جو هيل
بر مرگ من زاري نكنيد، سازماندهي كنيد!
ترجمه سيروس
ماهان
از حقيقت
شماره 15، ويژه اول ماه مه، ارديبهشت 1383 - www.sarbedaran.org
جو هيل در
هفتم اكتبر 1879 به دنيا آمد. پدرش آلوف هگلند كارگر راه آهن و مادرش مارگريتا
سرپرستي بچه ها را در خانه به عهده داشت. اين خانواده هشت فرزند داشت. جو در
جواني فعاليتهاي خود عليه نابرابريهاي اجتماعي را شروع كرد و در اين مسير سالها
بعد به عضويت كارگران صنعتي جهان در آمد و به يكي از كادرهاي مهم اين سازمان
كارگري تبديل شد. جو هيل نه تنها به عنوان يك فعال كارگري بلكه به عنوان هنرمندي
برجسته در جهانِ موسيقي شهرت بسياري دارد و در جهان مبارزات ضداستثماري محبوبيتي
به سزا.
جو هيل
متولد شهر گاول در سوئد است كه در سال 1902 با يكي از برادرانش به آمريكا آمده است.
اسم اصلي اش جول هگلند بود كه در آمريكا آنرا به جوزف هيل استورم تغيير داد.
ترانه هاي جو هيل هنوز هم بر سر زبانهاست. به عنوان نمونه ترانه معروف "كشيش
و برده" يا "دختر شورشي" يا ترانه اي كه در مورد خود سروده است "ديشب
خوابِ جو هيل را ديدم".
جو از اوان
كودكي به كارهاي سخت كارخانه روي آورد. بعد كه كمي بزرگتر شد در معادن ذغال سنگ به
كار مشغول شد. در اين شغل آخرش بود كه به بيماري سل دچار گشت. معالجات در مورد اين
بيماري در كل ثمربخش نبود و سرانجام پس از مدتها كه سلامتي نسبي خود را به دست
آورد، اثر اين بيماري و معالجه با اشعه ايكس بر روي گردن و نوك بيني اش باقي ماند.
در ژانويه 1902
مارگريتا، مادر جو، زندگي را بدرود گفت. جو پس از مرگ مادر تصميم گرفت با برادرش
كه راهي آمريكا بود از سوئد بيرون برود. اين دو در اكتبر 1902 وارد نيويورك شدند. رؤياي
كار خوب و پول زياد و زندگي بهتر در آمريكا با واقعياتي كه اين دو برادر مشاهده مي
كردند سازگاري نداشت. جو در يكي از بدترين محله هاي نيويورك در يك مشروبفروشي به
نظافت توالتها مشغول به كار شد. بعدها اين كار را رها كرد و راهي مناطق مختلف
آمريكا گشت و براي مدتها از او خبري نبود. حتا هنوز هم كسي نمي داند در مدت هفت
سالي كه از او نشاني اي در دست نيست كجا زندگي مي كرده و چه مي كرده است. بعضي ها
مي گويند به خاطر سازماندهي كارگران در ليست سياه قرار گرفته و مدتهاي زيادي را
فراري و مخفي بوده است.
جو در
جستجوي كار و زندگي، سراسر سرزمين آمريكا را از نيويورك تا هاوايي زير پا گذاشت. هركجا
كاري پيدا ميكرد سعي مي كرد كارگران را متحد كرده تا براي تغيير شرايطشان دست به
اعتراض يا اعتصاب بزنند. بارها به خاطر اينگونه فعاليتهايش از كار اخراج مي شد.
در سال 1910
در شهر سان پدرو در كاليفرنيا به عضويت كارگران صنعتي جهان پذيرفته شد. در ژانويه 1911
در مررز كالفرنيا و مكزيك مشغول فعاليتهاي
كمك رساني به انقلاب مكزيك شد. در اين دوره امپرياليستها عليه شورش دهقانان كشور
مكزيك دست به اقدام زده و برا ي سركوب آن نيرو اعزام مي كردند. جو هيل به همراه
ديگر اعضاي سازمان كارگران صنعتي جهان مصمم بودند تا از انقلاب دهقاني مكزيك دفاع
كنند. بين سالهاي 1909 تا 1912 جو هيل در تمام مبارزات كارگري كه سازمان كارگران
صنعتي سازماندهي مي كرد حضور فعال داشته و از رهبران تظاهرات كارگري بوده است. سياست
سازمان براي جذب توده ها و جلب توجه به مسائل كارگري بر آن قرار گرفته بود تا از
موسيقي براي اينكار استفاده بيشتري بكند. جو در اين مورد مي گويد: "يك
اطلاعيه هرچقدر هم كه عالي نوشته شده باشد بيش از يك بار خوانده نمي شود، اما مردم
ترانه ها را به خاطر مي سپارند و آنها را بارها با خود زمرمه مي كنند."
سازمان
كارگرن صنعتي بر آن بود تا براي سازماندهي كارگران، تشكيل سنديكاهاي كارگري و
مبارزه كارگران براي احقاق حق پايمال شده شان از موسيقي بهره اي بيش از پيش بگيرد.
جو هيل به اتهام قتل دستگير شد!
در ژانويه 1914
در سالت ليك به اتهام قتل جان موريسون و پسرش كه صاحبان يك فروشگاه در شهر بودند،
دستگير شد. پليس ادعا مي كند كه جو هيل و يك شخص ديگري، كه نامش هرگز فاش نشد،
وارد فروشگاه شده و آن دو نفر را كشته اند. پليس همچنين مي گويد كه هدف از اين عمل
دستبرد از مغازه نبوده است. جو هيل نيز هرگز نگفت كه چگونه آنشب خود نيز با گلوله
يك پيشتو مجروح شده است. در دادگاه مشخص شد كه جان موريسون پليسي بازنشسته بوده و براي اداره پليس
هم كار خبرچيني عليه كمونيست ها را مي كرده است.
بسياري از
سازمانهاي كارگري جهان خواهان آزادي جو
بودند. دولت سوئد نيز رسماَ خواهان آزادي او شده بود. حتا رئيس جمهور وقت آمريكا
اعدام جو هيل را به نفع خود نمي ديد و لذا خواهان تجديد نظر در حكم او شده بود. اما
با همه اين فعاليتها و مخالفتها، فرماندار يوتا براي اعدام اين مبارز تعجيل مي كرد.
اقدامات هلر كلر و نامه او به وودرو ويلسون نيز نتيجه اي نبخشيد.
جو در زندان
ترانه هاي زيادي سروده است. از جمله اينها دختر شورشي ست كه خود او آن را از
بهترين ترانه هايش مي شمرد. بخشهايي از اين ترانه چنين است:
در اين جهان
عجيبي كه ما مي شناسيم
زنان به گونه
هاي مختلفي هستند
بعضي هاشان
در قصر هاي باشكوه ميزيند
و لباسهاي
گران مي پوشند
ملكه ها و
پرنسس ها نيز بسيارند
با جواهرات
و الماسهاي درخشان
اما
ارجمندترين زنان
دختر شورشي
ست.
)همصدايان(
اينه دختر
شورشي!
اينه دختر
شورشي!
براي طبقه
كارگر
دختر شورشي
مرواريد
گرانبهايي ست
براي پسران
رزمنده
تهور و
سربلندي و شور مي آورد
آري اگرچه دستانش از كار كبره بسته است
و لباسهايش
چندان مناسبت نيستند
اما براي
طبقه خود
در سينه
قلبي صادق و تپنده دارد.
در ترانه ديشب خوابِ جو
هيل را ديدم مي گويد:
ديشب خوابِ
جو هيل را ديدم
همچون من و
تو زنده مي نمود
گفتم "اما
جو تو ده سال است كه مرده اي"
گفت: من
هرگز نمرده ام.
چند ساعت به
اعدام، جو هيل وصيتي نوشته كه در جهان به شهرت بي نظيري رسيده است.
آخرين وصيت جو هيل
در مورد
ميراث من به سادگي ميشه تصميم گرفت
چرا كه آهي
در بساط نداشته تا آن را قسمت كنم
خويشانم نيز
آه و زاري نكنند
خزه بر
سنگهاي روان نمي رويد
جسدم را
آه
جسدم را اگر
مي توانستم تصميم بگيرم
به سوختنش
راضي بودم
و خاكسترش
را
به
نرمبادهاي بهاري مي سپردم
تا آن را به
هركجا كه گلي در حال پژمردن است
بپاشند
شايد كه
دوباره به زندگي بازگردد
اين آخرين
وصيت من است
پيروز باشيد.
جو هيل
علاوه بر اين وصيت يك تلگرام كوتاهي هم براي بيل هي وود مسئول امور مالي سازمان كارگران صنعتي جهان
فرستاده است:
بدرود بيل. من
به عنوان يك شورشي آبي واقعي مي ميرم! براي زاري وقتت را هدر نده --- سازماندهي كن!
در بامداد
نوزهم نوامبر 1915 جوخه آتش در ايالت يوتا به زندگي جو هيل پايان داد.
جسد او را
به سرعت به شيكاگو كه مركز سازمان كارگران جهان بود منتقل كردند. در تشييع جنازه
او بيش از 30 هزار نفر شركت كردند.