نگاه بخود در پرتو تقسيم يك به دو

 

هر چيزي بر طبق قانون «يك به دو تقسيم مي شود» قابل تقسيم است. صدر مائو مستمرا به جهانشمول و مطلق بودن تضاد تاكيد مي كند: «..... اين قانون، چه در دنياي طبيعي، چه در جامعه انساني، يا تفكر انسان بطور جهانشمول عمل مي كند. بين دو قطب مخالف يك تضاد، در آن واحد وحدت و مبارزه وجود دارد.... و اين سر منشا حركت و تغيير در همه چيز است.»

هر رفيق بايد توجه جدي به جنبه هاي متضاد در تفكر خود بنمايد. او بايد مبارزه ايدئولوژيك قدرتمندي را براي بازسازي تفكرش پيش برده و به اين طريق خودش و انقلاب را به جلو راند.

در افكار ما اغلب جفت هايي از اضداد وجود دارد: عقايد پرولتري و عقايد بورژوايي و خرده بورژوايي، ماترياليسم و ايده آليسم، ديالكتيك و متافيزيك، درست و غلط، دستاوردها و كمبودها و غيره. از اين جفت ها اساسي ترين عبارتند از: تضاد بين جهان بيني بورژوايي و جهان بيني پرولتري، تضاد بين منافع فردي و منافع جمعي.

منافع فردي و  منافع جمعي نمي توانند بطور مسالمت آميز همزيستي نمايند. صدر مائو مي گويد: «در هر پديده يا چيز مفروض، وحدت اضداد مشروط، موقتي، و گذرا و بنابراين نسبي است. در حالي كه مبارزه اضداد مطلق مي باشد.» نتيجه مبارزه عبارت است از تغيير (دگرگوني) اضداد از طريق خورده شدن يكي توسط ديگري. بنابراين در مبارزه بين ايدئولوژي هاي متضاد، يا مابين منافع فردي و جمعي، يكي بايد آن ديگري را بخورد و راه سومي موجود نيست.

ما نبايد اجازه بدهيم حتي لكه اي از غبار منافع فردي به افكار ما وارد شود وگرنه تضاد در جهت مخالف حركت خواهد كرد.

حاصل مبارزه بين جنبه هاي مخالف يك تضاد (چون منافع جمعي در مقابل منافع فردي) در واقع خود را در دگرگوني كل جهان بيني شخص نشان مي دهد. اما اين دگرگوني از طريق انباشت يك سلسله تغييرات (دگرگوني ها) در مورد موضوعات مشخص صورت مي پذيرد. تغيير كل جهان بيني دقيقا از طريق تغيير اضداد در مورد تعداد زيادي از موضعات قسمي صورت تحقق بخود مي گيرد. چون هدف ما دست يافتن به تغيير كيفي از ايدئولوژي غير پرولتري به ايدئولوژي پرولتري است، بايد توجه كاملي به روند تغيير كمي كرده، در هر موضوع مشخص بطور استوار با منافع فردي ستيز كرده و مانند جنگ خيابان به خيابان سنگرهاي منافع فردي را در افكار خود يك به يك تسخير كنيد. صدر مائو به ما مي آموزد: «در شرايط مفروض، حاصل مبارزه دو وجه يك تضاد، بدون استثنا، آن است كه هركدام به ضد خود تبديل مي شوند. در اينجا شرايط، عاملي اساسي است. بدون وجود شرايط مفروض، هيچكدام از دو وجه متضاد نمي توانند به ضد خود تبديل شوند.» هر رفيق مي بايد آگاهانه سعي كند شرايطي را بوجود آورد كه نتايج خوب در تغيير اضداد ببار آورد، و در عين حال، از شرايطي كه نتايج بد ببار مي آورند جلوگيري كرده، اجتناب بنمايند. براي آنكه اين كار انجام شود، اساسي تر از هر كاري دست زدن به صميمانه ترين تلاشها در مطالعه و بكاربست آثار بزرگ صدر مائو.... است. با تاكيد بسيار بر بكاربستن آنها بخصوص در مورد بازسازي جهان بيني خود شخص در توفان مبارزه طبقاتي از طريق پراتيك مبارزه طبقاتي....

در همان حال لازم است تماس تزديك با توده ها را حفظ كرده، به انتقاد آنها متواضعانه گوش كرده و درگير انتقاد از خود شد...

صدر مائو مي آموزد:«ما بايد ياد بگيريم به موضوعات بطور همه جانبه نگريسته، پشت و روي مسائل را بخوبي ببينيم، در شرايط مفروض، يك چيز بد مي تواند به نتايج خوب، ويك چيز خوب به نتايج بد منجر شود.» يك دستاورد چيز خوبي است، ما را تشويق مي كند با اعتماد بيشتري پيشرفت نماييم. اما اگر فقط دستاوردها را ببينيم بدون آن كه در مقابل جنبع متضاد گارد بگيريم، از موفقيت ها گيج شده و از پا در خواهيم آمد. به اين دليل است كه دستاوردهاي بعضي از رفقا نقطه آغازي براي خطا كردن خواهد شد، بجاي آن كه نقطه آغازي براي موفقيت هاي بزرگتر شود. نگاه كردن به خود برطبق قانون «يك به دو تقسيم مي شود» يعني آن كه شخص بايد عليه دنياي ذهني خودش همانطوري كه عليه دنياي عيني انقلاب مي كند، انقلاب بنمايد.

 

بخش هايي از يك مقاله نوشته شده توسط رفقاي چيني