پيش به سوي تبديل دانشگاه به خانه مردم!

در ماه هاي آينده:

درهاي دانشگاه را بروي مردم باز كنيم!

براي آزادي دانشجويان زنداني مبارزه كنيم!

دست مزدوران امنيتي و انتظامي جمهوري اسلامي را از دانشگاه ها كوتاه كنيم!

دانشگاه را به محل تجمع كارگران و دانش آموزان و معلمان كشور تبديل كنيم!

 

وجود يك و نيم ميليون دانشجو و گسترش مراكز آموزشي و دانشگاهي در گوشه و كنار كشور، يك نقطه قوت بزرگ براي مردم است. همواره دانشجويان و روشنفكران انقلابي آغاز گران خوبي بوده اند و توانسته اند نقش مهمي در كشاندن كارگران و دهقانان، يعني اصلي ترين و پيگير ترين نيروي انقلابي، به ميدان مبارزه ايفاء كنند. اينبار نه مساجد كه اين مراكز آموزشي و دانشگاهي اند كه بيش از پيش و بيشتر از زمان انقلاب 57 ظرفيت آنرا دارند كه به مراكز انقلابي سازماندهي توده اي بدل شوند. اين امتياز بزرگي است و بايد پا بپاي گسترش مبارزات مردمي از آن سود جست. در سال 57 براي مدت كوتاهي دانشگاه ها  تبديل به اصلي ترين مراكز تجمع سياسي توده هاي مردم از هر قشري شدند. مشخصا كارگران پس از كار، خود را به دانشگاه مي رساندند تا از آخرين اطلاعيه هاي سياسي و اخبار مبارزاتي آگاهي حاصل كنند. دانش آموزان براي متشكل شدن و مبارزه كردن به دانشگاه رفت و آمد مي كردند. نيروهاي مرتجع مذهبي براي خنثي كردن دانشگاه به تقويت مساجد پرداختند. هر آنجا كه دانشجويان به شهرستانهاي خود رفته و در آنجا ستادهاي مبارزاتي از ميان دانش آموزان و كارگران و دهقانان ايجاد كردند، مساجد بيكاره ماندند.  نيروهاي مرتجع مذهبي تازه پس از قدرت گيري توانستند بساط قدرت خود را در آن مناطق پهن كنند. امپرياليستهاي غربي كه با دارودسته خميني در پاريس براي مهار زدن به جنبش انقلابي مردم به توافق رسيده بودند، به تقويت صداي خميني و دارودسته اش كمك كردند. با سرازير كردن منابع مالي، مساجد را به «ستاد» مركزي مبارزات مردم تبديل كردند تا از اين طريق انقلاب را در ابتدا به لحاظ سياسي گيج كنند و بعد از طريق حاكم كردن يك رژيم ارتجاعي به جاي يك رژيم ارتجاعي ديگر، انقلاب را به مسلخ ببرند.

 در سال 1359 به دستور خميني دانشگاه ها بسته شد و دانشجويان مبارز را قلع و قمع كردند تا مانع شوند كه دانشگاه به ستاد واقعا انقلابي مردم تبديل شود. از آن پس دانشگاه توسط مرتجعين اشغال شد. مهمترين واقعه سياسي دانشگاه ها نماز جمعه هاي ارتجاعي و روح فرسا شد. رژيم جمهوري اسلامي بيش از بيست سال تلاش كرد كه دانشگاه را به ستاد و پايگاه سياسي ايدئولوژيك خود تبديل كند. اما اين تلاشها با خيزش 18 تير 1378 دود شد و به هوا رفت. عشق و اميد مردم به دانشگاه از نو زنده شد.

اكنون نيز جمهوري اسلامي مي خواهد با قلع و قمع دانشجويان مبارز و حتا بستن دانشگاه ها مانع از آن شود كه اين ستاد بزرگ مبارزاتي شكل بگيرد و الهام بخش مبارزات سياسي سراسر كشور شود. بايد با اين توطئه مبارزه كرد. بايد همه خلق به دانشجويان كمك كنند تا دانشگاه به خانه مردم تبديل شود.

خواست جنبش دانشجوئي اين است كه ورود مردم از هر قشر و طبقه اي به دانشگاه ها بلامانع شود. دستگيري و اذيت و آزار رساندن به غير دانشجويان كه در اطراف محوطه دانشگاه تجمع ميكنند سياست تبهكارانه اي است كه بايد با آن مقابله كرد. دانشجويان بايد با پخش اوراق تبليغاتي از مردم بخواهند كه هر چه بيشتر به طرف دانشگاه آمده و  سعي كنند وارد دانشگاه شوند. دانش آموزان مدارس مختلف بايد دانشگاه را پاتوق و محل قرارها و تجمعات خود كنند. معلمين شريف كشور مي توانند دانش آموزان خود را تشويق به ديدارهاي مكرر از دانشگاه هاي شهرهاي مختلف كنند. جنبش دانشجوئي مي تواند شعار برچيدن بساط نماز جمعه از دانشگاه را بدهد. زيرا اين شعار عادلانه و مبتني بر خواست مردم است. دانشگاه جاي نماز نيست. دانشگاه جاي آخوند نيست. روزهاي جمعه دانشجويان مي خواهند از مردم در دانشگاه پذيرائي كنند. روزهاي جمعه روزهاي پيوند دانشجويان با كارگران و معلمين و محصليني است كه به دانشگاه مي آيند تا از نظرات و فعاليتهاي دانشجويان آگاه شوند. دانشگاه جاي مرتجعين نيست. دانشگاه خانه مردم است.

دانشگاه جاي نماز نيست. دانشگاه جاي آخوند نيست.

دانشگاه خانه ملت. دانشگاه كانون بصيرت.  

 

www.sarbedaran.org