دفاع از میهن یا دفاع از بنیادگرایان مذهبی!

 

" مادامیکه افراد فرا نگیرند در پس هر یک از جملات، اظهارات و وعده وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی واجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند - در سیاست همواره قربانی سفیهانه فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود ... "   و .ا . لنین

 

بیشک از بابت حمله امپریالیسم آمریکا به ایران، زحمتکشان، طبقه کارگر، زنان، دانشجویان و خلقهای ایران بیشترین مصیبت و قربانی را متحمل خواهند شد. هیچ سازمان و گروه و فردی که ادعای دفاع از آزادی و استقلای ایران را دارد، نمی تواند و نباید تحت هیچ شرایطی به امپریالیسم آمریکا باج دهد. باید به شدت در مقابل خطر حمله نظامی این نیروی متجاوز ایستادگی کرد. اما در عین حال و تحت هیچ شرایطی نباید به جمهوری اسلامی باج داد، در مقابلش تسلیم شد و راه سازش با این رژیم و ابزارهای سرکوبش را پیشه نمود.

 

همانگونه که در مقاله قبلی خود متذکر شدم :

هر گروه و سازمانی که به بهانه خطر حمله آمریکا و بیگانه، مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی را تحت هر توجیهی تخطئه کند، در صف دشمنان آزادی و استقلال ایران و مزدوران رژیم قرار میگیرد. در عین حال هر گروه وسازمانی که به بهانه مبارزه با این حکومت از حمله نظامی آمریکا و تحریمهای اقتصادیش حمایت کند، در صف دشمنان آزادی و استقلال ایران قرار گرفته و مزدوران و جیره خواران یک دشمن دیگر می شوند. این دو محور اصلی، باید  اساس برخورد ما به هر دو نیروی ارتجاعی، یعنی جمهوری اسلامی ایران و همچنین امپریالیسم به سرکردگی آمریکا باشد.   

   

در مقاله قبلی در افشای محتوای تز "دفاع از میهن" سازمان توفان تاکید کردم که "در روند خدمت به خلق و طبقه کارگر، این کارنامه هاست که مورد چالش قرار میگیرند و نه ادعاهای بی اساس و توخالی!"

 

در سرمقاله توفان شماره 92 با نام" دسیسه های امپریالیسم وصیهونیسم در ایران و لزوم مبارزه با تشتت نظری!" بعد از آوردن نقل قول طولانی از تحلیل نشریه لوموند دیپلماتیک، در مورد سپاه پاسداران می گوید "جناح دیک چینی (معاون بوش) با طرح اعلام کردن سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی، سپاهی که خوب یا بد بهر صورت ارگان رسمی یک دولت رسمی است، راه را برای اقدامات تحریک آمیز "قانونی" آمریکا باز کرده است."

 ابتدا،باید تاکید کنم که ذکر این نکته مهم است که این تحلیل سازمانی است که خود را مارکسیست- لنینیست می نامد و نه نظر نشریه لوموند دیپلماتیک!

 

در زمان تهاجم اسرائیل به لبنان نیز، توفان از نیروهای بنیادگرا و ارتجاعی حزب الله پشتیبانی نمود. در عراق حملات بنیادگرایان اسلامی سنی و شیعه را " مبارزات آزادیبخش و قهرمانانه مردم عراق" توصیف کرد. و اینبار در ایران با تکرار همان نظرات، از سپاه پاسداران به عنوان " سپاهی که خوب یا بد بهر صورت ارگان رسمی یک دولت رسمی است" نام میبرد و از این ارگان حافظ منافع طبقات ارتجاعی بنیادگرای اسلامی  حاکم،  به دفاع خجالتی و شرمگینانانه می پردازد.

توفان یک بام و دوهوابازی در می آورد. به ماهیت طبقاتی سپاه پاسداران و این حکومت بنیادگرای اسلامی ابدا کاری ندارد! می گوید که نیتش این است که با تجاوز امپریالیست "مقابله" کند، اما مگر می شود برای مقابله با تجاوز امپریالیسم از توده ها خواست که به پشتیبانی از مرتجعینی که ظرف 30 سال گذشته جز فقر و بدبختی برای زحمتکشان ارمغانی نداشته اند، بپا خیزند!

عالیجنابان توفان ! این راه به جهنم زحمتکشان ایرتن ختم می شود. جهنم ادامه استثمار از ورای بقا و ادامه حیات این رژیم بنیادگرا!  و البته جهنم را نیز با نیات حسنه حضرت عباسی ساخته اند!! آیا اینطور نیست؟ 

    

توفان، سپاه پاسداران را به عنوان ارتش حامی طبقات ارتجاعی جمهوری اسلامی ابدا در نظر نمی گیرد. چون طبق نظر این سازمان، در تحلیل نهائی، این سپاه پاسداران خواهد بود که به عنوان "سپاهی که خوب یا بد بهر صورت ارگان رسمی یک دولت رسمی"  در مقابل تجاوز آمریکا برای دست نیافتن این امپریالیسم به منابع نفت و زیرزمینی ایران( بخوانید دفاع از منافع رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی) به "مقابله" خواهد پرداخت، پس بنابراین نباید به تضعیف "این سپاهی که خوب یا بد بهر صورت ارگان رسمی یک دولت رسمی است" پرداخت!

 

توفان با یک بام و دوهوابازی کردنش، در واقع به این فکر دامن می زند که این سپاه جهل و عامل سرکوب و فقر زحمتکشان ایران حامی استقلال ایران، و حامی ثبات و یکپارچگی ایران است! بنابراین حق تعیین سرنوشت خلقها در شرایط کنونی که بیم حمله نظامی آمریکا بر یکپارچه گی ایران سایه افکنده است، باید فراموش شود! حق را باید به حق دار رساند! این یک وظیفه "کمونیستی" است! که در این شرایط ویژه خطر جنگ، باید به مثابحه داور "کنار" مسابقه و جنگ مرگ و زندگی بین تیم طبقات ارتجاعی و امپریالیسم از یک طرف و، طبقه کارگر ایران بهمراه اقشار و طبقات خلقی از طرف دیگر، فعلا باید "حق" را به جمهوری اسلامی داد و از حقوق طبقات ارتجاعی این تیم حاکم در مقابل شما دفاع نمود! هیچ کس شایسته تر از "کمونیستها"ی  سازشکار و قلابی برای ایفای چنین نقشی نیستند! به من اطمینان کنید! ترتیب همه چیز را خواهم داد!

     

توفان به خلقهای ایران تشر میزند که خفه شوید، مگر نمی بینید که آمریکای جنایتکار می خواهد کشور را تکه تکه کند! بگذارید این خطر برطرف شود، و موقعیکه دشمن داخلی باز دوران بحران سیاسی اش به سر آمد به استقبال خواستهای شما خواهد شتافت! بله! درست مانند 30 سال گذشته با تفنگ و سر نیزه به استقبال ما خواهد شتافت.

 

صدای توفان و همفکرانش می آید که می گوید باور کنید،رژی جمهوری اسلامی از امپریالیسم آمریکا به مراتب قابل تحمل تر است!! مگر تجربه عراق نمی بینید! اگر خواستی را در این شرایط مطرح کنید به جاده صاف کن آمریکا تبدیل می شوید! مهم هم نیست که حق شما درست و عادلانه و تاکتیک و استراتژیتان واقعا کمونیستی و انقلابی باشد، فعلا انقلاب در دستور روز قرار ندارد! پا نگیرید و جلو هم نیفتید! فعلا  صحنه را ترک کنید، و زمینه را برای یکه تازی رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی فراهم کنید!         

 

بر هیچ فرد مترقی پوشیده نیست که این سپاه عامل بقا و ادامه سلطه ننگین رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی بوده است. این ارتش جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای نخستین تاسیس و تولدش توسط بنیادگذار این ارتش آیت الله خمینی،  به سرکوب مبارزات کارگران، زنان و دانشجویان پرداخت. به خلق کرد یورش برد و آنان را از زمین و هوا به خون و آتش کشید. سندیکاها و اتحادیه های مستقل و واقعی  کارگری را قلع و قم نمود و آنها را غیر قانونی اعلام کرد. نمایندگان واقعی کارگران را دستگیر، شکنجه و اعدام کرد. ده ها هزار نفر از انقلابیون کمونیست و غیر کمونیست را دستگیر، شکنجه و اعدام کرد. بقیه را نیز با پیگردهای مداوم مجبور به تبعید کرد.

مبارزات طبقه کارگر را در خاتون آباد به مسلسل بست و امروزه همچنان مبارزات طبقه کارگر و دیگر اقشار و طبقات خلقی را سرکوب می کند.

 

به یک کلام، سپاه پاسداران به عنوان ابزار سرکوب زحمتکشان، زنان، دانشجویان، معلمین و خلقهای ایران، عامل تحکیم و ثبات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقصادی طبقات حکومت اسلامی است. این سپاه پاسداران است که مسئولیت استقرار نظم مورد نظر بنیادگرایان اسلامی را در ایران ظرف 30 سال گذشته را بر دوش کشیده است.

  

همانگونه که لنین گفت:    

" مادامیکه افراد فرا نگیرند در پس هر یک از جملات، اظهارات و وعده وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی واجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند - در سیاست همواره قربانی سفیهانه فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود."     

        

اینکه دراین شرایط  حساس خطر حمله آمریکا به ایران، توفان به یکباره ماهیت سپاه پاسدرارن و رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی را به "فراموشی" می سپارد، به مفهوم اینستکه به جمهوری اسلامی و سپاه پاسدارنش باج می دهد.

 

این سازمان (توفان) با استفاده از رگباری از کلمات "انقلابی" راه سازش طبقاتی را با رژیم ایران و بنیادگرایان اسلامی در منطقه را در پیش گرفته است و به مخالفین انقلابی خود می تازد.

 

توفان می گوید،  " اگر امروز مارکس و لنین از قبر برخیزند به همه کسانی که  جنگ  خلقهای عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین علیه امپریالیسم را ارتجاعی ارزیابی میکنند و پیکار میهنی در یک جنگ دفاعی و عادلانه  را به ریشخند می گیرند تف خواهند ریخت."

 

 نه خیر! من به شما اطمینان میدهم که هیچ یک از آموزگاران ما " از قبر" بر نمی خیزند!

آنان در میان ما نیستند اما آثار و آموزه های انان کماکان چراغ راهنمای ماست و نه اپورتونیسم شما. از بابت درخواست تف موهومی از آنان نیز بهتر است توفان از خود انتقاد کند. در جدل سیاسی استفاده از این بیهوده گوئی ها روا نیست.

 

بر خلاف این نطر عوامفریبانه که مبارزات بنیادگرایان ارتجاع مذهبی را به حساب توده های زحمتکش می گذارد، باید گفت که طبق تاریخ 7 سال گذشته، جنگ بین دو ارتجاع بنیادگرایان مذهبی از یک طرف و وامپریالیسم به رهبری آمریکا از طرف دیگر، به ضرر منافع زحمتکشان منطقه و از جمله طبقه کارگر ایران است، عامل بازدارنده و سد راه اعتلا و پیشروی ایدئولوژی کمونیسم  است و دقیقا دشمن آزادی و استقلال  زحمتکشان ایران و منطقه است.

 

نه، اشتباه نکنید، من "مبارزات" و "جنگ خلق" های بنیادگرایان مذهبی را درخاورمیانه به ریشخند نمی گیرم، بلکه آنرا  بسیار مخرب  وعامل بازدارنده در مقابل ارتقاء آگاهی زحمتکشان منطقه و ایران و رشد روند انقلاب میدانم.  و تاکید میکنم، هر کس و هر نیروئی، با توسل به هر توجیهی بخواهد به هر یک از دو این نیروهای ارتجاعی پا بدهد و از هر یک در مقابل دیگری پشتیبانی کند، در تحلیل نهائی به تقویت هر دو کمک کرده است.  چنین کسانی کمونیست نیستند. بلکه بورژوا هستند.

 

 آیا در این صورت چه فرقی بین این چنین نیروئی که تحت لوای نظریه "دفاع از میهن" راه  سازش با رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی را انتخاب نموده است و از نیروهای انقلابی و وفادار به آزادی و استقلال ایران میخواهند که ازسرنگونی این رژیم به خاطر حمله نظامی آمریکا صزفنظر نمایند و  توابین زندانهای جمهوری اسلامی بین سالهای 60 تا 67، که از مروجین تسلیم و خیانت و مشوق سازش با این حکومت در میان زندانیان انقلابی و سازش ناپذیر بودند  ، زیر نام "دفاع مقدس در مقابل تجاز عراق" در پا دادن به ادامه سلطه ننگین این حکومت، موجود است؟      

 

بر مبنای اصول علمی ماتریالیسم تاریخی که در آثار آموزگاران بزرگی چون مارکس، انگلس، لنین و مائو منعکس شده است ، جنگ و مبارزه طبقاتی عامل تکامل جوامع  بشری از زمان کمونهای اولیه تا برده داری و فئودالی و سرمایه داری بوده است. و نه سازش طبقاتی.

 

طبق آموزه آنان، برای انقلاب به تئوری انقلابی باید مسلح شد، و نه به تئوری سازش طبقاتی.

 

 

طبق آموزه آنان، برای انقلاب باید حکومت را سرنگون نمود، نه آنرا از زیر آماج مبارزه تودها کنار کشید.

 

طبق آموزه آنان برای انقلاب باید خون داد، به آتش زد و مسلح شد، و ارتش خلق را به رهبری پرولتاریای انقلابی بوجود آورد، و نه اینکه تودها و طبقه کارگر را به پشتیبانی و کوتاه آمدن در مقابل سپاه پاسداران دولت طبقات ارتجاعی، و گوشت دم توپ شدن آنان تشویق کرد.

 

طبق آموزه آنان، نباید نیروهای مرتجع بنیادگرایان اسلامی را به امپریالیسم ترجیح داد و با آنان جبهه واحد ساخت. در عین حال نباید امپریالیسم را به آن دیگری ترجیح داد. و آن افکار بیهوده، مبتذل و امپریالیست پرستانه را  تقویت نمود که گویا با حمله نظامی متجاوزین آمریکا به ایران شرایط  برای سرنگونی این ارتجاع بومی "مهیا تر" خواهد شد!  همین امروز، باید از وسط این دو نیرو گذشت و مستقل از آنان به پیشروی انقلابی بی باکانه و متهورانه دست زد.

 

هر یک از دو نیروهای بنیادگرای مذهبی اسلامی ( رژیم جمهوری اسلامی)  و امپریالیسم در عین حال که با هم در تضادند و حتی برای منافع ارتجاعیشان با یکدیگر به نزاع نظامی خون آلود می پردازند، در عین حال برای سرکوب زحمتکشان و خلقهای منطقه از جمله ایران، در اتحاد کاملند.

 

اگر از هر یک از دو طرف این تخاصم ( نیروهای بنیادگرای اسلامی  از یک سو و امپریالیسم به رهبری آمریکا از سوی دیگر) با هر توجیهی پشتیبانی نمائیم، در واقع از دو طرف این مخاصمه طرفداری و حمایت نموده ایم. به هر دو پا داده ایم، بر آتش جنگ افروزی این تخاصم افزوده ایم و در نهایت در مقابل پیشروی انقلاب به رهبری کمونیستها ایستاده ایم.             

 

در ایران باید برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه کرد و در منطقه باید ابتکار عمل را از دو نیروی امپریالیستی و بنیادگرایان اسلامی بیرون کشید و در خدمت به آگاهی و روندهای انقلابی در آورد. چنین است آموزه های کمونیسم و پراتیک رهبران کمونیستی که انقلابات بزرگ قرن بیستم را رهبری کردند. در ایران نیز باید همین راه را رفت و انقلاب را تا برقرار سوسیالیسم تحت  دیکتاتوری پرولتاریا و در نهایت ایجاد جهانی کمونیستی فارق از استثمار و ستم طبقاتی پیش برد.

 

تورج مزینانی 20 دسامبر