پيام كميته جنبش
انقلابي انترناسيوناليستي به كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ
مائوئيست)
رفقاي عزيز
بندرت يك حزب
پيشاهنگ پرولتري تا به حد حزب كمونيست جديدالتاسيس ايران مورد نياز بوده است و
براي كمتر حزبي تا اين حد همه جانبه كار و تدارك شده است.
از زمان تشكيل
اتحاديه كمونيستهاي ايران در سال 1976 و حتي قبل از
آن، انقلابيون كشور شمامسلح به ايدئولوژي رهائيبخش ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم
بطور قدرتمندي براي اينكه اين ايدئولوژي در خاك مبارزات مردم ايران ريشه بدواند،
مبارزه كرده اند. آنها براي ساختن يك حزب پرولتري پيگيرانه نبرد كرده اند زيرا
تنها چنين حزبي مي تواند مردم را در مبارزه جهت خلاصي از چنگالهاي اسارت بار جهنم
امپرياليسم، فئوداليسم، سرمايه داري بوروكرات، رهبري كند. ما خيلي خوب به تاريخ چند
دهه گذشته آگاهيم: مبارزات طولاني عليه شاه و رژيم دست نشانده ايالات متحده
آمريكا؛ مبارزات دروني جنبش انقلابي ايران ميان آنان كه در جستجوي طرق ساده براي رسيدن به قدرت به
ابرقدرت شوروي متوسل ميشدند و مائوئيستها كه مدافع راه جنگ خلق بودند؛ و جسارت
خيره كننده خلقهاي ايران به هنگامي كه جلاد منفور را بالاخره از تخت بزير كشاندند،
همه را به ياد مياوريم.در آن جنبش عظيم انقلابي نيروهاي جوان جنبش مائوئيستي ايران
نقشي فعال بازي كرده و صفوف و نفوذشان با سرعت و جهش وار افزون شد. ولي جنبش
كمونيستي كشور شما هنوز قدم حياتي تشكيل حزب پيشاهنگ پرولتاريا را برنداشته بود.
به اين خاطر و دلايل ديگر، پرولتاريا هر چند قهرمانانه جنگيد، نتوانست جايگاه
ضروري را در راس كل خلق اشغال كند.
و نتيجتا (و بجاي
آن) دار و دسته گنديده ملايان كه نماينده ايدئولوژي ارتجاعي فئودالها بودند توانست
بخش بزرگي از مردم را كه از "مدرنيزاسيون" امپرياليستي شاه منزجر بودند،
فريب دهد و بدنبال خود بكشد. ضعف كمونيستها كه شامل برخي اشتباهات ايدئولوژيك
سياسي شان بود، حركت "خلاف جرياني" كه كشور را فراگرفته بود مشكل كرد؛ و
رهبري خميني آنطور كه بايد و شايد به مصاف طلبيده نشد
همه ما نتيجه
تراژيك خيانت خميني را ميدانيم: هزاران اعدام، نابود كردن تمامي حقوق دموكراتيك،
لگدمال كردن اقليت هاي ملي، تلاشهاي وحشيانه براي خفه كردن زنان ايران كه روحيه
انقلابيشان در انقلاب ضد شاه اين چنين شكوفا شده بود، برقرار كردن رعب و وحشت در
كل جامعه بطوري كه سركوبگري شاه در مقايسه با آن رنگ باخت. با وجود اين، در اوج
اين هجوم تاريك انديشانه و فاشيستي بر خلق و انقلاب، رفقاي اتحاديه كمونيستهاي
ايران پرچم سرخ انقلاب مسلحانه را در شهر آمل و جنگلهاي اطراف آن بلند برافراشتند.
هر چند اين قيام به شكست انجاميد، سربداران چنان صفحه باشكوهي در تاريخ مبارزه خلق
نوشت كه حتي كشتار همگاني، شكنجه و سالهاي طولاني و تلخ تبعيد نتوانست پاكش كند.
در طول پيچ و
خمهاي مبارزه انقلابي در ايران، هم در بيرحمانه ترين لحظات افت و هم در دوران خيز
برداشتن امواج، اين مائوئيستها و فقط مائوئيستها بودند كه منافع درازمدت پرولتاريا
و خلق را نمايندگي كرده اند. و تنها كمونيستهاي انقلابي بوده اند كه در عين حفظ
دورنما و جهت گيري نبرد براي خلاصي تمام جهان از استثمار طبقاتي توانسته اند از
تجربه خلق و اشتباهات خود درس بگيرند تا رهبري روشن تر و صحيح تري را بوجود آورند.
ايجاد حزب كمونيست پيشاهنگ در ايران يك قدم حقيقتا بزرگ در تاريخ مبارزه طبقاتي در
كشور شماست و يقينا تاثيرات عميقي در كل منطقه و وراي آن خواهد گذارد. هر چند
ايجاد حزب به تنهائي همه مسائل رهبري انقلاب را بطور اتوماتيك حل نخواهد كرد، ولي
تشكيل آن پيش شرط ضروري و حياتي براي پيشروي است.
مائوتسه دون بما
آموخت "درستي يا نادرستي خط ايدئولوژيك سياسي همه چيز را تعيين ميكند."
تاريخ جنبش كمونيستي ايران تاكيدي است بر هر دو جنبه اين حقيقت عميق. تشكلات بزرگ
اپورتونيستي گذشته كجايند؟ اشتباهات راست و ظاهرا "چپ" آنها را به
ورشكستگي سياسي، ايدئولوژيك و تشكيلاتي كشانده است. آينده از آن حزب پيشاهنگي است
كه بر شالوده مستحكم ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم بناشده و داراي هسته اي از
كادرهاي امتحان پس داده، تعليم يافته و آبديده اي است كه خود را تماما وقف امر خلق
كرده اند. با چنين حزبي، كارهاي عظيمي به انجام خواهد رسيد.
از همان ابتداي
تشكيل جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، رفقاي ايران نقشي مركزي ايفا كرده اند. شما
عليرغم اينكه در نتيجه حملات دشمن بسيار ضعيف شده بوديد، بار عظيمي از نبرد براي
خط مائوئيستي در سطح بين المللي را به دوش گرفتيد. تعهد طبقاتي و خوش بيني انقلابي
شما قدرت قابل ملاحظه اي به تلاشهاي شكننده اوليه ما براي گردآوري نيروهاي
مائوئيست اصيل جهان، بخشيد. ما با هم قوي تر شده ايم، از هم آموخته ايم، و وحدت ما
ناگسستي است.
امروز در ايران
توده ها بار ديگر به زندگي سياسي روي مي آورند. رعب آفريني دشمن، هر چند به هيچوجه
كمتر نشده، كمتر توان عقب راندن مردم را دارد. توهمات مردم نسبت به اينكه بخش به
اصطلاح "دموكرات" طبقه حاكمه "رفرم" كند شديدا ضربه خورده است
و تلاش بسياري از نيروهاي اپورتونيست براي وصله پينه كردن آن، فايده اي ندارد.
شرايط زندگي توده
ها غيرقابل تحمل است و شديدا خواهان انقلابند. ولي تاريخ، چه در ايران و چه در همه
جاي ديگر، نشان داده است، خلق هر قدر هم قهرمانانه مبارزه كند فقط تحت رهبري حزب
پرولتري است كه رهائي واقعي بدست مي آورد. فقط با جنگ درازمدت خلق ميتوان ايران را
از چنگال امپرياليسم، فئوداليسم، سرمايه داري بوروكراتيك، رها كرد و دملهاي چركين
و پليدي را كه حكومت ارتجاع در جامعه
توليد كرده است، جراحي و درمان كرد. ما ميدانيم كه حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م)
براي خود وظيفه اي بغايت مشكل تعيين كرده است؛ يعني وظيفه سازماندهي، آغاز و رهبري
چنين جنگ خلقي تا به پيروزي. ما اطمينان داريم كه با برافراشته كردن اين خط
ماركسيست لنينيست مائوئيستي، عناصر واقعا انقلابي كشور شما، و بطور بسيار مشخص (و
بويژه با تاكيد) كارگران و دهقانان فقير بطور فزاينده اي متوجه خواهند شد كه اين
خط و نه هيچ خط ديگري، كه اين حزب و نه هيچ حزب ديگري، پيشاهنگ خط اول است.
رفقا، هر چند راهي
كه در پيش است كماكان مشكل و پرپيچ و خم خواهد بود، ايجاد حزب شما آينده را براي
مردم ايران و براي كل پرولتارياي بين المللي روشن تر ميكند.
زنده باد حزب
كمونيست ايران (م ـ ل ـ م)!
درود به شهداي
جنبش كمونيستي ايران!
پيش به سوي جنگ
خلق!
زنده باد
انترناسيوناليسم پرولتري!
زنده باد كمونيسم!
اول ماه مه 1002
كميته جنبش
انقلابي انترناسيوناليستي
www.sarbedaran.org