نهايت ورشكستگي؛ عدم مشروعيت تمام عيار
!
اين است نتيجه مضحكه انتخابات مجلس هفتم
رژيم جمهوري اسلامي!
حقيقت ارگان خزب کمونيست ايران (م- ل- م) اسفند 1382
نتايج انتخابات روز
اول اسفند از مدتها قبل توسط مردم روشن شده بود. راي و نظر مردم در رابطه با
انتخابات مجلس هفتم، مدتها قبل اعلام شده بود. روز اول اسفند اين نظر و راي رسميت
يافت.
مردم سراسر كشور راي
خود را در خيزشهاي شبانه خرداد ماه گذشته نه تنها در مورد انتخابات بلكه در
محكوميت كل رژيم صادر كرده بودند. «رژيم جمهوري اسلامي بايد سرنگون شود!» اين بود
پيام اصلي نبردهاي خياباني، شورشهاي شهري، اعتصابات كارگري، اعتراضات توده اي در
دوره اي كه گذشت.
آنچه كه در روز اول
اسفند نصيب رژيم جمهوري اسلامي شد، بي اعتنائي و تمسخر و نفرت فراگير بود. مردم هر
آنجائيكه توانستند _ همچون مردم بوكان و مريوان _ در روزهاي قبل از اول اسفند در
تبليغات انتخاباتي اخلال كردند. هر آنجائيكه كه فرصت يافتند در روز انتخابات به
اشكال گوناگون اعتراض خود را نشان دادند. در برخي مناطق مردم از خانه هاي خود
بيرون نيامدند، در برخي از شهرها (همچون مسجد سليمان) و برخي روستاها (همچون
روستاهاي گيلان) مردم بطور جمعي شهر و روستا را ترك كردند. شورش
قهرآمیز مردم ايذه، فيروزآباد و انديمشك جواب دندان شكني به اين
انتخابات سراپا دروغ و تزوير و تقلب و بازار خريد و فروش راي بود. حتي قشرهاي
محافظه كار و مردد با ريختن آراي سفيد مخالفت خود را با اين انتخابات اعلام كردند.
هيچگاه رژيم جمهوري
اسلامي چنين ورشكسته و آبروباخته نشده بود. نه تهديدهاي جناح محافظه كار، نه شعبده
بازي هاي جناح دو خرداد نتوانست مردم را به پاي صندوقهاي راي بكشاند.
رسانه هاي
امپرياليستي آشكارا تلاش مي كنند يك واقعيت بزرگ را واژگونه جلوه دهند. آنان بر
بوق و كرنا مي دمند كه، «بدليل تحريم انتخابات از سوي جناح اصلاح طلب، مردم ايران
در انتخابات شركت نكردند»! رسانه هاي غربي با اين وارونه گوئي مي خواهند بر
ورشكستگي و دريوزگي نيروهاي اصلاح طلب اعم از حكومتي و غير حكومتي سر پوش گذارند.
مردم هرگز نبايد شارلاتانيسم سياسي جبهه دوم خرداد را كه تحت رهبري «جبهه مشاركت اسلامي» است، در
اين انتخابات فراموش كنند. اينها و ملي مذهبي ها تا آخرين لحظات دست نگه داشتند و
مردم را به تحريم انتخابات فرانخواندند. اما زماني كه نه تحصن فضاحت بارشان در جلب
نظر مردم حاصلي داد، نه لافهاي و گزافهاي توخالي شان در مقابل جناح مقابل ثمري داد،از انتخابات كنار كشيدند.
آنان تمام هم و غم شان اين بود كه توهم مردم را نسبت به فريب انتخاباتي حفظ
نمايند.
تحريم قاطع انتخابات
از جانب مردم مجلس ترحيم دوم خرداد نيز بود. خشم مردم در خرداد ماه گذشته آخرين
برگهاي تقويم دوم خرداد را به آتش كشيد. بيش از هركسي رهبران پروژه امنيتي دوم
خرداد به اين حقيقت آگاه بودند. از همينرو كليه تلاشهايشان از تحصن نمايندگان در
مجلس تا خط كشيدن بروي خاتمي و كاسه و كوزه ها را سري وي شكستن، همگي حقه هائي
براي حفظ آينده بود.
اگر چه در روز اول
اسفند آخرين ميخها بر تابوت دوم خرداد زده شد اما اينها هنوز حقه بازي مي كنند.
كماكان نبايد به شارلاتانيسم سياسي اين دار و دسته ارتجاعي كم بها داد. برخي محافل
درون هيئت حاكمه آمريكا از وجود اينان بعنوان «يك اپوزيسيون متشكل» ابراز خرسندي
مي كنند و آنرا ابزاري مفيد براي پيشبرد ترفندهاي سياسي خود (مانند انجام يك
«انقلاب مخملي») و به كژ راه بردن مبارزات مردم ايران قلمداد مي كنند. تا زماني كه
بساط اين عوامفريبان حرفه اي توسط مردم جاروب نشود، امكان بازسازي آنان به اشكال گوناگون و با
حمايت قدرتهاي امپرياليستي موجود است.
روز اول اسفند نشانه
پايان روندي است كه از دوم خرداد 76 تحت عنوان «اصلاح نظام از درون» براه افتاد.
به اين معنا پايان يك دوره و آغاز دوره جديدي در صحنه تحولات سياسي ايران است.
باور عمومي، اكنون، نه اصلاح نظام بلكه سرنگوني نظام است. چنين تحولي در باور
عامه، امري خوبي براي انقلاب است. روند تحولات سياسي آتي اساسا به عملكرد مردم و نيروهاي انقلابي وابسته
است. تدارك انقلاب كارهاي زيادي طلب مي كند. فرصتهاي انقلابي زيادي در آستانه ظهور
است. اينكه در تلاطمات سياسي آتي راهي حقيقتا انقلابي و مستقل در مقابل توده ها
قرار گيرد كاملا به نقش نيروهاي آگاه و انقلابي وابسته است. همانگونه كه قبل از
انتخابات گفتيم: «مردم موضع خود را در مقابل رژيم روشن كرده اند. وظيفه كمونيستها،
عناصر انقلابي و مترقي است كه آنان را براي انقلاب سازماندهي كنند.»
www.sarbedaran.org