آواز روشن دانشگاه

به مناسبت 16 آذر روز دانشجو

 

 

شانزده آذر دوباره سر مي­زند به دانشگاهي كه هنوز زير چكمه سرمايه و دين و مردسالاري است؛

در روزهايي كه آواز نوحه و ستايش مرگ از منبر ايدئولوژي ارتجاعي به آسمان بلند است؛

در تماشاخانه عوامفريبي و توطئه كه حاكمان را وامي­دارد براي حل و فصل رقابت­هاي دروني و يا خروج از وضع بين­المللي نامساعدي كه گرفتارش شده­اند امروز از ديوار سفارت بالا بروند و به بحران­سازي رو بياورند و فردا زبونانه از اربابان امپرياليست عذرخواهي كنند.

 

شانزده آذر از راه مي­رسد، در كشوري كه مزد گوركن از ارزش جان آدمي بيشتر است و دانشجوياني مانند آزاده­ عطاالهي­ (از دانشگاه آزاد ورامين)، آمنه زنگنه­ (از دانشگاه پلي­تكنيك)، ميترا رضايي (از دانشگاه علم و صنعت) و ديگران قرباني بي­توجهي و بي­تفاوتي و بي­كفايتي مقامات دست­نشانده دولت در دانشگاه­ها مي­شوند و در سوانح دلخراش جان مي­بازند.

 

شانزده آذري ديگر، در گير و دار حراست و گيت بازرسي و تفكيك جنسيتي، در روزهاي تذكر و تهديد و فيلمبرداري و تعليق و اخراج، در روزهاي خفقان­آوري كه نيروهاي امنيتي و بسيجي را تحت نام دانشجو و براي سركوب آزادي در محيط­هاي آموزشي مستقر كرده­اند؛

در نخستين رويارويي­ها و خطر كردن­هاي سال اولي­ها، با شور و جراتي كه هر سال با خود به دانشگاه مي آورند؛ با نخستين نافرماني­ها و فريادهاي اعتراض، با نخستين جرقه­هاي آگاهي، با اشتياق به شناخت ريشه­هاي درد و راه رهايي، با احساس درد مشترك و تقسيم آنچه ياد گرفته­ايم به شكل شبنامه و اعلاميه و نشريه و چت و كامنت با ديگران، با تلاش براي دور زدن فيلترينگ و سرعت بخشيدن به مبارزه براي خنثي كردن سرعت پايين اينترنت.

 

شانزده آذري ديگر، نماد مبارزه دانشجوياني كه امروز به بهانه­هاي مختلف زبان به اعتراض مي­گشايند و اعتراض­شان به سرعت رنگ و بوي سياسي به خود مي­گيرد. همان­ها كه افزايش هزينه خوابگاه، كيفيت پايين يا قيمت بالاي غذا، و اختلال در اينترنت مي­تواند بهانه آغاز­ تجمع و تحصن­شان شود. همان­ها كه خواسته­هاي صنفي­شان با كوچك­ترين عكس­العمل نيروهاي امنيتي و سركوبگر به شعارهاي سياسي تبديل مي­شود. همان­ها كه آتش خشم­شان با فشارهاي تحقيرآميزي كه تحت عنوان سياست تفكيك جنسيتي بر  دختران دانشجو وارد مي­شود برانگيخته مي­شود و بذر اعتراض ادامه دار را در خاك اين جنبش مي­كارد. همان­ها كه با اعتراض به جداسازي سرويس اياب و ذهاب، درهاي ورودي، سالن غذاخوري.... و ايجاد دانشگاه­هاي تك­جنسيتي، تدابير جمهوري اسلامي براي تحكيم سلطه سياسي و ايدئولوژيك و امنيتي­اش  بر دانشگاه و كل جامعه را به زير سوال مي­كشند.

     

شانزده آذر از راه مي­رسد، در دوره­اي كه جنبش دانشجويي شرايطي متفاوت از چند سال پيش دارد. و صحنه از نسل گذشته فعالان چپ جنبش خالي­ست. و آنان كه هر شانزده آذر پرچم­هاي سرخ را به اهتزاز در مي­آوردند و شعارهاي سياسي راديكال را به گوش جامعه مي­رساندند جاي خود را به نسل جوان­تر داده­اند بي آنكه تئوري انقلابي و تجربه مبارزاتي و راه و رسم تشكل­سازي را در سوراخ سنبه­هاي دانشگاه برايش جاسازي كرده باشند؛ 

در روزهايي كه دانشگاه­ به هر شكل ممكن مقاومت مي كند. و جنبش دانشجويي ايران اگرچه محدودتر و پراكنده­تر از سال­هاي پيش است، اما تك­جوش­هاي مهر و آبان و آذر در زنجان و مازندران و شهركرد و ورامين و يزد و پلي تكنيك و خواجه نصير و علم و صنعت نشان مي­دهد كه هنوز قلب اين جنبش مي­تپد و تداوم دارد.

اين جنبشي است كه به ناگزير تضادهاي اجتماعي و سياست­هاي طبقاتي گوناگون را در خود بازتاب مي­دهد و عرصه جدال راديكاليسم و انقلابي­گري با اصلاح­طلبي و مسالمت­جويي است ـ گاه آشكار و گاه پنهان؛

جنبشي تاثيرگذار كه نگاه بسياري از مردم به آن دوخته شده است، جنبشي خطرناك از ديد دستگاه ارتجاعي حاكم كه به كمك ”بسيج دانشجويي“ كمر به مهار و سركوبش بسته است، جنبشي كه هميشه يك منبع مهم براي تامين نيروهاي فعال و رزمنده سياسي بوده و ”سبزهاي“ مغضوب حكومتي نيز از طريق نهادهايي مانند ”دفتر تحكيم وحدت“ براي سوار شدن بر آن دندان تيز كرده­اند.

 

اين جنبشي است كه كمونيست­هاي انقلابي هميشه از آن نيروي تازه­نفس گرفته­اند و براي هدايت­اش در راستاي اهداف انقلاب ريشه­اي اجتماعي و براي راديكال كردن شعارهايش تلاش كرده­اند. كوشيده­اند تا اين جنبش، قدرت سياسي حاكم و ستم­هاي طبقاتي و جنسيتي و ملي و مذهبي را نشانه بگيرد. از صحن دانشگاه و محدوده خواسته­هاي دانشجويي و آموزشي فراتر برود. به دنبال پيوند و اتحاد با توده­هاي كارگر و زحمتكش و زنان آزاديخواه و روشنفكران نوانديش و ملل ستمديده عليه طبقه حاكمه و نظام جهاني سرمايه داري امپرياليستي باشد. خرافه­هاي ناسيوناليستي و برتري­جويانه ملي را كنار بزند و انترناسيوناليست شود. پرچم نوانديشي و علم را برافرازد و احكام ضدعلمي و ارزش­هاي كهنه مذهبي و تخدير عرفاني را نقد كند و به چالش بگيرد.

 

شانزدهم آذر در مي­كوبد تا تاكيدي دوباره باشد بر اين اهداف و جهت­گيري­ها بر متن اين اوضاع. تاكيدي دوباره باشد بر ضرورت جبران عقب­ماندگي­ها، بر ضرورت انجام كارهايي كه زمينه­ساز تحول و تشكل انقلابي جنبش دانشجويي شود و در درجه اول آگاهي كمونيستي را به صورت يك هسته متشكل و منسجم از دانشجويان پيشرو انقلابي به يك نيروي مادي در بطن جنبش دانشجويي تبديل كند. آگاهي به ضرورت انقلاب سوسياليستي و مبارزه براي آرمان كمونيسم جهاني؛ آگاهي به ضرورت رهبري حزب پيشاهنگ؛ آگاهي به ضرورت قهر انقلابي براي كسب قدرت سياسي؛ آگاهي به نقش تاريخ­ساز توده­ها.

 

گرامي باد شانزده آذر روز دانشجو!

سرنگون باد رژيم جمهوري اسلامي!

مرگ بر ارتجاع! مرگ بر امپرياليسم!

زنده باد انقلاب! زنده باد كمونيسم!

 

حزب كمونيست ايران (ماركسيست _ لنينيست _ مائوئيست)

آذر  1390