حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م ل م ) شماره 24 شهريور 1384

 

 

خيزش دلاورانه خلق کرد

 

جنبش کردستان و مسائل استراتژيک انقلاب پرولتري در ايران

 

خطاب به جوانان کردستان

 

منطقه امن در کردستان ايران؟

 

گزيده اي از مقاله " بيگانه با انقلاب"نقدي بر نظرات "حزب كمونيست كارگري ايران"

 

گزارش يکي از رفقاي شرکت کننده در سمينار زندانيان سياسي در شهر کلن - آلمان

 

جنايت بزرگ و حماسه هاي مقاومت

سينه سرخان اوين

 

گزيده اي از مقاله آمريکا ، سرزمين دموکراسي و ديکتاتوري

 

"غير خودي ها" در ستايش گنجي

 

كي مي رود ز خاطر خون روان ياران!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خيزش دلاورانه خلق کرد

 

بدنبال قتل سبعانه شوانه سيد قادري در 18 تير ماه امسال موجي از اعتراض و مبارزه، سراسر کردستان را در بر گرفت. اين شورشها تداوم مبارزاتي است که خلق کرد از دوره سلطنت پهلوي و از روز قدرت گيري رژيم جمهوري اسلامي، در راه حق تعيين سرنوشت در پيش گرفته است. در اعتراضات اخير تا کنون بيش از 25 تن جانباخته، صدها نفر مجروح و بيش از هزار نفر دستگير شده اند. چند تن از دستگير شدگان در زير شکنجه جان باخته اند. عده اي از فعالين جنبش کارگري و زنان و روشنفکران کرد بخاطر دفاع از مبارزات مردم دستگير شده اند. اکثر شهرهاي کردستان در اشغال نيروهاي سرکوبگر رژيم قرار گرفته اند. در کوي و برزن مزدوران رژيم تجمعات مردم را مورد يورش قرار مي دهند.

26 سال از زماني که خميني جلاد به خلق کرد اعلان جنگ داد و به کردستان لشکر کشي کرد مي گذرد. از آنزمان تا کنون سرکوب خلق کرد يکي از دغدغه هاي حکام اسلامي بوده است . بمباران و قتل عام هاي دست جمعي، کوچ اجباري، تخليه روستاهاي مرزي ، تبعيد و اعدام و شکنجه و زندان و اشغال نظامي ارمغان رژيم جمهوري اسلامي براي مردم کردستان بوده است. ايران، تحت سلطنت پهلوي زندان ملل بود و تحت رژيم جمهوري اسلامي زندان ملل است. انقلاب 57 تبديل به ضد انقلاب جمهوري اسلامي شد و اين جنبه از زندگي اجتماعي نيز مانند بقيه وجوه آن دست نخورده باقي ماند. اما هر جا ستم است مقاومت هم هست. و عليرغم اين سبعيت ها، خلق کرد مبارزات جانانه وقهرمانانه اي را عليه دشمنان قسم خورده اش به پيش برده است.

 

مبارزات اخير و واکنش ها

    مبارزات اخير مردم کردستان، با جواب خشونت بار رژيم جمهوري اسلامي مواجه شد. مقامات رژيم با فرستادن نيرويهاي نظامي اعلان کردند پاسخي جز سرکوب ندارند. فردي به نام سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي کشور، براي روحيه دادن به مزدوران جنايتکارش به کردستان آمد و گفت :« با حضور قاطعانه نيروي انتظامي، همکاري با اداره اطلاعات، سپاه، بسيج و مردم در شهرهاي جنوب آذربايجان غربي و کردستان بر اوضاع مسلط هستيم»! وي به سبک همه مرتجعين، شوانه را "يک شرور" خواند و گفت سرچشمه اين اعتراضات و مبارزات در "خارج از کشور" و در نتيجه "تحريکات عوامل خارجي" است. اين ياوه گو حضور وسيع مردم کردستان را به هزار تا دو هزار نفر تقليل داد و گفت دامنه اعتراضات "کوچک" بود. از سوي ديگر موسوي لاري وزير کشور دولت خاتمي پس از گذشت چند هفته از حوادث کردستان، عمل نيروهاي سرکوبگرش را تاييد کرد. ملا حسني فاشيست و قاتل کشتار روستاهاي قارنا و قلاتان و عامل جنگ  نقده اعلان کرد، « براي دفع اشرار من خودم کفن پوشيده و پيشاپيش به جنگ اشرار و ضد انقلاب ميروم ».

     در اين ميان "اصلاح طلبان" کرد که مجموعه اي از سرکوبگران نظامي و امنيتي سابق مي باشند، که امروز به هيئت روزنامه نگار در آمده اند، با انعکاس محدود مبارزات مردم زبونانه از مرکز خواستند که براي آرام کردن اوضاع روشهاي ديگري اتخاذ کند.

     مبارزات خلق کرد، مرکز نشينان ملي – مذهبي را نيز به واکنش وا داشت. جرياناتي همچون نهضت آزادي و رهبر مرتجعش ابراهيم يزدي اعلان خطر کرد و گفت، براي رفع"فتنه" کردستان بايد تدارک ديد! هاشم صباغيان، يکي ديگر از اين مرتجعين ملي- مذهبي گفت:"اين مشکلات را ناشي از مردم کرد نمي دانم، بلکه معتقدم تحرکات بيگانگان در آن دخيل است."

     از سوي ديگر سلطنت طلبان، که جمهوري اسلامي سياستهاي آنان را ادامه داده است، اين سرکوب را بطور ضمني تائيد کردند. در يکي دو سال گذشته اينان از زبان داريوش همايون همواره  تذکر داده اند که "کردها بايد حد خود را نگهدارند"! به اين پس مانده هاي تاريخ بايد گفت، خلق کرد "حد و مرز" هائي را که رژيم شاه و بعد رژيم جمهوري اسلامي برايش تعيين کردند هميشه با شورش مسلحانه درهم شکسته است و در آينده هم همينطور خواهد بود.

     در اين ميان موضع جريانات ضد انقلابي همچون سازمان فدائيان اکثريت که بيشتر از "دوم خردادي ها" براي گنجي سينه زني مي کنند، قابل توجه مي باشد. اينان، در قبال مبارزات خلق کرد و سرکوب آنان توسط نيروهاي سرکوبگر رژيم سکوت کردند و حتا با گفتن ياوه هائي مانند اينکه "ما مخالف سوزاندن اموال دولتي هستيم" مبارزات مردم را تخطئه نمودند.

     در واکنش به مبارزات اخير مردم در کردستان، صف دوست ودشمن تا حدودي بروشني ترسيم شد. تماميت جمهوري اسلامي اعم از اين يا آن جناح متحدانه از اقدامات نظامي حمايت کردند، ملي مذهبي ها که رفقاي روزهاي تنگ جمهوري اسلامي اند بر طبل شوونيسم فارس خود کوبيدند و مبارزه مردم را "فتنه" خواندند، نيروهاي مرتجع اپوزيسيون از سلطنت طلب تا اکثريتي نيز ماهيت خود را نشان دادند. نيروهاي کمونيست و آزاديخواه با اشتياق به مبارزات اخير توده هاي مردم کردستان خوشامد گفتند. ده ها تشکل صنفي کارگري در کردستان و ديگر نقاط به دفاع از خواستهاي مردم برخاستند. اعتصاب سراسري که به ابتکار کومله (سازمان حزب کمونيست ايران) و اتحاد صف گسترده اي از جنبش چپ فراخوانده شد با پيروزي و موفقيت عملي شد. کمونيستهاي نقاط مختلف کشورضمن دفاع از اين مبارزات  تلاش ميکنند توده هاي تحت ستم و استثمار در ساير نقاط ايران را به اين آگاهي برسانند که مبارزه خلق کرد بخشي از مبارزه تمام ستمديدگان ايران عليه رژيم جمهوري اسلامي و مولفه مهمي از اين مبارزه همگاني است. آنان تجربيات انقلابي خود را در اختيار نسل نويني که در مبارزه عليه دشمن  وارد صحنه سياسي شده اند قرار داده و مي کوشند دامنه اين مبارزات را گسترش دهند.

    اما اين مبارزات و مبارزات عادلانه ديگري که امروز در اقصي نقاط کشور در جريان اند بايد به مسيري افتند که به عمر ننگين جمهوري اسلامي خاتمه بخشيده و روند انقلاب دموکراتيک نوين و سوسياليستي را تسريع کنند. شک نيست که خلق کرد با داشتن يک تاريخچه غني مبارزات سياسي و مسلحانه انقلابي مي تواند نقش مهمي در اين روند بازي کند. پرولتارياي انقلابي در کردستان بايد با درک درست از جوهر طبقاتي مسئله ملي و ترسيم دورنمائي که به مراتب وسيع تر از چشم انداز غالب بر جنبش کردستان است و با پيش گرفتن يک استراتژي سياسي و نظامي صحيح، توان عظيم نهفته در اين خلق ستمديده را براي تحقق انقلاب پرولتري، شکوفا کند. مبارزاتي که تا کنون در کردستان عليه ستم ملي پيش رفته، ضربات سختي بر دول بورژوا ملاکان ايران وارد آورده اما نتوانسته مسئله ملي را حل کند. خيزشهاي قدرتمند و همچنين شکستهاي تلخي که خلق کرد در گذشته تجربه کرده ، اشتياق شديدي را براي جذب سياستها و ايدئولوژي واقعا رهائي بخش در ميان توده ها بيدار کرده است . در تارک سياست و ايدئولوژي واقعا رهائي بخش اين حقيقت غيرقابل انکار نقش بسته است که حل نهائي مسئله ملي وابسته به پيروزي انقلاب دموکراتيک نوين و سوسياليستي به رهبري پرولتارياي چند مليتي ايران است.

 

 

 

 

 

 

  جنبش کردستان و مسائل استراتژيک انقلاب پرولتري در ايران

 

  مبارزات توده اي جسورانه در کردستان عليه جمهوري اسلامي به مردم سراسر کشور اميد مي دهد. کردستان يک بار ديگر وعده مي دهد که رژيم جمهوري اسلامي، آنچه را کاشته، برداشت خواهد کرد. نتيجه  ستمکاري ها و سرکوبهاي بي وقفه جمهوري اسلامي، انرژي شورشگري زحمتکشان اين خطه را بيشتر کرده است. کردستان، مي تواند يکبار ديگر پرچمدار الهام بخش مبارزات پرولتاريا و خلقهاي ايران با جمهوري اسلامي، شود.

      صحنه سياسي  کردستان پيچيده تر از هر زمان ديگر است. نقشه هاي امپرياليستي آمريکا در خاورميانه، کردستان را به يکي از مراکز کشمکش هاي سياسي بين المللي تبديل کرده است. جنبش خلق کرد، از يک طرف با رژيم جمهوري اسلامي روبروست و از طرف ديگر، در مجاورت خود، با يکي از خونخوارترين قدرت هاي امپرياليستي  که در نقش دايه مهربانتر از مادر به ميدان آمده تا کينه عميق و عادلانه خلق کرد از جمهوري اسلامي را به راه دلخواه خود سوق دهد. 

     در چنين صحنه پيچيده و پر تضادي است که کمونيستها بايد وظايفشان را انجام دهند. آنها نبايد فقط سختي ها را ببينند. بلکه بايد توجه کنند که در دل همين شرايط سخت و پيچيده، پتانسيلها و امکانات بزرگي در حال شکل گرفتن است و بايد از اين پتانسيل ها و امکانات براي رشد و گسترش جنبش کمونيستي در کردستان، استفاده کرد. کمونيستها بايد ميان مبارزات خلق کرد و مبارزات سراسري براي سرنگوني جمهوري اسلامي، پيوندهاي محکم برقرار کنند. آنها بايد به تله هاي سياسي و ايدئولوژيک که بر سر راه  مبارزات خلق کرد گذاشته شده است، توجه خاص کنند تا بتوانند کشتي مبارزات خلق کرد را  به سلامت از ميان پيچ و خم ها، عبور دهند. آنها بايد اين مبارزات را با هدف تقويت انقلاب پرولتري در ايران و سراسر خاورميانه، به طرف جلو هدايت کنند. کسب چنين قابليتي تنها بعهده کمونيستهاي کردستان نبوده بلکه  کار و کوشش تمام جنبش کمونيستي  ايران را طلب مي کند. کل جنبش کمونيستي بايد همت کند تا کردستان به يک پايگاه سرخ کمونيستي تبديل شود و به پرولتاريا و خلقهاي خاورميانه پيام بفرستد که آينده روشن همه ما در گرو سرنگون کردن دول مرتجع اين منطقه و بيرون کردن امپرياليستها و ايجاد يک خاورميانه بزرگ سوسياليستي است.

 

کردستان را به منــطـقه سياسي پيشرو تبديل کنيم

     جنبش کردستان عراق به دنبالچه طرح هاي امپرياليسم آمريکا تبديل شد. در جنبش کردستان ايران بايد هشيارانه با رشد چنين گرايشي مقابله کرد. نتايج تلخ روندي که بر جنبش کردستان عراق حاکم شد در مقابل چشمان همه است: مردم کردستان عراق، پس از آنهمه مبارزه و فداکاري که زبانزد خلقهاي خاورميانه بود، صاحب حکومتي شده اند که در فساد و دزدي مانند جمهوري اسلامي و شيخ و شاه هاي خليج است، به همکاري و دوستي با مرتجعين ترين و خونخوارترين و عقب افتاده ترين نيروهاي عراق و خاورميانه و جهان مباهات مي کند و به قيمت در قدرت ماندن، حاکميت قوانين قرون وسطائي شريعت را رسما قبول مي کند. کارنامه اقتصادي حاکميت 15 ساله احزاب کردستان عراق (از زماني که اداره "منطقه امن" را بعهده گرفتند و صاحب درآمدهاي گمرکات و بخشي از درآمد نفت عراق شدند) نيز اسف انگيز است. قبل از اين،  4000 روستاي کردستان بدست صدام حسين نابود شده بود. در مدت 15 سال حکومت اينان، بسياري از روستاهاي ديگر نيز خالي از سکنه و ويران شده اند. کشاورزي کردستان عراق نه تنها احياء نشده بلکه قادر به تامين مواد غذائي اهالي کردستان نيز نيست در حاليکه زماني به "انبار غله عراق" معروف بود. کشاورزان کردستان قادر به رقابت با محصولات خارجي که بازار را پر کرده، نيستند. حکومت منطقه اي کردستان، نيازي به صنايع هم ندارد زيرا  کردستان را به مرکز ارائه خدمات نظامي و امنيتي به امپرياليسم آمريکا تبديل کرده و رانت اين خدمات را دريافت مي کند. در نتيجه، به جاي ايجاد شغل در کشاورزي و صنعت، در بخش پليس و انواع و اقسام گاردهاي ملي و محلي و مرزي و غيره شغل سازي مي شود. روابط اجتماعي ستمگرانه مانند بي حقوقي مفرط زنان نه تنها ريشه کن نشده بلکه با رشد نيروهاي اسلامي بنيادگرا جاني تازه يافته است.

     عده اي از مردم کردستان ايران به واقعيت کردستان عراق و روابط اقتصادي و اجتماعي که محصول حکومت کردي به رهبري جلال طالباني و بارزاني است، پي برده اند و فهميده اند که اين آن جامعه اي نيست که آرزويش را در سر مي پرورانند؛ و مي دانند که نبايد ساليان دراز مبارزات سخت و

فداکاريهاي خود را بخاطر دست يافتن به جامعه اي با اين مشخصات، بحساب آمريکا بريزند. براي اين عده، ماهيت امپرياليسم آمريکا روشن است و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستند از درگاه  اين قدرت خونريز و قلدر، آزادي طلب کنند.  اما عده زيادي از مردم کردستان، هنوز به چنين درکي نرسيده اند. بخصوص آنکه سازمان کومله زحمتکشان و حزب دموکرات کردستان، سخت مي کوشند تا به سبک و سياق رهبران کردستان عراق، هر گونه اميد به حل مسئله ملي از طريق انقلاب دموکراتيک نوين و ايجاد يک جامعه سوسياليستي را از بين ببرند و بلند