تا زمانی كه جمهوری اسلامی پا برجاست

خونریزی از پیكر مردم ادامه خواهد یافت!

 

بار دیگر جمهوری اسلامی دست به جنايت زد. دو تن از زندانیان سیاسی اعدام شدند. جلادان رژیم، علی صارمی زندانی سیاسی دهه شصت را به جرم همراهی با مجاهدین و علی اكبر سیادت را به جرم جاسوسی برای دولت اسراییل در سحرگاه هفتم دی ماه به دار آویختند.

اتهام به جرائم واهی همواره از شگردهای كثیف جمهوری اسلامی برای سركوب مردم بوده و هست. هدف این اعدامها چیزی جز ارعاب مردم نیست. جنایتكاران حاكم هر بار بر مبنای ملاحظات سیاسی و امنیتی خود بخشی از جامعه را نشانه می گیرند. برای ارعاب توده های تحتانی هفته ای نیست كه چند نفر را تحت عناوین مختلف اعدام نكنند. در 29 آذر، 11 جوان بلوچ را در زاهدان اعدام كردند. برای ارعاب مردم كردستان داس مرگ را به حركت در آورده و  سعي كردند حكم اعدام حبیب الله لطیفی را به اجرا در آورند. خوشبختانه با مبارزه شورانگیز مردم سنندج عقب نشستند.

هیچیك از این اعدامها نشانه قدرت گردانندگان این نظام خون آشام نیست. این اعدامها نشانه ضعف و استیصال شان است. جمهوری اسلامی در چنبره تضادها و مشكلات لاینحل خود گیر كرده و بر سر و روی مردم چنگ می اندازد. سران سیاسی امنیتی جمهوری اسلامی بهتر از هر كسی می دانند كه در چه شرایط شكننده ای بسر می برند و هر آن می توانند با فروپاشی و سقوط  روبرو شوند یا همچون سال گذشته با خشم توفنده مردم مواجه شوند، بویژه در زماني كه تحت عنوان «هدفمند كردن رایانه ها» می خواهند سخت ترین ریاضت كشی را بر كل جامعه اعمال كنند.

آنان با اینگونه اعدامها نشان دادند كه انتخاب خود را كرده اند؛ برای حفظ قدرت خود حاضرند به هر اقدام كثیف و جنایتكارانه ای دست یازند. 

سئوال این است آیا مردم ما نیز انتخاب خود را كرده اند؟ آیا دریافته اند كه بدون مبارزه ای قاطعانه و سازش ناپذیر نمی توانند این رژیم را به عقب رانند؟ بدون نبردی از جان و آگاهی مایه گرفته قادر به سرنگونی این حكومت قرون وسطایی نیستند؟ آیا دریافته اند كه می توان با تكیه به نیروی خود و استقلال از هر قدرت ارتجاعی داخلی و خارجی مبارزه خود را به پیش برند؟ و هرگونه توهم را نسبت به جناحی از سركوبگران كه از قدرت رانده شده اند و امروزه خواب «دوران طلایی خمینی» را می بینند، بدور اندازند. نسبت به كسانی كه ید طولایی در سركوب مردم به اتهام «محاربه، جاسوس،منافق، مفسد فی الارض و كمونیست» داشته اند.

نظام جمهوری اسلامی  بر پایه خونریزی گسترده از پیكر مردم ساخته و پرداخته شد. اعدام و جنايت در ذات این نظام است. فقط با  انقلاب است كه می توان اين ماشين دهشت را از كار انداخت و به حساب هر قطره خونی كه رژيم از پیكر خلق جاری كرده رسیدگی كرد.  تنها با مقاومت آگاهانه و سازمانیافته و پیشبرد مبارزه بر مبنای سرنگونی كلیت این نظام جهنمی است كه می توان دشمن را به عقب راند. لیست محكومین به اعدام در نظام جمهوری اسلامی پایانی ندارد. هر آن امكان به دار آويختن مبارزین دیگری نيز هست. وقت تنگ است! باید مبارزه قدرتمند و سراسری را برای حفظ جان فرزندان خود سازمان دهیم. به هر طریق ممكن و در هر مكانی باید این جنایتهای زبونانه را افشا كنیم و مردم را میدان آوریم.

در شرایط كنونی، خارج از كشور می تواند نقش مهمی در برانگیختن مردم ایران و جهان علیه این اعدامها ایفا كند. صحنه های پرشور و رزمنده ای كه در اعتراض به اعدام فرزاد كمانگر صورت گرفت نشانه ظرفیت قدرتمندی است كه میان مبارزان خارج از كشور موجود است. باید آن اتحاد و همبستگی را دوباره به میدان آورد و اعتراضات گسترده تری را سازمان داد.

خطاب ما بطور مشخص به آن دسته از جوانان مبارزی است كه طی یكسال گذشته مجبور به ترك كشور شده اند، آنان می توانند و باید در پیشاپیش این اعتراضات قرار گیرند و زمین و زمان را برای دفاع از جان بهترین فرزندان مردم بهم ریزند.

 

گرامی باد خاطره زندانیان جانباخته!

مرگ بر جمهوری اسلامی!

 

 

حزب كمونیست ایران (ماركسیست – لنینیست – مائوئیست)

هشتم دیماه 1389

 

آدرس تارنماwww.sarbedaran.org

آدرس پستیpostfach 900211, 51112 koln, Germany

پست الكترونیكیHaghighat@sarbedaran.org