متن سخنراني
افتتاحيه كنگره موسس حزب كمونيست ايران ( ماركسيست-لنينيست-مائوئيست)
درود به خاطره
جانباختگان كمونيست در سراسر جهان. آناني كه مسئوليت رهائي بشريت از ننگ جامعه
طبقاتي را بدوش گرفتند و در ميدانهاي جنگ انقلابي، در زير شكنجه و در مقابل جوخه
هاي اعدام سربلند ايستادند و مرگ قهرمانانه را پذيرا شدند.
افتخار بر
كمونيستهاي انقلابي كه هيچگاه از آرمان كمونيسم دست نشستند و سازش ناپذيري شان در
برابر دشمنان طبقاتي و پايداري شان بر منافع خلق، آنان را مظهر جامعه نوين ساخته
است.
سلام سرخ بر خاطره
جانباختگان جنبش كمونيستي ايران، و كمونيستهائي كه در پيكر سازمانهاي گوناگون
پيكارگران و رزمندگان و چريكهاي رزم رهائيبخش طبقه كارگر و خلق بودند. درود بر
رفقاي شهيد اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران) كه در شرايطي دشوار وظيفه حفظ
سازمان و زنده نگاهداشتن صداي پرولتارياي انترناسيوناليست را در ايران بعهده
گرفتند؛ در پيچيده ترين دوره هاي حيات اين سازمان، راهگشائي كرده و هدايت مان
كردند. كليه اين كمونيستهاي انقلابي با پايبندي شان بر منابع والاي خلق سرمشق ما
بودند؛ شكست ناپذيري شان در برابر دشمن الهام بخش ما و از خودگذشتگي هايشان گرمي
بخش جان ماست.
درود بر آنان كه
در زندگي مظهر جامعه نوين بودند و در مرگ بذر آن. به احترام خاطره جانباختگان
كمونيست در ايران و همه جهان بپا مي خيزيم و يكدقيقه سكوت ميكنيم.
رفقا!
ما امروز اينجا
گرد آمده ايم تا بر يك واقعيت تاريخي مهر داس و چكش سرخ را بكوبيم و تولد حزب
كمونيست را اعلام كنيم. مسيري سخت و طولاني براي رسيدن چنين روزي طي شد. مسيري كه
با خون بهترين دختران و پسران پرولتاريا و خلق آبياري شده است. سي سال نبرد و
حماسه، تلاش و فداكاري، شكست و پيروزي پشتوانه اين حزب است. چه بسا اگر به اينجا
نمي رسيديم، تلاش و حماسه ها و سماجتهائي كه رفقايمان بخرج دادند، تنها به
يادگارهاي گرد و خاك گرفته يك نسل تبديل مي شد و در دو ورق تاريخ نامي از آن برده
مي شد. اكنون كه به گذشته نگاه ميكنيم مي بينيم چقدر چنين پايان تلخي امكانپذير
بود اگر آنچه ما و تمامي بازماندگان يك نسل انقلابي انجام داديم، انجام نمي گرفت.
همه چيز امكان داشت صورت ديگري بگيرد و بجاي تلاش براي ورود به دوراني كه حماسه ها
و سماجتهاي دو چندان مي خواهد، به پايان تلخ نابودي مي رسيديم.
بنابراين رفقا،
درود بر شما و همرزمان كمونيستي كه اينجا نيستند! ما پايداري كرديم و ثابت كرديم
شايسته حمل پرچم گلگوني هستيم كه رهبران و رفقايمان بدستمان سپردند و پرولتارياي
جهاني بيدريغ و با آرزوهاي آتشين بما ياري رساند تا آنرا محكمتر در دست نگاه
داريم. اين قدرت تداوم و پايداري در برابر موانع هولناك، در برابر حملات سراسري كه
به قصد از ميان بردن فيزيكي و ايدئولوژيكي ما كمونيستها از هر طرف بي امان باريدن
گرفت از كجا آمده است؟ از درستي خط ايدئولوژيك سياسي مان و عزممان كه در كوره
مبارزه طبقاتي آبديده شده است. از اعتقاد عميق به اينكه فقط يك انقلاب تحت رهبري كمونيستي
مي تواند مبشر رهائي پرولتاريا و خلقهاي محروم ايران و جهان باشد.
رفقا!
تاريخ اين حزب را
شما مي دانيد. سي سالي را پشت سر خود داريم كه يكي از پر تلاطم ترين دوره هاي
تاريخ ايران و جهان بود.نسلي كه از دل تلاشهاي او اين حزب سر برآورد شاهد انقلاب
كبير فرهنگي پرولتاريائي، جنبشهاي رهائيبخش در سراسر جهان، انقلاب ايران، شروع جنگ
خلقهاي مائوئيستي بويژه در پرو و نپال، دهها مورد جنگ و مبارزه و مقاومت توده اي
در سراسر جهان و فروپاشي يك ابرقدرت رويزيونيستي بود.
رهبري و كادرهاي
اوليه مان، متعلق به نسلي بودند كه در دانشگاههاي تهران تا بركلي در مدارس و
روستاهاي كردستان تا پالايشگاههاي نفت خوزستان، در برابر بختك خفقان آور سوسياليسم
تاس كبابي و رويزيونيسم خروشچفي و رفرميسم حزب توده، راه نو و انقلابي اي را دنبال
كردند كه چين سرخ مائو تسه دون جلوي پاي كمونيستهاي جهان ترسيم كرده بود. نسلي كه
تابش فروزان انقلاب كبير فرهنگي نگاهي نوين از آينده و جهاني كه بايد برايش جنگيد
به او ارائه داد و فراخوان مبارزه و انقلاب تا به آخر را برايش به جلو گذاشت. بر
چنين بستري بود كه رهبران و كادرهاي اوليه ما سازمان انقلابيون كمونيست و سپس اتحاديه
كمونيستهاي ايران را بنا كردند. از آن آغازگران بسياري در نبرد با رژيم اسلامي
جانباختند. اما راه سرخي كه انتخاب كردند، پايه اي كه گذاشتند و جهتگيري اي كه
براي ما ترسيم كردند، ميراث بس گرانبهائي است. افتخار جاودانه بر آنان باد!
توان و كيفيات
اتحاديه هنگامي كه وارد صحنه يك انقلاب بزرگ و توده اي شد و با توان و عزم و تجربه
كمونيستي رهبران و ياران ديگر از كردستان گرفته تا خوزستان؛ از رهبران و فعالين
جنبش هاي توده اي گرفته تا رهبران و فعالان عملي جنبش كارگري و دانشجوئي پيوند
خورد و كيفيات كمونيستي نويني به آن افزود. آزمون بزرگ انقلاب مقابل رو قرار داشت
و با همه قوا تلاش كرديم تا نگذاريم انقلاب توده ها به شكست كشانده شود. شمار
بزرگي از رفقاي جديد و قديم به كارخانه ها، روستاها، دانشگاهها و ادارات، جنبش
زنان و جنبش دانشجوئي و عرصه مبارزه مسلحانه در كردستان روانه شدند تا بذر آگاهي
را در ميان توده ها بيفشانند و آنان را در راه مبارزه با مرتجعين بقدرت رسيده بسيج
و متشكل كنند. و وقتي دشمن حمله اي بي وقفه و سراسري را عليه انقلاب آغاز كرد،
مبارزه مسلحانه را آغاز كرديم، قيام آمل را سازمان داديم و پرچم مبارزه مستقل
كمونيستي را در نبردي از جان مايه گذاشته در دست گرفتيم. رهبري اصلي و بخش بزرگي
از كادرها و اعضاي سازمان در جريان قيام آمل و ضربات متعاقب آن از ميان ما رفتند.
دشمن پيگرد و سركوبي بي محابا را آغاز كرد. و ياران نيمه راه از صفوف ما كناره
گرفتند. آناني كه باقي ماندند مسئوليتي دشوار و سنگين داشتند. حفظ اين تشكيلات
براي ادامه راه. براي اينكه نسل بعدي انقلاب از سياست و تشكيلات انقلابي محروم
نماند. ضربات ارتجاع در سال 26 و سپس در سال 46 در پي تلاشهاي مجدد براي برپائي
مبارزه مسلحانه شيرازه تشكيلات ما را از هم پاشيد. در پي اين ضربات بود كه ضرورت
يك گسست همه جانبه تر و كاملتر مقابل روي ما قرار گرفت و فصلي جديد در حيات اين
سازمان گشوده شد. براي ما اولين مساله گسست از سانتريسم (ميانه گرفتن در رابطه ايدئولوژي ماركسيسم ـ
لنينيسم ـ مائوئيسم) بود و در دست گرفتن مائوئيسم. تشكيل جنبش انقلابي
انترناسيوناليستي و بيانيه اين جنبش، نقشي حياتي در غلبه بر بحران ايدئولوژيكي كه
جنبش بين المللي كمونيستي را پس از كودتا در چين فرا گرفته بود ايفا كرد. وجود اين
جنبش و بيانيه آن خدمت تعيين كننده اي بود بما براي اينكه قادر شويم سانتريسم را
طرد كنيم و مائوئيسم را تثبيت كنيم. بر پايه اين جهش ايدئولوژيك بود كه امكان گسست
از التقاط در زمينه خط سياسي نيز براي ما فراهم شد. مبارزات حاد دروني براي تدقيق
و تصحيح خط و استراتژي، ياري رفقاي انترناسيوناليست مان و وجود جنگ خلق در پرو كه
چون ستاره تابناكي در برابر ديدگانمان مي درخشيد، مجموعه اي بود كه ياريگر بزرگ ما
براي دستيابي به يك خط ايدئولوژيك سياسي صحيح شدند. محصول پيروزمند و بزرگ ايندوره
اتخاذ م ل م بعنوان ايدئولوژي راهنما و ترسيم و تثبيت استراتژي جنگ خلق بعنوان راه
كسب قدرت سياسي در ايران بود.
رفقا!
آن خط سرخي كه
تمام دوره هاي اين تاريخ بلند سي ساله را بهم پيوند ميدهد، پافشاري بروي منافع خلق
است و آرمان كمونيسم. زمين خوردن و دوباره بپاخاستن. خطا كردن و راهگشائي كردن.
تاريخي پر فراز و نشيب كه بر بستري سنگلاخي تدام يافت. هنگامي كه ما پرچم انقلاب
پرولتري در ايران را بدست گرفتيم، باقي ماندن روي خط انقلاب نرم و راحت نبود.
زماني كه از يك تشكيلات بزرگ و سراسري و در پيوند با توده ها، به تشكيلاتي كوچك و
تحت پيگرد دشمن به تشكيلاتي تبعيدي و منفصل از توده ها تبديل شديم، بسياري كار ما
را تمام شده مي دانستند. اما اين تشكيلات در مقابل چشمان حيرت زده آناني كه با از
ميان رفتن رهبران اوليه و رده هاي بعدي رهبرانش تبليغ انحلال آنرا مي كردند، متشكل
ماند و بر پايه اي كمونيستي خود را بازسازي كرد. در زماني كه تشكلات بزرگ به
اصطلاح "چپ" زير آوار فروپاشي شرق و تبليغات ضدكمونيستي از هم پاشيدند،
اين سازمان خط كمونيستي اش را عميقتر كرد.
اين تشكيلات و
افرادش از درون بوته آزمايش بزرگي بيرون آمده اند. تداوم و پافشاري يكي از ويژگي
هاي برجسته جريان ما بود. خون انقلاب فرهنگي درون رگهاي اين جريان جاري بود و نفس
گرم كمونيستهاي جهان آنرا تر و تازه ميكرد.
اين حزبي است كه
شكستها نوميدش نميكند و سختي ميكشد چرا كه ميداند مساله عمده ماركسيسم تغيير
جهانست و نه تفسير آن. اين حزبي است كه وقتي اشتباه ميكند و پايش مي لغزد، سلاح
نقد ماركسيستي را بكار مي بندند و جمعبندي ميكند و راه را ادامه ميدهد. اين حزبي
است كه كارزار ديوانه وار ضد كمونيستي بورژوازي آنرا بر جاده كمونيسم محكمتر كرد و
پرچم كمونيسم تكامل يافته يعني ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم را برافراشته تر
كرد. اين حزبي است كه با ديد گسترده، خود را ميراث دار بهترين دستاوردها و تجارب
جنبش نوين كمونيستي ايران و همه كمونيستهائي مي داند كه در پيكر سازمانهاي
كمونيستي گوناگون مبارزه كردند؛ اين حزب تجارب آنان را در تار و پود شعور و آگاهي
خود تنيده است. رفقا! ما در اينجا گردآمده ايم تا اين دستاوردها را برسميت شناسيم،
قطعيت بخشيم و تثبيت كنيم.
يك خصوصيت مهم حزب
ما، خصلت انترناسيوناليستي آن است. اين حزب در ارتباط تنگاتنگ با جنبش كمونيستي
بين المللي ساخته شد. نقش و مسئوليت خود را در جهت بازسازي جنبش كمونيستي بين
المللي بازشناخت و مسئوليت بر عهده گرفت و نقش موثر ايفاء كرد. اين يك نقطه قوت
برجسته حركت ما است. حزبي انترناسيوناليستي كه خود را گرداني از ارتش بزرگ
پرولتارياي جهاني مي داند. آگاه است كه ريشه كن كردن هميشگي استثمار فقط در يك بخش
جهان امكان ندارد و بهمين جهت انقلاب در ايران را با چشم اندازي جهاني بجلو ميبرد.
حزب ما در شرايطي
تاسيس مي شود كه موج انقلابي نويني در سراسر جهان در راهست. از هم اكنون درچارگوشه
جهان امواج نوين مبارزات توده اي سربلند
كرده و حاكمان جهان كهنه را به مصاف طلبيده و زمينه هاي عيني كسب پيروزيهاي مهم
توسط طبقه ما بيش از گذشته مهيا شده است.
بدون شك تاسيس اين
حزب و تلاشهائي كه براي پيشبرد انقلاب در ايران خواهد كرد تاثيري بلاواسطه اي بر
جنبش ما در سطح جهاني خواهد گذاشت. يكبار پرولتارياي ايران نتوانست از فرصت تاريخي
انقلاب 57 سود جويد و به مهمترين وظيفه انترناسيوناليستي خويش يعني پيشبرد يك
انقلاب پيروزمند در ايران جامه عمل بپوشاند و به پيشرفت انقلاب جهاني ياري رساند.
اما اين بار حزب ما عزم برآن دارد تا نگذارد تا آن تجربه تلخ تكرار شود. حزب ما
عزم كرده است كه ياري رسان پرولتارياي بين المللي براي قرار دادن م-ل-م در راس
انقلاب جهاني باشد.
يك خصوصيت مهم
ديگر حزب ما اين است كه مي داند چه مي خواهد و چگونه آنرا بدست آورد. حزبي كه عزم
پيروزي دارد و مي خواهد "شكست را شكست دهد". حزبي كه ميداند هدف چيست؛
راه كدامست؛ دوستان و دشمنان كيانند؛ چه نوع رهبري و فلسفه اي انقلاب طلب مي كند؛
چه جاده هاي صعب العبوري در انتظارش هست. ميداند جامعه ايران و جهان چه تغييراتي
نياز دارد و چگونه بايد قدرت سياسي را كسب كرد و در جهت نابود كردن نظام طبقاتي
حاكم بر ايران و جهان حركت كرد. بيك كلام حزبي است كه خط و برنامه صحيح دارد كه
ناظر بر مهمترين تجارب انقلابي قرن گذشته در ايران و جهان است.
اين حزب در شرايطي
تاسيس مي شود كه جامعه ايران در تب و تاب تغيير مي سوزد. همه طبقات به ميدان آمده
اند تا مسير تحولات و سرانجام اين دوره را طبق منافع طبقاتي خود تعيين كنند. ميدان
وسيع و شلوغ است. و موضوع جدال، توده ها هستند. همان جدال بزرگ تاريخي و هميشگي.
همه مي دانند كه بدون توده ها هيچ كاري در اين جهان امكان ندارد. مساله اينست كه
كدام طبقه برنده نهائي اين جدال خواهد بود و چگونه؟ اين مهمترين سئوال مقابل پاي
اين حزب است و تاريخ يكبار ديگر اين حزب را در چگونه پاسخ دادن به اين سئوال به
بوته آزمايش مي گذارد.
تصور بكنيد هنگامي
كه اين حزب، اين خط و برنامه با توده ها در آميزد، اين فلسفه و ايدئولوژي و راه
بجاي واقعي خودش برده شود و چه معجزه هائي كه صورت خواهد گرفت. تصور بكنيد روزي كه
ارتش سرخ كارگران و دهقانان با هدايت حزب كمونيست خود مارش پيروزي را طي ميكنند.
تصور بكنيد روزي را كه پژواك جهاني پيشرفتها و پيروزيهاي اين حزب اميد بخش
پرولتاريا و ستمديدگان جهان خواهد بود.
رفقا!
ما با پافشاري بر
اهداف و اصول مان به اين دستاورد بزرگ به تاسيس حزب كمونيست نائل شده ايم. ما پرچم
سرخ را در زير آتش دشمن، از درون شكنجه گاهها، از درون بحرانهاي سياسي ايدئولوژيك
و در مقابله با اشكال گوناگون رويزيونيسم رد كرده ايم و برافراشته نگاه داشته ايم.
اما خيال باطل است كه فكر كنيم اينكار يكبار براي هميشه صورت مي گيرد. بارها و
بارها بايد براي ماندن بر روي اهداف و اصول مان نبرد كنيم و خواهيم كرد. تك تك ما
در مصافهاي متعدد بايد نشان دهيم و خواهيم داد كه اهل وسط راه ايستادن نيستيم؛ تا
آخر راه را مي پيمائيم و آماده روياروئي با هر آنچه كه در مقابل ماست هستيم. بايد
نشان دهيم كه حرف و عمل مان يكي است و آماده ايم با جسارت و تهور هر بهائي براي آن
بپردازيم.
اين حزب دستاورد
يك طبقه است و متعلق به همه توده هاي انقلابي؛ ميراث دار سنن و تجارب انقلابي همه
كمونيستهاي انقلابي ايران. اگر چه بار عمده اين تلاش را اتحاديه كمونيستهاي ايران
(سربداران) بدوش كشيد، اما اين حزب تاريخا و بطور عيني متعلق به هم كمونيستهاي
انقلابي است كه دل در گرو رهائي طبقه كارگر دارند. كمونيستهائي كه بايد تلاش كنيم
از پراكندگي خارج شوند و اين حزب را تقويت كنند.
رفقا!
ما جزء معدود
نسلهائي هستيم كه شانس داريم تا شاهد شركت در دو انقلاب باشيم. همانطور كه
بلشويكها اين شانس را داشتند و به پيروزي دست پيدا كردند. دوران پرتلاطمي درانتظار
حزب ماست. مسئوليتهاو وظايف خطيري بر دوش ماست؛ وظايفي كه فقط با اتكاء به توده ها
مي توانيم انجام شان دهيم و غير ممكنها را به ممكن تبديل كنيم.پس رفقا بكوشيم و
بشتابيم تا حزب خود را در قلب ستمديدگان بنا كنيم و آنرا گسترش دهيم. بكوشيم و
بشتابيم تا تجربه و دانش انقلابي مان را با بي صبري و سر و دل پر شور پرولترها و انقلابيون نسل جديد پيوند
دهيم، خون گرم و شاداب جديد وارد رگهايمان كنيم و كار تدارك آغاز جنگ انقلابي مان
را سرعت ببخشيم. تشكيل اين حزب دستاورد بزرگي براي پرولتارياي ايران و جهانست.
آغاز جنگ خلق دستاورد بزرگ ديگري خواهد بود.
تشكيل حزب را
گرامي مي داريم و براي آغاز جنگ خلق با همه قوا مي رزميم.
www.sarbedaran.org