گزارشی
در باره
تظاهرات علیه
نشست گروه هشت
کشور صنعتی (جی
هشت) در آلمان
درود به
مبارزین ضد G8
جهان
دیگری
ممکن است!
طی
روزهای دوم تا
هشتم ماه ژوئن
دهها هزار نفر
در روستوک، در
شمال شرقی
آلمان، گرد هم
آمدند تا صف
مبارزاتی
بزرگی را علیه
نشست سران 8
کشور
امپریالیستی (که
در شهر
هایلیگندام
برگزار شد) بوجود
آوردند. معترضین
را طیفهای
مختلفی تشکیل
می دادند -- صفی
از مهاجرین
آفریقائی و
آسیائی و
آمریکای
لاتینی، صلح
طلب ها،
نیروهای
طرفدار محیط
زیست، نیروهای
ضد جهانی سازی
سرمایه داری و
ضد جنگ،
فمنیستها،
طیف وسیعی از مبارزین
آنارشیست و
کمونیستهای
انقلابی از کشورهای
مختلف.
از
اولین نشست
سران هشت کشور
صنعتی در
سیاتل به سال 1999
تا کنون جنبشی
قوی در چار
گوشه جهان
براه افتاده است.
این جنبش نقشی
مهم در اعتراض
به حرص و آز
سرمایه داری
جهانی که فقر
و تیره روزی
برای اکثریت
مردم جهان
ببار آورده و
جنگ و کشتار
کشورهای
امپریالیستی
در
خاورمیانه، بازی
می کند.
موضوعات
گوناگونی در
دستور کار
سران نشست 8 کشور
قرار داشت. از
موضوع
تسلیحات موشکی
امریکا در
اروپا گرفته
که مورد
اعتراض روسیه
بود تا موضوع
گرم شدن کره
زمین؛ از فقر
در جهان بخصوص
در
افریقا و
مسئله
مهاجرین تا مسائل
پشت پرده
دیگری مانند فشار
بر روی جمهوری
اسلامی ایران
در زمینه توقف
روند دست یابی
به سلاح هسته
ای.
این
کشورها در
حالی که بیش
از 80 % ثروت جهان
را کنترل می
کنند، جمع
شدند تا با
سیاستهائی نوین،
برای آخرین
قطره های حیات
کودکان آفریقایی
و آسیایی و
آمریکای
لاتینی نیز
نقشه کشند و
با کارآئی
بالاتری کشورهای
سه قاره ی
فقیر را بیش
از پیش به
ماشین مکنده ی
سود و ثروت
خود وصل کنند.
دولت
آلمان از سال
گذشته تدابیر
شدید امنیتی شدیدی
را برای
برگزاری این
نشست تدارک
دید. آرامترین
نقطه آلمان را برای
جلسه سه روزه
ی سران هشت
کشور انتخاب
کرد و دیوار
طویلی به
ارتفاع چهار
متر که یک متر
آن در زمین پی
ریزی شده بود
با هزینه ای
معادل 12
میلیون یورو درست
کرد. یک
مائوئیست 80
ساله ی فرانسوی
در این رابطه
می
گفت:"سرمایه
داری هر روز
مجبور است
دیوارهای
زیادی را به
دور خود بکشد
و هر روز
ایزوله تر
شود. بگذار
بکند چون چاره
دیگری ندارد." سه
نیروی هوایی،
دریایی
و زمینی آلمان
برای حفاظت از
این نشست بسیج
شده بودند. در
شهر روستوک به
غیر از
نیروهای
امنیتی وسیعی
که به شکل لباس
شخصی در همه
جا بودند، 17000 نیروی
سرکوبگر پلیس
ویژه، 1200 نیروی
رنجر، دهها
هلی کوپتر به
میدان آوردند
و بیش از 100
میلیون یورو برای
حفظ امنیت این
نشست هزینه کردند.
در قسمت شمالی
نشست که هایلیگندام
نام دارد و یک
طرفش دریاست، صدها
غواص پلیس 24
ساعته زیر
دریا را با یک
حفاظت توری و
منطقه مین گذاری
شده پاسبانی می
کردند. از چند
ماه پیش،
بخصوص در ماه
آخر، نیروهای
امنیتی دولت
آلمان،
هماهنگ با
دیگر کشورهای
اروپایی
بسیاری از مبارزین
ضد سرمایه
داری را زیر
نظر داشتند و تمام
مکالمات
تلفنی و
اینترنتی را
کنترل می کردند.
برخی از
رهبران و
فعالین را در
آخرین لحظات و
هنگام آمدن به
روستوک
دستگیر کردند
و وزیر داخلی
آلمان آتو
شیلی با
درماندگی هر
گونه تظاهرات
را غیر قانونی
اعلام کرد بگونه
ای که حتا مورد
انتقاد برخی
اعضای دولت
قرار گرفت .
اما همه این
تهدید ها و
تدابیر برای
آن بود که
جمعیت هر چه
کمتری در محل
حضور یابد.
از
سوی دیگر در
مقابل این
تهدیدها و
فشارها بسیاری
از نیروهای
سیاسی مبارز
از ماه مه،
برنامه های
سیاسی گسترده
ای در سراسر
آلمان برای
بسیج نیرو،
برگزار کردند.
صدها تظاهرات
کوچک و بزرگ و
جلسه برای هر
چه وسیع کردن
این اعتراض،
براه افتاد.
فعالین
حزب کمونیست
ایران
(مارکسیست –
لنینیست –
مائوئیست) نیز
برای هماهنگ
کردن با این
نیروها، از دو
ماه پیش
فعالیت های
خود را آغاز
کردند و به
تماس گیری و
هماهنگ کردن
با نیروهای
مبارز آلمانی
و غیر آلمانی
پرداختند و اطلاعیه
ها و مواضع
سیاسی خود را بخصوص در
ارتباط با
مسئله جنگ در
خاورمیانه و
امکان حمله آمریکا
به ایران، به بحث
گذاشت. بولتن
داخلی حزب در
این فعالیت
های راهنمای عمل
ما بود (گزیده
ای از آن را در
انتهای این
گزارش می خوانید).
بخشی از
تدارک فعالین
حزب تماس گیری
با احزاب و
سازمان ها و
فعالین چپ در
خارج کشور
برای هماهنگی
و شرکت در این
مراسم بود. در
انتها،
فعالین ما همراه
عده ای از فعالین
چپ در خارج و فعالین
هشت مارس و رفقای
دانشجو،
کمیته ای به
نام "کمیته
هماهنگی علیه
جی هشت" شکل
دادیم تا بشکل
متحدتر و هماهنگ
تر و موثرتر
در این
مبارزات شرکت
کنیم.
نقش
رسانه های
امپریالیستی
دروغ و تحریف:
چه
قبل و چه در
دوره ی نشست
سران هشت کشور
رسانه های
غربی سعی کردند
با تحریف وسانسور
و بازتاب وارونهء
وقایع، تظاهر
کنندگان را
عده ای
ماجراجو نشان
دهند که کاری
جز درگیری با
پلیس ندارند و
با نمایش
تلویزیونی ِ
چند لحظه
درگیری پلیس
با تظاهر
کنندگان، محتوا
و علت اعتراض
تظاهر
کنندگان را
بپوشانند. هدف
مرکزی ده ها
هزار تظاهر
کننده که با
حداقل
امکانات از
چار گوشه جهان
خود را
به شهر روستوک
رسانده بودند
این بود که
فریاد بزنند: ما
جهان دیگری می
خواهیم، سرمایه
داری را به
تاریخ تبدیل
کنیم؛ تاریخ
مصرف این نظام
مدتهاست که بسر
آمده!
این جمعیت از
کشورهای
مختلف آلمان و
سراسر اروپا، استرالیا
و آمریکا و
مکزیک و .... تجمع
کرده بودند تا
برای یک هفته
کامل اعتراض
کنند، جدل
کنند، با
فرهنگها و
دیدگاههای
مختلف آشنا
شوند و برنامه
سیاسی برای از
بین بردن
سرمایه داری و
ایجاد جهانی پیشرو
ارائه دهند و
بگویند که
چگونه می
توانیم جهانی
بدون
امپریالیسم
داشته باشیم .
اینها برای
جهانی برابر و
علیه جنگی که
آمریکا و
متحدینش علیه
مردم خاورمیانه
پیش می برند،
تجمع کرده
بودند.
اینان برای
سد کردن نشست هشت
کشور آمده
بودند و می
خواستند اعلام
کنند که حضور
ما مهمتر از
تصمیمات
شماست و بدانید
که اجازه
نخواهیم داد
طرحهای
جنایتکارانه
تان را بدون
مقاومت مردم
جهان عملی
کنید. اجازه
نخواهیم داد
سیاستهای نئو
لیبرالی تان
مردم جهان را
با فقر و تیره
روزی بیشتر روبرو
کند و کره
خاکی را با
فاجعه نابودی
مواجه کند.
یک
از این تحریف
ها در
روز شنبه 2
ژوئن اتفاق
افتاد که رسانه
ها اعلام
کردند دسته ای
از سیاه
جامگان
تظاهرات آرام
80 هزار نفری را
به درگیری با
پلیس کشاندند.
واقعیت آن بود
که هنگام
رسیدن دو صف
تظاهرات در به
یکدیگر در
بندر روستوک،
پلیس مخفی که
در داخل جمعیت
بود برای بهم
زدن تظاهرات و
ترساندن
تظاهر
کنندگان، دست
به توطئه زد و
شروع به ضرب
وشتم تظاهر
کنندگان کرد.
در حال حاضر
در این مورد
پرونده ای در
دادگاه های
آلمان از سوی
تظاهر کننده
گان علیه پلیس
گشوده شده است.
پلیس از این
حربه کثیف
استفاده کرد
اما جوانان
پاسخ درخورد
را به آن
دادند
بطوریکه بیشترین
تلفات و زخمی
ها را پلیس
متحمل شد. نیروهای
ضد سرمایه
داری در مقابل
امواج تبلیغات
دروغین چاره
ای جز اتکاء
به خبر رسانی
های مستقل
اینترنتی و پخش
تراکتها و
نشریات نداشتند.
گروههای مطبوعاتی
و یک تلویزیون
محلی به نام تی وی آنتی
g8 که در
کمپهای ما مستقر
شده بودند،
هیچگونه حقی
در استفاده از
رسانه های
گروهی رسمی
نداشتند.
رسانه های بین
المللی کاملا
امکان رفت و
آمد به این
کمپها و تهیه
گزارش را
داشتند و
خبرنگاران
آنان گزارشات
زیادی نیز
تهیه کردند
اما هرگز از
زبان خود
تظاهر
کنندگان علت
گردهمائی شان
در رسانه های
خبری پخش نشد.
سانسور و
تحریف بطور
مطلق بر رسانه
های غربی حاکم
بود. این گوشه ای از
دموکراسی
غربی است.
زندگی در
کمپ:
مجموعه
ی مبارزین ضد
نشست هشت
کشور، در سه
کمپ به فاصله
های چند
کیلومتر از
یکدیگر مستقر
بودند. در هر
کمپ به تناوب
تعداد افراد
کم و زیاد می
شد. مجموعا در
هر زمان قریب 30 هزار تن
در کمپها
اتراق کرده
بودند. زندگی
در کمپها برای
همه افراد جدا
از گرایشات
سیاسی شان نشاط
آور بود. بر سر
در متروی
نزدیک کمپ ما
یک عده از
مبارزین
رویای زیبای
خود را اینطور
نوشته بودند:
کمون 1871- کمون 2007.
این نوشته
روحیه ی غالب بر
احساسات
جوانان و شرکت
کنندگان کمپ
چند هزار نفره
ما را منعکس می
کرد. شعار ده
دوازده متری
بزرگ سرمایه
داری را به
تاریخ تبدیل
کنیم در
محوطه کمپ
خودنمائی می
کرد.
این
کمپها محل جدل
و گفتگو بود ،
دهها و صدها
گروه کاری از
مناطق مختلف
جهان در حال
بحث و جدل و
نقد جهان کنونی
بودند. شب ها
بساط جشن و
سرود و ترانه
برقرار بود.
جالب اینجاست
هنگامیکه
احتمال حمله
از جانب پلیس
به کمپ وجود
داشت، عموما
همه از نوشیدن
مشروبات
الکلی
آگاهانه
امتناع می کردند.
در محل ورودی
کمپ یک بخش
اطلاعات وجود
داشت که اخبار
و اطلاعات لازمه
را به افراد می
داد. برنامه
های جلسه و
بحث و تظاهرات
روی تابلوی اعلانات
نوشته می شد.
همیشه عده ی
زیادی در مقابل
آن تجمع می
کردند تا از
جلسات بحثی که
هر گروه
برگزار می کند
و موضوع آن
مطلع شوند.
عده ای داوطلب
در آشپز خانه
های عمومی در
حال آماده
کردن تغذیه
سالم و ساده بودند.
عده ای داوطلب
دیگر ظرفها را
می شستند. عده
ای بطور شبانه
روزی در حال
دادن خدمات
گوناگون از
قبیل تهیه
غذا، خالی
کردن و تمیز
کردن توالت
ها، دوشها،
شستن ظرفها و
نگهبانی دادن بودند.
همه اینها با
تقسیم کار و
آگاهانه و داوطلبانه
بود. صبح زود
میز صبحانه
ساده که شامل
نان مقوی
آلمانی و کره
و مربا و قهوه
و چای بود
چیده می شد.
کسی برای
گرفتن پول نمی
ایستاد. در
گوشه ای صندوق
یا کاسه ای
بود که افراد پول
را داوطلبانه
در آن می
ریختند. کسی
مسئول داوطلب
پیدا کردن
برای آشپزی یا
سیب زمینی پاک
کنی و یا
نگهبانی نبود.
هر کس آگاهانه
داوطلب می شد.
کسی به کسی
نمی گفت تو چرا
نکردی. من
بیشتر از تو
کار کردم. من
بیشتر از تو
پول دادم. همه
چیز ساده و
ابتدائی بود.
اما روابط بین
انسانها مال
آینده بود.
گوشه ای از جامعه
ای بود که
بشریت با حسرت
آرزوی آن را می
کند و برایش
می جنگد و جان
می دهد. در
قسمتی که اتاق
خبر و اینترنت
بود با چند کامپیوتر،
اطلاع رسانی و
فرستادن
گزارشها
انجام می گرفت
و نهایت
همکاری و
تعاون بین همه
گروهها مشاهده
می شد.
گفتنی
در مورد
مناسبات درون
کمپ بسیار است.
فقط می توان
گفت که
فردگرایی
جایی در آن
نداشت.
هنگامیکه در
روز آخر کمپ را
ترک کردیم و
وارد محل های
زندگی خود
شدیم بطرز
عمیق و قابل
لمسی تفاوت
دنیائی که در
آن زندگی می
کنیم و دنیائی
که باید بدست
آوریم را حس
کردیم.
برنامه
های مبارزاتی
میز کتاب و
نشریه رفقای
حزب کمونیست انقلابی
آمریکا هر روز
صبح تا تاریک
شدن هوا
برقرار بود
بجز زمانی که
اداره
کنندگانش
باید به
تظاهراتی می
رفتند. برخی اوقات
بحثهای بسیار
عمیقی میان
این رفقا و برخی
از
آنارشیستها
در مورد اینکه
سازمان اجتماعی
آینده بشریت
چطور می تواند
باشد، آیا می
توان بعد از
نابودی جامعه
سرمایه داری
بلافاصله
جامعه ای
ایجاد کرد که
برای سازمان
دادن زندگی
اقتصادی و
اجتماعی بشر
نیازی به دولت
مرکزی نباشد و
غیره. روز دوم عده
ای از رفقا
برای شرکت در
تظاهرات های
شهر رفتند و
عده ای دیگر
به پخش
اعلامیه ها و
توضیح محتوای
آن در کمپ پرداختند.
در یکی از
تظاهرات های
شهر، لیلا
پرنیان به
نمایندگی از
سوی سازمان زنان
هشت مارس، و
مری لوگرین
برگ به
نمایندگی از
طرف حزب
کمونیست
انقلابی
آمریکا در
مورد جنگ خاورمیانه
صحبت کردند که
سخنرانی هر دو
با استقبال
بزرگ مردم
مواجه شد.
لیلا پرنیان
گفت، کسانی که
امروز در
ایران حکومت
می کنند و
آمریکا می
خواهد رژیم
آنان را عوض
کند همانهائی
هستند که خود
آمریکا راه را
بر قدرت گیری
شان باز کرد
تا بدین طریق انقلاب
بزرگ مردم
ایران را خفه
کند. هنگامیکه
لیلا پرنیان
اعلام کرد: ما
زنان ایران هم
به
امپریالیسم
نه می گوئیم و
هم به جمهوری
اسلامی ایران!
غریو شادی و
هورای جمعیت چند
هزار نفره بلند
شد. پس از
سخنرانی این
دو رفیق، عده
ی زیادی از
زنان و مردان
ضد
امپریالیست
منجمله جوانان
یهودی طرفدار
مردم فلسطین، با
رجوع به لیلا
از وجود جنبش
زنانی در
ایران که
دارای چنین
کیفیتی است
ابراز
شادمانی و امیدواری
کردند.
همان
روز، در بولتن
اطلاعات کمپ
برنامه ای را
برای ساعت هشت
شب، در مورد
حمله آمریکا
به ایران اعلام
کردیم. یک
ساعت قبل از
برنامه رفیقی
با بلند گوی
دستی در محوطه
کمپ چرخید و
برنامه را
اعلام کرد. برنامه
را در محیط
باز کمپ
برگزار کردیم.
عده ی زیادی
کم کم جمع
شدند. سخنرانی
را مری لو
گرین برگ (از
حزب کمونیست
انقلابی
آمریکا) و آذر
درخشان (از حزب
کمونیست
ایران (م ل م) و
سازمان زنان
هشت مارس (ایرانی
–افغانستان) و
پیتر از
سازمان
"استاپ وار"
(جنگ را متوقف
کنید) و یکی از
رفقای حزب
کمونیست
مائوئیست
(ترکیه –
کردستان شمالی)
و یک رفیق از
سازمان
مهاجرین به
نام کاراوان
شروع کردند. شب بعد،
قبل از اخبار
نیمه شب، فیلم
ویدوئی باب
آواکیان صدر
حزب کمونیست
انقلابی
آمریکا در محل
اکران
سینمائی کمپ
در فضای باز
پخش شد که با
استقبال زیاد
روبرو شد.
اطلاعیه
مشترکی که به
امضای چندين
حزب و سازمان
ایرانی از
جمله حزب ما
رسیده بود، به
زبان های
آلمانی و
انگلیسی در
کمپ و در
تظاهرات ها پخش
شد. (1- حزب
کمونیست
ایران( م.ل.م)
فعالين خارج
کشور؛2- کميته
خارج کشور حزب
کمونيست
ايران؛3- کميته
تشکيلات خارج
کشور سازمان
کارگران انقلابی
ايران (راه کارگر)؛4-
اتحاد
فدائيان
کمونيست در
خارج کشور؛5-
اتحاد چپ
کارگری؛6-
هسته اقليت ؛7-
سازمان
فعالين جنبش
نوين
کمونيستی)
اطلاعیه ی
مشترکی که حزب
کمونیست ایران
( م ل م) با حزب
کمونیست
مائوئیست (ترکیه
– کردستان
شمالی) بیرون
داده بودند و
توسط چند حزب
دیگر امضا شده
بود، بطور
وسیع و به
زبان انگلیسی
در کمپ و
تظاهرات ها
پخش شد.
بسیاری از
انقلابیون
کشورهای
مختلف از وجود
یک حزب
کمونیست مائوئیست
در ایران
ابزاز تعجب و
خرسندی می
کردند. اکثریت
کسانی که با
ما بر سر این
اطلاعیه حرف
می زدند از خط
آن حمایت می
کردند و می
گفتند به
نظرشان این خط
که باید هم با
امپریالیستها
خط کشی داشت و
هم با مرتجعین
خاورمیانه
(مشخصا جمهوری
اسلامی و
بنیادگرایان
اسلامی) کاملا
درست است و
منطبق بر
منافع مردم
خاورمیانه
است. برخی
از فعالین
سازمان های
ترکیه استدلال
می کردند که موضع
این بیانیه کاملا
درست نیست
زیرا هنگامی
که کشوری
مانند عراق و
افغانستان اشغال
می شود باید
از مرتجعین
اسلامی که در
مقابل آمریکا
ایستاده اند
حمایت کرد. رفقای
ما نیز در
مقابل این
استدلالات
بحثهای آگاهگرانه
در مورد ماهیت
طبقاتی
نیروهای
بنیادگرای
اسلامی می
کردند و خاطر
نشان می
ساختند که
نیروهای
انقلابی
بخصوص کمونیستها
موظفند توده
های مردم را
از دور باطل
انتخاب میان
امپریالیسم
یا نیروهای
بنیادگرای اسلامی،
بیرون بکشند و
صف انقلابی
آنان را علیه
هر دو نظام
پوسیده ای که
توسط اینها
نمایندگی می
شود، سازمان
دهند. سخنرانی
مری لو گرین
برگ نیز مشخصا
بر سر این
موضوع بود. وی
ضمن افشای
امپریالیسم
آمریکا
بعنوان بزرگترین
دشمن مردم
جهان، تاکید
کرد که نظام
امپریالیستی
آمریکا و
نظامی که
نیروهای
بنیادگرای
اسلامی
نمایندگی می
کنند هر دو متعلق
به گذشته بوده
و باید از
میان بروند و
هیچ یک قابل
حمایت نیستند.
وی گفت، باب
آواکیان می
گوید این ها
نمایندگان "دو
نظام کهنه اند"
به معنای آن
نیست که
امپریالیسم
آمریکا بزرگترین
دشمن مردم
دنیا نیست.
چرا هست و در
جنایت هیچ
نیروئی به گرد
پای
امپریالیسم
آمریکا نمی
رسد. اما این
موجب نمی شود
که ما از
بنیادگرایان
اسلامی و بدیل
آنان برای
مردم
خاورمیانه
حمایت کنیم.
هرگز! مردم
خاورمیانه
باید برای
جامعه کاملا
متفاوت
مبارزه کنند.
یکی از
اعلامیه هائی
که به زبان
انگلیسی پخش
می کردیم،
نوشته ی سرویس
خبری جهانی
برای فتح با
این عنوان
بود: گرم
شدن زمین: حتا
کره زمین طلب
انقلاب می
کند!* بود. سرویس
خبری جهانی
برای فتح به
نقل از کتاب کاپیتال
مارکس می
نویسد:
از نقطه
نظر شکلهای
اجتماعی
عالیتر] سوسیالیسم
و کمونیسم[
مالکیت خصوصی ِ
کره زمین توسط
افراد خصوصی
همانقدر
مزخرف به نظر
خواهد آمد که
مالکیت خصوصی
یک انسان توسط
انسانی دیگر.
حتا تمام یک
جامعه، یک
ملت، یا حتا
همه جوامع موجود
رویهمرفته
نیز نمی
توانند
مالکین کره زمین
باشند. آنها
فقط کره زمین
را در اختیار
می گیرند ... و
باید آن را در
وضیعتی بهبود
یافته تر به
نسل های بعدی
تحویل دهند.
هنگام پخش
این اعلامیه،
عده ای از جوانان
شرکت کننده می
گفتند: ما به
اندازه کافی
در مورد فاجعه
ی گرم شدن
زمین می
دانیم. اما
وقتی متوجه می
شدند این
اعلامیه
معتقد است که
در رابطه با
این معضل نیز
"انقلاب تنها
راه حل است" با
اشتیاق
اعلامیه را
گرفته و
مطالعه می
کردند.
روز سوم،
تظاهرات
بزرگی که توسط
سازمان های
حمایت از
مهاجرین،
منجمله
سازمان
کاراوان،
سازماندهی
شده بود
برگزار شد. در
اینجا باید
اضافه کنم که
فعالین
سازمان کاراوان،
به مدت دو تا
سه هفته تا
قبل از نشست
جی هشت، در
شهرهای مختلف
آلمان برنامه
های سخنرانی و
تظاهرات
برگزار کرده
بودند. خستگی
و شادی ناشی
از این مبارزه
در نگاه تک
تکشان هویدا
بود. سازمان
زنان هشت مارس
نیز از حمایت
کنندگان این
تظاهرات بود. تظاهرات
با وجود
خرابکاری های
متعدد پلیس شروع
شد. تظاهرات
بزرگی بود.
هنگامی که صف
فعالین
کاراوان با لباس
های سراسری
زرد رنگ به
جلوی صف
تظاهرات رسید،
جمعیت با کف
زدن از آنان
استقبال
کردند. در
چهره های پیر
و جوان
اروپائی عشق و
علاقه شان به
این خواهران و
برادران
"خارجی" شان
را می شد دید.
شعار "نه به
مرز، نه به
ملت، نه به
اخراج" را از
ته قلب با
تمام فریاد می
زدند و نفرتشان
را از این
نظام جهانی
تفرقه افکن و
ضد انسانی
بیان می
کردند. تراکتور
عظیمی با
شعارهای "ما
در اینجا هستیم
چون شما
کشورهایمان
را نابود کرده
ایم"؛ "آزادی
حرکت برای
همه" مزین شده
بود و بلندگوی
قوی آن مرتبا
شعارهای
مناسب را
اعلام می کرد.
در اروپا
مهاجرین برای
گرفتن اجازه
اقامت سالها
زیر اذیت و
آزار پلیسی
بسر می برند.
بالاخره نیز پس
از دریافت آن
اجازه ی اقامت
کاغذی، تبدیل
به تحتانی
ترین بخش طبقه
کارگر اروپا
می شوند. کارگران
مهاجر یعنی
فقیرترین قشر
طبقه کارگر
اروپا. این
قشر می تواند نقش
مهم و حتا
تعیین کننده
ای در انقلاب
ضد سرمایه
داری اروپا بر
عهده گیرد.
این که این
نقش را به
عهده خواهد
گرفت یا خیر بستگی
به پایه گیری
آگاهی و
سازماندهی
کمونیستی در
میان آنان
دارد. هیچ
نباید فراموش
کرد که
مهاجرین
یهودی نقش
مهمی در اشاعه
کمونیسم در
اروپا داشتند
و کارگران
مهاجر آلمانی
مارکسیسم را
به آمریکا
بردند.
در این
تظاهرات چند
زن آلمانی بعد
از خواندن
شعار روی
پارچه ی قرمز
ما در پشت آن
ایستادند و
بعد از
خواندن
پلاکاردهای
ما (نه به جنگ
به نام زنان
ایران – از
مردم فلسطین
علیه دولت
آپارتاید
اسرائیل حمایت
کنید – نه به
امپریالیسم و
نه به جمهوری
اسلامی ایران
و غیره) آنها
را در تمام
طول تظاهرات
در دست گرفتند.
آنان از شنیدن
مبارزات مردم
ایران بخصوص
زنان به شعف
آمده بودند.
گاهی نیز
برای دادن
شعار آلمانی
"زنده باد
همبستگی بین
المللی"
بلندگو را به
دست یکی از جوانان
سیاه جامگان
که در پشت صف
ما قرار گرفته
بودند می
دادیم. این
جوانان که در
مخفی نگاه داشتن
هویت خود
بسیار کوشا
هستند، هنگام
شعار دادن نیز
چهره خود را
در پشت کلاه و
عینک و شال گردن
مخفی می کردند
تا در دوربین
های عکاسی و فیلم
برداری
نیفتند.
در این مبارزات
با عده ای از
جوانان
ایرانی الاصل
که در اروپا و
آمریکا و
کانادا بزرگ
شده اند، آشنا
شدیم. آنان
وقتی پرچمی با
شعارهای
فارسی و
انگلیسی را می
دیدند با شعف (
و قدری
ناباوری) به
سوی ما آمده و
وارد بحث و
صحبت سیاسی
بسیار گرم می
شدند. یک جوان ایرانی
همراه دوستان
عرب و
آمریکائی خود
از آمریکا
برای شرکت در
بلوک سیاه
جامگان آمده
بود. دختر جوان
دیگری که از
انرژی و تحرک
رفقای مسن ("غیر
جوان" !) به
هیجان آمده
بود از اینکه
پدر و مادرش
مبارزه را
کنار گذاشته اند
تاسف می خورد
و می گفت: ما
جوانان نیاز
داریم که در
محیطهای مثبت
و امیدوار
کننده ای مثل
اینجا و در
اطراف
آدمهائی مثل
شما باشیم.
دختر جوان
دیگری که از
آمریکا آمده و
فارسی بلد
نبود از اینکه
سازمانی
مانند سازمان
زنان هشت مارس
در جنبش زنان
ایران موجود
است خوشحال
بود و می گفت
آماده است هر
کمکی از دستش
بر می آید برای
تقویت آن بکند
و در عوض بشدت
از اینکه برخی از
زنان ایرانی
به نام جنبش
زنان ایران از
دولت بوش
"آزادی"
گدائی می
کنند، تاسف می
خورد.
روز چهارم که
روز رسیدن
جورج بوش به روستوک
بود چندین
برنامه
تظاهرات
برنامه ریزی
شده بود.
نمایندگان
گروه همبستگی
با مردم فلسطین
از گروه ما
برای شرکت در
تظاهرات حمایت
از مردم
فلسطین دعوت
کرده بودند.
ساعت 11 صبح خود
را به جلوی
ساختمان
"کاترپیلار" رساندیم.
علت انتخاب
این محل آن بود
که دولت
اسرائیل از
بولدوزرهای
کاترپیلار
برای خراب
کردن خانه های
فلسطینی استفاده
می کند. پرچم
سرخ کمیته
هماهنگی با شعار
"برای مبارزه
با
امپریالیستها
و همه مرتجعین
در خاورمیانه
متحد شوید"
خودنمائی می
کرد. علاوه بر
این رفقا
پلاکاردهائی با
شعار: از مردم
فلسطین در
مقابل دولت
آپارتاید
اسرائیل
حمایت کنید!
زنده باد
همبستگی انترناسیونالیستی!
حمل می کردند
که جلب نظر
عکاسان و شرکت
کنندگان را می
کرد. پس از
آن تظاهر
کنندگان به
تظاهرات
دیگری که علیه
جنگ بود پیوستند.
در این
تظاهرات،
بدلیل فقدان
وقت، سخنگوی
سازمان زنان
هشت مارس
نتوانست صحبت
کند اما
سازمانگران
از وی دعوت
کردند تا در
فرودگاه
هنگام
"استقبال" از
بوش سخنرانی
کند. جمعیت
بسوی محل
فرودگاه براه
افتاد. پلیس
در هر قدم
مانع ایجاد می
کرد تا جمعیت
به محل قرار
نرسد. از
آخرین
ایستگاه مترو
تا محل قرار (یعنی
فرودگاه) 15
کیلومتر
فاصله بود و
تمام وسائط
نقلیه ی جمعی
را از سرویس
خارج کرده
بودند. اما
تظاهر
کنندگان بالاخره
خود را به محل
رساندند. در
جلوی صف، شعار
قرمز ما خودنمائی
می کرد. در این
مراسم نیز
سخنرانی لیلا
پرنیان با
استقبال و
تشویق تظاهر
کنندگان روبرو
شد.
انقلاب
جشن توده هاست
گفته
مارکس مبنی بر
اینکه: "انقلاب
جشن توده هاست
" بار دیگر خود
را در این مبارزه نشان
داد. وقتی
توده ها با
اراده و آگاهی
پا به میدان
مبارزه می
گذارند و به
قدرت خود پی
می برند، روح
و فکرشان به
پرواز در می
آید و شادی و
نشاط صفوفشان
را در برمی
گیرد. در
روستوک نیز
چنین بود.
معترضین آگاه
و پر شور و
شجاع در مقابل
باتون و گاز
اشک آور وقوای
ضد شورش
ایستادگی می
کردند،
سنگرهای خیابانی
برپا می
داشتند و برای
عقب راندن
دشمن می
جنگیدند و از
این همه نشاط
و زندگی بیشتر
وجودشان را پر
می کرد.
کمپ
ها تنها محل
جدل و بحث
نبود بلکه محل
"توطئه" و
نقشه کشی علیه
دشمن نیز بود.
در کمپ ها شبانه
طرح و برنامه
های اعتراضی
ریخته می شد.
این مسئله
بخصوص در
روزهای 5 تا 8
ژوئن که دولت
آلمان هر گونه
تظاهرات را
غیر قانونی
اعلان کرده
بود محسوس
بود.
گروههای هماهنگی با گرایشات متفاوت سیاسی تشکیل شده بود که کارشان سازماندهی و دادن اطلاعات به افراد برای رسیدن به محل های ایجاد مانع در مقابل راه قافله سران جی هشت بود. این گروهها در چند محل شهر مستقر شده بودند و دسته های کوچک را از طریق جنگل و بیراهه ها به مناطق مورد نظر هدایت می کردند چنانچه در روز ششم ژوئن در مساحتی به طول چند کیلومتر 6000 نفر از طریق جنگل خود را به محوطه نزدیک دیوار (همان دیوار معروف بسیار گران که برای حفاظت از جلسه سران جی هشت ساخته بودند) رساندند و هزاران پلیس مجهز به سلاح های ضد شورش و هلی کوپتر عملا کاری نتوانست کند و مهار جمعیت از دستش ساخته نبود. افرادی به عنوان نمایندگان گرایشات گوناگون مدام درصحنه با یکدیگر در حال هماهنگی برای تصمیم گیری و پیشبرد برنامه ها بدون بروکراتیزه کردن روند تصمیم گیری بودند و بسیاری مواقع می توانستند نیروهای بالقوه را بالفعل کنند. در نتیجه دول