حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م ل م ) شماره 23 تير 1384

 

انتخابات

 

 

آشغال ها!

 

 

حکومت ولايت فقيه در آمريکا!

 

 

ازبکستان:"دمکراسی" به سبک  جورج بوش

 

 

جانبازی هايشان انقلاب پرولتری را به ثمر خواهد رساند!

 

 

اينبار هم كوه بود و گلوله بود و چادر

 

 

چان چون چيائو رهبر برجسته مائوئيست

 

 

گزيده هائی از:

 

 

نپال:ارتش رهائيبخش خلق چهار حمله هماهنگ را پيش ميبرد

 

 

مبارزه مسلحانه و جنبش کارگری:

 

 

نظري در مورد کتاب پرنده نو پرواز

 

 

 

انتخابات

پرسشها و پاسخها

 

 

 

به مشاركت مردم در انتخابات بطور كلي و در اين انتخابات بطور خاص چگونه بايد نگريست؟

 

ماركس در مورد انتخابات در نظام طبقاتي گفت: هر چند سال يكبار استثمار شوندگان اجازه مي يابند كه از ميان استثمارگران خود يكي را انتخاب كنند!

    هر چند اين انتخابات توسط بخش بزرگي از مردم بطور فعال تحريم شد اما اين گفته ماركس را بطور گسترده بايد در ميان مردم تبليغ كرد زيرا نهاد انتخابات هنوز به اندازه كافي افشا نشده است. توده هاي مردم بايد بدانند كه جوهر انتخابات در نظام هاي ارتجاعي همين است و بس. هر چند وقت يكبار كارگران و دهقانان و زنان و جوانان به پاي صندوق هاي راي رفته و از ميان مهره هاي نظام حاكم يكي را  بعنوان مجري سركوب سياسي  و اقتصادي و فرهنگي انتخاب مي كنند. اين واقعيت در رابطه با دمكراتيك ترين كشورهاي سرمايه داري مانند اروپا و آمريكا نيز صادق است. جمهوري اسلامي كه جاي خود دارد. نقش انتخابات در رابطه با توده هاي مردم آنست كه آنان را به دام ماشين حاكميت ارتجاعي و دستگاه سياسي آن مي كشاند. مردم را از لحاظ سياسي منفعل مي كند و دخالت مردم در سياست را اينگونه تعريف مي كند كه مردم بطور فردي  به تائيد اين يا آن مرتجع بپردازند. ارتجاع حاكم از طريق برگزاري انتخابات اين توهم را در ميان توده هاي مردم مي آفريند كه گويا مردم در امور دولتي دخالت دارند و بر برنامه ها و عملكرد آن تاثير مي گذارند. حفظ اين توهمات براي جمهوري اسلامي بسيار مهم است. در واقع رژيم از اين طريق افق و انتظارات مردم را به چارچوبه نظام مي دوزد.

     در انتخابات اخير نيز هيئت حاكمه جمهوري اسلامي به مردم  گفت بيائيد و از ميان سركوبگران خود يكي را براي  مدت 4 سال انتخاب كنيد. وقتي مردم عادت به اين كار مي كنند در واقع به وجود كل نظام عادت مي كنند و با وجود آنكه مي دانند اين  نظام بر غارت و چپاول و فساد و شكنجه و زندان و سركوب استوار است اما چون به آن عادت كرده اند باز هم پاي صندوق هاي راي مي روند، با اين اميد كه شايد اين بار فرق كند. درست مانند دخيل بستن و دعا كردن است. اين بزرگترين تاثير ايدئولوژيك فرآيند به اصطلاح "مشاركت سياسي" در جمهوري اسلامي است.

     جمهوري اسلامي بر خلاف رژيم شاه موفق شد علاوه بر استفاده از سركوب نظامي -  امنيتي و تحميق مذهبي، نهاد انتخابات را  تبديل به يك وسيله موثر در مهار حركت هاي سياسي مردم كند. جمهوري اسلامي براي استفاده كامل از اين تله و ابزار سياسي، بطور جدي طرح و نقشه مي ريزد و در اين زمينه بسيار با برنامه و آگاهانه عمل مي كند. بخصوص پروژه دوم خرداد ابعاد استفاده از اين اهرم تحميق و تخدير را گسترش داد و تله انتخاباتي را تبديل به يك وسيله  موثر در دامن زدن به سردرگمي سياسي در ميان توده هاي مردم و آچمز كردن مخالفين سياسي نااستوار جمهوري اسلامي كرد بطوريكه حتا موفق شد بخشي از مخالفين سابق خود را از طريق در گير كردن آنان در بازي مشمئز كننده  "انتخاب ميان بد و بدتر" به همكاري و همراهي با رژيم بكشاند و در انظار بين المللي نيز براي خود مشروعيت بخرد.

     پس از رسوا شدن اصلاح طلبان‎‎ حكومتي (دوم خردادي ها) درصد شركت مردم در بازي هاي انتخاباتي جمهوري اسلامي افت بزرگي كرد. در انتخابات اخير نيز طبق آمار خود رژيم 40 درصد مردم در انتخابات شركت نكردند. اين رقم البته رقم بسيار مهمي است. بخصوص آنكه اين 40 درصد در شرايطي در اين انتخابات شركت نكردند كه رژيم با تمام قوا به ميدان آمد تا مردم را پاي صندوق ها بكشاند. پول هاي سرسام آور هزينه شد و وعده هاي دروغين و  حيرت انگيز داده شد و تمام امكانات تبليغاتي و سازماني دولت بسيج شد تا اين هدف تحقق يابد. هدف عمده رژيم از اين انتخابات همين يك مسئله بود. براي همين كانديداهاي انتخابات علاوه بر اينكه رقيب يكديگر بودند، براي تحقق اين هدف مشترك تقسيم كار بسيار منظمي نيز كرده بودند. اين تقسيم كار تا بدان حد بود كه هر يك از كانديداها قشر معيني از مردم را خطاب قرار مي دادند و شعارهاي باب طبع قشر معيني را طرح كرده و هر يك سعي مي كردند بر تعصبات و ترسهاي قشر معيني سوار شوند. با اين وجود بخش بزرگي از مردم بخصوص بخشي از مردمي كه در جريان دوم خرداد 76 پاي صندوق هاي راي رفته بودند اين انتخابات را تحريم كردند. تحريم در ميان زنان و جوانان برجسته بود. بويژه دانشجويان  آگاهانه اين انتخابات را تحريم كردند و تلاشهائي نيز براي فراگير كردن تحريم  سازمان دادند. اين جنبه بسيار مثبت اين انتخابات در مقايسه با انتخاباتهاي قبلي بود. اين مسئله بسيار حائز اهميت است و توجه داشته باشيم كه اين بخش از جامعه بطور مداوم زير بمباران تبليغاتي رژيم و روشنفكران متزلزل بود. اين بخش عليرغم پراكندگي و سازمان نيافتگي در مقابل اين فشارها تا  آخر مقاومت كرد و دست از سياست تحريم نكشيد.

    افشاگري هاي زيادي در مورد اين انتخابات شده است. به درستي گفته شده كه احمدي نژاد به ضرب تهديد و ارعاب مردم توسط نيروهاي بسيج و پاسدار و خريدن راي، رئيس جمهور شد. تقلبات اين بار بسيار عريان بود بطوري كه هلي كوپترهاي رژيم به دهات رفته و از روستائيان  در ازاي پول يا مواد غذائي راي جمع آوري مي كردند. يا شناسنامه هاي تقلبي ميان  بسيجيان پخش شده بود كه چند بار راي دهند. با اين وجود، تعداد كساني كه در انتخابات مجلس هفتم و يا حتا در دور اول راي ندادند ولي اين بار تحت تاثير تبليغات عوامفريبانه انتخاباتي پاي صندوق هاي راي رفتند و نيز تعداد كساني كه به رفسنجاني براي" نه" گفتن به احمدي نژاد يا به احمدي نژاد براي" نه" گفتن به رفسنجاني راي دادند كم نبود. اين مسئله نشان مي دهد كه روي گرداني خودبخودي مردم از صندوق هاي راي كافي نيست بلكه توده هاي مردم بايد در مورد نقش انتخابات در تحكيم نظام استثمار و ستم آگاهي سياسي پيدا كنند. بارها شده كه مردم از صندوقهاي راي روي بر گردانند اما تا زماني كه توده هاي مردم به آگاهي سياسي در مورد ماهيت و كاركرد دولت حاكم دست پيدا نكنند و تا زماني كه تحت رهبري يك حزب انقلابي چشم انداز تغيير و تحول را در سرنگوني اين دولت جستجو نكنند، همواره رژيم مي تواند آنان را به بازي انتخابات يا انتخاب ميان بد و بدتر بكشاند. مشاركت انتخاباتي يك  برنامه و يك ايدئولوژي و ابزاري است كه از طرف هيئت حاكمه بكار گرفته مي شود تا براي حاكميت خود مشروعيت و ثبات كسب كند. به همين جهت يكي از وظايف خدشه ناپذير نيروهاي  آگاه اعم از سازمانهاي چپ و انقلابي و روشنفكران مردمي ضد رژيم همواره و بدون استثناء اين است كه پروسه هاي انتخاباتي و طرح هاي فريبكارانه  رژيم را در ميان مردم منفرد كرده و عقيم بگذارند. اين بخشي از مبارزه سياسي عليه رژيم است. رژيم  اين مضحكه انتخاباتي  را براي مسخ كردن مخالفتهاي سياسي راه مي اندازد. به انتخابات فقط بايد بصورت فرصتي نگريست براي منفرد كردن هر چه بيشتر رژيم در ميان مردم، ارتقا  افق مردم به سطح خواست سرنگوني تمام عيار آن، خواستن يك نظام كاملا متفاوت از هر آنچه كه تا كنون بوده است. تحريم آگاهانه و سازمان يافته انتخابات و پروسه مشاركت انتخاباتي يكي از راه هاي مهم بالا بردن سطح آگاهي سياسي انقلابي توده هاي مردم است.

 

آيا كانديداهاي مختلف برنامه هاي مختلفي را نمايندگي مي كردند؟ رقابت هاي ميان آنان واقعا بر سر چيست؟

در اين انتخابات كانديداها به افشاگري هاي زيادي از يكديگر پرداختند.  ميليون ها سي دي و كاست به منظور تخريب ديگری در  ميان مردم پخش كردند. جناح هاي مختلف حكومت  با اين كار، از يك طرف مي خواستند بر تنور انتخابات بدمند و به مردم القا كنند كه يك اختلاف ماهوي ميان كانديداها موجود است و از سوي ديگر، واقعا مي خواستند يكديگر را خراب كنند زيرا تضادهاي دروني شان بسيار حاد شده است. لازم است  اين دو طرف مسئله را بيشتر باز كنيم.

     تبليغات احمدي نژاد در مورد سرمايه دار بودن رفسنجاني و " مستضعف" بودن خودش و تبليغات رفسنجاني در مورد فاشيست بودن احمدي نژاد و دموكرات بودن خودش (!) اوج رذالت همگي اينها را نشان داد. اينان جملگي اقتصاد ايران را مانند ملك طلق پدري  ميان خود تقسيم كرده اند و همه شان كارنامه هاي غير قابل انكار در استقرار و استحكام رژيم فاشيستي بينادگراي مذهبي دارند. تا بدانجا كه به تضادها و رقابتهاي درون طبقه حاكمه مربوط مي شود بايد گفت كه آنان تضادهاي درون خود را  نه از طريق انتخابات بلكه از طريق ساز و كارهاي ديگر حل و فصل مي كنند. اما، در همان حال، ظاهرا اين طور نشان مي دهند كه گويا تضادهاي درون خود را دارند در مقابل  ديدگان مردم «علني » مي كنند و مي خواهند از طريق انتخابات و راي مردم اين دعواها را حل و فصل كنند. اين ظاهر دروغين مرتبا بازسازي شده و حفظ مي شود.   

     اين به معناي آن نيست كه درون هيئت حاكمه جمهوري اسلامي تضاد و انشقاق نيست. اتفاقا تضاد و انشقاق دروني شان بسيار حاد است. اما هيچ يك از اين جناح ها به انتخابات بعنوان مجراي حل اين تضادها نمي نگرند و اين انتخابات نيز از اين امر مستثني نبود. اتفاقا چون دعواهاي دروني شان قبل از انتخابات حل نشده بود و نتوانسته بودند به برنامه واحدي در مورد حفظ حاكميتشان برسند، اين انتخابات تضادهايشان را حادتر كرد.

     مهمترين اختلاف درون هيئت حاكمه جمهوري اسلامي كه اتحاد آنان را بطور جدي بهم زده و صفوفشان را ازهم گسيخته كرده مسئله رابطه با آمريكاست. اينها تا آخرين لحظات انتخابات نتوانستند با دولت آمريكا به توافق برسند. در نتيجه در ميان خود نيز نتوانستند به توافق برسند و بر آن پايه مناسبات درون هيئت حاكمه را مجددا تعريف كنند. همين نشان مي دهد كه مناسبات دروني و صف بندي هاي دروني اين رژيم تا چه اندازه وابسته به مراكز قدرت بين المللي است. در واقع مناسبات ميان جناح هاي مختلف جمهوري اسلامي نه فقط در پشت پرده داخلي و توسط ساز و كارهائي غير از انتخابات تعيين مي شود بلكه حتا در داخل ايران تعيين نمي شود و وابسته به ساز و كارهاي پشت پرده بين المللي است.

     گفته مي شود آمريكا پيشنهاداتي را به رژيم جمهوري اسلامي داد كه دو جناح محافظه كاران (يعني باند رفسنجاني و باند خامنه اي) نتوانستند بر سر آن به توافق برسند. بيرون آمدن احمدي نژاد از درون صندوق هاي راي در واقع بازتاب آن بود كه اين مشكل را نتوانستند حل كنند. آشفتگي اينان در جريان انتخابات در واقع به اين مسئله بر مي گشت و نه به برنامه هاي متفاوتشان در مورد آزادي هاي سياسي يا عدالت اقتصادي آنطور كه عوامفريبانه ادعا مي كردند. كشمكش هاي درون اين مرتجعين مربوط به فاكتورهاي سياسي بزرگ منطقه اي و جهاني است. بند ناف اينان بسته به قدرتهاي امپرياليستي است و بدون آن ها حتا يكروز هم بر سر قدرت نمي توانند بمانند. در اين انتخابات نيز سردمداران جمهوري اسلامي تا آخرين لحظات در انتظار آن بودند كه قدرت هاي اروپائي و آمريكائي و روسيه بر سر ايران به توافق برسند تا اين نوكران نيز بتوانند ميان خود به تعيين تكليف برسند. رقابت بين احمدي نژاد و رفسنجاني در واقع بيان اين بود كه هيئت حاكمه جمهوري اسلامي منتظر عكس العملهاي آمريكا بود. اينكه چه مذاكرات پشت پرده اي جريان داشت هنوز كاملا آشكار نشده است. به نظر مي رسد سران رژيم  بر پايه اين عكس العمل دو راه  پيش خود گذاشته بودند:

اگر آمريكا مايل به مذاكره و دست شستن از سياست تغيير رژيم باشد، رفسنجاني به عنوان قدرتمندترين مرد حاكميت براي حل و فصل مسائل با آمريكا سر كار بيايد.

اگر آمريكا كماكان روي سياست تغيير رژيم پافشاري كند، آدمي مثل احمدي نژاد بر سر كار بيايد. اينطور كه به نظر مي رسد آمريكائي ها مايل به تغيير سياست خود نبودند از همين رو در بحبوبه  اين كشمكشها قرعه به نام احمدي نژاد افتاد.

      در چارچوب اوضاع جديد درجهان و منطقه خاورميانه، تاريخ مصرف جمهوري اسلامي براي آمريكا بسر آمده و خواهان حذف برخي از باندهاي رژيم از حاكميت است. در اين شرايط‏، جناح هاي مختلف جمهوري اسلامي بر سر اينكه بالاخره كداميك از باندهاي حكومت بايد تضعيف يا بكلي حذف شوند به جان يكديگر افتاده اند.

     حادتر شدن رقابتهاي قدرتهاي امپرياليستي آمريكا و اروپا و روسيه بر سر ايران، انشقاق و بحران درون هيئت حاكمه جمهوري اسلامي را تشديد مي كند. سرنوشت اين تبهكاران اسلامي را آن تبهكاران جهاني بايد تعيين كنند. و آن دزدان بين المللي نيز بر سر ايران و سهم خود از خوان يغماي ايران به توافق نمي رسند. در چارچوب چنين وضعي، ابراز رضايت سريع روسيه از نتيجه انتخابات ايران  و حمايت رئيس جمهوري فرانسه از نقش سياسي روسيه در ايران بسيار معني دار بود. امروزه صف و صف كشي هاي درون جمهوري اسلامي را مسائل كلان سياسي جهان تعيين مي كند. بدون درك اين مسئله نمي توان ماهيت واقعي كشمكش هاي آنان را درك كرد.

     انشقاق ها و تضادهاي درون هيئت حاكمه حادتر خواهد شد. اما نه بخاطر آنكه كانديداهاي ديگر احساس مي كنند احمدي نژاد با تقلب و دغلبازي هاي باند خامنه اي رئيس جمهور شده است. بلكه بخاطر آنكه هر باندي عليه باند ديگر مشغول توطئه است و مي خواهد آن ديگري را قرباني و قدرت خود را حفظ كند. در اين ميان بعيد نيست باندهائي كه قرعه حذف به نامشان افتاده، دست به تبليغات پوپوليستي مانند دفاع از استقلال ملي و  حمايت از مستضعفان و غيره هم بزنند. ايران چهار راه تضادهاي جهاني شده و همين مسئله صحنه سياست را پيچيده تر مي كند.

چرا با وجود رسوا شدن پروژه دوم خرداد باز هم بخشهائي از مردم در اين انتخابات شركت كردند؟

     اولا، بخش بزرگي از راي دهندگان پايه و خدمه رژيم مي باشند. مشخصا نيروهاي نظامي رژيم و خانواده هايشان بالغ بر چند ميليون نفرند. ثانيا، هر دولتي  هميشه مي تواند بخشي از مردم را پاي صندوق هاي راي بكشد. اين كار براي كساني كه حكومت مي كنند و امكانات مادي و تبليغاتي را در انحصار دارند و مهمتر از همه اينكه داراي دستگاه سركوب هستند، چندان دشوار نيست. ولي فاكتور ديگري هم در اين انتخابات عمل كرد.

     اين انتخابات نشان داد كه هنوز زهر دوم خرداد از تن مردم ما كاملا بيرون نرفته است. درست است كه پروژه امنيتي - سياسي دو خرداد شكست خورد و طشت رسوائي آن از بام ها افتاد اما اثرات ايدئولوژيك آن يعني ايدئولوژي «انتخاب ميان بد و بدتر» باقي مانده است. طرح دوم خرداد بخشهاي وسيعي از مردم را گيج و متوهم كرد و بخشي از نيروهاي بينابيني اپوزيسيون و روشنفكران مترقي را به همكاري با بخشي از حكومت كشاند. آن كاري كه كشتارها و شكنجه هاي رژيم نتوانسته بود بكند گلوله هاي شكر آلود دوم خرداد انجام داد. جريان دوم خرداد نه «نه بزرگ» به رهبر بود و نه غليان جنبش آزاديخواهي مردم.  جريان دوم خرداد موفقيت جمهوري اسلامي در طراحي و اجراي يك اتحاد طبقاتي ارتجاعي بود: اتحاد ميان بخشي از طبقات مياني جامعه  از طريق سخنگويان روشنفكر و سياسي آن با رژيم . اين طرحي بود كه در عالي ترين رده هاي حكومت طراحي شد تا مشكل انفراد رژيم را حل كند و براي آن مشروعيت و ثبات موقت بخرد. اين طرح افشا شد و قلابي و جعلي بودن شاهزاده هاي اصلاح طلب درباري آشكار شد. اما زهر ايدئولوژيك اين طرح ماند و هنوز اثرات خود را نشان مي دهد. بلي با صراحت بايد گفت كه دوم خرداد يك پيروزي براي رژيم جمهوري اسلامي بود و يك شكست براي جنبش ضد رژيمي. هورا كشيدن براي آن انعكاس يك ايدئولوژي تسليم طلبانه و خسته از تلاش براي انقلاب بود. تا زماني كه اين ايدئولوژي  شكست نخورد، در اشكال جديد سربلند خواهد كرد. آن سازمان هاي سياسي اپوزيسيون و روشنفكراني كه در دوم خرداد 76 به مديحه سرائي براي خاتمي پرداختند اين بار  انتخابات را تحريم كردند. اما اين تحريم را گويا از سر خجالت كرده بودند زيرا پس از انتخاب احمدي نژاد فرياد وامصيبتا سر دادند كه ”اي واي صداي پاي فاشيسم مي  آيد“. اينان هنوز هم باور نكرده اند كه انتخابات در اين نظام براي آن است كه مردم هر چند سال يك بار از ميان دژخيمان يكي را انتخاب كنند. اينان هنوز باور نكرده اند كه رژيمهاي ارتجاعي