اساسنامه  حزب كمونيست ايران  (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

مصوبه كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

11 ارديبهشت 1380

 

فصل اول ـ برنامه عمومي 

حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست)، حزب سياسي طبقه كارگر و پيشاهنگ طبقه كارگر در ايران و بخشي لاينفك از جنبش بين المللي كمونيستي است.

حزب كمونيست ايران (م ل م) متكي به ايدئولوژي علمي ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم است و اين تئوري انقلابي را راهنماي تفكر و عمل خود قرار مي دهد.

برنامه پايه اي حزب كمونيست ايران (م ل م) عبارتست از انجام انقلاب دمكراتيك نوين تحت رهبري طبقه كارگر و گذار بلافاصله به انقلاب سوسياليستي و كمك به پيروزي انقلاب در همه كشورها و پيشروي انقلاب جهاني پرولتري. انقلاب دمكراتيك نوين، سرمايه داري بوروكراتيك و نيمه فئوداليسم را نابود و سلطه امپرياليسم را قطع مي كند. اين انقلاب، حقوق دمكراتيك پايه اي كارگران و دهقانان و توده هاي وسيع خلق، برابري زن و مرد در همه زمينه ها و همه سطوح و حق ملل در تعيين سرنوشت خويش تا سر حد جدائي را برسميت مي شناسد. انقلاب دمكراتيك نوين، ديكتاتوري دمكراتيك خلق را كه شكل مشخصي از ديكتاتوري پرولتارياست، جايگزين ديكتاتوري طبقات ارتجاعي حاكم مي كند.

هدف نهائي حزب كمونيست ايران (م ل م) محو طبقات و تحقق كمونيسم در جهان است. اين هدف، تنها از طريق همبستگي انترناسيوناليستي ميان پرولتارياي همه كشورها، عملي خواهد شد. كمونيسم فقط در مقياس جهاني و با شكست نهائي و نابودي بورژوازي و كليه طبقات استثمارگر و از ميان رفتن تمامي اشكال ستم و استثمار و تمايزات طبقاتي، تحقق خواهد يافت.

وظيفه مركزي انقلاب عبارتست از كسب قدرت سياسي از طريق قهر. سرنگوني دولت ارتجاعي و وابسته به امپرياليسم جمهوري اسلامي ايران از طريق جنگ طولاني مدت خلق متحقق مي شود. طبقه كارگر براي عملي كردن اين وظيفه، قشرها و طبقات خلقي و ملل تحت ستم و توده وسيع زنان را تحت رهبري خود متحد مي كند. دهقانان فقير و بي زمين نيروي عمده انقلاب و نزديكترين متحد طبقه كارگر هستند.

پيروزي انقلاب پرولتري در ايران و دستيابي به كمونيسم جهاني در مقياس بين المللي، مستلزم بسيج و متحد كردن توده هاست. توده ها و فقط توده ها سازندگان تاريخند. حزب كمونيست ايران (م ل م) با اتخاذ مشي توده اي، از توده ها مي آموزد و آنان را رهبري مي كند. حزب نظرات توده ها را گرد مي آورد، به تجارب مبارزه طبقاتي (و مبارزه توليدي و آزمون هاي علمي) در ايران و سراسر جهان اتكاء مي كند و با استفاده از علم انقلاب درسهاي آنرا براي انجام انقلاب پرولتري سنتز كرده، آنگاه اين ايده ها را بار ديگر بميان توده ها مي برد. علت وجودي حزب، خدمت به توده هاست تا آنان را در انجام انقلاب و تغيير جهان رهبري كند. بدون حزب انقلابي كه راه گذشتن از پيچ و خم هاي مبارزه طبقاتي را ترسيم كند، توده ها قادر به كسب پيروزي نخواهند شد. بدون يك رهبري انقلابي، مقاومت توده ها درهم شكسته شده و آنها موفق به عبور از ميان پيچ و خم ها نخواهند شد. بهمين جهت در سراسر پروسه پيشبرد مبارزه انقلابي، ساختمان و تحكيم حزب در ميان توده ها حياتي است. تا زمانيكه طبقات و مبارزه طبقاتي موجود است طبقه كارگر نيازمند حزب پيشاهنگ خويش است.

حزب كمونيست ايران (م ل م) براي سرنگوني مسلحانه دولت حاكم دست به ايجاد و رهبري ارتش توده اي خلق و جبهه متحد مي زند. شالوده جبهه متحد استراتژيك، اتحاد كارگران و دهقانان تحت رهبري طبقه كارگر است. پيشبرد انقلاب ارضي حول شعار "زمين به كشتگر" در شكل گيري اين اتحاد تعيين كننده است. ارتش توده اي خلق، مهمترين سازمان توده اي دوران انقلاب است. حزب كمونيست ايران (م ل م) در مراحل مختلف، با توجه به ضروريات پيشبرد انقلاب دست به ايجاد ائتلاف هاي طبقاتي گوناگون مي زند؛ اما در همه موارد حزب بايد استقلال ايدئولوژيك و سياسي و تشكيلاتي و نظامي خود را حفظ كند و پيگيرانه براي تقويت ديدگاه انقلابي و منافع پرولتاريا مبارزه كند.

حزب كمونيست ايران (م ل م) يكي از گردان هاي ارتش بين المللي پرولتارياست و پيشبرد مبارزه انقلابي در ايران را سهم گرفتن در پيشبرد مبارزه انقلابي پرولتارياي بين المللي مي داند. حزب مصمم است تا مسئوليت خود را در آموزش و رهبري پرولتاريا و خلق هاي ايران مطابق با اصول پايه اي انترناسيوناليسم پرولتري به انجام برساند. حزب به جامعه انقلابي بمثابه پايگاهي براي انقلاب جهاني پرولتري نگاه مي كند. حزب تلاش مي كند تا با احزاب و سازمانهاي ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست ساير كشورها متحد شده و بر سر اساسي ترين مسائل ايدئولوژيك ـ سياسي مقابل پاي پرولتاريا مبارزه كرده تا بتواند به درجه بالاتري از وضوح و اتحاد دست بيابد. حزب همچنين تلاش مي كند تا در گستره بزرگتري با نيروهائي كه در ساير كشورها عليه امپرياليسم و ارتجاع مبارزه مي كنند به اتحاد برسد.

حزب كمونيست ايران (م ل م) بمثابه يكي از اعضاي جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، در اتحاد با احزاب و سازمان هاي ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست عضو اين جنبش، مجدانه در راه تدوين مشي عمومي جنبش بين المللي كمونيستي و مبارزه براي ايجاد يك انترناسيونال كمونيستي نوين، تلاش مي كند.

در جامعه كثيرالمله ايران كه ستم ملي (شووينيسم فارس) بر ملل ديگر اعمال مي شود، مبارزه عليه اين ستم يكي از اصول مهم انترناسيوناليستي حزب است.

شالوده حزب كمونيست ايران (م ل م)، بر بستر مبارزات انقلابي عليه امپرياليسم و ارتجاع در ايران و جهان ريخته شد. مبارزاتي كه از سراسر سالهاي پاياني دهه 40 شمسي گرفته تا دوران انقلاب 13571 و دو دهه پر تلاطم 60 و 70 را در بر مي گرفت. تاريخچه اين حزب با مبارزه جهاني براي دفاع از پرچم كمونيسم و بطور كلي با گرايش بين المللي مائوئيستي مشخص مي شود. حزب كمونيست ايران (م ل م) از دل مبارزه بين المللي عليه رويزيونيست هاي شوروي كه در نيمه دهه 50 ميلادي قدرت را در آن كشور گرفته و سرمايه داري را در شوروي احياء كردند و رويزيونيست هاي چين كه در سال 1976 قدرت را در چين سوسياليستي گرفته و سرمايه داري را در آنجا احياء كردند، بيرون آمده است. اين حزب در مبارزه براي برافراشته نگاهداشتن پرچم كمونيسم در دوران رواج انحلال طلبي ايدئولوژيك پس از شكست انقلاب 57 در ايران و موج ضد كمونيسم پس از فروپاشي بلوك شرق در دهه 90 و مبارزه براي پس زدن اين موج و احياي اصول علمي كمونيسم انقلابي ريشه دارد.

و مهمتر از همه حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست) متكي بر آموزه ها و ميراث دار پيشرفته ترين تجربه تاكنوني پرولتارياي بين المللي، انقلاب كبير فرهنگي پرولتاريائي است. انقلاب فرهنگي توسط طبقه كارگر و توده هاي خلق چين در دهه 60 و تا اواسط دهه 07 ميلادي تحت رهبري مائو تسه دون صورت گرفت. اين انقلاب در انقلاب، اولين مبارزه توده اي در تاريخ سوسياليسم بود كه با هدف آگاهانه سرنگون كردن بورژوازي نوخاسته كه از درون ساختارهاي دولت پرولتري و جامعه سوسياليستي سر برون مي آورد، انجام شد. انقلاب كبير فرهنگي پرولتاريائي، بالاترين قله اي است كه پرولتارياي بين المللي تاكنون در مبارزه و پيشروي براي تحقق جامعه بي طبقه كمونيستي فتح كرده است. مائو تسه دون در جريان هدايت انقلاباتي بزرگ و بويژه انقلاب فرهنگي، علم ماركسيسم ـ لنينيسم را به مرحله سوم و كيفيتا عاليتر يعني به ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم تكامل داد.

مائوتسه دون روشن ساخت كه پس از سرنگوني طبقات حاكمه كهن و كسب قدرت سياسي توسط پرولتاريا، هنوز طبقات موجودند و تمايزات و تضادهاي مهمي در جامعه به شكل تضاد كار يدي و كار فكري، كارگر و دهقان، شهر و روستا، زن و مرد باقي مي ماند كه زمينه مادي رشد يك بورژوازي نوين در جامعه سوسياليستي است. مقر فرماندهي اين بورژوازي، درون حزب كمونيست و دولت سوسياليستي است. مائو تاكيد كرد كه سوسياليسم پايان راه نيست و طبقات و مبارزه طبقاتي در سراسر دوران سوسياليسم موجود است؛ و سوسياليسم به دليل خصلت متضادش دو راه پيش رو دارد: تكامل و پيشروي با هدف برقراري كمونيسم در جهان؛ يا عقبگرد بسوي سرمايه داري. در سراسر دوره گذار سوسياليسم تا تحقق كمونيسم جهاني، پرولتاريا و خلق تحت رهبري كمونيست هاي واقعي نه تنها بايد مصرانه در حفظ ديكتاتوري پرولتاريا بكوشند؛ بلكه بايد در تمامي عرصه ها، هم در تئوري و هم در پراتيك، عليه تلاش هاي بورژوازي كه در پي احياي سرمايه داري است، مبارزه كنند. بخشي حياتي از اين مبارزه عبارتست از انقلابي كردن خود حزب در ميانه توفان مبارزات توده اي و مبارزه ميان خط ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي و خط رويزيونيستي؛ و مبارزه ميان راه سوسياليستي و راه سرمايه داري. طي اين پروسه مداوم كه بر سر قدرت كدام طبقه (بورژوازي يا پرولتاريا)؛ و سمت و سوي جامعه (كمونيسم يا سرمايه داري) مبارزه در مي گيرد رويزيونيست ها بايد افشاء شده و قشرهاي وسيع طبقه كارگر و توده ها در مبارزه آبديده شده و آگاهي خود از تفاوت ميان ماركسيسم و رويزيونيسم را بالا برند تا ماهيت انقلابي حزب و جامعه سوسياليستي را حفظ كنند.

 

فصل دوم ـ عضويت 

بند 1:

هر پرولتر، دهقان فقير و بي زمين و بطور كلي هر فرد انقلابي، از هر مليتي كه باشد، در صورتي كه اساسنامه حزب را پذيرفته، متعهد به فعاليت در يكي از سازمان هاي حزبي، اجراي تصميمات حزب، رعايت انضباط حزب و پرداخت حق عضويت باشد، مي تواند به عضويت حزب كمونيست ايران (م ل م) در بيايد.

 

بند 2:

هر فرد بايد شخصا تقاضاي عضويت كرده و مراحل عضويت را طي كند. يا اگر يك واحد حزبي تشخيص داد كه رفيقي در سطح عضويت است اما خود تقاضا نداده، به او پيشنهاد بدهد. هر متقاضي بايد توسط دو عضو حزب، معرفي شود. واحد حزبي مربوطه، بايد حتي الامكان به نظر توده هاي درون و بيرون حزب درباره رفتار و اعمال متقاضي توجه كند. پذيرش به حزب، مسئوليتي بسيار جدي هم براي متقاضي و هم واحد مربوطه در بر دارد. پذيرش عضويت بايد در پرتو اين اهميت در واحد حزبي مربوطه مورد بحث و بررسي قرار گيرد. پذيرش تقاضاي عضويت، منوط به تائيد جلسه عمومي واحد مربوطه و تائيد كميته حزبي يك درجه بالاتر است. واحد مربوطه و ارگان بالاتر از آن بايد تقاضاي عضويت را در اسرع وقت مورد بررسي قرار داده، پذيرش يا عدم پذيرش را سريعا اطلاع دهند. 

متقاضي عضويت بايد يك دوره كانديداتوري را با كار ايدئولوژيك ـ سياسي و عملي فعال تحت رهبري يكي از واحدهاي حزبي بگذراند. دوره كانديداتوري حداكثر 6 ماه است. كانديداهاي عضويت، بايد در رابطه با فعاليت هاي عملي حزب متشكل شوند و فعاليت كنند؛ اما درگيري آنان در زندگي دروني حزب و تعيين جهت گيري هاي آن، محدود است.

 

بند 3:

اعضاي حزب كمونيست بايد:

زندگي خود را وقف انقلاب پرولتري و دستيابي به جامعه بي طبقه كمونيستي بكنند؛ و براي منافع توده هاي خلق در ايران و در جهان  فعاليت كنند. وظايفي كه حزب بر دوش آنان مي گذارد را فعالانه انجام دهند. 

فعالانه و با جديت ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم را مطالعه كرده و بكار بندند؛ رويزيونيسم و اشكال مختلف اپورتونيسم را نقد كنند؛ آماده باشند تا خلاف هر جريان ناصحيح و در هر سطح از سلسله مراتب حزب كه در تقابل با ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم بروز مي يابد، حركت كنند؛ و براي دستيابي، دفاع، بكاربست و غنا بخشيدن به خط صحيح، مبارزه كنند و در اين راه از اخراج از حزب و بريدن پيوندهاي عاطفي و غيره نهراسند.

مشي توده اي را بطور منظم در كليه فعاليت هاي خود بكار ببندند. قادر باشند با اكثريت خلق، حتي با آناني كه مرتكب اشتباه شده اما صادقانه اشتباهات خود را تصحيح كرده اند، حول منافع پايه اي پرولتاريا و خلق، متحد شوند و به تضادهاي درون خلق آنتاگونيستي برخورد نكنند.

در برابر دشمن جسور باشند؛ در انتظار شغل و مقام آسوده و كسب شهرت نباشند؛ از مشكلات مقابل پا، سركوب، ارعاب دشمن و مرگ نهراسند. آماده شركت در مبارزه مسلحانه باشند، حتي اگر شركت آنها در مبارزه مسلحانه بر حسب تقسيم كارهاي حزبي ضروري نباشد. منافع شخصي را تابع مقتضيات فعاليت انقلابي كنند. در ميان توده ها مبارزان پيشرو و ثابت قدم باشند و براي خدمت به انقلاب و بعهده گرفتن هر مسئوليتي، نه فقط در ايران بلكه در هر نقطه اي از جهان، آماده باشند. 

اسرار و اطلاعات دروني حزب را تحت هر شرايطي مجدانه حفظ كنند؛ از جمله حفظ هويت افراد درون حزب، ساختار تشكيلاتي آن و روش ها و الگوي كار آن.

در انتقاد و انتقاد از خود، جسور باشند.

انضباط حزب را قاطعانه رعايت كرده و در اجراي خط و سياست هاي حزب، پيشگام باشند.

وحدت انقلابي طبقه كارگر و انترناسيوناليسم پرولتري را محكم حفظ كرده و عليه شووينيسم ملي، ناسيوناليسم، زن ستيزي و ساير اشكال ايدئولوژي فئودالي و بورژوائي درون حزب و در ميان توده ها، مبارزه كنند. اخلاق پرولتري داشته باشند. همواره خود را از هرگونه شكلي از ستم و استثمار پاك نگاهدارند؛ با ايده ها و رفتارهاي فئودالي و بورژوائي مقابله كنند؛ از توهين و تحقير ستمديدگان پرهيز كنند. از اعتياد به مواد مخدر دوري جويند.

 

بند 4:

هر عضو حزب حق دارد:

در مورد تصميمات مهم سياسي و عملي حزب اظهار نظر كند؛ با بكاربست ماركسيسم ــ لنينيسم ــ مائوئيسم آن را مورد انتقاد قرار دهد؛ و بدين ترتيب در جهت گيري و سرنوشت حزب نقش بازي كند. در سطوح گوناگون رهبري و اعضاي حزب را مورد انتقاد قرار دهد.

سريعا در جريان كليه تصميمات مهم كنگره ها، پلنوم هاي كميته مركزي و گزارشات آن قرار بگيرد. در جريان مهمترين مسايل خطي مورد مبارزه در صفوف حزب و يا درون كميته مركزي قرار بگيرد و در آن شركت جويد.

در مورد مهمترين مسائل خطي و عملي مربوط به كل حزب به مبارزه دامن بزند؛ و نظراتش در بولتن هاي داخلي حزب انتشار يابد. با تشكل در حوزه هاي حزبي مبارزات دروني را به پيش برد. اگر تحت شرايط معيني تشكل حوزه اي امكانپذير نشد، امكاناتي فراهم شود كه در جريان مبارزات درون حزبي قرار بگيرد و در آن شركت جويد.

در صورتي كه نظراتي متفاوت از رهنمودها و تصميمات كميته حزبي خود و يا ارگان هاي بالاتر دارد، در عين رعايت انضباط حزبي، نظراتش را به سطوح بالاتر از رهبري واحد خود، منجمله كميته مركزي حزب، برساند.

در صورت تعليق عضويت و يا اخراج خود از حزب به كميته مركزي حزب اعتراض كند و خواهان رسيدگي شود.

 

بند 5:

در صورتي كه عضو حزب، از انضباط حزب تخطي كند، سازمان حزبي مربوطه در محدوده اختيارات خود و با بررسي هر مورد مشخص، اقدامات انضباطي لازم از قبيل اخطار؛ اخطار جدي؛ سلب موقعيت تشكيلاتي؛ تعليق عضويت؛ يا اخراج از حزب را اتخاذ خواهد كرد. اين تصميم بايد به سازمان حزبي بالاتر گزارش داده شود. حق عمومي عضو به درخواست تجديد نظر در اين اقدامات، محفوظ است.

زمان تعليق يك عضو حداكثر يكسال است. در اين دوره او حق راي دادن؛ انتخاب كردن و انتخاب شدن ندارد.

عضوي كه اراده انقلابيش متزلزل شده و پس از آموزش هاي مكرر و مبارزه براي اصلاح، تغيير نكند، بايد ترغيب شود كه حزب را ترك گويد. هرگاه، عضو حزب تقاضاي ترك حزب را كند، سازمان حزبي مربوطه بايد به سازمان حزبي بالاتر گزارش دهد و پس از مشورت، عضويت وي را لغو كند.

فرصت طلباني كه براي سوء استفاده مي خواهند به حزب بپيوندند، افراد اصلاح ناپذير، عناصر ضدانقلاب پرولتري و عوامل دشمن اجازه ندارند عضو حزب شوند. در صورتي كه چنين افرادي در حزب باشند، بايد از حزب اخراج شده و مجددا پذيرفته نشوند.

 

فصل سوم ـ اصول تشكيلاتي 

بند 1 : 

حزب كمونيست ايران (م ل م) يك سازمان كلكتيو است. اين موجوديت كلكتيو از طريق عملكرد جمعي واحدهاي حزب در سطوح مختلف و از طريق سلسله مراتب شناخت و فرماندهي بالا تا پائين در تمام حزب، تبارز يافته و متحقق مي شود.

 

بند 2 : 

اصل تشكيلاتي حزب كمونيست ايران (م ل م)، سانتراليسم دمكراتيك است. سانتراليسم دمكراتيك، همه جانبه ترين مباحث و مبارزات بر سر خط حزب را با منضبط ترين نحوه اعمال آن خط تركيب مي كند. طبق اين اصل، حزب كمونيست تجارب حاصله توسط مجموعه اعضايش در جنبه هاي گوناگون فعاليت انقلابي، كار توده اي، مبارزات تئوريك و بطور كلي تجارب توده هاي خلق را يكجا جمع كرده، بدرستي فشرده و سنتز مي كند و آنرا بشكل خط، سياست ها و رهنمودهاي انقلابي عملي بميان توده ها باز مي گرداند. انجام اين پروسه حزب را بعنوان يك مجموعه قادر مي كند تا خطي را تدوين كند كه حقيقت را عميقتر و همه جانبه تر منعكس مي كند. اين پروسه، درجه بالائي از وحدت اراده و عمل را در حزب بوجود آورده و كل حزب را قادر مي كند كه بطريقي منظم و سازمان يافته با دشمن بجنگد. سانتراليسم دمكراتيك اين امكان را مهيا مي كند كه حزب با توده ها پيوند برقرار كرده و آنان را در نبرد براي رهائي رهبري كند. سانتراليسم دمكراتيك، بيان سازماني مشي توده اي است. كل حزب از انضباط واحدي پيروي مي كند: فرد از تشكيلات؛ اقليت از اكثريت؛ سطوح پائينتر از سطوح بالاتر؛ كل حزب از كميته مركزي حزب؛ دبير كميته مركزي از كميته مركزي؛ كميته مركزي از كنگره حزب، تبعيت مي كنند.

 

بند 3 : 

رهبري حزب، مطابق با نيازهاي رهبري انقلاب پرولتري، توسط كنگره انتخاب مي شود. افرادي كه بعنوان رهبري انتخاب مي شوند بايد رفقائي باشند كه تعهدشان به توده ها و امر انقلابي به اثبات رسيده است، توان بالاتري را در اتخاذ و بكار بست موضع، ديدگاه و متدولوژي ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي از خود نشان داده و قادرند ديگران را به اين توانائي مسلح كنند. رهبري در حزب، يك سرمايه شخصي نبوده؛ بلكه مسئوليتي جدي در قبال حزب، انقلاب و پرولتارياي بين المللي است. تفاوت نقش ميان رهبران و افراد تحت رهبري، بيانگر تقسيم كاري است كه از مجراي آن همگي بتوانند بيشترين خدمت را به انقلاب پرولتري و مبارزه براي تحقق كمونيسم بكنند. اين تقسيم كار از اساس با تقسيم كار درون احزاب بورژوائي كه طبق آن عده اي رهبران نخبه و تعدادي بزرگ كارمندان جزء وجود دارند، تفاوت دارد. براي حل صحيح تضاد ميان رهبري و اعضاي تحت رهبري و بطور كلي تضاد ميان حزب و توده هاي وسيع، دامن زدن به بحث و جدل بر سر خط حزب حياتي است. رهبري حزب بايد كل حزب را خلاقانه با آثار كلاسيك پايه اي ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم آشنا كرده و به امر آموزش تئوري انقلابي توجه جدي مبذول دارد.

رهبري انقلابي بايد براي تضمين تداوم انقلاب تحت رهبري حزب كمونيست به پرورش و تقويت رهبري جمعي (كلكتيو)، رشد و تكامل همه جانبه صفوف انقلابيون و پرورش تعداد بيشتري از رهبران بپردازد و جانشين سازي كند. 

افراد رهبري، در همه سطوح حزب، هر يك توانائي هائي را نمايندگي مي كنند. همه آنها كاركنان فكري و عملي مبارزه انقلابي هستند. اما هيچكدام به تنهائي نمي توانند بهترين خصوصيات طبقه و خلق انقلابي را يكجا در خود جمع داشته باشند. بهمين جهت قدرت و توانائي حزب به بهترين وجه توسط كلكتيوش تبارز مي يابد. در صورت دستگيري هر يك از رهبران، وي از زنجيره شناخت حزبي جدا گشته و ديگر نمي تواند از درون زندان حزب را رهبري كند.

 

بند 4 :

حزب بر پايه اصل تمركز استراتژيك و عدم تمركز تاكتيكي عمل مي كند. به اين معنا كه خط و سياستي واحد توسط كل حزب پيش برده مي شود اما كليه سازمان هاي حزبي اين سياست واحد را با ويژگي هاي حيطه فعاليت خود تلفيق مي كنند؛ و همچنين بمعناي آنست كه يك مركز تشكيلاتي واحد و مراكز تشكيلاتي مختلف تحت رهبري آن وجود دارند. چنين كاركردي حزب را قادر مي كند تا وظايف بيشمار انقلاب را عملي كرده و پيشرفت كند. هر يك از واحدها و گروه هاي كوچك حزب داراي رهبري مختص بخود مي باشند و به سطوح مختلف ارگان هاي رهبري در رده هاي بالاتر متصلند. موجوديت كلكتيو حزب بعنوان يك كل بيش از هر جا در كميته مركزي فشرده شده و به بهترين وجهي توسط آن نمايندگي مي شود. ساختار تشكيلاتي حزب بايد مبتني بر شكل گيري كميته هاي حزبي در همه سطوح باشد. هر يك از اعضاي حزب بايد بطور متشكل و صرفنظر از تقسيم كارهاي معين، در زنجيره شناخت حزب جاي داشته باشند. 

 

بند 5 :

رهبري جمعي و مسئوليت فردي در تمامي سطوح رهبري حزبي، اعمال مي شود. رهبري مركزي بايد گزارش كار خود را منظما به كنگره ها و يا ساير نشست هاي همگاني اعضاء بدهد؛ مسئولين شاخه هاي مختلف حزب بايد منظما گزارش كار خود را به جلسات افراد تحت مسئوليت خود و ارگان بالاتر خود بدهند. رهبري مركزي و مسئولين شاخه هاي حزب بايد مستمرا به نظرات توده ها درون و بيرون حزب گوش فرا داده و روحيه انتقادي را در ميان توده ها دامن بزنند. رهبري مركزي و مسئولين شاخه هاي حزب بايد نظارت سياسي افراد تحت مسئوليت خود را بپذيرند. 

 

بند 6 :

براي پالايش حزب از خطوط و گرايشات بورژوائي، دامن زدن به مبارزه دو خط حياتي است. مبارزه دو خط درون حزب براي تكامل و شكوفائي خط صحيح و حفظ خصلت انقلابي حزب، اهميت تعيين كننده دارد. سركوب انتقاد و يا انتقام جوئي، مطلقا غيرمجاز است. ايجاد يك محيط سياسي كه در آن  سانتراليسم و دمكراسي؛ خط ايدئولوژيك ـ سياسي واحد و ابتكارات وسيع؛ انضباط و آزادي؛ وحدت اراده و عمل و راحتي خيال و شادابي، تواما موجود باشد، اساسي است. حزب در عين تشويق مبارزات دروني، وحدت خلل ناپذيري را در مقابل دشمن بوجود مي آورد. اعضاي حزب، در همه سطوح، براي اينكه بتوانند فعالانه و به شيوه درستي مبارزه دو خط درون حزب را به پيش ببرند بايد همواره از اصل "سه آري؛ سه نه" پيروي كنند. يعني: ماركسيسم را بكار ببنديد، نه رويزيونيسم را؛ وحدت ايجاد كنيد، نه تفرقه؛ رك و صريح باشيد، نه توطئه گر و دسيسه چين.

 

فصل چهارم ـ ارگانهاي مركزي 

بند1:

كنگره سراسري حزب كمونيست ايران (م ل م) بالاترين مرجع حزب است. در فاصله ميان دو كنگره، كميته مركزي منتخب كنگره، بالاترين مرجع حزب است و در برابر كنگره بعدي، مسئول است.

 

بند 2:

كنگره، هر 5 سال يكبار تشكيل خواهد شد. در شرايط خاص و با صلاحديد دو سوم اعضاي حزب، كنگره مي تواند زودتر يا ديرتر از موعد مقرر برگزار شود.

 

بند 3:

پلنوم كميته مركزي حزب، دفتر سياسي كميته مركزي و كميته دائم دفتر سياسي و دبير كميته مركزي را انتخاب مي كند و در صورت لزوم آنرا مورد بررسي مجدد و تجديد نظر قرار مي دهد. پلنوم كميته مركزي بوسيله دفتر سياسي كميته مركزي، و بطور متوسط يكبار در سال تشكيل مي شود. در غياب پلنوم كميته مركزي حزب، دفتر سياسي كميته مركزي و كميته دائم آن، عملكردهاي كميته مركزي را پيش برده و داراي اتوريته كميته مركزي هستند. تحت رهبري دبير و كميته دائم دفتر سياسي، ارگانهاي ضروري بمنظور رهبري وظايف روزمره حزب و هدايت سراسري حزب تشكيل خواهند شد. كميته مركزي، در شرايط خاص و ضروري، خود مستقيما مسئوليت هدايت فعاليت اعضاي حزب را بر عهده خواهد گرفت.

 

فصل پنجم ـ واحد هاي پايه اي حزب 

بند1:

شاخه هاي حزبي و كميته هاي تحت رهبري آن، بايد در هر حيطه اي كه حزب مشغول فعاليت است، تشكيل شوند. اين امر بمنظور رهبري سياسي پرولتاريا و ديگر توده هاي خلق براي پيشبرد وظيفه مركزي حزب و مبارزه براي تحقق برنامه حزب، ضروري است.

 

بند 2:

مسئولين شاخه هاي حزب و كميته هاي حزب، توسط اعضاي آن شاخه ها و كميته ها و با توجه به نظر رهبري انتخاب مي شوند و اين امر هر دو سال يكبار مورد بررسي مجدد و در صورت نياز مورد تجديد نظر قرار ميگيرد. در شرايط خاص ممكن است اين بررسي و تجديد نظر زودتر يا ديرتر از موعد مقرر صورت پذيرد.

 

بند 3:

وظايف عمده واحدهاي پايه اي حزب عبارتند از:

رهبري اعضاء و هواداران حزب، در مطالعه و آموزش و بكاربست فعالانه ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم؛ نقد و مبارزه همه جانبه عليه رويزيونيسم و هر شكلي از اپورتونيسم.

آموزش اعضاء و هواداران حزب در مورد خط ايدئولوژيك ـ سياسي حزب و هدايت آنان در مبارزه متحدانه و دوشادوش توده ها و بمثابه پيشاهنگ آنان عليه دشمنان طبقاتي.

بحث و بررسي جمعي سياست هاي حزب، اجراي سياست هاي حزب، اجراي تصميمات حزبي، اجراي هر وظيفه اي كه از جانب حزب به آنان محول مي شود و ترازبندي وظايف انجام شده.

حفظ پيوند تنگاتنگ با توده ها؛ اتخاذ مشي توده اي آموختن از نظرات توده ها و رهبري آنان، براه انداختن مبارزه ايدئولوژيك فعال و در نتيجه نيرومند نگاه داشتن زندگي حزب.

پذيرش اعضاي جديد، تقويت انضباط حزبي و تحكيم و گسترش واحدهاي حزبي؛ پيشبرد انتقاد و انتقاد از خود بمنظور حفظ خصلت پرولتري حزب.

 

www.sarbedaran.org