انفجار بمب در مقر احزاب كردستان عراق كار چه كساني و به نفع چه كساني بود؟

 

حقيقت حزب کمونيست ايران (م- ل- م) شماره 14 اسفند 1382  

 

 روز يكشنبه اول فوريه 2004 طي دو عمليات انتحاري جداگانه و هماهنگ، انفجار بمبي در مقرات حزب دموكرات كردستان عراق و اتحاديه ميهني كردستان، موجب كشته شدن عده اي از مقامات عاليرتبه حكومت كردي و تعداد زيادي از مردم عادي شد. (1)

   اين واقعه تكان دهنده، براي احزاب كردستان عراق علاوه بر ضايعه انساني، يك زمين لرزه سياسي نیز به بار آورد. زيرا به نارضايتي و ترديد در ميان مردم كردستان نسبت به سياست رهبري اين احزاب و همدستي شان با آمريكا، دامن زده است. هر چند رهبران اين دو حزب (بخصوص رهبري اتحاديه ميهني) سعي كرده اند با استفاده از ناراحتي توده هاي مردم از اين ضايعه و برگزاري مراسم سرخوشي (سوگواري) در هر سه كردستان (ايران و تركيه و عراق) مانع از رشد گرايش شك و تريد نسبت به سياستهاي خود گردند. اما بسياري از مردم، ديگر اين حرف رهبري اتحاديه ميهني كردستان را كه «آمريكا بهترين دوست كردهاست» قبول ندارند. مقامات حكومت كردي عراق موضع گيري هاي رسمي دولت آمريكا را تكرار مي كنند و مي گويند اين بمب گذاري كار گروه هاي مسلمان مانند انصار و غيره بوده است. اما در محافل سياسي كردستان ايران و تركيه و عراق بدرستي اين سوال مطرح است كه «چه كساني راه را براي بمب گذاران بنيادگرا باز كردند»؟ و انگشت اتهام بسوي آمريكا و تركيه نشانه رفته است. بخصوص آنكه، هسته هاي حزب اللهي تركيه كه وابسته به حزب حاكم (حزب طيب اردوان، نخست وزير تركيه ) بوده و توسط سازمان جاسوسي تركيه (ميت) پرورش يافته اند، از آزادي عمل زيادي در عراق برخوردارند. هر چند دولت تركيه اين هسته ها را غير قانوني كرده است اما سرنخ عملياتي بسياري از آنان كماكان دست سرويس هاي اطلاعاتي تركيه مي باشد. پ كا كا نيز رسما مواضع دولت آمريكا را تكرار مي كند اما در روزنامه هاي تركي زبان وابسته به پ كا كا روشنفكران طرفدار پ كا كا مقاله مي نويسند و تلويحا تركيه و آمريكا را متهم به اين بمب گذاري كرده و نسبت به مواضع رسمي پ كا كا مبني بر همكاري با آمريكا ابراز نارضايتي عميق مي كنند. برخي از اين مقالات ادعاي رهبري پ كا كا را مبني بر اينكه  «آمريكا مي خواهد در خاورميانه گشايش دموكراتيك ايجاد كند» مسخره مي كنند و به طنز مي گويند، حتما اين بمب گذاري هم براي ايجاد گشايش دموكراتيك بوده است! در كردستان ايران نيز چنين گرايشي در مراسم سرخوشي كه در سنندج برگزار شد مشهود بود. اجازه برگزاري اين مراسم را نمايندگان جمهوري اسلامي در كردستان (مانند بهاء الدين ادب و وليد بيگي كه مسئول اطلاعات جمهوري اسلامي در كردستان است و هر دو از نور چشمي هاي جلال طالباني مي باشند) گرفته بودند. با اين وصف، تعداد كثيري از مردم و روشنفكران خلق كرد در اين مراسم حاضر شدند و برخي از هنرمندان مترقي شعر و ترانه خواندند. جو ضد رژيمي و ضد آمريكائي در ميان عده اي از حضار آشكار بود. گفته مي شود، مسئولين برنامه با حيله و نيرنگ و ترساندن روشنفكران مانع براه افتادن شعار مرگ بر جمهوري اسلامي - مرگ بر آمريكا شدند.

   نه فقط روشنفكران سياسي در كردستان عراق، تركيه و ايران بلكه همچنين توده ها ميان اين بمب گذاري و آمريكا (يا تركيه كه متحد نزديك آمريكاست) ارتباط مي بيننند. مظنون بودن به چنين ارتباطي بي دليل نيست. زيرا اين بمب گذاري بر بستر شرايطي بس مهم تر اتفاق افتاد: يكماه قبل از اين بمب گذاري آمريكا به رهبران احزاب كردي اعلام كرد كه طرح خودمختاري كردستان را فراموش كنند زيرا آمريكا سياستهايش را عوض كرده است و طرح خودمختاري كردستان عراق را در تضاد با طرح هاي آمريكا براي عراق، مي بيند. مقامات آمريكائي در عراق و واشنگتن موكدا به رهبران احزاب كردستان دستور دادند كه از خواست خود مبني بر حفظ حكومت خودمختار كردستان عقب بنشينند. يك هفته قبل از اين بمب گذاري، آمريكا تصميم بر سر اينكه كركوك جزو مناطق خودمختار باشد يا نه را به يكسال ديگر موكول كرد. نيروهاي آمريكائي در عراق،  يكي از مقرات حزب دموكرات كردستان عراق در كركوك را توسط پليس عراقي به اشغال درآوردند و يكي از مقامات اين حزب را دستگير كردند.

   روزنامه گاردين در باره سياست جديد آمريكا نوشت: «در اين دوره تا ماه ژوئيه (تابستان) كه قرار است آمريكا حكومت را به عراقي ها منتقل كند، واشنگتن به مراتب بيشتر از كردها توجهش را به اكثريت شيعه و حتا سني هاي سركش معطوف كرده است. بنظر مي رسد كه مي خواهد مسئله كردها را به زمان ديگري موكول كند و ترجيح مي دهد كسان ديگري حل و فصل آنرا بعهده بگيرند.مقامات آمريكائي يك خط قرمز  تعيين كرده اند. و تاكيد كرده اند كه تماميت ارضي عراق بهر قيمت بايد تضمين شود، يك دولت مركزي قوي بايد بوجود آيد. و كردها بايد دست از كنترل ميدان هاي نفتي شمال بردارند. مقامات آمريكائي مي گويند، در هر حالت، كردها نمي توانند از همان نوع خودمختاري كه (در 13 سال گذشته داشته اند) برخوردار باشند. طنز تلخ آنست كه ممكنست كردها بخاطر اينكه «بچه هاي خوبي» بودند قيمت سنگيني بپردازند. اما اگر چنين اتفاقي كه كردها از آن مي ترسند بيفتد، وضع مي تواند عوض شود. اگر تقاضاي كردها براي داشتن يك خودمختاري معني دار در چارچوب يك نظام فدرالي، سركوب شود، برخي از احزاب كردي كه رقيب يكديگر هستند مي توانند دست به يك عمل اخلال گرانه براي دست يافتن به استقلال كامل بزنندآقاي اردوان (نخست وزير تركيه) چند ورق قوي در دست دارد و همه آنها را بازي مي كند. يكم اينكه آمريكا سخت مايل است تركيه برايش يك متحد قوي، دموكراتيك، مسلمان، كه در ناتو است و بزودي وارد اتحاديه اروپا خواهد شد، باقي بماند. ديگر اينكه قرار است تا اول ماه مه مسئله قبرس حل و فصل شود. احتمال دارد كه ملاحظات ژئو استراتژيك بزرگ آمريكا، و مشكلات يك جزيره تقسيم شده، يكبار ديگر كردها را كنار بزند.» (به نقل از روزنامه گاردين لندن - 31 ژانويه 2004)

   ماه گذشته پل برمر، فرماندار آمريكائي عراق، رهبران دو حزب كردي را فراخوانده به آنها گفته بود كه آمريكا با ادامه حكومت خودمختار در كردستان عراق مخالف است. آمريكا به اين احزاب تصريح كرده بود كه نفت كركوك نه مال كردهاست و نه مال عربها! و ارتش پيشمرگه هر دو حزب كردي بايد در ارتش واحد عراق ادغام شوند. اما احزاب كردي استدلال كردند كه ارائه اين پيشنهاد جديد، توده هاي مردم كردستان را بشدت عصباني و ناراضي خواهد كرد. و همچنين تاكيد كرده بودند كه كردستان دوباره در معرض تاخت و تاز نيروهاي مسلح ارتجاعي غير كرد قرار خواهد گرفت و بهمين دليل لازم است كه ارتش پيشمرگه حفظ شود. جواب آمريكا اين بود كه اولا، شما رهبران مردم هستيد و مسئوليت قانع كردن آنها با شماست (يعني اينكه برويد آنها را قانع كنيد). دوما، ارتش پيشمرگه مي تواند بماند بشرط آنكه به حد يك پليس محلي تنزل يابد و بجاي اينكه نيروي انتظامي يا پليس خوانده شود مي توانيد آنرا نيروي پيشمرگه بخوانيد!  مقامات آمريكائي به احزاب كردي تصريح كردند كه با تصويب «قانون پايه اي» و «انتقال قدرت» در اول ژوئيه 2004 (تير ماه 1383) حكومت كردي قدرت سابقش را از دست داده و بايد تحت كنترل حكومت مركزي عراق در آيد! رهبران احزاب كردي از اين چرخش صد و هشتاد درجه در سياست آمريكا حيرت زده شده اند زيرا در ازاي خدماتي كه اين احزاب كردي در رابطه با اشغال عراق به آمريكا كرده اند، آمريكا قول تثبیت حكومت خودمختار كردستان را به آنان داده بود. اما آمريكا به آنها مي گويد كه منافع بزرگتري دارد و مي خواهد در عراق يك قدرت دولتي متمركز و قوي بوجود آورد. در فرهنگ لغات امپرياليسم آمريكا، «دولت مركزي قوي» يعني دولتي كه بتواند مردم و خلقها و ملل تحت ستم آن كشور را سركوب كند. رهبران احزاب كردي اين را خوب مي دانند.  

   در مقابل فشارهاي آمريكا، احزاب كردي تصميم گرفتند مانند آيت الله سيستاني شيعه دست به بسيج توده اي بزنند و آمريكا را تحت فشار قرار دهند. سيستاني و بقيه نيروهاي مرتجع قرون وسطائي شيعه در عراق، در اعتراض به طرح آمريكا مبني بر عقب انداختن انتخابات، اهالي شيعه بغداد را به تظاهرات هاي خياباني كشاندند. آمريكا، در مقابل اين عمل سيستاني عقب نشيني كرد و براي بدست آوردن دل اين مرتجعين كه اگر فرصت بدستشان بيفتد در خونخواري دست كمي از صدام ندارند، كوفي عنان (دبيركل سازمان ملل) را مسئول رسيدگي به شكايات آنان كرد. احزاب كردستان عراق نيز حركت مشابهي را تدارك مي ديدند. مشخصا،  هفته قبل از اين ترور، احزاب كرد در مناطق كردي «هفته رفراندوم» برگزار كرده بودند. و از مردم شهرها و روستاها دعوت كرده بودند  كه «تقاضا نامه » اي را مبني بر اينكه به ملت كرد اجازه  تعيين سرنوشت و تعيين آينده كردستان را بدهد، امضا كنند. تظاهراتهاي توده اي وسيع براي ماه بعد تدارك ديده شده بود كه قرار بود همزمان با تصويب «قانون پايه اي دوران گذار عراق»  برگزار شوند. همه اين تلاشها براي مقابله با برنامه آمريكا براي ملغي كردن حكومت خودمختار منطقه اي كردستان عراق بود. در مقابل اين تلاشها، جواب آمريكا بسيار تند بود.

   درست 2 هفته قبل از بمب گذاري، نخست وزير تركيه به واشنگتن سفر كرده و مورد استقبال گرم جورج بوش قرار گرفته بود. در اين ملاقات، بوش با قلدرمابي خاص خودش تاكيد كرد كه هيچگونه خودمختاري گسترده براي كردهاي عراق را قبول نخواهد كرد و كاملا با دولت تركيه در اين زمينه توافق دارد. اين سفر، در رابطه با تعيين سياست آمريكا در رابطه با پ كا كا نيز مهم بود. بلافاصله پس از اين سفر، وزير امور خارجه آمريكا اعلام كرد پ كا كا كماكان يك سازمان تروريستي است. و پل برمر فرماندار آمريكائي بغداد، اعلام كرد كه ما نبايد اجازه دهيم كه پ كا كا با اسم عوض كردن از مهلكه جان سالم بدر ببرد. وي اضافه كرد كه آمريكا، پ كا كا و تمام سازمانهاي مرتبط با آن را تروريست مي داند. (براي اطلاع بيشتر در مورد  نام عوض كردن پ كا كا به مقاله «پ كا كا در سراشيب» مندرج در حقيقت شماره 13 رجوع كنيد).

   بحث بر سر اينكه بمب گذاري كار چه كساني بود، ادامه دارد. اين احتمال نيز هست كه اين بمب گذاري توسط نيروهاي ناسيوناليست عرب انجام گرفته باشد. بسياري از توده هاي عرب از همكاري دو حزب كردي با نيروهاي اشغالگر عصباني اند. بر كسي پوشيده نيست كه در يكسال گذشته مقاومت مسلحانه عليه نيروهاي اشغالگر گسترش يافته است. نيروهاي مقاومت عراق، نه تنها نظاميان آمريكائي و متحدين آمريكا، بلكه نيروهاي عراقي را كه با اشغالگران همكاري مي كنند آماج حملات خود قرار مي دهند. بنابراين، اين احتمال هست كه بمب گذاري كار نيروهاي ناسيوناليست عراقي باشد. اين بمب گذاري مي تواند كار هر يك از نيروهاي ارتجاعي شيعه يا سني يا تركمن باشد. زيرا تجاوز و اشغالگري آمريكا آنقدر ارتجاعي است كه به لاشه انواع و اقسام نيروهاي تبهكار جاني تازه دميده است. حزب الله شيعه چه آنهائي كه وابسته به ايرانند و چه آنهائي كه نيستند، مرتجعين تركمن، نيروهاي بنيادگراي اسلامي وابسته به تركيه، نيروهاي بعثي، نيروهاي القاعده و غيره، همه اينها مي توانند در ليست مظنونين جاي بگيرند. اما مظنونين بزرگ، آمريكا و دولت تركيه اند. سازمانهاي جاسوسي آمريكا و تركيه به اشكال گوناگون سرنخ تمام گروه هاي تروريستي اسلامي را در دست دارند و هر موقع كه لازم مي دانند، مهارشان را شل مي كنند، امكانات در اختيارشان مي گذارند،  تا در خدمت به نقشه هاي تبهكارانه شان دست به عمليات بزنند. در واقع در روزهاي قبل از بمب گذاري آنقدر مقامات آمريكا و تركيه با صراحت عليه احزاب كردستان عراق حرف زده و تهديد كردند كه اين احتمال را تقويت مي كند كه آمريكا و تركيه به شكلي از اشكال در اين واقعه دست داشته اند. مشخصا، اردوان در يك مصاحبه مطبوعاتي تهديد كرد كه «تركيه هيچ شكل از دولت كردي را تحمل نمي كند حتا اگر چنين دولتي در آرژانتين تشكيل شود» و نفر دوم از ستاد فرماندهي ارتش تركيه در مصاحبه اي گفت، «اگر اين خودمختاري كردي از نوع فدرالي متحقق شود، آينده عراق خونين خواهد شد.» و مقامات تركيه اعلام كردند كه ما و آمريكا مشتركا در حال تلاش هستيم كه «احساسات خودمختاري طلبانه كردها را محدود كنيم.»

   براستي بمب گذاري كار كه بود.

جواب را با تحليل از سياستهاي امپرياليستي آمريكا در خاورميانه و توهم نداشتن به ماهيت امپرياليسم آمريكا مي توان يافت! تاريخ كردستان فرياد مي زند كه امپرياليستها دشمنان قسم خورده خلق كرد مي باشند. به آنها ذره اي نبايد اعتماد كرد.

 

-----------------------------------------

توضيحات:

 

1- يكي از كساني كه در اين بمب گذاري كشته شد، سامي عبدالرحمن از رهبران حزب شیوعی (حزب توده عراق).  وي رسما معاون نخست وزير حكومت كردي بود و از سوي حكومت كردي مسئوليت  مذاكره با آمريكائي ها و حكومت موقت عراق در رابطه با نوشتن قانون اساسي آينده عراق را عهده دار بود. وي مذاكره كننده اي كهنه كار بوده و ساليان دراز با آمريكائي ها ارتباط و همكاري داشته است. گفته مي شود وي حتا از پل برمر كه فرماندار آمريكائي عراق است، مجرب تر بود. يكي از مقامات استعماري آمريكا در عراق به نام پيتر گالبريت كه متخصص در امور كردستان (در واقع رابط سازمان سيا با احزاب كردي) است و 13 سال پيش، از مامورين مخفي آمريكائي در كردستان عراق بود، در باره وي چنين نوشت: «شنبه گذشته درست يك روز قبل از مرگش، سامي عبدالرحمان را  در  اتاق نشيمن كاخ حكومتي ام در اربيل، ملاقات كردم. بحث ما بر سر تكنيكهاي آمريكا در مذاكره بود. در سال 1991 پس از شكست قيام كردها عليه صدام، من و سامي با هم از شهر  وي، دهوك، فرار كرديم. از آنموقع با هم دوست بوديم...سامي به مقام معاونت نخست وزيري حكومت منطقه اي كردستان رسيده بود. و از سال گذشته از طرف حكومت كردي در رابطه با بحث بر سر قانون اساسي دولت موقت عراق، يكي از مذاكره كنندگان بود. به اين دلايل، او كاملا با اين تكنيك آمريكائي ها كه با استفاده از زبان خوش اختلافات را پرده پوشي مي كنند، آشنا بود. امي، هنگام خداحافظي گفت در مورد پيشنهاد جديد آمريكا سخت فكر خواهد   كرد كه ببيند آيا تغييرات تزئيني در زبان مي تواند اين واقعيت كه حكومتش بدون آتوريته شده است را پنهان كند.» هرالد تريبون و نيويورك تايمز -- 4 فوريه 2004

 

www.sarbedaran.org