در پس نزاع ترکیه و پ کا کا

 

به دنبال کشته شدن 12 سرباز ارتش ترکیه بدست چریکهای پ کا کا، ارتش ترکیه در روز 28 اکتبر هشت هزار سرباز و چندین هلیکوپتر نظامی به تونجلی ( در شرق ترکیه) گسیل داشت تا علیه  پ کا کا وارد عملیات نظامی شوند. صد هزار سرباز ارتش ترکیه، مسلح به تانک و سلاح های سنگین، در نوار مرزی ترکیه و عراق مستقر هستند. ترکیه از دولت عراق و آمریکا خواسته است که بساط سازمان پ کا کا را در کردستان عراق بر چینند و تهدید کرده است که در غیر اینصورت ارتش ترکیه راسا اقدام کرده و وارد خاک عراق خواهد شد. آمریکا،  ضمن "تروریست" خواندن پ کا کا، ترکیه را از این عمل برحذر داشته و متقابلا  خواستار آن شده که "مسئلهء پ کا کا" را از طریق مذاکره با "رهبران حکومت منطقه ای کردستان عراق" به ریاست بارزانی، حل کند. اما ترکیه این پیشنهاد را رد نموده و حاضر نیست این دولت منطقه ای را برسمیت بشناسد. طی مذاکرات فشرده ای که در دو هفته گذشته میان آمریکا و ترکیه جریان داشت کم کم روشن شد که درگیری های پ کا کا و  ارتش ترکیه ظاهر ماجراست و در پس پرده، تنش های ناشی از حدت یابی تضادهای منطقه نهفته است. آمریکا به اضطرار در پی حل مسئله ایران است. دولت بوش تا قبل از خاتمه دوره ریاست جمهوری اش می خواهد گام هایی جدی در این رابطه بر دارد و  ارتش یک میلیون نفری ترکیه را یکی از راه حل های مهم برای حل برخی از مشکلات و موانع خود می داند.

 

 

                                                                 ************

هر چند این بحران بر متن تضاد میان دولت ترکیه و پ کا کا گشوده می شود اما اساسا بازتاب شکننده بودن اوضاع خاورمیانه و سرعت گرفتن هرج و مرج سیاسی و نظامی در این منطقه است.  در سراسر خاورمیانه (از لبنان و افغانستان تا ایران و ترکیه و عراق) در دیوارهائی که مستحکم و تزلزل ناپذیر بنظر می آمدند شکاف های غیر قابل ترمیمی ایجاد شده است. اتحادها، رژیم ها و مرزهائی که چندین دهه بخشی از نظم منطقه ای وجهانی بودند، زیر فشار نقشه های جنگی آمریکا برای بازسازی خونین نظم خاورمیانه و جهان، در حال شکاف و تغییر می باشد. تنش های حاصل از این روند، گسل های موجود در ساختار سیاسی و اقتصادی این منطقه را برجسته نموده است. ساختار حاکم بر خاورمیانه (دولتها، مرزها، اتحادهای سیاسی و نظامی منطقه ای، تقسیم کارهای اقتصادی، ستم گری ملی، میزان نفوذ و چگونگی نفوذ هر قدرت امپریالیستی و غیره) در دوره پس از جنگ جهانی اول و خصوصا در دوره پس از جنگ دوم شکل گرفت. تشدید تضادهای نظام جهانی سرمایه داری که بطور فشرده در منطقه خاورمیانه بازتاب می یابد، همه اینها را بحرانی و امروز در معرض از هم گسیختگی قرار داده است. خاورمیانه در آستانه هرج و مرجی در مقیاس بزرگ و عمومی است و همه دولتها و نیروهای سیاسی را  بالاجبار به گرداب خود می کشد.

 

دولت ترکیه و پ کا کا* از این امر مستثنی نیستند. جنبه عمده بحران ترکیه این نیست که دولت آن کشور یا پ کا کا چه می کنند و چه می خواهند.  جنبه عمده تشدید تضادهای خاورمیانه و جهان است و تضادی که در مقطع فعلی هدایت کننده این اوضاع می باشد تضاد میان آمریکا و ایران است.

 

کردستان و تنش میان آمریکا و ترکیه

 

امتناع ترکیه از برسمیت شناختن دولت منطقه ای کردستان عراق و تهدید نظامی غیر مستقیم آن، در روابط میان آمریکا و ترکیه تنش هائی را بوجود آورده است. این در حالیست که دولت ترکیه، یکی از مهمترین متحدین آمریکا در خاورمیانه است و اکثر نقل و انتقالات هوائی آمریکا به درون عراق، از طریق ترکیه و با استفاده از پایگاه های نظامی اش در اینجیرلیک انجام می شود. ترکیه از دست آمریکا عصبانی است زیرا هنگامی که آمریکا عراق را به اشغال در آورد به ترکیه اطمینان داد که یک دولت کرد در منطقه برقرار نخواهد شد. اما اوضاع عراق آنگونه که آمریکا پیش بینی می کرد پیش نرفت و آمریکا مجبور شد بیش از آنچه که فکر می کرد به متحدین خود در کردستان عراق تکیه کند.

 

ستمگری ملی علیه کردها جزئی از موجودیت دولت ترکیه است. جمهوری کمالیستی ترکیه اتحاد و انسجام خود را از کشتار ارمنی ها و اعمال ستم  بر ملت کرد، تامین کرده است. از زمان ایجاد دولت منطقه ای کردستان در عراق، دولت ترکیه با آن مخالفت نموده و در کردستان عراق دست به سازماندهی ترکمن ها که آنها هم یک ملت تحت ستم هستند زده است تا برایش به مثابه پایگاهی در عراق عمل کنند. پس از تشکیل دولت منطقه ای کردستان عراق، پ کا کا این منطقه  را تبدیل به مرکز فعالیت خود کرد. این موضوع همواره از موارد اختلاف میان دولت ترکیه و دولت منطقه ای کردستان عراق بوده است. با این اوصاف باید گفت جنگ طلبی های اخیر دولت ترکیه، نه مستقیم به مسئله پ کا کا مربوط است و نه به اختلافاتش با دولت منطقه ای کردستان عراق.  البته تمام این تضادها موجودند اما اکنون این تضادها تحت تاثیر تضادهای بزرگتر جهانی و منطقه ای، بخصوص احتمال حمله آمریکا به ایران، در حال شکل عوض کردن هستند.

 

ایران و تنش میان آمریکا و ترکیه

 

کمی پیش از آغاز دومین جنگ عراق، هیئت حاکمه ترکیه به این نتیجه رسید که نمی تواند بازیگر مهمی در جنگ آمریکا برای اشغال عراق و پیشبرد طرح های "خاورمیانه بزرگ" باشد. شکاف های درون هیئت حاکمه ترکیه، وضعیت اقتصادی شکننده، رابطهء ترکیه با اتحادیه اروپا، و مهمتر از همه امکان براه افتادن یک حرکت توده ای انقلابی در ضدیت با  جنگ، مانع از آن بود که دولت ترکیه بتواند بعنوان یک متحد با ثبات در جنگ علیه عراق و اشغال آن شرکت کند. دولت ترکیه از یکسو نتوانست اتحاد نظامی و سیاسی اسرائیل- ترکیه را که تحت سرپرستی امپریالیسم آمریکا برقرار شده بود، فعال کند. و از سوی دیگر در منزوی کردن ایران و سوریه نیز نقش مهمی بازی نکرد. در شرایطی که آمریکا زیر فشار ضروریات جنگی که در خاورمیانه براه انداخته و اضطرار حل مسئله ایران است، نیازمند فعال کردن همه متحدین خود در منطقه است و در این میان بخصوص به ارتش یک میلیونی ترکیه نیاز دارد.

 

 افزایش فشار اجبارات منطقه ای، ترکیه را وادار نمود که در سیاست گذشته خود بازبینی کند زیرا برای حفظ موجودیت  خود باید در اوضاع پرتلاطم خاورمیانه و جنگی که آمریکا براه انداخته نقش ایفاء کند.  در چند ماه گذشته، آمریکا این فشارها را به طرق مختلف به ترکیه یادآوری کرده است. برای نمونه ، می توان به تصمیم گیری و تصویب قطعنامه  کنگره آمریکا در ماه مهر(اکتبر) امسال و محکوم نمودن ترکیه به خاطر نسل کشی ارامنه، اشاره کرد. این اقدام عصبانیت شدید دولت ترکیه را برانگیخت بطوریکه تهدید کرد در صورت تصویب قطعنامهء یاد شده رابطه خود را با آمریکا قطع خواهد کرد.  حمایت عملی از پ کا کا یکی دیگر از روش های آمریکا برای یادآوری الزامات دولت ترکیه است.

 

علاوه بر فشار اجبارات، ترکیه همچنین احساس می کند نسبت به گذشته در موقعیت با ثبات تری برای جوابگوئی به این ضروریات قرار دارد. در نتیجه، در حال عوض کردن سیاست پیشین خود بوده و به اصطلاح  می خواهد " صدائی" در وقایع خاورمیانه باشد و اجازه بلند پروازی و پروار شدن به آرزوهای منطقه ای خود بدهد.

 

بر متن این تنش ها و تغییرات هیئت حاکمه ترکیه،  به شدت به ایدئولوژی ناسیونالیستی ترک در میان توده های مردم دامن زده است. رسانه های جمعی ترک، پرچم پوسیده نژاد پرستی ضد کردی را بلند کرده اند. آنان مصاحبه های جگرسوز با خانواده های سربازان کشته شده ترتیب می دهند و به احساسات قرون وسطائی و جاهلانهء قومی علیه "کردها" می دمند. ارتش ترکیه، تشیع جنازه سربازانش را تبدیل به تظاهرات های سیاسی  کرده و جو ارعاب و وحشت علیه کردها براه انداخته است. به سبک و سیاق حزب الله در جمهوری اسلامی،  صف های طویلی از زنان "داوطلب جنگ علیه تروریسم" در مقابل پادگان های ارتش تشکیل داده اند. هر کس که با این جو عوامفریبی و دروغ مخالفت می کند فورا برچسب "خائن" می خورد. دولت ترکیه، ناسیونالیسم ضد کردی را با شعارهای ضد آمریکائی نیز ترکیب کرده است تا این ایدئولوژی ناسیونالیستی را برای طیف وسیع تری "قابل قبول" کند. ترکیبی که توده های ناآگاه را بیشبر مساعد ورود به جنگ های ارتجاعی می کند.

 

آیا آمریکا به کردها خیانت خواهد کرد؟

 

در جواب به این سوال باید گفت طبق شواهد تاریخی چنین خیانتی محتمل است. برای آمریکا، همه چیز تابع ایجاد هرج و مرج بزرگ در خاورمیانه برای تحقق نقشهء "خاورمیانه بزرگ" (یا سلطه با ثبات و بی رقیب در خاورمیانه) است. در این بازی بزرگ، آمریکا  برای نقشه های خاورمیانه ای خود هم  به "کردها" (طبقات بورژوا فئودال کردستان و احزاب و ارتش های وابسته به این طبقات) و هم به دولت ترکیه به عنوان مهره های فعال نیاز مبرم دارد.

 

 سابرینا تاورنیس، خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز، می نویسد:  «این وضع آمریکا را در موقعیت مشکلی قرار داده است... آمریکا مجبور است میان دو متحد مورد اعتماد خود یکی را انتخاب کند. ترکیه، عضو ناتو است و سرزمینش راه ترانزیت آمریکا برای حمل و نقل هوائی به عراق است. و کردها نزدیکترین شرکای آمریکا می باشند.» 

 

با توجه به وضعیت کنونی آمریکا در عراق باید گفت که آمریکا دست از بازی با "کارت کرد" نخواهد کشید. هر چند دولت ترکیه یکی از متحدین نزدیک آمریکا و عضو ناتوست  اما دولت منطقه ای کردستان عراق نیز محکم ترین متحد آمریکا در عراق است. بعلاوه، پ کا کا نیز خود را متعهد به نقشه های آمریکا در خاورمیانه کرده است و در اتحاد با پروژه های آمریکا شاخهء ایرانی خود به نام پژاک را بوجود آورده است که  در چارچوب طرح های آمریکا دست به عملیات نظامی علیه نیروهای جمهوری اسلامی می زند و در میان مردم کردستان ایران  به نفع آمریکا تبلیغ کرده و برای تجاوز نظامی آمریکا به ایران پایه جمع می کند. در ضمن اهرم فشاری است روی احزاب کرد ایرانی (مانند حزب دموکرات و کومله) که در چارچوب طرح های آمریکا فعال تر شوند.

 

آمریکا با توجه به نیازهای خود، از دولت ترکیه می خواهد که نخست، واقعیت کردی در عراق را قبول کند. دوم، در چارچوب طرح های آمریکا (نه در چارچوب از بین بردن پ کا کا) وارد عراق شود و "مسئولیت" بگیرد. حتا گفته می شود  آمریکا به ترکیه پیشنهاد داده است جای سربازان آمریکائی را در مرزهای عراق با ایران بگیرد و هنگامی که آمریکا بخشی از سربازانش را از بغداد بیرون می کشد، جای آنها را پر کند.

 

 تا امروز ترکیه دولت منطقه ای کردستان عراق را برسمیت نشناخته و مسعود بارزانی (رئیس دولت منطقه ای کردستان عراق) نیز همکاری با دولت ترکیه را منوط به این کرده که دولت ترکیه، دولت منطقه ای کردستان عراق را برسمیت بشناسد.

 

در هر حال محور بحران اخیر ترکیه، بستر بده بستان های میان آمریکا و ترکیه برای تعیین جایگاه و نقش آتی ترکیه در هرج و مرج خاورمیانه است. در صورتی که دولت ترکیه حاضر به قبول این نقش باشد، آمریکا شاید به ارتش ترکیه اجازهء سرکوب پ کا کا را هم بدهد. اما آمریکا در مقابل دولت ترکیه طرح دست زدن به "رفرم"های کیفیتا بیشتر برای ادغام بورژوای کرد در ساختار دولت ترکیه را گذاشته است. قبول این طرح برای دولت ترکیه ساده نیست و رد آن نیز مشکل است. زیرا از یکسو، انکار موجودیت کردها، یکی از سنگ بناهای دولت کمالیستی ترکیه است. از سوی دیگر، این نیز یکی دیگر از گسل های ساختاری منطقه است و حفظ آن برای دولت ترکیه به مثابه یک دولت ارتجاعی وابسته به امپریالیسم نه تنها کارآئی گذشته را ندارد بلکه بحران آفرین است.

 

اوجلان بارها همین مسئله را به دولت ترکیه یادآوری کرده و بارها به دولتمردان ترکیه پیام داده است که:"بیائید در اتحاد با یکدیگر ترکیه را تبدیل به قدرت مسلط در خاورمیانه کنیم"! با درگیری ها اخیر، پ کا کا یک بار دیگر بعنوان یک عامل مهم در ترکیه مطرح شد.

 

دولت منطقه ای کردستان عراق و پ کا کا و دولت ترکیه

 

روسای حکومت کردستان عراق مایلند پ کا کا توسط ارتش ترکیه سرکوب شود اما بشرطی که ترکیه دولت منطقه کردستان عراق را برسمیت بشناسد. اینها نیازهای آمریکا را درک می کنند و حتا حاضرند قبول کنند که ارتش ترکیه، کردستان عراق را برای "سرکوب پ کا کا" و در واقع برای فعال شدن در رابطه با تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران، اشغال کند اما "تضمین" می خواهند که پس از جنگ، ارتش ترکیه از کردستان عراق خارج شود. صلاح مهتدی که سخنگوی غیر رسمی و از مشاوران بسیار نزدیک جلال طالبانی است چنین می گوید، « ... اگر ترکیه تنها به سرکوب پ کا کا در مناطق معینی در کردستان اکتفا بکند، کردهای عراق چندان بیمناک نخواهند بود. ولی ترس بزرگ این است که ترکیه با این نیروی بزرگ یکصد هزار نفری که آماده کرده است، دیگر مثل قبرس حاضر نباشد کردستان عراق را ترک بکند و بخواهد یک منطقه ی خودمختار برای ترکمن های وابسته به خودش درست بکند و کرکوک نفت خیز را به نوعی تحت الحمایه خودش قرار بدهد. ... اگر ترکیه بخواهد به متحد آمریکا در سرکوب جمهوری اسلامی تبدیل بشود، شاید آمریکا بتواند گام های بزرگی بردارد و به همین جهت کردهای عراق اکنون از آمریکا می خواهند ضمانت هائی بدهد. نه برای حمله نکردن، بلکه برای بیرون رفتن سربازان ترک در موعد معین از مناطق خاک کردستان عراق. و این چیزی است که الان محل داد و ستد و گفت و گوست، میان حکومت کردستان عراق، اتحادیه میهنی، آقای جلال طالبانی، آقای مسعود بارزانی با دولت آمریکا.» (پ کا کا و بازی قدرت در منطقه: مصاحبه دویچه وله با صلاح الدین مهتدی، 29 اکتبر - در سایت بروسکه تاریخ )

 

وی با تاکید بر اینکه رهبران کردستان عراق مخالف سرکوب پ کا کا توسط ارتش ترکیه نیستند، می گوید: «کردهای عراق می خواهند این مشکل از کردستان عراق رخت بر بندد و بهر نوعی که امکان پذیر باشد این مسئله به مسئله ی داخلی خود ترکیه تبدیل بشود، نه به مسئله ای در ماورای مرز و در داخل کردستان عراق. کردهای عراق مایل هستند یا مایل خواهند بود در هر نوع ترتیبات سه جانبه ای که یکسوی آن آمریکا، یکسوی ترکیه و یکسوی عراق باشد شرکت و همکاری کنند، ولی شوونیسم در افکار عمومی ترک و بر رهبران و سردمداران و خصوصا بر نظامیان ترک مانع از این هست که با رهبران کرد عراق اساسا وارد مذاکره بشوند.» (همانجا)

 

به عبارت دیگر رهبران کردستان عراق حاضرند به ورود ارتش ترکیه به کردستان عراق رضایت دهند بشرطی که در منافع کوتاه مدت و درازمدت حکومت کردی تضمین شود. در چند سال گذشته، با نابود کردن اقتصاد بومی کردستان عراق و وابسته کردن آن به دلارهای جنگی آمریکا و واردات گسترده از ترکیه، رهبران کردستان عراق وابستگی اقتصادی  به ترکیه را تضمین کرده اند.

 

 هدف آمریکا در این ماجرا، منزوی کردن ایران، و محول کردن یک نقش فعال به ترکیه در تهدیدات نظامی علیه ایران است. آمریکا به یک نیروی  منطقه ای نیاز دارد که آماده  گرفتن نقش های جاه طلبانه در خاورمیانه، باشد. آمریکا می خواهد با حل برخی تضادها، ترکیه را آماده ایفای چنین نقشی کند. در صورتی که ترکیه این ترتیبات پیشنهادی آمریکا را بپذیرد، جلال طالبانی به مردم کردستان عراق خواهد گفت که ترکیه کشور دوست است و ارتش آن می تواند از میهمان نوازی کردی بهره مند شود. اگر آمریکا به ترتیبات دلخواهش با ترکیه برسد، می تواند خیلی از ضعفهایش را در حل مسئله ایران برطرف کند. اما این مسیر نیز مانند تمام مسیرهای دیگر خاورمیانه پر سنگلاخ است و لزوما "شسته و رفته" پیش نخواهد رفت.

 

خلاصه کنیم: از درون بحران ترکیه می توان چند مسئله را تشخیص داد:  حدت یابی تضادها، خاورمیانه را به گرداب یک هرج و مرج کامل می کشاند. نقشه امپراتور سازی و تجدید ساختار خاورمیانه،  تضادها و اجبارات جدیدی را در مقابل آمریکا و دیگر دولتهای منطقه و نیروهای سیاسی منطقه قرار می دهد که باید به آنها جواب دهند. آمریکا با وجود شکست ها و ناملایمات از ادامه این نقشه دست نکشیده و بهر وسیله ای دست می اندازد تا آن را پیش برد. اوضاع پیچیده، خطرناک، پر از روند های متناقض است اما بطور عینی فرصت رشد و گسترش آلترناتیو انقلابی را نیز در اقصی نقاط خاورمیانه بوجود می آورد. سوال کلیدی که این اوضاع مقابل ما می گذارد این است:  طبقه کارگر و کمونیست ها  در ترکیه و ایران چگونه باید به این اوضاع پاسخ دهند؟ اگر طبقه کارگر می خواهد بازیگر این بازی ارتجاعی یا نظاره گر پاره پاره شدن توده های تحت ستم در جنگ های ارتجاعی نشود، باید آنتی تز آن را ارائه داده، و توده های کرد و ترک و عرب و عجم و غیره را بدور انقلاب هائی با ماهیت انترناسیونالیستی پرولتری متحد کند.

 

کمونیستهای ترکیه و اوضاع کنونی

 

ستم گری ملی یکی از ستون  های موجودیت جمهوری ترکیه و یکی از گسل های مهم جامعه ترکیه است. مبارزه خلق کرد علیه ستم گری ملی، همواره یکی از چشمه های جوشان انقلابی گری و ترقیخواهی در ترکیه بود. اما غلبه خط  بورژوا فئودالی پ کا کا، مسئله ملی کرد را تابع دعواهای درونی  هیئت حاکمه ترکیه و سپس تابع جنگ طلبی های آمریکا و نقشه های بغایت ارتجاعی اش در منطقه کرد. این مسئله به منزوی شدن جنبش ملی کرد در نگاه توده های تحت ستم خاورمیانه و جهان انجامیده است.  فاشیستهای ترکیه امروزه با نشان دادن اتحاد میان "کردها" و آمریکا (که جنایاتش پوشاندنی نیست) با خیال راحت به شوونیسم ترک می دمند تا توده های نا آگاه را بدنبال خود بکشند. گروه های چپ متعارف در ترکیه نیز در این فاجعه سیاسی نقش داشته اند. آنان فراتر از اینکه "دولت فاشیست کمالیستی ترک، کردها را دوست ندارد" نمی روند. آنان در مقابل بسیج احساسات ملی گرایانه ارتجاعی توده های ترک خلع سلاح شده اند. در مقابل تظاهرات های توده ای شوونیستی ترک،  یک تظاهرات از سوی نیروهای چپ در آنکارا برگزار شد که بیش از چهل هزار نفر در آن شرکت داشتند اما شعارش این بود: در مقابل آمریکای جنایتکار متحد شویم!  بسیاری از این احزاب که به شکل گیری دولت حزب توسعه و عدالت کمک کرده اند قادر به بلند کردن شعار سرنگونی دولت ترکیه نیستند. آنان با "این جناح و آن جناح" کردن این دولت، طناب دار سیاسی خود را بافتند. اغلب این چپ ها با شعارهای ضد آمریکائی دولت و به اصطلاح "مقاومت ارتش ترکیه در مقابل امپریالیسم آمریکا" خلع سلاح شده اند. هنگامی که ارتش ترکیه در جنگ های خاورمیانه ای آمریکا (چه بسا علیه ایران) نقش بگیرد، معلوم نیست این چپی ها چه خواهند کرد؟ آیا از ارتش ملی خود حمایت خواهند کرد؟ متاسفانه با توجه به سمت گیری های سیاسی جریان چپ در ترکیه، با اطمینان نمی توان به این سوال جواب منفی داد. در انتخابات تابستان گذشته، بسیاری از احزاب چپ و بازوی قانونی پ کا کا (ت. د.پ) تحت لوای "دفاع از دموکراسی" در مقابل "ارتش فاشیستی کمالیستی" به "حزب عدالت و توسعه " رای دادند و عده ای دیگر از آنان تحت لوای "دفاع از سکولاریسم" به کاندیداهای طرفدار ارتش رای دادند. دست آخر، دولت ترکیه (ارتش و حزب عدالت و توسعه) ثمره این بازی های پراگماتیستی و فرصت طلبانه را چید و توانست یک دولت مقتدر که از پشتوانه توده ای برخوردار است تشکیل دهد.

 

توده های تحت ستم ترک و کرد بیش از همیشه به صف مستقل و صدای شفاف و قدرتمند پرولتاریای انترناسیونالیست نیاز دارند که با برنامه و سیاستی مستقل و انقلابی به میدان آمده و توده های زحمتکش کرد و ترک را به ماهیت دولت ترکیه (اعم از ارتش و احزاب حاکم)، نقشه های تبهکارانه آمریکا برای درگیر کردن ترکیه در یک جنگ منطقه ای، و ماهیت خط اپورتونیستی و ارتجاعی پ کا کا روشن کنند. جنبش کمونیستی ترکیه باید خود را از بندهای مصلحت جوئی های فرصت طلبانه ای که احزاب و گروه های چپ بدست و پای آن بسته اند، خود را آزاد کند و زحمتکشان کرد و ترک را به اتحاد برای عملی کردن انقلاب دموکراتیک نوین و سوسیالیستی فرا بخواند و آنان را به لحاظ فکری و سازمانی آماده کند که به مقابله با  شرکت ارتش ترکیه در هر گونه جنگی در خاورمیانه بلند شوند. در مقابل جنگهای ارتجاعی و امپریالیستی،  زحمتکشان کرد و ترک در ترکیه باید پرچم جنگ خلق برای پیشبرد انقلاب سوسیالیستی را بلند کنند. این تنها پرچمی است که می تواند ترکیه و منطقه خاورمیانه را از جنگ های خونین "نیابتی" که آمریکا تدارک دیده است، نجات دهد.

 

---------------------------

توضیحات:

 

 

حزب کمونيست ايران ( م ل م )