند که جنبش را گسترش دهند و در باره شرايط اقشار دهقانان آموزش ببينند.

 

- روزنامه هاي بزرگ ديواري. پوسترهاي دست نويس بر روي ديوارهاي مدارس و کارخانه ها و محلات راه يافتند. روزنامه هاي بزرگ ديو اري،  صحنه حيرت انگيز راه افتادن انتقاد عمومي از رهبران و خط مشي هاي آنان بود. کاغذ و جوهر مجاني فراهم بود. همه بدان دسترسي داشتند. روزنامه هاي ديواري بزرگ پلاتفرم فوري و بي واسطه براي مناظره و بحث بودند. بيش از ده هزار نوع روزنامه و جزوات توسط افراد معمولي بعنوان وسيله اي براي بحث و مناظره بر سر مسائل سياسي در مقياس عظيم، چاپ شد. (و در پکن به تنهائي بيش از 900 روزنامه وجود داشت) .

 

- سرنگوني رهروان سرمايه داري و خلق ساختارهاي نوين قدرت از پائين. 40 ميليون کارگر در شهرهاي اصلي چين در کشمکش جدي و پيچيده سياسي براي باز پس گرفتن قدرت از نخبگان، شرکت کردند. فضاي سياسي حاد و باردار بود. در شهر شانگهاي بيش از هفتصد سازمان در کارخانه ها وجودداشت. از ميان مناظره سياسي و تجربه کردن و تحت رهبري انقلابيون مائوئيست نهادهاي نوين قدرت پرولتاريائي ساخته شدند.

 

آيا در انقلاب فرهنگي خشونت بزرگي بکار رفته نشد و باعث رنج بسياري مردم بيگناه نشد؟

.......................

دنباله دارد .... بقيه در شماره آينده

 

www.sarbedaran.org