پيامهاي رسيده از سوي مادران
به كنگره موسس حزب كمونيست ايران (م ل م)
پيام اول
عزيزان من،
فرزندان من، شما تا انقلاب بايد مبارزه كنيد و مطمئنم كه پيروز خواهيد شد. عزيزانم
ناراحت نباشيد تا انقلاب بعدي ما همچنان به پيش ميرويم ولي اين بار نميگذاريم
انقلابمان را بدزدند. مثل انقلاب گذشته. ما خون داديم. جوانانمان كشته و اعدام
شدند. بايد انتقام خون شهيدانمان را بگيريم. از پاي ننشينيد. تا خون در رگ ماست
بايد مبارزه كنيم. به پيش تا انقلاب كمونيستي جهان.ما همچنان راه شهيدانمان را
ادامه ميدهيم و نميگذاريم دست اجنبي، دست ارتجاع، انقلاب ما را بقاپد.
ما ميخواهيم همه
سير باشند؛ همه، چيز داشته باشند. گدا معني ندارد. چرا يكي بخورد از گلويش پائين
بريزد، يكي از گرسنگي جانش دربيايد. ما نميخواهيم در جامعه دموكراتيك ما گرسنه
وجود داشته باشد يا بي خانمان. هيچكدام. پيش بسوي جامعه دموكراتيك.
عزيزان من: من
مادري رنج كشيده و داغ ديده هستم. لحظه شماري ميكنم كه هر چه زودتر پيروزي را به
چشم ببينم.
حزب را تبريك
ميگويم.
موفق باشيد
***
پيام دوم
با درود و عشق و
افتخار به شما عزيزان و همه فرزندانم كه سزاواريد تا به همه شما ببالم.
اميدوارم كه سلامت
و شاد و پر اميد باشيد. من هميشه به موفقيتها و به ديدار شما در پيروزيها و
همراهيها در راه به زيستي انسانها اميدوارم.
از اينكه مي دانيد
چه مي خواهيد و چگونه بايد خواسته ها را بدست آوريد و مي خواهيد كه شكست را شكست
دهيد بسيار موافقم. درست اين است كه ضمن ارج نهادن بر عزيزاني كه از دست داديم
زنده بودن و مبارز بودن و برنده شدن و شكست دادن دشمن مردم را تشويق كنيم. و اين
شروع سخن حامل يك تكامل بزرگ فكري بين ماست كه مثل ارتجاعيون اسلامي فرهنگ شهادت
طلبي را رواج نمي دهيم و آنچه كه مي خواهيم رفتن و مردن يك عده نيست. چون نمي
خواهيم عده اي بميرند تا عده اي به قدرت برسند و به نام مقدساني كه سرمشق ابدي همه
زمانها و مكانها براي ما باشند خود بر سرنوشت مردم حاكم بشويم، بلكه اگر هم در
بدترين شرايط با همه تلاش براي زنده ماندن و به زيستي كشته شويم اين بها را در راه
مردم و حاكم شدن مردم بر سرنوشت و ساختن سيستمي براي به زيستي مردم مي پردازيم.
ز ابر تيره باران
خواهد آمد
چه باران، آبشاران
خواهد آمد
چو دست هم بگيرند
آبشاران
خروشان سيل غران
خواهد آمد
كه تا بنياد قانون
ولايت
كند يكباره ويران
خواهد آمد
دوباره از درون
قلب جنگل
تكاپوي سواران
خواهد آمد
تلاش آنكه تا جان
داشت جنگيد
بياد رهسپاران
خواهد آمد
ز جنگل هاي گلخون
گرد آتش
صداي سربداران
خواهد آمد
به همرزمي به
استقبال ياران
جواب از داغداران
خواهد آمد
***
پيام سوم
با تبريك به
مناسبت فرا رسيدن تاريخ تشكيل حزب كمونيست نوين ايران (سربداران) و با درود به
روان پاك جانباختگان راه آزادي سربداران كه بيست سال قبل در جنگلهاي مازندران
شجاعانه با قواي سركوبگر و اشغالگر رژيم اسلامي ايران جنگيدند و نهال سرفرازي را
در زمين سر سبز جنگل كاشتند. ياد آن عزيزان همواره در دل ما مادران زنده است و
چهره هايشان در مقابل چشممان مجسم است و هرگز فراموش نخواهد شد. هر چند دلهاي مان
پر درد است ولي اميد به تداوم راهشان نيروئي در كالبد رنجور ما بوجود آورده است كه
موجب انديشيدن به هدف فرزندان عزيزمان مي شود. ما مي دانيم كه هدف آنها رهائي
انسانها بود از ستم استبداد حاكم بر كشور ما ايران كه مردم ما را در چنگال خود مي
فشرد. ما آرمان والاي عزيزانمان را ارج مي نهيم و معتقديم بايد درس شجاعت را از
آنها آموخت. چگونه مي توان شاهد اينهمه بي عدالتي بود و دم نزد؟ هر سال پنجم بهمن
ماه كه روز سالگرد قيام سربداران است خاطره ها زنده مي شوند و نور اميدي بر دل ما
مي نشيند و نيروئي دوباره مي يابيم. ندائي به گوش ما مي رسد كه بشر حياتي دوباره
خواهد يافت و بدين دليل بر حركت قدمهاي مان افزوده مي شود. گذر عمر براي امثال من
مطرح نيست و احساس مي كنم در صحنه ايم و مي بايست وظيفه اي را كه فرزندانمان بر
دوش داشتند و به ما واگذار نمودند بايد انجام شود. مادران مي بايست در حد توانشان
حركت كنند و از پاي نايستند تا نهال كاشته شده بدست فرزندانشان به بار نشيند و ثمر
دهد. چه نيكوست ديدن برگهاي تازه روئيده بر شاخه درخت اميد. مادران اميد دارند
نهال آبياري شده طراوتش را محفوظ دارد. در كنجي نشستن و تاسف خوردن حاصلي نخواهد
داشت مي بايست بپاخاست و خواستهاي عزيزان جانباخته را فرياد كرد. اكنون كه شاهد
خيزش توده هاي تحت ستم در ايران هستيم و صداي فريادشان را مي شنويم مي بايست صداي
فريادمان با صداي شان در هم آميزد و رساتر شود. ما را چه هراس؟ آنكه به هدف مقدس
رهائي انسان مي انديشد زمان را گذرا مي داند. از آناني كه دست بر دست نهادند بايد
پرسيد تا كي بايد صبر نمود؟ آيا حكومت بيست و دو سال جنايت بايد همچنان ادامه
يابد؟ البته جنگ شوم است و عواقب وخيمي دارد آيا زمانيكه دشمن خلق تفنگ بر دست
گرفته و سينه ها را نشانه مي گيرد بايد سكوت نمود تا زمان مسئله را حل كند؟ چگونه؟
آنكه به داشتن جامعه آزاد و آباد معتقد است بايد براي بدست آوردن خواستهايش حركت
كند و بهائي بپردازد مگر نه اينكه فرزندانمان چنين كردند. باري بهر جهت، گفتن ها
تا كنون اتلاف وقت بوده است: بنابراين براي ساختن جهاني نو مي بايست بپاخاست. بايد
سردمداران تبهكار رژيمهاي اسلامي و همچون آنان را بزير كشيد: "تا زنجيرهاي
بسته به دست انسانها پاره نگردد، بندها گشوده نخواهد شد." تا گلوله هاي سربي
در دست انسانهاي آگاه نباشد "ستمگران سينه ها را نشانه خواهند رفت."
اكنون با اميد به برخاستن همه انسانهاي دربند رژيم اسلامي ايران دلهاي مان مملو از
شور وشوق و دست دست اندركاران تشكيل حزب كمونيست سربداران را بگرمي مي فشاريم و
آرزوي موفقيت و پيروزي براي تان داريم.
***
www.sarbedaran.org