نگاهی
به انقلاب
بهمن 1357
فرشته
امیری
22 بهمن
سالروز قیام 1357
می باشد.
انقلابی که
بسیار می توان
در مورد آن
سخن گفت و حرف
و حدیث های
فراوانی را پیرامون
خود دارد.
انقلاب
واژه ای است
که معنی بسیار
عمیق و با ارزشی
را در درون
خود دارد هر
چند که جمهوری
اسلامی معنای
آنرا خدشه دار
کرد. انقلاب
به معنی تغییر
دادن و دگرگون
کردن یک
دولت، حکومت
و شرایط یک
کشور است از
حالتی که به
ضرر توده مردم
است به حالت
معکوس آن،
یعنی به نفع
مردم و جامعه. انقلاب
یعنی بر چیدن
بساط ظلم،
استبداد،
دیکتاتوری و
امثال آن. در
انقلابهای متعددی
که در سراسر
جهان رخ داده
همیشه توده های
مختلف مردم،
منجمله زنان،
کارگران،
دانشجویان و ....
در آن شرکت
داشته و شکل
دهنده اصلی آن
بوده اند.
انقلاب همیشه
و در همه جا یک
حرکت مردمی
بوده است چرا
که انگیزه های
قوی و محکمی پشت
سر آن می باشد.
انگیزه آزادی
و استقلال ،
انگیزه رها
شدن از ستم و
استثمار. اما
همیشه همه
انقلاب های
صورت گرفته به
پیروزی نمی
رسد که این
امر می تواند
دلایل متعددی
داشته باشد.
انقلاب 57
ایران نیز یکی
از آن مواردی
است که با
وجود توده ای
بودن آن در
سطح بسیار
وسیع و گسترده
، با شکست
مواجه شد. حرکت
مردم در سال 57
یکی از
بزرگترین و
مردمی ترین
اعتراض ها در قرن
بیستم بود.
همه یکصدا و
متحد بودند. انگیزه
رها شدن از
حکومت
دیکتاتوری
شاه و وابسته
به اربابان
امپریالیستی
اش از دلایل
اصلی این خیزش
بود. با وجود
کشتار وسیعی
که صورت می
گرفت اما مردم
از پای نمی
نشستند، چرا
که ستم و
استثمار توده
های زحمتکش و
سایر اقشار سبب
مبارزه آنان
علیه برای کسب
آزادی و عدالت
اجتماعی می شد
و همین امر
همبستگی و
اتحاد را در
میان آنان به
وجود می آورد. اما
همه این
تلاشها و
مبارزات با
شکستی سنگین مواجه
شد و 27 سال است که
مردم تاوان
گزاف آن را می
پردازند.
یکی از
دلایل مهم
شکست انقلاب
57، نبود یک حزب و رهبری
انقلابی بود که
بتواند با
تفکرات صحیح
انقلابی و
اتوریته درست
به حرکت توده
های مردم جهت
بدهد و آنرا به
پیروزی
برساند. خمینی
یک رهبر
انقلابی
نبود، او یک
عنصر ارتجاعی
بود که از شرایط
به وجود آمده با
حمایت
امپریالیستها
به نفع خود سوار
بر موج انقلاب
شد و سپس آنرا
سرکوب کرد.
مردم به پا
خواسته بودند
و خواهان
تغییر حکومت
بودند اما
منبع هدایت
نداشتند
خمینی الترناتیوی
شد برای مردم.
او از همه
شرایط ،
انگیزه ها و
اهداف مردم
نهایت سوء
استفاده را
نمود و با
دادن وعده و
وعید های
دروغین مردم
را فریب داد و
انقلاب آنها
را خدشه دار
کرد .
امپریالیستها
نیز خیلی
بدشان نمی آمد
که خمینی را
جایگزین شاه
کنند.
انقلاب یک
علم است.
ایدئولوژی
مخصوص به خود
را دارد و با
توجه به شرایط
خاص هر کشوری
باید با اصول
و شرایط خاص
انقلاب را به
پیش برد. خمینی
یک رهبر
انقلابی نبود
، چرا که در
حوزه های
علمیه از تنها
چیزی که صحبت
نمی کنند علم
انقلاب است. آنجا
هر چه هست
تفکرات دگم و
عقب مانده
مذهبی است
برای عقب
راندن مردم و فرو
بردن هر چه
بیشتر آنها در
جهل و خرافات. خمینی
از همه آن عقب
ماندگیها
برای سوار شدن
بر انقلاب 57
ایران
استفاده نمود
تا یک حکومت
ارتجاعی
اسلامی را بر
پا کند.
اما چرا
جنبش چپ ایران
در آن دوران
از فرصتی که
به وجود امد
استفاده نکرد
تا مردم را آگاه
کند. واقعیت
این است که
جنبش چپ در آن
دوران که
بسیار جوان و
نو پا بود
دچار یک بحران
و سر در گمی
ایدئولوژیک شده
بود. بحرانی
که تبدیل
شوروی
سوسیالیستی به
یک کشور
امپریالیستی
و شکست سوسیالیسم
در چین
سوسیالیستی بواسطه
کودتای
ارتجاعی
ارهروان
سرمایه داری یکی
از دلایل بارز
آن بود .اما به
غیر از آن این
جنبش نو پا، دارای
یک خط سیاسی و
ایدئولوژیک
صحیح نبود که
بتواند رهبری آن
جنبش عظیم و
توده ای را
عهده دار شود. با
وجود اینکه آگاه
بودند که
خمینی آن کسی
نیست که بتوند
به مردم خدمت
کند و در جهت منافع
آنها گام بر
دارد
نتوانستند به
نقش تاریخی
خود عمل کنند.
هر چند که لیرغم
پاره ای اشتباهات
سنگر مبارزه
را نیز رها
نکرده و تلآش
می کردند تا
این حکومت
ارتجاعی جدید را
از پا
بیندازند. اگر
چه تمام آن
مبارزات و
تلاشها قابل
تقدیر است اما
چون برنامه
ریزی و تدارک
بر مبنای خط
صحیح سیاسی و
ایدئولوژیک نبود
و هم چنین نوع
و روش مبارزه صحیحی
علیه دشمن اتخاذ
نشده بود
آنانا نتوانستند
در مقابل
نیروی مسلح
ارتجاع
بایستد. ارتجاع
تمام نیروی
خود را به کار
گرفت تا سرو
ریشه این جنبش
را قطع کند.
طی سالهای
60 با وجود
ضربات سنگینی
و عمیقی که از
سوی جمهوری
اسلامی بر پیکره
جنبش چپ ایران
وارد امد اما
باز ماندگان این
جنبش از پای
ننشستند و با
وجود کمبودها
و مشکلات و
ضربه هایی که بر
انها وارد شده
بود، شروع به
بازسازی این
جنبش کردند. این
بارتلاش
کردند با جهت
گیری صحیح، با
انتخاب خط
سیاسی و
ایدئولوژیک
درست و اصولی
و مهمتر از
همه با به
کارگیری
تجارب کشورهای
مختلف بالاخص
شوروی و چین و
با بررسی
تجارب انقلاب
57 و نقاط ضعف و
قوت ان و
بررسی صحیح علل
شکست ان شیوه
مبارزه درست
را فرا گیرند.
وظیفه
کنونی
انقلابیون چبست؟
کارگران
دیگر
زحمتکشان شهر
وروستا،
زنان،
دانشجویان و جوانان
و همه کسانی
که خود را
عضوی انقلابی
از این جنبش
می دانند.
کسانی که حامل
انقلاب آینده
ایران هستند. کسانی
که انقلاب آینده
ایران متعلق
به آنان است و
رهبری آن را
بر عهده
دارند.همه
باید بدانند و
اگاه شوند که
شرایط کنونی
جامعه ایران
بستر بسیار مناسبی
است برای به
کار گیری
تجارب انقلاب
57 و استفاده
از نقاط قوت آن
و درس گرفتن
از نقاط ضعف آن.
ما در جامعه
ای زندگی می
کنیم که در
تمام بخشهای آن
نا بهنجاری،
فساد دولتی، فساد
اقتصادی و
اجتماعی ، هرج
و مرج و بی
عدالتی، ظلم و
ستم، سرکوب و
فاصله طبقاتی
عمیقی به چشم
می خورد.
جامعه ای که 70% آن
را نسل جوان
تشکل می دهد
اما حکومت تمام
تلاش خود را
به کار گرفته است
تا این
پتانسیل را از
درون بسوزاند
و فریاد آنها
را در نطفه
خفه کند. چرا
که می داند
این نیروی
جوان برای
اگاه کردن
مردم و سازمان
دادن یک
انقلاب مردمی
بر ضد رژیم
بسیار با
انگیزه است. پس
تمام توان خود
را برای سرکوب
آن به کار
گرفته است.
رفقا،
یاران و
همراهان فرصت
را از دست
ندهیم، به پا
خیزیم ، نظام
حاکم از درون
کرم خورده است
و شکاف بر
داشته، از این
شکاف ها و از
این لغزش ها
در جهت سازماندهی
امر انقلابی بزرگ
استفاده کنیم.
از تجارب
رفقای فعال و
مبارز جنبش چپ
در سالهای 57 و
قبل و بعد از آن
استفاده کنیم.
رفقای
مبارز دانشجو!
بدانیم که
دانشجویان
مبارزدر
جریان انقلاب
57 قبل از آن و در
دهه 60 یکی از
ارکان اصلی
جنبش چپ در
سازماندهی مبارزات
مردم زحمتکش، اگاه
نمودن توده ها
و زمینه ساز
برقراری
ارتباط با
دیگر قشرهای
توده ها برای
متحد کردن و
منسجم نمودن آنان
بودند.
امروزه
نیز
دانشجویانی
هستند که در
تلاشند تا
جنبش دانشجویی
را در قالب چپ
به معنای اصلی
و واقعی آن در
محیط دانشگاه رشد
دهند. با وجود
سرکوب ها،
محدودیت هاو
اختناق حاکم از
هیچ تلاشی فرو
گذار نمی کنند.
چشم امید های
بسیاری در
جامعه ایران
به جنبش چپ
دانشجویی
دوخته شده است.
تلاش کنیم با
اتکا به
کارگران و
زحمتکشان
جامعه شکست
انقلاب 57 را به
پیروزی
انقلاب دیگری
که می تواند
بسیار نزدیک
باشد تبدل
کنیم.
به امید
ان روز!
20 بهمن 1384