چه خبر از انتخابات؟

 

از سهراب سلیمانی

 

28 خرداد

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        

دروغ، شيادي، رشوه، نهايت فرومايگي

اين انتخابات يك نمايش رسوا بود.

 

از ساعت نه صبح حوزه هاي راي گيري كار خود را شروع كردند. و من از همان ساعت راهي شدم و به حوزه هاي مختلف سر زدم. در آن موقع صبح كسي را براي راي دادن نديدم. فكر كردم جمعه است و اول صبح و ملت خوابند. بيشتر از همه نيروهاي امنيتي و انتظامي حضور داشتند كه كنار در حوزه هاي راي گيري چرت ميزدند. حدود ساعت 11 در برخي حوزه ها چهار پنج نفري اجتماع كرده بودند. فكر كردم حتما بخاطر گرما، بعد از ظهر كساني خواهند آمد. عصر دوباره به برخي حوزه هاي راي گيري رفتم. هفت، هشت نفري كه عمدتا راي اولي ها بودند و چند تا پيرمرد جمع شده بودند. تعداد نيروهاي امنيتي بسيار بيشتر از راي دهندگان بود. از كنار يك حوزه راي گيري كه نزديك به ستاد انتخاباتي رفسنجاني بود رد ميشدم. چند نفري حضور داشتند. شنيدم كه يكي به ديگري گفت: تو چقدر گيرت اومد؟ وي گفت: 400  تومان (يعني 400  هزار تومان. و اون يكي پرسيد: تو چقدر؟. پاسخ را نشنيدم.

براي رفتن به يك حوزه راي گيري تاكسي گرفتم. راننده يك جوان حدود بيست ساله بود. با موهاي ژل زده و ابروان اصلاح شده. از او پرسيدم: حالا چه كسي قرارست براي چهار سال آينده پدر ما را در بياورد؟. جواب داد: دكتر معين! بعد فهميد فول كرده و گفت منظورم اينه كه معين رئيس جمهور ميشه. چون دانشجوها دنبالش هستند و خود من هم دانشجو هستم. به او گفتم اما حوزه هاي راي گيري سوت و كور است. او گفت: بله. گفت من خودم امروز صبح رفتم به معين راي دادم چون فكر كردم بهتره كه معين بياد تا امثال احمدي نژاد كه آدمكش هستند و غيره. بعد گفت اما فكر ميكنم گه خوردم! چون از صبح با دوستانم به حوزه هاي راي گيري رفتيم و جز نيروهاي امنيتي و چهار تا پيرمرد حزب اللهي و يا راي اولي چيزي نديديم. تازه بعضيها هم براي تماشا آمده بودند. به او گفتم: شما بد اشتباهي كرديد. چون هميشه به موضوع بد و بدتر فكر ميكنيد. و به اين فكر نميكنيد كه چرا بايد هميشه از بين گه ها بهترين گه را انتخاب كنيد. اين راننده بمن گفت از چهره عصباني شما معلوم است كه راي نداده ايد. به او گفتم همينطوره.

بعد به حوزه هاي مختلف رفتم. در يك حوزه پيرزني را ديدم كه ميگفت راي ميده چون با اين راي قراره اقتصاد مملكت درست بشه و اون از بينوايي نجات پيدا كنه. در يك حوزه جوان 16 ساله اي ميگفت او راي ميده چون قراره براي امثال اون دانشگاه مجاني و بدون كنكور بشه. در يك حوزه يك زن را ديدم كه ميگفت به رفسنجاني راي ميده چون قراره مناسبات شاه ـ آمريكا را بر اين كشور مستقر كنه. در يك حوزه چند جوان را مشاهده كردم كه نيروهاي امنيتي و انتظامي را مسخره ميكردند و به آنها ميگفتند زنان جلوي دانشگاه تظاهرات كرده اند. و وقتي زنها بلند ميشن ديگه وقت رفتن شماست.

ساعت شش شده بود. يك نفر گفت بزودي رسانه ها اعلام ميكنند كه چون حضور پر شور ملت مسلمان براي انتخابات غير مترقبه بوده مدت راي گيري تمديد خواهد شد. هنوز جمله اش تمام نشده بود كه راديو بيانيه وزارت كشور را قرائت كرد:

بخاطر حضور پر شور ملت مسلمان مهلت راي دادن را تا ساعت نه شب تمديد كرد و در صورت لزوم باز هم تمديد خواهد شد!

اين ماجراي تمديد چهار ساعته مهلت راي دادن، بيشتر از هر چيزي مايه خنده و مضحكه مردم شده بود.مردم اغلب اظهار نظر ميكردند. برخي ميگفتند اين آدمكش ها انفجارات اهواز و تهران را خودشون انجام دادند تا مردم را از موجودي بنام دشمن خارجي بترسانند. و ميگفتند فقط اينها ميتوانند براي مقاصد خود مردم بيگناه را به كشتن بدهند. و سينما ركس آبادان را مثال ميزدند. و ميگفتند بچه هاي انقلابی اگر بخواهند انفجاري صورت دهند ستادهاي تبليغاتي و حوزه هاي راي گيري را منفجر ميكنند.

برخي از تظاهرات روز يكشنبه زنان جلوي دانشگاه مثال مي آوردند و خوشحال بودند و ميگفتند اين كارها به آدم دل و جرات ميده.

در آخرين ساعات عصر توي شهر چو افتاد كه احمدي نژاد داره راي بيشتر مياره و اين در بين برخي كساني كه راي نداده بودند ترديد بوجود آورد. و ميگفتند اگر اين آدمكش بالفطره رئيس جمهور بشه بدبخت ميشيم و آبرومون پيش افكار بين المللي ميره.

در بسياري نقاط كشور آشكارا و بي رودرواسي آرا خريداري ميشد. بر حسب جيب خريدار، قيمت ها فرق ميكرد. طرفداران فعال رفسنجاني پول زيادي هزينه ميكردند. در مناطق دور دست كشور صندوقهاي راي را با هليكوپتر بردند و در ازاي چند هزار تومان و مقداري آذوقه آرا را مي خريدند.

در برخي حوزه ها كه مورد توجه خبرنگاران خارجي بود، جمعيت بيشتري مشاهده ميشد. همه ميگفتند بسياري افراد خودشان هستند كه با تير و طايفه از صبح در آنجا اجتماع كرده اند.

 

اين انتخابات يك نمايش بي حد ارتجاعي و كثيف و رسوا بود.